وسواس داشته باشید!

بای بسم الله: «چه انسان خوبیه!»؛ دکتر بهزاد که رفت از اتاق کارش مجموعه ای کتاب بیاورد، همکار عکاسم با این جمله تحسینش کرد، مثل سایر همکاران و دوستانی که
کد خبر: ۳۶۰۰۹
حضور چند باره دکتر در روزنامه (برای این گفت و شنود) احترام و تحسینشان را برانگیخت.
نکته سنجی ، ظرافت و باریک بینی این برگزیده همایش چهره های ماندگار ایران ، آمیخته با شوکتی صمیمی و احساس مهربانانه کم نظیری بود.
دکتر با هزار توجیه ، نمی خواست گفتگو کند، اما بالاخره با هزار و یک توجیه پذیرفت او یک ریاضیدان است:


نمی ترسید؛ در تحریریه یک روزنامه ، مصاحبه ای که از قبل طراحی نشده و قابل پیش بینی نیست؛
سابق بر این هراس نداشتم ولی تجربه به من نشان داده باید مواظب باشم.

مگه با چه کسانی مواجه شدین؛
گاه با کسانی که به کیفیت توجه ندارند و اصطلاح سرهم بندی می کنند.

پس بیشترین توجه اینها به چی بود؛
ظاهرا ادای وظیفه و سیاه کردن کاغذ.

اگر این گفت و شنود، شما را آن طوری که هستید، منعکس نکند؛
تقاضا خواهم کرد جملات را عوض کنید و در صورت لزوم خواهش می کنم از خیر مصاحبه بگذرید!

اگر مصاحبه را قبل از چاپ نبینید؛
نگران می شوم. عرض کردم ، مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد. حتی در موردی نزدیک بود کار به جاهای باریک بکشد.

چه احساسی دارید؛کسی که با شما مکالمه می کند، مدارج آکادمیک ، تجربه و... ویژه ای ندارد. حال آن که شما...؛
طی مدارج علمی بالا لازمه کاردانی و فرهیختگی نیست. می دانم از این مصاحبه هم درس می گیرم ولذا آمده ام یاد بگیرم.

آیا این گفت وشنود بخشی از هویت شما خواهد بود؛
در شناساندن من تاثیر خواهد داشت.

از چند دقیقه صحبت های تلفنی قبلی مان چه برآوردی در خاطر دارید؛
(دارین حافظه منو آزمایش می کنین) درباره علل اکراه و حساسیت های من نسبت به مصاحبه صحبت می کردیم.

انعکاس یکی در میان حرفهایتان؛
قلم در دست شماست!

ذهنیت تان از این گفت وشنود، قبل از شروع؛
تماس های مکرر، علاقه مندی و لطف شما نکته ای مثبت است. به همین علل هم تن به مصاحبه دادم. می کوشم به پرسشهای شما فی البداهه پاسخ دهم ، مگر این که از درک آنها عاجز باشم.
صادقانه می گویم اگر نمونه هایی را ندیده و نپسندیده بودم مسلما تن به چنین مصاحبه ای نمی دادم. کلا سبک شما را می پسندم ولی طبیعتا انتقاد هم دارم. پاره ای از سوال ها و بخشی از پاسخ ها را دارای شفافیت و انسجام کافی نمی دانم.

یک وظیفه همگانی؛
هر کس باید کارش را با وسواس به نحو احسن انجام بدهد. در یک کلمه «کمال گرایی».

از ویژگی های شما؛
کلیشه ای کار نمی کنم. بدم می آید، خسته می شوم! دنباله رو نیستم. مایلم کارهای نیکی را انجام دهم که مدنظر دیگران نیست.

حتی در تدریس؛
در کمتر درسی از یادداشت های قبل استفاده می کنم. لذا به ندرت در یک نیمسال تدریس بیش از دو درس را پذیرفته ام.

احساستان از کلمه «چرا»؛
اگر این کلمه استفهامی وجود نداشته باشد و بموقع به کار نرود، پیشرفت ، به ویژه پیشرفت در علم متوقف می شود.

«آیا»؛
چرا و آیا پشت و روی یک سکه اند.

قطعیت؛
صرفنظر از قطعیت های علمی ، بسیاری از خیرها و آری ها هرچند ظاهری قاطع دارند، ولی نباید خیلی قطعی تلقی شوند.

سفری به 32 سال پیش و فلسفه برگزاری نخستین کنفرانس ریاضی ایران؛
این که چه کنیم ریاضیات در کشور پیشرفت کند و تحقیقات ریاضی راه بیفتد.

از افتخارات انجمن ریاضی ایران؛
در شهریور ماه گذشته 34مین کنفرانس ریاضی کشور برگزار شد. حتی جنگ و 3 سال تعطیلی دانشگاه ها در دوره انقلاب فرهنگی هم این تداوم را نگسسته اند.

از لطایف اساسنامه انجمن ریاضی ایران در بدو تاسیس؛
اسم بالاترین مقام اجرایی انجمن «منشی» اعلام شد، نه رئیس و نه حتی دبیر.

علت این همه خضوع؛
خیلی روشنه: افرادی به قصد خدمت شانه زیر بار گذارند و نه به حساب اسم و رسم. بدین ترتیب مدعی کم شد و انجمن راه تعالی و خدمت به پیشبرد ریاضیات کشور را در پیش گرفت.

ریاضیات؛
زیبا و با شکوه. به مثابه درختی تنومند با شاخه ها و زیرشاخه های متعدد. حتی بزرگترین ریاضیدان های جهان در بیش از چند شاخه تبحر ندارند.

اعتقاد به تمدن ریاضیات؛
سوال برایم روشن نیست. تنها می گویم هر چه جوامع پیشرفته تر، نیاز به ریاضیات بیشتر.

دگرگونی ریاضی؛
دگرگونی؛ پرسش خوبی است. مرا به فکر واداشت. ریاضیات مرتب پیشرفت می کند و به مضمونی دگرگونی های موضعی در آن صورت می گیرد. آثاری چون کارهای کانتور تاثیری ژرف داشته اند.
به قول پال اردیش اثباتهای ساده و بدیع موجود در کتاب مقدس ریاضیات که گاه به ریاضیدانها الهام می شوند نیز تاثیرگذارند. شاید بتوان تاثیرگذارترین را کامپیوترهای الکترونیک دانست که توسط ریاضیدانها خلق شدند.

پال اردیش؛
ریاضیدان شهیری که با بیش از 1500 مقاله علمی رکوردار است و 31 سال پیش به ایران آمد. ارتباط ما به انتشار مقاله ای مشترک انجامید و عدد اردیش مرا به یک تقلیل داد.

آنچه باعث اهمیت ریاضیات است؛
تبیین پدیده های طبیعی و غیرطبیعی با کمک ریاضیات و این که پرداختن به ریاضیات ، اندیشه را شفاف و ذهن را خلاق می کند و منطقی اندیشیدن را به ارمغان می آورد.

از تلاشها؛
عمومی کردن ریاضیات.

یعنی از همه انتظار داشته باشیم ریاضیدان شوند؛
خیر. تفکر ریاضی باید در جامعه توسعه بیابد.

یکی از مزیتها و مولفه های پیشبرد تفکر ریاضی؛
منطقی اندیشیدن را چاشنی احساسات نامعقول می کند.

ریاضی در کشور ما پیش از شما چقدر وجود داشت؛
بزرگان دوران طلایی ایرانی اسلامی ، ریاضیات یونان باستان را جذب کردند و مطالبی ارزنده به آن افزودند.
حدود 75 سال پیش حتی یک ایرانی وارد به ریاضیات دوران رنسانس نداشتیم.
سرانجام با تشکیل دارالمعلمین عالی و دانشگاه تهران ، اروپا تحصیلکرده های ایرانی شاخه هایی از ریاضیات مدرن را در ایران رواج دادند.

ریاضی معاصر ایران ، آغازی از انتهاست یا آغاز آغاز؛
به مفهومی آغازی از یک انتهاست و به مفهومی دیگر آغازی از آغازها و نه فقط آغازی از آغاز!

دری که برای نسلهای آینده ریاضی ، باز کرده اید؛
صرفنظر از پژوهشهای اصیل فراروی نسل جوان و مسائل باز رو به ازدیاد، انبوهی از طرحهای زیربنایی باقی است و همواره باقی خواهد ماند.
برای حل هر مشکل باید از درهای باز و بسته تو در تو گذشت. انتخاب درست درهای باز و گشودن درهای بسته کار اصلی است.

روزهای فارغ التحصیلی نزدیک 40 سال پیش؛
به این نتیجه رسیده بودم که اگر بخشی از وقتم را صرف هموار کردن راه برای جوانان کنم طبعا اثری بسیار خواهد داشت و این کاری است که دیگران کمتر به آن پرداختند.

انتظارتان از دانشجویان؛
بنا به امکانات و استعدادشان تلاش کنند. برای سازندگی و آبادانی این مرز و بوم دست به دست هم دهند و خود را به علم و فناوری روز مجهز سازند. به معنای واقعی کلمه «دانشجو» باشند.

توصیه مهم؛
باید با مثبت اندیشی و امید تلاش کرد و تحت تاثیر عوامل مزاحم قرار نگرفت. باید خود را شناخت و هدفمند کار کرد.

جنبه هایی که این روزها کمتر بدان پرداخته می شود؛
تاریخ و آموزش ریاضیات ، نوشتن مقالات توصیفی برای عمومی کردن ریاضیات و ایراد سخنرانی های در خور «فهم» مخاطبین.

توجه به ریاضیات پیش از دانشگاه؛
فوق العاده مهم است.

تدریس و تحقیق؛
تدریس و تحقیق و به طور کلی هر کار بی کیفیت انجام نشود بهتر است.

ریاضی در اوج ، آیا پرتگاهی اسرارآمیز است که هرکس جرات نزدیک شدن به آن را ندارد؛
شاید! اوجی برای ریاضیات نمی بینم ، دائما در حال پیشرفت است. بزرگترین مانع برای نزدیک شدن به آن ضعف آموزش در دوره های پیش از دانشگاه ، بویژه دوره ابتدایی است.

آیا ریاضیات زبان مشترک طبیعت است؛
ریاضیات نه تنها زبان تبیین پدیده های طبیعی است بلکه زبان تبیین چون و چند کلیه فعالیت های اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و حتی ذهنی بشر است.

احساس شما از این که قواعد یکسانی بر کره زمین و کهکشان ما و نیز کهکشانهای ناشناخته ، جاری است؛
عظمت خلقت...

مقدس ترین کلمه؛
عشق.

اگر عشق را از زندگی بردارند؛
رکود.

وطن؛
به قصد خدمت به وطن در ایران هستم و خواهم بود.

غرایز شما در قبال ریاضی چه جوری عمل می کنند؛
در صورت تعارض ، به مبارزه برمی خیزند و غالبا تسلیم منطق می شوند. حاصل این گونه تسلیم شدنها به جامعه ای که در آن زندگی می کنیم بستگی دارد و قابل پیش بینی است!
برخورد منطقی برای بسیاری قابل تحمل نیست!

اصفهان چه جوری از شما پذیرایی می کند؛
همچنان که تحت تاثیر غزلی از حافظ و یا قطعه ای از موسیقی زیبا قرار می گیرم ، عظمت بناهای تاریخی و نقش و نگارهای زیبای هندسی موجود در آنها نیز مرا به وجد می آورند.

حافظ؛
بله ، رند عالم سوز! الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها.

موسیقی؛
موسیقی هم مثل ریاضیات موزون و زیبا است.

سایر بناها... نگاره های تخت جمشید و...؛
هان ای دل عبرت بین! به فکر وادارت می کنند... حاصل قرنها تلاش زنان و مردانی با پندار نیک ، کردار نیک و گفتار نیک با یک نگاه گذرا! شگفتا این همه عظمت و جلال و جبروت !

در بارگاه حضرت رضا علیه السلام بیشتر توجه تان معطوف چیست؛
معمولا در گوشه ای خلوت می کنم ، گاه چشمم را می بندم و دوران زندگی حضرت ، مسافرتها، مظلومیت ها، گرفتاری ها و... را به تصویر می کشم.

و... کمی پیشتر از این توجه؛
زیبایی ها، هیجانات ، شیفتگی مردم آگاه و ناآگاه ، نذر و نیازها، امید و آرزوها!

نگرانی های تاریخی بشر؛
خوب است که توکلی هم باشد. وقتی سرم را می گذارم و «خدایا به امید خودت» می گویم راحت می خوابم ؛ مسلما بستن زانوی اشتر را هم از یاد نمی برم.

آیا انسانیت آدمی به نبوغ اوست؛
انسانیت آدمی به انسانیت اوست. هر چند معتقدم پیشرفت های مادی و معنوی ، عمدتا مرهون نوابغ است.

ریاضی چگونه می تواند باطن کسی را منعکس کند؛
سوال را خوب نمی فهمم! تنها می گویم هرچه ریاضیدان برجسته تر، فروتن تر و انسان تر.

شاهد مثال؛
در تابستان امسال رئیس انجمن ریاضی فرانسه مهمان سی و چهارمین کنفرانس ریاضی کشور در شاهرود بود... برای بازدید از زورخانه شاهرود و تماشای اجرای ورزش باستانی که رفتیم جایی نوشته بود: «هر چه پهلوان تر، مردمی تر و مددکارتر»
گفت: «در ریاضیات هم هر چه عالم تر، کمک کارتر و متواضع تر».

این که: موضوعی را با احتمال تحقق اندک البته ، محتمل کرده باشید؛
بارها.

در زندگی علمی؛
دستیابی به برخی از راه حلها، ارائه گمانه ای مبارزطلب در چهل سال پیش که اکنون به تحقق بسیار نزدیک است و نیز مشخص سازی گراف های کلی.

و در احوال شخصی؛
بارها اتفاقات مختلف دست به دست هم داده و کاری محقق شده که در حکم معجزه است.

معجزه و ریاضی؛
شاخه ای از ریاضیات «نظریه فاجعه ها» است که می توان آن را نظریه شگفتیها و یا حتی نظریه معجزه ها نامید. هر رخداد شگفتی آفرینی را می توان معجزه ای تلقی کرد.

جمع بین لذت ریاضی و فوتبال؛
تفاوت عمده ریاضیات با فوتبال این است ، که با تماشای بازی فوتبال می توان لذت برد، اما بدون آموختن و پرداختن به ریاضیات لذتی در کار نیست. هرچه دانش فرد بیشتر، لذت اش نیز افزون تر.

از لذتهای ریاضی؛
کشف نکات تازه و فرمول های جدید، شگفتی می آفریند و لذت بخش است. بررسی چون و چند این پدیده که یکی از عوامل پیشرفت محسوب می شود به متخصصان مربوط است.

تشبیه ریاضیات به...؛
در حکم دو ماراتن ورزش های ذهنی.

این که: توضیح ریاضیات نظری غیرممکنه؛
از سوالهای ناب و بحث انگیز است. در این که تعریف جامع و مانعی برای ریاضیات محض یا کاربردی وجود ندارد شکی نیست.
«کاربرد ریاضیات» معنا دارد، اما «ریاضیات کاربردی» چه عرض کنم! در این ارتباط کتاب «دفاعیه یک ریاضیدان» خواندنی است.

گستردگی ریاضیات چه احساسی در شما برمی انگیزد؛
عظمت قدرت اندیشه. بد نیست بدانید که در هر روز از 365روز سال به طور متوسط تقریبا یک هزار صفحه ، مطلب تازه در ریاضیات ، خلق و ارائه می شود. (تایید حرف شما...)

ریاضیات و بینهایت؛
یکی از انواع آن در نظریه مجموعه ها مطرح می شود. در آنجا بینهایت ، بینهایت وجود دارد؛ یکی بینهایت تر از دیگری!

«پی» فضول ترین عدد در ریاضیات است ، چرا؛
این گفته زنده یاد دکتر محسن هشترودی است ریاضیدانی خوش بیان و با استعداد که می فرمود عدد پی ناگهان در بسیاری از شاخه های ریاضی نمایان می شود.

عدد معروف دیگر؛
عدد طلایی که مقدار آن 2/(5+1)است.
این عدد را که قدمتی چند هزار ساله دارد به افتخار فیدیاس با حرف فی یونانی نمایش می دهند. در ریاضیات اعداد معروف الی ماشاءالله فراوان اند.

ریاضی و خرافات؛
موضوع جالبی است! بخشی از پیشرفت ریاضیات ، مرهون خرافات است. حتما اصطلاح دو عدد متحاب را شنیده اید! عقیده بر این بوده است که اگر یکی از دو عدد متحاب در اختیار پسر و دیگری در اختیار دختر قرار بگیرد، عشق فرا می رسد. وارد جزییات نمی شوم.

اشاره ای برای خوانندگان علاقه مند که در ذهن شان جرقه ای بزند و پیگیر موضوع باشند؛
مجموع مقسوم علیه های ناخود هر یک از دو عدد باید برابر با عدد دیگر باشد.
مثلا دو عدد 220 و 284 متحاب اند. مربع های جادویی ، نیز در این مقوله قرار دارند.

دیگه چی باعث پیشرفت ریاضیات شده؛
دهها موضوع. به طور کلی نیازها و کنجکاویها از جمله عوامل موثر در پیشرفت ریاضی اند. جنگها، بازیها، معماها، رمز و رازها، شرطبندیها، پیشگویی ها و بسیاری از مقولات دیگر!
برخی ریاضیات را علم پیشگویی ها می دانند.

کسی که می گوید: من کاملا با شما هم عقیده ام؛
در یکی دو مورد از او می پذیرم.

در موارد متعدد چه طور؛
در صداقتش شک می کنم و به دنبال دلیل می گردم.

و چنانچه شما را نقد کند (عالمانه و بی غرض)؛
چنین آدمی فوق العاده ارزشمند است و قابل احترام. اصلا بخشی از پیشرفت ها مرهون نقادی های عالمانه است.

کسانی که به کرامت و موجودیت انسانی شان مشکوک اند و نامطمئن؛
چنین کسی را نمی شناسم.

چگونه انسان می تواند به موجودیت خودش شک کند؛
به قول معروف من هستم زیرا می اندیشم و می اندیشم زیرا می پرسم.

گفتگوی ما، در یک مقایسه ساده؛
بازی فوتبال دونفری بود. عمدتا من دروازه بانی کردم. گاه از پاسخهای من پرسشهایی ناب طرح کردید و بلافاصله توپ را به زمین من انداختند. فکر می کنم شما هم از گل خوردن هراس داشتید!
مسلما داوران در مورد این بازی عادلانه قضاوت خواهند کرد!

الان احساس تان چیست ، راحتید؛
اگر فکر می کردم راحت نخواهم بود این جا نبودم... مسلما وقتی کاملا راحت خواهم شد که مصاحبه را به صورت مکتوب ببینم.

ذهن ریاضی تان را تنوع موضوعات اذیت نکرد؛
ابدا. در چند مورد اشاره کردم که معنی «دقیق» کلمات را درنیافتم و از این لحاظ ذهن من دچار مشکل شد؛ طبق عادت ، ریاضیدانها مجبورند معنی تمام اصطلاحات و مفاهیم را «تا حد ممکن» دقیق بدانند.

آرزوی نابرآورده؛
نواختن سازی زهی! امیدوارم این آرزو را نیز به گور نبرم. قبل از 70 سالگی به آن می پردازم ، حدود 2 سال فرصت دارم.

و... راز جاودانگی؛
در جهان هستی حتی کهکشان ها می میرند. لذا هیچ چیز جز ذات حضرت حق جاودانه نیست. راز این جاوادنگی نیز نزد خود او است.

علی اکبر مظاهری
mazaheri@jamejamdaily.net

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها