سیاهکارزاده از توجه بسیاری از علاقهمندان داخلی و خارجی برای آموزش این هنر خبر میدهد که بر اساس گفته وی تقاضای جهانی برای شناخت این هنر شاید از نگاهی بیشتر از داخل باشد. این مقام مسوول احیا و زنده کردن این هنر را اولین وظیفه تشکیل این موسسه آموزش عالی نقاشی قهوهخانهای میداند و میگوید: نقاشی قهوهخانهای هنوز آن طور که باید و شاید در دنیا شناخته شده نیست و حرکتهایی اینچنین میتواند به معرفی تنها بخش کوچکی از هنرهای کاملا ایرانی بیانجامد.
او میگوید امسال و در کنار جشنواره بینالمللی هنرهای تجسمی فجر، بخش ویژهای به هنر خیالی نگاری اختصاص مییابد که این بخش ویژه در کنار بخش هنر جدید مطمئنا جذابیت برای علاقهمندان هنرهای جهانی جاذبه خواهد داشت.
حرکت به سمت جهانی شدن
از سویی دیگر و در حالی که تصویب آیین نامه تشکیل مرکز دانشگاهی آموزش نقاشی قهوهخانهای و خیالینگاری این روزها در راهروهای وزارت ارشاد مراحل پایانی خود را پشت سر میگذارد، هنرمندان و استادان برجسته این رشته از اهمیت آموزش آکادمیک این رشته به عنوان راهکاری برای فراموش نشدن نقاشی قهوهخانهای یاد میکنند.
عبدالمجید حسینیراد، نقاش و استاد دانشگاه معتقد است هنر معاصر ایران در حوزه نقاشی به شکل آکادمی گرایشی جهانی دارد، اما نقاشی قهوهخانهای گرایشی ملی دارد که ایجاد مرکزی دانشگاهی میتواند این هنر ملی را بهسمت هنری جهانی نزدیک کند.
به گفته حسینی راد تا کنون نگاه نوستالژیک به هنر نقاشی قهوهخانهای باعث شده است تا این هنر آنطور که باید و شاید مورد بررسی قرار نگیرد و شاید تاسیس این مرکز دانشگاهی بتواند به رفع نقاط تاریک موجود در پژوهش این هنر کمک کند. این پژوهشگر هنر معتقد است اگر چه نقاشی قهوهخانه در هنر معاصر ما جایگاه بالایی ندارد اما به طور غیرمستقیم در آثار بسیاری از بزرگان هنر معاصر ایران تاثیر گذاشته است. او برای این امر سبک نقاشی سقاخانه را مثال میزند که برخی از هنرمندانش به طور غیر مستقیم تحت تاثیر این هنر قرار گرفته اند و آثارشان تحت تاثیر قهوه خانه بوده است.
او میگوید که تا کنون آموزش هنر نقاشی قهوهخانهای آکادمیک نبوده است و هنرمندان به طور آزاد به فراگیری این هنر میپرداختند و شاید اصلی ترین وظیفه این دانشگاه ایجاد حلقه واسطی میان این دو موضوع باشد.
نوآوری، حلقه گمشده نقاشی قهوه خانهای
صادق تبریزی، نقاشی نام آشنا در هنر معاصر ایران است. او که سالهاست به تربیت نقاشان جوان پرداخته است مهمترین انگیزه ایجاد مرکزی در سطح آموزش عالی برای آموزش نقاشی قهوهخانهای را کمک به آموزش آکادمیک هنر در میان هنرمندان خود آموخته و تجربی میداند.
او میگوید: یکی از دلایلی که اکنون بسیاری از هنرمندان حوزه نقاشی قهوهخانهای شناخته شده نیستند و بسیاری از هنرشناسان از مرگ این هنر ایرانی سخن میگویند رابطه شاگرد – استادی در مورد آموزش این هنر بوده است.
تبریزی تصریح میکند: تا پیش از این یک شاگرد باید نزدیک به 30 سال در محضر استادان این هنر به آموزش میپرداخت تا تمامی رمز و رموز هنر نقاشی قهوهخانهای را فرا میگرفت اما با تشکیل یک مرکز دانشگاهی این امر میتواند با آموزش تعداد بیشتری از هنرجویان در کنار آموزش کامل هنری صورت پذیرد.
تبریزی که یکی دیگر از اعضای این شوراست معتقد است که به واسطه کم کاریهای صورت گرفته این هنر اکنون هیچ جذابیتی برای هنردوستان جهانی ندارد و در بهترین شرایط در قالب هنر قاجاری در کشورهای مختلف دنیا عرضه میشود که این موضوع قابل تامل است.
او برای برون رفت از این معضل پیشنهادی را مطرح میکند که در جای خود شنیدنی است. او میگوید در این دانشگاه میتوان نو آوری در خلق آثاری در حوزه نقاشی خیالی نگاری و قهوهخانهای تدریس شود تا آثاری بهروز با زمینه جهانی تولید شود.
مهدی نورعلیشاهی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم