در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی من خیلی کوچیک بودم حتی از تو هم کوچیکتر، مادربزرگ منو کنارش مینشوند و برام قصه میگفت. اینقدر قصههای قشنگ از جوونیهای خودش و بابا بزرگ تعریف کرده که نگو. اگر دختر خوبی باشی من هم همهاش را برایت تعریف میکنم.
مادر بزرگ که صدای او را میشنود برمیگردد و به آنها نگاه میکند و لبخند میزند. موهای مادر بزرگ کوتاه است، درست مثل موهای ترلان. تورنگ به سر مادر بزرگ دست میکشد و او را نوازش میکند و به ترلان میگوید: نگاهکن ترلان مادر بزرگ چقدر خوشگل است. مثل یک نی نی کوچولو شده! موهاش راهم مثل تو کوتاه کرده. مادر بزرگ دست تورنگ را میگیرد و میبوسد و میگه: مادر! تو دختر کی هستی؟
تورنگ که میداند مادربزرگ فراموشی دارد، شعری که او یادش داده میخواند و میگوید: مادر بزرگ من تورنگ تو ام. تورنگ خوش آب و رنگ توام. همونی که براش قصه میگفتی. میخوای قصه ام رو برات تعریف کنم؟بعد، یک داستان قشنگ درباره مادر بزرگی که نوه کوچولویش را از بیمارستان آورد وتر و خشکش کرد، تعریف میکند و میگه این هم ترلان است. خوشگل و مامان است. مادر بزرگ هم تکرار میکند: ترلان مامان و تورنگ خوش آب و رنگ خودم.
تورنگ هیچ وقت از گفتن قصههای مادر بزرگ و خودش برای او که حالا دچار آلزایمر شده خسته نمیشود. او عاشق مادر بزرگش است و به مادرش میگوید: بیا اینقدر مادربزرگ را مثل ترلان ترو خشک کنیم تا دوباره همه چی یادش بیاد.
ای کاش همه مادربزرگها مثل مادر بزرگ تورنگ خوش شانس بودند اما پرستاری از یک سالمند بیمار سخت است و اغلب کسانی که به این میرسند، فرزندان سالمندی دارند که توان پرستاری از آنان را ندارند و گاهی ناچار میشوند آنها را به بیمارستان مراکز درمانی یا توانبخشی و خانههای سالمندان بسپارند و کمکم سایه پرمهر و با برکت آنها را فراموش کنند؛ سایهای را که وقتی آنها کوچک بودند خیلی بزرگتر بود و همه وجودشان را در آغوش میکشید و مراقبت میکرد و امروز کوچکتر و کمرنگتر شده است و خود نیاز به سایهای دارد که او را در آغوش گیرد.
وظیفه فرزندی
نسرین، بانوی سالمندی است که از مادر سالخورده خود مراقبت میکند. او تنها فرزند این مادر بیمار است. نسرین که خود 50 سالگی را پشت سر گذاشته میگوید: مادرم در سالهای جوانی تنها پشت و پناه من بود. آن روزها جنگ و قحطی و فقر بیداد میکرد اما مادرم که خیلی زود بیوه شده بود به سختی کار کرد و از تمام این مشکلات مرا به ثمر رساند. من هر درد و بیماریای داشته باشم، مادرم را که حالا رنجور شده است، تنها نمیگذارم و از او مراقبت میکنم. فرزندانم که تلاش مرا میبینند نیز هریک به فراخور توان خود در کنارم هستند و همین دل مادر بزرگشان را خوش میکند. او واقعا لیاقت این را دارد که امروز دسترنج تمام سالهای سخت زندگیاش را ببیند و روزی که از پیش ما میرود همه ما روسفید باشیم که دوستش داشتیم و برایش تلاش کردیم. او میداند که همه ما از دل و جان دوستش داریم و از او مراقبت میکنیم و غمگین و تنها نمیماند و همین به او انرژی میدهد که برای سلامت خود تلاش کند.
ویژگی های سالمندی
سالمندی سنی است که چون کودکی نیاز به مراقبت و توجه دارد. کارشناسان معتقدند افزایش سن، کارکرد دستگاههای مختلف بدن را دچار اختلال میکند این دگرگونی موجب عزلت و گوشه نشینی سالمندان میشود، زیرا به خاطر ضعف جسمانی، نسبت به دیگران احساس ناامنی میکنند و دوری گزیدن را بر حضور در اجتماع ترجیح میدهند.
همچنین تغییرات روانی نظیر کاهش حافظه، هوش و ضعف گیرنده ها، ارتباط سالمند با جمع را میکاهد و تمایل سالمندان به حفظ خاطرات گذشته را بیشتر میکند و از آن یک مکانیسم دفاعی میسازد که سالمند را از روزگار بحرانی دوران سالخوردگی به دنیای مطلوب گذشته میکشاند. تمام این خصوصیات در کنار ضعف و بیماری سبب میشود که سالمند هرچه بیشتر به خانواده نیازمند باشد و توجه آنها را چون مرهمی بر درد خود طلب کند. اما تمام سالمندان شانس توجه و مراقبت خانواده را پیدا نمیکنند، برخی از فرزندان، سالمند خانه را به دست پرستار میسپارند و گاهی حتی نظارت دقیقی نیز بر کار او نمیکنند.
بیتوجه به این که پرستار در بهترین وضعیت فقط پرستار خوبی است و خانواده بیمار نیست. در ایران سیاستهای نگهداری سالمند بر پایه نگهداری در خانواده بوده و بر این مساله تاکید میشود. شرط سپردن سالمند به خانه سالمندان، معلولیت است که در قانون تاسیس مراکز سالمندی ذکر شده است. اما با توجه به کاهش قدرت اقتصادی خانوار، نیازهای سالمندان در خانوارها اولویت نداشته و وضعیت سالمندان رفتهرفته بدتر میشود. حتی در خصوص سالمندانی که درآمد مکفی دارند نیز این منابع بعضا در هزینههای جاری خانواری که در آن سکونت دارند، مصرف میشود و به نظر میرسد سالمند گاهی برای پذیرش از سوی خانواده هرچیز را که دارد فدا میکند و حتی در آمد او صرف فرزندان خانواده میشود که در این مورد نهادهای حمایتی موظف هستند در صورت عدم پذیرش سالمند از سوی خانواده، راهکارهای جایگزینی برگزینند تا سالمند در سالهای پیری اوضاعی در شان خود داشته باشد.
مشکلات روحی
تحقیقات نشان میدهد بیشتر سالمندان از جهت شناختی، عاطفی و رفتاری به طور نسبی از سلامت و بهداشت روانی برخوردارند اما ثبات سلامت و روان سالمندان، نیازمند کمک خانواده و متخصصان جامعه است تا با توجه و تشخیص بموقع نسبت به درمان سریع آن اقدام کنند. در کنار خانواده بودن، گردش و تفریح و فعال بودن میتواند برای بهبود بخشیدن به بهداشت روانی سالمند موثر باشد. انزوا خطری است که امروز سالمندانی راکه با فرزندان خود زندگی نمیکنند، تهدید میکند. در این حالت شخص امکان ایجاد ارتباط صمیمی و نزدیک با دیگران را از دست میدهد. تنهایی بتدریج فرد سالخورده را دچار مشکلات روانی میکند. سالمندانی که در خانواده و در محیطی سرشار از محبت، صمیمیت، قدرشناسی و احترام زندگی میکنند، دارای بهداشت روانی بهتری هستند. بنابر این ضرورت دارد تا حد امکان سالمندان در کنار فرزندان و نوهها زندگی کنند، بزرگ خانواده محسوب شوند، در تصمیمگیریها از آنان نظرخواهی شود و برای عقاید آنان احترام قائل شد.
آنها که یک عمر به مراقبت از خانواده خود مشغول بودهاند استحقاق این را دارندکه در پایان عمر، خانواده آنها را زیر پرو بال بگیرد و به آنها محبت کند و اگر این چتر گرم حمایت به دلیل فقر اقتصادی امکانپذیر نبود، این وظیفه دولت است که با سیاستهای حمایتی به یاری این گونه خانوادهها بشتابد.سالمند بودن جرم نیست که به خاطر آن رنج بکشیم. سالمندی افتخاری است که با صبوری و طی کردن مسیر دشوار زندگی حاصل شده است و باید به آن احترام گذاشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: