چهره‌ها‌‌ و‌ حادثه‌ها

شیشه، رگ‌های دستم را پاره کرد

بیش از 40 فیلم کوتاه و مستند، 14 تله فیلم و 4 سریال از ساخته‌های جواد مزدآبادی در مقام کارگردانی است. وی در سال 1354 در مشهد به دنیا آمده و در مقطع کارشناسی، رشته طراحی صنعتی را به پایان برده است. او فعالیت فیلمسازی را از سال 1376 به صورت تجربی، آغاز کرد.
کد خبر: ۳۵۵۳۳۳

از فیلم‌های مستند وی می‌توان به یک قفس آزادی، سایه‌های کوتاه، دیوار زندگی، لحظه‌های بم، دست سیاه نان‌آور و برزخ و از فیلم‌های داستانی می‌توان آن سوی مرزها، ماهی‌ها را زنده نگه دارید، ردپای تلاش، خفتگان بیدار، نسیم عطر پیراهن، دست‌هایی رو به آسمان و ‌دویدم و دویدم ‌را نام برد. نماهنگ‌های قاصد بی‌نشان‌ها، زخمی عشق، یادآفتاب، کوچه دلتنگی و نفس‌های ماندگار نیز از کارهای اوست.

از سال 1383 ساخت مجموعه‌های تلویزیونی را نیز آغاز کرد. او با ساخت سریال سرود خاک شروع، با سریال جزیره و آدمخوار و همچنین دو تله فیلم روزی مثل هیچ روز و از ما بهترون ادامه داد.

او در سال 2004 میلادی داور جشنواره بین‌المللی فیلم آوانکا در کشور پرتغال بود.

از ساخته‌های سینمایی او می‌توان به فیلم سینمایی ورود زنده‌ها ممنوع اشاره کرد. طاووس‌های بی پر مزدآبادی به زودی روی پرده‌ سینماهای کشور می‌رود.

جواد مزدآبادی به طور طبیعی حوادث دردناک را از دست رفتن عزیزان می‌داند. او فقدان مادر را تجربه کرده و آن را تلخ‌ترین حادثه عنوان می‌کند. شیرین‌ترین لحظات زندگی مزدآبادی ازدواج او و به دنیا آمدن فرزندش است. مزدآبادی در دوران کودکی به خاطر یک بی‌احتیاطی و شیطنتی که انجام داده دستش را با شیشه به طرز وحشتناکی بریده و این حادثه که می‌توانست او را به کام مرگ بکشاند به بازی کودکانه 7- 6 سالگی وی مربوط می‌شود: دستم را روی شیشه پنجره‌ای گذاشته بودم فشار می‌دادم و پسر عمه ام نیز از یک طرف دیگر این کار را می‌کرد.

شاید به خاطر آن ضربه و فشاری که به شیشه وارد شد و قطر شیشه هم کم بود، یک دفعه شیشه شکست و دستم از شیشه رد شد و بخش انتهایی آن دچار پارگی شدیدی شد.

آن زمان پدر و مادرم سریع من را به بیمارستان منتقل کردند. مادرم روسری‌اش را به دستم بست تا خون بیشتری از بدنم خارج نشود با این وجود مقدار زیادی خون از دست دادم چون تمام رگ‌های دستم قطع شده بود به طوری که تکه وسط دستم کنده شده و با مشکل توانستند دو تکه را به هم بچسبانند تا بتوانند بخیه بزنند. دستم حدود 10 بخیه خورد.

در نهایت حول و حوش یک ماه طول کشید تا بخیه‌های دستم را باز کنند و ترمیم پیدا کند. هنوز هم که هنوز است اگر همان جای دستم ضربه‌ای بخورد، ضعف شدیدی به من دست می‌دهد و به علت همان خونی که ازمن رفته بود، از آن به بعد دچار کم خونی شدم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها