به گزارش ایسنا، پایگاه اینترنتی آنتی وار در گزارشی نوشت:
«ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده نیروهای آمریکایی – ناتو در افغانستان با هوشیاری به این موضوع پی برده که نمیتوان با ابزار نظامی در جنگ افغانستان پیروز شد بویژه در این مقطع زمانی حساس پیش از اینکه نیروهای خسته آمریکایی از افغانستان خارج شوند.
همانند جنگ ویتنام، حملات اخیر آمریکاییها در قندهار با این هدف انجام میشود که در صورت برگزاری هر نوع مذاکرات صلح کفه ترازو به نفع نیروهای ائتلاف شود.
شباهتهایی نیز در مورد جنگ افغانستان و ویتنام وجود دارد. لیندون جانسون و ریچارد نیکسون، رئیسان جمهور اسبق آمریکا چندین سال حملات در شمال ویتنام را ادامه دادند. طی جنگ ویتنام 10 تن بمب بیشتر در مقایسه با کل جنگ جهانی دوم بر سر مردم ویتنام ریخته شد.
که این امر ویتنامیهای شمال را به مذاکرات صلح متقاعد کرد اما هدف آنها از حضور در مذاکرات تلاش برای وقت کشی با هدف تقویت نیروهای مسلح که پیشتر کاهش یافته بودند، بود. ویتنامیهای شمال از موضع ضعف با آمریکا وارد مذاکره نشدند و این موضوع را لیندون جانسون و ریچارد نیکسون میدانستند. اگر چه یک جنگ مبهم برای آمریکاییها آغاز شده بود اما برای ویتنامیها این مهم بود که آنها در حال آزاد کردن کشورشان از دست یک قدرت امپریالیستی هستند.
مردم شمال ویتنام در حال تمرین هنر مذاکره در هنگام جنگ بودند و به این موضوع پی بردند که در هر مناقشه جنگی شبه نظامیان شکست نمیخورند بلکه احتمالا آنها پس از یک جنگ طولانی، زمانی که قدرتهای خارجی خسته از جنگ به خانه بازگردند، شاهد پیروزی خواهند بود.
طالبان در افغانستان نیز هم چون ویتنامیهای شمال این کشور به یاد دارند که چگونه امپریالیستهای انگلیس در سه جنگ و شوروی سابق در یک جنگ در افغانستان شکست خوردند. همانند جنگ ویتنام، آمریکا پیشتر نشان داده که با حرکت در مسیر خروج نیروهایش از افغانستان به دنبال استراتژی خروج است.
بنابراین طالبان از این مشوق برخوردار است که در حالی که مبارزه میکند مذاکره کند و در حین این مذاکرات مواضع خود را تقویت کند و حتی میتواند به آمریکا فشار بیاورد تا نیروهای خود را از افغانستان خارج کند.
هم چون جنگ ویتنام، طالبان میداند زمانی که آمریکا افغانستان را ترک کند، برای نجات دولت افغانستان باز نخواهد گشت بلکه حصول یک توافق صلح برای طالبان حتی جذابتر نیز خواهد بود.
به رغم حملات آمریکا در قندهار، طالبان دستاوردهایی نیز داشته است. آمریکا در حال حاضر از نیروهای کافی برای موفقیت در استراتژی ضد شبه نظامی گری برخوردار نیست. در نهایت یکی از حقایق در مورد فعالیت شبه نظامیان طالبان پایگاه آنها در مناطق قبیله نشین است. اگر چه حامد کرزای یک پشتون است اما اکثر مقامات ارشد دولتش از گروههای رقیب پشتون است.
طالبان اکنون به نظر میرسد که در حال کسب حمایت از حملاتشان در مناطق تحت نفوذ تاجیکها و از بکها در شمال و غرب هستند. اگر طالبان به یک جنبش آزادی بخش برای رهایی افغانستان از خارجیها تبدیل شود، فرصتهای آمریکا برای پیروزی کمرنگتر خواهد شد.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم