یک شهروند ایالتهای غربی آلمان، امروزه، با گذشت 20 سال، وقتی از ایالات شرقی این کشور میگذرد، از خانههای ویرانهای که با سلیقه تمام نوسازی شدهاند و از مناظر طبیعی زیبا و آسفالت یکدست خیابانها اعجابزده میشود.
بیش از همه، مسافرانی که پیش از وحدت دو آلمان یا در سالهای نخست پس از وحدت به شرق آلمان سفر کرده بودند، با بهیاد آوردن آنچه در آن سالها دیده بودند، تعجب میکنند: ساختمانهائی با نمای زشت و فروریخته و خیابانهائی که آسفالت آنها، ظاهرا در 45 سال حکومت سوسیالیسم هرگز ترمیم نشده بود.
راه سخت آبادانی
20 سال پس از وحدت دو آلمان، اکنون، پیشرفتهای بسیاری نگاهها را به خود جلب میکنند. اما تا رسیدن به این مرحله، بخش شرقی آلمان به زمانی دراز نیاز داشت. حتی "لوتار دمزیر" که در ماه مارس سال 1990 در انتخابات آزاد آلمان دموکراتیک به مقام نخستوزیری رسید، تایید میکند که راه، طولانی و دشوار بوده است: «همه ما در آنزمان تصور میکردیم که بازسازی، احتمالا سرعت بیشتری خواهد داشت. اما کسی که امروز شکوفائیها را نمیبیند، یا کور است یا احمق. امروز، قلب کسی که از شهرهائی مثل گورلیتز یا کودلینبورگ میگذرد، روشن میشود.»
ین که بازسازی آلمان شرقی تاکنون چقدر هزینه داشته، چیزی است که تنها میتوان تخمین زد. موسسه تحقیقات اقتصادی آلمان در شهر هاله اعلام کرده که در فاصله سالهای 1991 تا 2009 نزدیک به 1.3 میلیارد یورو برای این کار پرداخت شده است.
هزینه بازسازی، اغلب بهطور مستقیم به بودجه 5 ایالتهای شرقی تزریق میشود. دولت فدرال، تنها در جادههای سراسری، اتوبانها و راههای آبی به صورت مستقیم سرمایهگذاری میکند. از شانزده ایالت آلمان، پنج ایالت تا سال 1990 به آلمان شرقی تعلق داشتند و اکنون از آنها به عنوان ایالتهای جدید نام برده میشود.
بیکاری پرهزینه
دولتمردان و کارشناسان آلمانی 20 سال پیش تصور میکردند که به طور عمده، بازسازی پنج ایالت و سرمایهگذاری در زیرساختهای فرسوده و شرکتهای تولیدی مولد، میتواند برای شکوفائی ایالتهای شرقی کافی باشد، اما چنین نبود. از همپاشی اقتصاد آلمان دموکراتیک در آن دوران، که آمار بیکاران را بهگونهای سرگیجهآور بالا برد، ظرف 18سال، دو سوم از 1.3 میلیارد یورو سرمایهگذاری را به بخش خدمات اجتماعی سرازیر کرد. اما هنوز هم درصد بیکاران، در شرق بسیار بالاتر از غرب است.
اول ژوئیه سال 1990 هنگامی که اتحاد اقتصادی، پولی و اجتماعی در شرق آلمان عملی شد و پول آلمان غربی در پنج ایالت شرق به جریان افتاد، روند توسعه به صورتی که بعدا پیش رفت، طراحی نشده بود. شهروندان آلمان شرقی این برنامه را جشن گرفتند، اما این برنامه برای اقتصاد نتایج نامساعدی داشت. بیمههای بازنشستگی و پساندازها، تا مرز 6 هزار مارک تبدیل شدند.
همزمان، دستمزدها نیز، باید به مارک آلمان غربی پرداخت میشدند. به این ترتیب، موسسات آلمان شرقی، یک شبه باید با همتایان غربی خود رقابت میکردند و تنها میتوانستند بازنده این رقابت باشند. حتی شهروندان آلمان شرقی حاضر نبودند تولیدات ایالتهای خود را با پول آلمان غربی بخرند. همه چیز باید تولید آلمان غربی میبود.
اتحاد پولی، بیبدیل بود
کارشناسان پیشبینی کرده بودند که اتحاد پولی، اقتصاد آلمان شرقی را ویران خواهد کرد. اما تئو وایگل وزیر دارائی آنزمان، امروز ایننظر را رد میکند. وی معتقد است با توجه به این که آن زمان همه فریاد میزدند «اگر مارک آلمان غربی به سوی ما نیاید ما به سوی آن میرویم» بدیلی برای این کار وجود نداشت. او میافزاید:«ما در وزارت دارائی همه راههای تئوریک، طرحهای مرحلهای و امکانات عملی را با شورای کارشناسان بررسی کردیم.»
در آلمان واحد هم، تقسیم قدرت اقتصادی نابرابر باقی ماند. شرکتهای آلمانی، تولیدات خود را در بخش شرقی میفروختند، اما در غرب تولید میکردند. فرصتهای اشتغال صنعتی، فقط به کندی در ایالتهای شرقی ایجاد شدند. حتی امروز هم، سرانه نیروی اقتصادی در شرق برابر با 71 درصد غرب است. تولید ناخالص سرانه بخش خصوصی شرق نیز، با 66 درصد غرب برابری میکند.
چند سال پیش، تئو وایگل وزیر دارائی پیشین آلمان فدرال، در برابر اعضای هیئت مدیره یک کنسرسیوم آمریکائی با این پرسش روبرو شد که آیا خرید آلمان شرقی یک معامله بد نبوده است؟ وی امروز در این مورد میگوید: «این پرسش، مرا کمی تکان داد و گفتم: بسیار خوب. بازسازی شرق، مدت بیشتری طول کشید و هزینه بیشتری داشت. اما امروز 18 میلیون انسان در یک دموکراسی آزاد زندگی میکنند. اگر شما توانستید ده سال دیگر در عراق به همین نتیجه برسید، آنوقت میتوانید این پرسش را مطرح کنید.»
همبستگی بزرگ
وزیر دارائی پیشین، بازسازی شرق را جلوه بزرگترین همبستگی تاریخ آلمان میداند. همبستگی که هنوز سالها ادامه خواهد داشت. هیچکدام از ایالتهای آلمان شرقی هنوز به جائی نرسیدهاند که بتوانند از منابع خودی تامین مالی شوند. برنامه همبستگی، با توجه به طرحهای دولت فدرال، باید تا سال 2019 ادامه پیدا کنند.
این بدان معنا است که در سالهای آینده نیز پول کلانی از غرب به شرق روانه خواهد شد. این که بعدا چه پیش آید، باید دید. شاید "بسته همبستگی" نام دیگری بیابد و تامین مالی شرق، از طریق برنامه معروف "توازن مالی ایالات" صورت گیرد. در قالب این برنامه، آن گروه از ایالتهای آلمانی که ثروتمندتر هستند، به ایالتهای فقیرتر کمک میکنند. این برنامه، امروز در غرب آلمان عمل میکند.
در چارچوب بسته همبستگی، که از سال 1991 تامین کننده بودجه بازسازی شرق بوده، هر شهروند آلمانی شاغل در غرب، بخش کوچکی از درآمد ناخالص خود را بابت "مالیات همبستگی" میپردازد. تنها شاغلان کمدرآمد از پرداخت این مالیات معاف هستند.
دویچه وله
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم