مستندهای جنگ در دهه 60 از حیث تاریخی و اجتماعی موضوعیت بیشتری داشت و چهبسا بیشتر هم در تلویزیون در معرض نمایش قرار میگرفت منتها الان از فضای جنگ دور شدیم و سالهای زیادی از آن گذشته است. به نظر شما آیا همین مساله مهمترین عاملی نیست که دیگر مستندهای جنگ در رسانه ملی مورد توجه قرار نمیگیرد یا انگیزه ساخت مستندهای جنگی کاهش یافته است؟
به نظر من باید دنبال دلایل دیگری بگردیم. اتفاقا به دلیل پیشرفت کشور در حوزههای مختلف علمی و اجتماعی و فرهنگی الان لایههای دیگری از جنگ میتواند دستمایه کار مستندسازان جنگی قرار بگیرد که در زمان جنگ یا موضوعیت نداشت یا مورد توجه قرار نگرفته بود. سینمای مستند به دلیل خودباوری که انقلاب در مردم ایجاد کرد ابزار مناسبتری نسبت به دیگر گونههای سینمایی است تا همچون آیینه بازتابدهنده تحولات جامعه باشد. در این شرایط مستند بیشتر به ماهیت و کارکردهای خود نزدیک میشود. سینمای مستند بیواسطهترین سینماست که در زمان جنگ بیشترین کارآمدی را داشت و حق خود را ادا کرد. اما فضای جنگ بعد از پایان آن اگرچه از لحاظ ظاهری متفاوت شد، ولی روحیه جهادی و مبارزه و مقاومت در شکلهای دیگر خود تداوم داشت. در واقع ما از جهاداصغر به جهاداکبر وارد شدیم. به نظر من در شرایط حاضر باید به راهکارهایی برسیم تا به این نتیجه برسیم که چه موانع و چالشهایی وجود دارد که از ساخت مستندهای جنگی جذاب و تاثیرگذار جلوگیری میکند.
همین فاصله گرفتن از دوران و فضای جنگ آیا خود دلیلی نیست که دیگر مثل گذشته مستندهای جنگی مخاطب ندارد یا طیف مخاطبان آن خیلی محدود است؟ به عبارت دیگر آیا مستند به دلیل وابستگی و ارتباط تنگاتنگ با ساختار اجتماعی و شرایط اجتماعی دچار قبض و بسط نشده و دایره مخاطبانش مشخص نمیشود؟
واقعیت این است که ما با فضای معنوی و ارزشهای زمان جنگ فاصله گرفتیم وگرنه طبق تعالیم اسلامی، شهدا همیشه زندهاند و در جامعه حضور دارند. ساختارهای مدیریتی بسته در جامعه ما این فضای پربرکت را مسدود کرده و بستر لازم برای بالندگی و رشد آن فراهم نیست. وگرنه فضای جنگ و ارزشهای حاکم بر آن به واسطه ریشهدار بودن در اعتقادات و باورهای دینی و ملی مردم همچنان قابلیتهای زیادی برای ساختن انواع مستندهای جنگی دارد. متاسفانه یک نگاه موزهای درباره دوران دفاعمقدس وجود دارد، گویی که این دوران را بهعنوان یک دورانی از تاریخ در گنجینهها باید نگهداری و حفظ کرد. به نظر من نه فقط مستندهای جنگ که تجربیات و ارزشهای دوران جنگ در شرایط حاضر میتواند بسیاری از گرههای موجود در جامعه را بگشاید و مطمئن باشید که این مستندها به واسطه وجوه معنوی و تقدسی که دارند و جذابیتهایی که در این شکل از صنعت سینما وجود دارد همچنان مخاطبان خود را دارد و چهبسا اگر هنرمندانه عرضه شود بر تعدادشان نیز افزوده میشود. به نظر من متولیان سینمای دفاعمقدس باید شرایط و بستر ساخت 500 ـ400 تا فیلم کوتاه و مستند را در این باره فراهم کنند. اگر بستر این کار به وجود بیاید چه بسیار جوانان بااستعداد و باانگیزهای که علاقهمند هستند به این حوزه وارد شوند و میتوانند حوزه مستند و مستند جنگی را به شکوفایی برسانند. شناخت جنگ با مقتضیات زمانه میتواند به خلق و تولید آثار ارزشمندی بینجامد که هنوز شناخته و کشف نشدهاند. متاسفانه امروز همه به بلای روزمرگی دچار شدهایم و مثل گذشته تحرک و پویایی و آن روحیه جهادی را نداریم وگرنه در همین سینمای جنگ و مستند جنگی، فرصتهای تجربه نشده زیادی وجود دارد که اگر مورد توجه قرار بگیرد میتواند به آثاری ماندگار در این ژانر تبدیل شود. متاسفانه اجازه تجربه کردن در مستند جنگی به هنرمندان و جوانان علاقهمند داده نمیشود. سازمانهای متولی هم صورتی اداری و کارمندی پیدا کرده و در پیشبرد این حوزه دچار جمود و کندی شده است. به نظر میرسد نگاه مدیریتی برخی از افراد را محرم نمیداند که وارد این حوزه شوند. به نظر من به جای هزینههای هنگفتی که برای ساخت آثار به اصطلاح فاخر خرج میشود اگر این سرمایهها در جهت ساخت مثلا 50 تا مستند درباره 50 نفر از فرماندهان مشهور جنگ هزینه شود قطعا آثار و برکات بیشتری خواهد داشت. چقدر ما آدمهای جنگ داریم که زندگی و رفتار و عملکردشان قهرمانگونه و اسطورهای بود. خب، همه اینها میتواند در یک مستند یا فیلم داستانی مورد استفاده قرار بگیرد و آثار ارزشمندی درباره آنها ساخته شود. ساخت این مستندها میتواند یک تحول اخلاقی و رفتاری در نسل جدید ایجاد کند.
در واقع نگرانی از اینکه تاویل متفاوتی از جنگ صورت بگیرد که با تقدس و ارزشهای موجود در آن تضاد داشته باشد برخی از متولیان سینمای جنگ را به اتخاذ سیاستهای محتاطانه وا میدارد.
خب، این اشتباه است. مگر کسانی که در جنگ درخشیدند و جلوههای بلندی از ایثار و فداکاری را به نمایش گذاشتند چه کسانی بودند؟ همین آدمهای عادی که در اطراف خود میبینیم. اتفاقا جذابیت و شکوه جنگ ما در همین بود که این حماسهها توسط انسانهای معمولی شکل گرفت و در تاریخ ماندگار شد. تصویر کردن این واقعیتها چه در سینمای مستند و چه داستانی علاوه بر اینکه از حیث هنر و زیباییشناسی لازم است از لحاظ اخلاقی و دینی هم یک وظیفه و رسالت بزرگی است که به عهده هنرمندان و متولیان آن است. تقدس از دل همین مناسبات زمینی و انسانی به وجود میآید و شکل میگیرد. این آدمها نهقهرمانهای خیالی که قهرمانهای واقعی هستند که اگر در یک ساختار حرفهای و هنرمندانه به تصویر کشیده شوند فراتر از قهرمانهای سینمایی عمل کرده و کارکردهای اخلاقی و تربیتی خواهند داشت. تقدس بخشیدن بیمنطق این تجربیات ارزشمند را غیرقابل دسترس میکند و اتفاقا همین نگاه موجب ریزش مخاطب میشود. به نظر من در وضعیت کنونی به ساخت مستندهای جنگی بیشتر نیاز داریم و تلویزیون باید شرایط نمایش آنها را برای عموم مردم فراهم کند تا قابلیت و توان ملی ما که در جنگ به کمال رسیده بود بار دیگر برای همه یادآوری شود و روحیه خودباوری در عرصههای دیگر هم در مردم تقویت گردد. الان در سینمای غرب هم هنوز درباره جنگ جهانی انواع فیلمها و مستندهای جنگی ساخته میشود. در حالی که جنگ ما فراتر از یک اتفاق سیاسی و نظامی بود و قابلیتهای انسانسازی و تربیتی آن بسیار کارآمد و تاثیرگذار بود.
نمونه موفق این کار مجموعه روایت فتح بود که به گفته بسیاری از صاحبنظران معتبرترین سند تاریخی درباره جنگ 8 ساله است. جالب اینکه هنوز هم این مستند جنگی واجد جذابیتهای سینمایی و معنوی است.
به مثال خوبی اشاره کردید. اصلا روایت فتح یک الگوی موفق در ساخت مستندهای جنگی است که یک وجوه اشراقی از جنگ را به تصویر میکشد و فراتر از مدیوم و تکنیکهای سینمایی ساخته شده بود. به این دلیل که یک دلسوخته پشت دوربین آن بود. سینمای مستند به دلیل اینکه بیواسطهتر با واقعیت روبهرو میشود از قابلیت تاثیرگذاری بیشتری هم برخوردار است و در این میان تلویزیون باید بیش از رسانهها و سازمانهای دیگر به این گونه سینمایی توجه کند.
هنوز هم بسیاری از مردم فیلم مستند را همان رازبقا میدانند. شاید اگر تلویزیون به گونههای دیگر مستندسازی توجه کند شناخت و درک مخاطبان ما هم از سینمای مستند بیشتر شود. به نظر شما تاسیس شبکه مستند میتواند این ضعف و خلأ را پرکند؟
ببینید نسبت تلویزیون با مستند مثل نسبت فردی است که کسی را دوست دارد، اما او را وارد فضاهای شخصی و خصوصیتر خود نمیکند و به محافل دوستانه خود راه نمیدهد. تاسیس این شبکه، ضروری و خوب است منتها نه به این معنی که شبکههای دیگر تلویزیون به مستند توجه نکنند. این حوزه از سینما آنقدر دارای ظرفیت و پتانسیل است که صرف یک شبکه اختصاصی نمیتواند به نیازهای مخاطب در این حوزه پاسخ دهد. من کاملا با این نظر شما موافقم که تلویزیون ما در ارتباط با مستند، مخاطبان خود را تربیت نکرده است و این وظیفه همه شبکههای تلویزیونی است نه یک شبکه اختصاصی.
آقای آفریده نه فقط در مورد مستند جنگ که اساسا مشکل اصلی سینمای مستند در کشور ما علاوه بر مجهور بودن آن و موانعی که بر سر ساخت و تولید آن وجود دارد مساله اکران فیلمهای مستند است. مثلا سینماهای کشور ما به جز فیلم «تهران انار ندارد» که یک استثنا بود هیچ فیلم مستندی را اکران عمومی نکرده است به همین دلیل شاید تلویزیون بهترین رسانهای است که باید از فیلمهای مستند حمایت کند و در جهت نمایش آنها برنامه داشته باشد. قطعا یکی از عوامل موفقیت روایت فتح این بود که از تلویزیون پخش شد و در معرض دید طیف زیادی از مخاطبان قرار گرفت، لذا تلویزیون ما بیش از این باید به نمایش فیلمهای مستند بپردازد نه اینکه مثلا چون در هفته دفاعمقدس هستیم به نمایش چند مستند جنگی کفایت کند.
دقیقا همینطور است. هیچ چیز به اندازه تلویزیون در شرایط کنونی نمیتواند حامی مستند باشد؛ چه مستند جنگی چه غیرجنگی. این حمایت نه فقط در نمایش که در ساخت فیلمهای مستند هم باید اتفاق بیفتد. به این دلیل که آثار مستند به دلیل مشکل اکران و فقدان فرصتی که سرمایه ساخت آن از طریق فروش بلیت به صاحب اثر برگردد باید از سوی تلویزیون خریداری و پخش شود تا ضمن حمایت مالی از مستندساز اثری که او خلق کرده مجال نمایش و دیده شدن داشته باشد. تلویزیون میتواند با حمایتهای مادی و معنوی خود از سینمای مستند یک انقلاب در این حوزه ایجاد کند. به نظر من اینگونه حمایتها از تاسیس شبکه مستقل مستند تاثیرگذارتر است. اگر درهای تلویزیون برای نمایش مستند بسته شود آنگاه راههای دیگری برای نمایش آن پیدا خواهد شد که نه به نفع مستندساز است نه تلویزیون و حتی خود نظام. مگر خرید آثار مستند برای تلویزیون چقدر هزینه بر میدارد؟ تلویزیون برای پخش مسابقات جامجهانی کلی هزینه میکند اگر بخش کمی از این هزینه را برای خرید و نمایش آثار مستند انجام دهد بازهم تاکید میکنم شاهد یک انقلاب در این ژانر خواهیم بود.
همانطوری که اشاره کردید آثار مستند بیواسطه به واقعیتهای اجتماعی میپردازد و درست به همین دلیل هم مثلا مستند روایت فتح تصویر واقعیتری از واقعیات جنگ را به تصویر میکشد تا حتی یک فیلم خوب داستانی. اما همین واقع گرایی ممکن است مصداق عبور از برخی خط قرمزها و معیارهای باشد که تلویزیون به آن پایبند است، لذا نمایش مستند از این رسانه با موانع بیشتری روبهرو میشود.
بله ممکن است این مساله وجود داشته باشد ولی اگر تلویزیون از تولیدات داخلی حمایت کند فیلمساز و مستندساز هم بتدریج خود را با معیارها و ملاکهای این رسانه هماهنگ میکند. وقتی بین تلویزیون و مستندساز یک ارتباط و اعتماد دوستانهای ایجاد شود چه بسا خود سازنده اثر متناسب با معیارهای تلویزیون اثر خود را جرح و تعدیل کند. اتفاقا تجربه نشان داده است مستندهایی که از تلویزیون پخش شد و اتفاقا مستندهای انتقادی هم بودند چقدر توانست مخاطبان این رسانه را مجذوب سازد و اساسا نمایش این آثار به اعتمادسازی مخاطب نسبت به تلویزیون هم کمک میکند.
در این میان آیا مستند جنگی هم میتواند چنین نقشی داشته باشد؟
صددرصد. مردم ما تشنه واقعیت هستند آن هم واقعیت بزرگ و ارزشمندی مثل جنگ که هنوز ناگفتههای زیادی در آن و درباره آن وجود دارد. این بیواسطگی سینمای مستند موجب میشود مردم بیشتر به آن اعتماد کنند. به نظر من درباره مخاطب مستند چندان مشکلی نداریم، بلکه در تولید و اکران این آثار کمکاری کردیم و تلویزیون میتواند در جبران این کمکاری به سینمای مستند کمک زیادی کند.
مثل همان کاری که تلویزیون با برنامه روایت فتح کرد؟
روایت فتح اگرچه یک مستند ارزشمند درباره جنگ است، اما نهایت این کار نیست. یعنی علاوه بر اینکه خود جنگ واجد واقعیتهای بیشماری است که مستندسازی نشده از فرم و اشکال دیگری برای روایت آن هم استفاده نشده است. چه بسا اگر شهید آوینی الان زنده بود فرمهای دیگری از ساخت یک مستند جنگی را تجربه میکرد و زبان و شکل دیگری برای واقعیتهای جنگ برمیگزید. ما باید این فرصت را برای نسل جوان ایجاد کنیم تا تجربههای جدیدی در مستندسازی جنگ را امتحان کنند. البته تمام تقصیر را نمیتوان به مسوولان و تلویزیون نسبت داد. نسل جدید هم باید با تکیه برخلاقیت و نوآوری، روایتهای جدید اما جذابی از جنگ و هر واقعیت اجتماعی دیگر را روایت کنند.
شما به عنوان فردی که سالها در حوزه سینمای مستند تجربه و مسولیت داشتهاید چه پیشنهاد یا راهکاری برای احیای مستند در تلویزیون دارید؟
به نظر من تلویزیون در حوزه مستند باید روحیه جهادی داشته باشد و با رفتاری انقلابی و پویا در جهت حمایت و احیای آن تلاش کند. با روحیه کارمندی و ساز و کارهای اداری نمیتوان به این هدف رسید بلکه باید نگاهی هنرمندانه و دلسوزانه به این بخش داشت تا یک مکانیسم و جریان زنده و پویایی برای نمایش و اکران آثار مستند در تلویزیون فراهم شود.
سیدرضا صائمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم