در خانواده ما همه بچهها سر خانه و زندگی خودشان رفتهاند و مادر و پدر پیرم تنها هستند.
این ماجرا مربوط به روزی میشود که مادرم به تنهایی در خانه بود. آنها در یک آپارتمان 4 طبقه زندگی میکنند. چند وقت پیش وقتی مادرم تنها بود یکی از همسایهها که با وی کار داشته از طریق آیفون با مادرم صحبت کرده و میرود. هنوز چند دقیقهای از رفتن همسایه نگذشته بود که دوباره زنگ خانه به صدا درمیآید. آقایی بعد از سلام و احوالپرسی نام فامیلی ما را میبرد و میگوید که دوست پدرم است و چون پدرم در حال خرید است، پول کم آورده و پدرم از او خواسته به خانه ما مراجعه کند و از مادرم پول بگیرد. مادر سادهدل ما هم هر چه پول در خانه داشته دو دستی تقدیم آن آقا میکند. فرد شیاد با خیال راحت پول را میگیرد و میرود.
شب که پدرم به خانه برمیگردد و از ماجرا مطلع میشود، از فرستادن چنین آدمی بیاطلاع است و میگوید اصلا خریدی نداشته که احتیاج به پول زیادی داشته باشد. تازه متوجه میشوند که آن آدم یک سارق بوده که از جلوی خانه ما رد میشده و وقتی متوجه گفتگوی همسایه با مادرم شده و نام فامیلی ما را فهمیده، دست به ترفندی این چنینی زده و خیلی راحت توانسته سر مادر ما را کلاه بگذارد.
خواهشمندم در مطالب خود بیشتر به این موضوع پرداخته که به افراد سالمند که در خانه تنها هستند گوشزد کنید مراقب باشند در را به روی هیچکس باز نکنند تا وقتی مطمئن نشدند.
ح ـ م ـ تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم