- از احساسات خود و دیگران با وی صحبت کنیم.
- او را مطمئن سازیم که احساسش را درک میکنیم.
- به او بیاموزیم که برای ابراز احساساتش روش منطقی به کار ببرد.
کودکی که عزت نفس اندک دارد دائم نگران است، زیرا فکر میکند اگر در کاری شکست بخورد بدون شک تنبیه و یا تحقیر میشود، بنابراین علاقهای به آزمودن موضوعات جدید ندارد و فقط در موقعیتهای امتحان شده و آشنا احساس آسودگی خیال میکند. برای این که بتواند احساس عدماعتماد به نفس را در خود از بین ببرد، پیرو برنامهای خشک و انعطافناپذیر و تشریفاتی میشود تا به خود قیافه کنترل و نظم داشتن بدهد زیرا نسبت به تواناییهایش اعتمادی ندارد. هرگاه مرتکب اشتباهی شود خودش را مرتب سرزنش میکند در نتیجه بیشتر احساس بیلیاقتی کرده و دیگر لزومی نمیبیند تلاش کند و انگیزهاش را هم از دست میدهد و پس از زمانی که انگیزه در او از بین رفت چیزی وجود نخواهد داشت که او را خشنود سازد. بیشتر اوقات تکالیف مدرسه، کودک را دچار تشویش میکند و این نگرانی اعتماد به نفس او را از بین میبرد. برای این که کودکانمان هنگام انجام دادن تکالیف مدرسهشان دچار اضطراب و نگرانی نشوند، باید تکالیف خود را در اتاقی آرام و بیسروصدا که حواسشان پرت نشود انجام دهند، چرا که آشفتگی ذهنی باعث تشویش و اضطراب شده و ترسی غالب بر آنها مستولی میشود که تمرکز حواس را از آنها میگیرد.
والدین برای کمک به فرزندان خود باید:
1) برای فرزندان خود وقت کافی در نظر بگیرند و دقیقا توضیح دهند که چرا رفتاری پذیرفتنی است در حالی که رفتاری دیگر چنین نیست و هنگام سرزنش فرزند خود آن رفتار خاص را مورد خطاب قرار دهند نه شخصیت کودک را.
2) وقتی اشتباهی صورت میگیرد تا جایی که امکان دارد برای اصلاح آن وقت کافی بگذارید زیرا عجله کودک را نگران میکند.
3) سعی کنید از راههای گوناگون به کودک خود آموزش دهید. مثلا یک کودک ممکن است آموزشها را تنها به صورت شفاهی درک نکند بنابراین کاری را که باید او انجام دهد هر قدر هم که ساده باشد کاملا شرح داده و بهطور عملی انجام دهید مثلا پیام تلفنی گذاشتن را به طور عملی به او بیاموزید.
4) والدین برای این که کودکشان را از نگرانی برهانند باید او را دائم تشویق یا تحسین کنند البته تشویق، اغراقآمیز و ناپخته نباشد. کودکان معمولا از کارهای خود خیلی انتقاد میکنند و از آنچه که انجام میدهند زیاد راضی نیستند.
5) برخی از کودکان هر نوع تعریف و تمجید را یک جور مزاحمت تلقی میکنند. واکنش فرزندتان نسبت به تعریف و تمجید را مشاهده کنید و وقتی متوجه شدید که کودکتان حتی هنگام تعریفی مثبت آشفته خاطر و مضطرب میشود تا جایی که امکان دارد او را به حال خود بگذارید و کاری به کارش نداشته باشید.
6) والدین کودکی که نمیتواند خشم خود را کنترل کند باید او را تشویق کنند تا روی یک کار ـ نه چند کار همزمان- وقت بگذارد و از بار اضافی و اضطراب ناشی از خستگی و گرسنگی بپرهیزد زیرا ممکن است امیدش را در راه رسیدن به اهدافش از دست بدهد.
7) والدین باید از کودک بپرسند که چه اهدافی دارد.
8) وقتی هدف کودک مشخص شد باید به او کمک کنند که تشخیص دهد آیا هدفش با واقعیت همخوانی دارد یا خیر و اگر چنین بود برای رسیدن به آن، او را تشویق کنند.