داستان از این قرار بود که یک اثر بسیار گرانبها از پابلو پیکاسو، نقاش قرن19 از ایران به مناسبت یکصدمین سال تاسیس موزه کونستهاوس زوریخ به این موزه فرستاده میشود. این امر که تبادل موزهای در دنیای امروز نام دارد، در آنجا بسیاری از هنردوستان جهانی را شگفت زده میکند تا جایی که آنان باور نمیکردند که چنین اثری با چنین کیفیت نگهداری اصلا در ایران وجود داشته است.
از نگاه نخست میتوان گفت که اصلا این حیرت جهانی چه ربطی به ما دارد. هنرمند و هنرش که اجنبی است، ما را در این میان چه سود. اما از نگاهی دیگر همانطور که گفته شد، این اثر متعلق به موزهای از کشورمان است و البته بر اساس یک تبادل موزهای از ایران به کشور دیگر فرستاده شده است. نوه پیکاسو که به مراسم افتتاحیه این مراسم رفته، در حاشیه این مراسم و در مقابل رسانهها از ایران به پاس اینکه این اثر را برای نمایش در این موزه به امانت داده است، تشکر میکند و ابراز علاقه میکند که به ایران بیاید. او از تمدن ایرانی میگوید و اینکه سفر به ایران برایش همیشه یک آرزو بوده است.
از سویی دیگر کریستف بکر، رئیس موزه کونستهاوس نیز میگوید که در آرزوی همکاری گستردهتری با تهران است و بزودی هم این همکاریها را آغاز خواهد کرد. او حتی پا را فراتر میگذارد و میگوید این امانت سپاری خود منشأ همکاریهای مشترک بیشتر بین سوئیس و ایران در تمامی زمینهها خواهد بود. می بینید که موزهها قبرستان آثار هنری و تاریخی نیستند. تنها باید به آنها به دیده یک موجود زنده نگریست که نفس میکشد و گهگاه باید برای تنوع هم شده از خانه بیرون رود.
مهدی نورعلیشاهی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم