دفاع مشروع یک مجرم سابقه‌دار

جامعه همیشه افراد سابقه‌دار را از خود طرد می‌کند و اعضایی از خودش را که یک‌بار خطا کرده‌اند، نمی‌بخشد. در حالی که باید مردم بدانند افراد سابقه‌دار هر چند جرمی مرتکب شده‌اند، مجازات آن را هم تحمل کرده‌اند و نیازی به این نیست از سوی جامعه هم مورد ظلم قرار بگیرند.
کد خبر: ۳۵۸۳۲۸

مردم افراد سابقه‌دار را به چشم یک مجرم نگاه می‌کنند و از آنها فاصله می‌گیرند در صورتی که مجرمان همیشه مرتکب جرم نمی‌شوند و گاهی هم قربانی می‌شوند.

در دادگاه کیفری استان تهران که بودم، پرونده‌ای به من ارجاع شد که در آن جوان سابقه‌داری مرتکب قتل شده بود.

او سابقه چندین درگیری و قمه‌کشی داشت. سابقه‌دار بودن این جوان باعث شده بود ماموران این احساس را داشته باشند که متهم به عمد مرتکب قتل شده است.

طبق معمول پرونده را خواندم و دستور تعیین وقت رسیدگی دادم.از مدیر دفترم خواستم تا شاهدان حادثه را که نامشان در پرونده آمده است، احضار کند. این شاهدان می‌توانستند حقایق را در دادگاه بیان کنند.

روز محاکمه فرا رسید. بعد از این‌که کیفرخواست خوانده شد، اولیای دم تقاضای قصاص کردند. من از پدر مقتول پرسیدم تو می‌دانستی پسرت مشروب می‌خورد، او گفت این حرف‌ها تهمتی است که به پسرم زده‌اند او هیچ وقت مشروب نمی‌خورد و من هم برای این‌که به پسرم تهمت زده‌اند، می‌خواهم قاتل او را قصاص کنم تا آبرویم حفظ شود.

متهم در جایگاه حاضر شد. من از او در مورد سوابقش پرسیدم و او نیز تایید کرد سابقه‌دار است. او می‌گفت مجبور به قتل شده و نمی‌خواسته کسی را بکشد. پسر جوان جریان را این‌گونه تعریف کرد: تازه از زندان آزاد شده بودم و با چند نفر از دوستانم مقابل خانه نشسته بودم که دیدم مقتول و دوستش هم آمدند، ما هم‌محلی بودیم و همدیگر را می‌شناختیم. من بعد از سلام و احوالپرسی متوجه شدم که آنها مشروب دارند و مقداری از آن را هم خورده‌اند.

برای این‌که دردسری برایم درست نشود به او گفتم مقابل خانه ما مشروب نخورد و جای دیگری برود، او قبول نکرد و داد و فریاد کرد. به او گفتم نمی‌خواهم درگیر شوم و بهتر است بروی. او با من درگیر شد و من با کمک دوستانم وارد خانه شدم و آنها نیز رفتند.

چند ساعت بعد زنگ در خانه زده شد، مقتول همراه چند نفر دیگر، که همگی مست بودند، آمده‌ بود. او با قمه به من حمله کرد و من هم یک ضربه چاقو به وی زدم که متاسفانه باعث مرگش شد.

گفته‌های متهم درست بود، شاهدان پرونده نیز آن را تایید کردند و حتی جوانی که همراه مقتول بود گفت آنها بر سر مصرف مشروب با هم جرو بحث کردند. من دستور دادم در مورد سوابق هر دو طرف پرونده یعنی متهم و مقتول تحقیقاتی انجام شود.

نتیجه تحقیقات این بود که متهم جوان سابقه‌داری است و چند فقره درگیری داشته اما خانواده مقتول افرادی آبرودار هستند و پدرش از معتمدان محله و فردی نمازخوان و باایمان است و اهالی مشکلاتشان را با او در میان می‌گذارند اما متاسفانه فرزند او مشروب‌خوار بود و جوانان نیز این موضوع را تایید می‌کنند.

افرادی که روز حادثه در محل حضور داشتند و درگیری این دو جوان را دیده بودند، گفتند مقتول برای زدن متهم کمین کرده و ساعت‌ها منتظر او مانده بود و هنگامی که دید او از خانه بیرون نمی‌آید به خانه‌اش حمله برد.

نظریه پزشکی قانونی نیز وجود الکل در خون مقتول را تایید می‌کرد. حتی در این نظریه آمده بود میزان الکل در خون مقتول به حدی بالاست که مستی او کاملا مشخص است.

باتوجه به این یافته‌ها با همکاران مشورت کردیم و قتل را شبه‌عمد تشخیص دادیم و متهم جوان را به پرداخت دیه محکوم کردیم.

بعد از ابلاغ حکم بود که یک روز پدر مقتول آمد و به من اعتراض کرد و مدعی شد به او ظلم کرده‌ام. من برایش گفتم اگر به رای معترض است، می‌تواند اعتراض کند و دیوان عالی کشور به آن رسیدگی خواهد کرد.

اگر اشتباهی از سوی دادگاه رخ داده باشد، قضات دیوان حکم را نقض می‌کنند اما برایش توضیح دادم باید در این باره منطقی تصمیم بگیرد و از روی احساسات، جوانی را بالای چوبه‌دار نبرد. من به او گفتم تحقیقات گسترده‌ای را در مورد سوابق پسرش و متهم انجام داده‌ایم. هرچند پدر مقتول نمی‌خواست به رویش بیاورد که پسرش مشروب می‌خورده، جمله‌ای گفت که فهمیدم او در جریان این ماجرا بوده است. پیرمرد گفت: بارها به او گفتم دست از این کارش بردارد، خداوند جواب سماجت در معصیت را خواهد داد. این جمله پیرمرد نشان می‌داد او همه چیز را می‌داند اما داغ فرزند آنقدر برایش سنگین بود که نمی‌توانست تصمیم درستی بگیرد.

سرانجام حکم صادره از سوی دیوان عالی کشور مورد تایید قرار گرفت و پسر جوان با پرداخت دیه از زندان آزاد شد.

این نشان می‌دهد ما نباید به یک سابقه‌دار به چشم فردی همیشه مجرم نگاه کنیم و حقوق او را نادیده بگیریم. مجرمان شهروندانی عادی مثل ما هستند که شرایط بد جامعه آنها را به مجرم تبدیل کرده است و ما همه باید خود را در برابر آنها مسوول بدانیم.

این وظیفه شناسی و مسئولیت پذیری باعث می شود جامعه از التهاب های کاذب ، تنش های بی مورد و عصبانیت هایی که موجب خشونت های ویرانگر می شود دور شده و درنتیجه به آرامش ، تعادل و توازنی برسد که بشدت نیازمند آن هستیم .

امیدوارم همه در این راه به سهم خود بکوشیم .

حسینی کوه‌کمره‌ای، قاضی دادگاه تجدید نظر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها