وقتی در مورد اولین روزهای مدرسه از بعضی والدین سوال میکنم آنها که خاطراتی از ترس هنوز در ذهنشان هست، به روزهایی اشاره میکنند که برایشان راحت نبود به مدرسه بروند.
نسیم طاهری خود مادر 2 فرزند است و 40 سال دارد. او میگوید: صبحهای تابستان میخوابیدیم و وقتی بیدار میشدیم که آفتاب پهن شده بود، اما روزهای مدرسه هنوز هوا خنک و نسبتا تاریک بود و دلمان نمیآمد که زود بیدار شویم و اولین روزها سختتر بود. مادر میگفت باید بروید و چون و چرا هم ندارد. من فرزند دوم بودم و برادرم قبل از من به مدرسه رفته بود، مادر با ما از خانه خارج میشد و خواهر و برادرهایم هنوز خوابیده بودند. حس میکردم به من ظلم شده است. من هم باید کنار آنها میبودم. در مدرسه همه غریبه بودند و دلم نمیخواست با کسی دوست شوم، فکر میکردم اگر با کسی دوست نشوم، زودتر میگذارند برگردم خانه.
کاوه سعیدی نیز پدر یک فرزند است که امسال قرار است به مدرسه برود. او میگوید: مدرسه را دوست داشتم و چون با 3 نفر از دوستان هممحلهای قرار بود به مدرسه برویم اصلا ناراحت نبودم. آنجا هم مثل کوچه بازی و شادی میکردیم، اما اولین ترسها باتهدید ناظم شروع شد که به ما گفت هرکسی شیطنت کند او را میاندازیم در انبار مدرسه. آنجا یک اتاق خیلی بزرگ و تاریک بود که تغذیه بچهها را در آن نگه میداشتند. کلی هم میز و نیمکت شکسته در آن بود و انباری به کابوس ما تبدیل شد. فکر میکنم امروز مدرسهها خیلی بهتر شده و بچهها را تهدید نمیکنند.
کارشناسان معتقدند والدین باید فرزندان خود را چه قبل از مدرسه و چه بعد از مدرسه آماده جدا شدن از خانواده کنند و حس استقلال و مزایای مدرسه را برای آنها توضیح دهند.علی نادری، مشاور مدرسه اعتقاد دارد هر چقدر اعتماد به نفس و مهارتهای اجتماعی کودک بالاتر باشد، راحتتر مدرسه را میپذیرد. خاطرات شیرینی که والدین در مورد مدرسه تعریف میکنند نیز تاثیر بسیاری دارد.
این مشاور میافزاید: بهتر است والدین قصههایی در مورد مدرسه را از یک سال پیش از ورود کودک به پیشدبستانی شروع و او را مشتاق مدرسه رفتن کنند.
وی میافزاید: باید کودک را قبل از سنین ورود به مدرسه در زمانهایی کوتاه به مهدکودک سپرد تا کودک تنهایی و جدایی از مادر را تجربه کند.
تجربه ماندن کودک نزد خانواده، یکی از دوستان مشترک یا اقوام برای چند ساعت نیز میتواند او را در پذیرش مدرسه آمادهتر کند. هنگام ترک کودک باید او را ببوسید و با نوازش و خوشرویی از او خداحافظی کنید و به او بفهمانید که شما هم برای او دلتان تنگ میشود، اما بزودی برمیگردید. برای اجتناب از بیقراری کودک هرگز یواشکی او را ترک نکنید. پساز بردن کودک به مهد یا مدرسه مدتی آنجا بمانید، سپس کودک را با معلم یا دانشآموزان تنها بگذارید و به خانه برگردید.
از ابتدا یادگیری را در خانواده به نحوی مورد تشویق قرار دهید که کودک برای آموختن و رفتن به مدرسه شوق داشته باشد.
اگر بعد از 2 هفته هنوز کودک نمیتواند محیط جدید را بپذیرد و صبحها قبل از جداشدن از مادر و رفتن به مهدکودک یا مدرسه ناراحتیهای جسمی مکرر مانند سردرد، دلدرد، سرگیجه، حالت تهوع، استفراغ، تپشقلب و... دارد، کودک دچار ترس و اضطراب است و حتما باید مشاوره تخصصیتر دریافت کند.
چرا کودکان میترسند
تغییر و مواجهه با اشخاص تازه و بویژه در مورد کودکان کمرو که دچار عدم احساس امنیت درونی و عدم اعتماد به نفس هستند نیز میتواند موجب فوبیای مدرسه شود. گاهی آنچه ترس از مدرسه به نظر میآید در واقع ترس از ترک منزل و دوباره ندیدن والدین است. بچههایی که پرخاشگر هستند گاهی این مقاومت به دلیل اعتراض در مقابل خواست والدین است.
تجربیات بد در راه مدرسه و در روابط بین معلم، شاگرد و همکلاسیها نیز از دیگر دلایل ترس است که اگر والدین رابطه خوبی با فرزند خود داشته باشند، میتوانند به حرفهای او گوش دهند و دلیل او را بفهمند و در این مورد با اولیای مدرسه صحبت کنند.
درمان ترس از مدرسه
علی نادری به والدین توصیه میکند پس از درمان، برگشت سریع کودک به مدرسه از اهمیت زیادی برخوردار است. او باید با ترس خود مواجه شود و به بیاهمیت بودن آن پی ببرد و با آن کنار بیاید. معلمان و مشاوران مدرسه در این مورد به والدین کمک میکنند و باید آنها را در جریان گذاشت.
در موارد خاص یکی از والدین میتوانند چند روزی در دفتر مدرسه حضور داشته باشند تا ترس کودک رفع شود. افزایش روزهای حضور در کلاس به صورت تدریجی نیز روش دیگری است که معمولا کارساز است. تشویق کودک و دوستی با کودکانی که از مدرسه خوششان میآید نیز شیوه موثری به شمار میرود و همان طور که همه ما به خاطر داریم تشویق در مدرسه و در مقابل جمع همهچیز را راحتتر و دوستداشتنیتر میکند.
وی توصیه میکند: اگر کودک در خانه به اندازه کافی مورد توجه قرار نگیرد، مدرسه را ابزاری برای کسب توجه قرار میدهد پس بکوشید به اندازه کافی به او توجه کنید و اگر برای نرفتن به مدرسه خودش را به مریضی زد، او را قرنطینه کنید و سوپ به او بدهید و به محض این که از بستر خارج شد او را به مدرسه بیاورید.
مدرسه را برای کودک تهدید به حساب نیاورید و هنگام برگشت، از او استقبال کنید و داستانهایش را بشنوید. با کمک گرفتن از مشاوران مدرسه وضعیتی فراهم کنید که فرزندتان از روزهای مدرسه بخوبی یاد کند.
ماندانا ملا علی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم