منابع طبیعی ایران بشدت در خطر است، ایران جزو 6 کشور اول تخریبگر محیط زیست است، در عرصه منابع طبیعی همیشه خطراتی چون آتشسوزی، قاچاق، تخریب، تصرف اراضی، مرگ جنگلبانها و بدتر از آن مجازاتهای کماثر برای متخلفان به چشم میآید. اگر بخواهید شمایی کلی از سیمای منابع طبیعی و چالشهای حفاظت ارائه دهید به چه مواردی اشاره میکنید؟
منابع طبیعی یک نعمت خدادادی است که امروز شرایط نهچندان خوب آن احساس میشود برای همین همه باید کمک کنند تا این منابع از شرایط فعلی خارج شود. در مدیریت بحران گفته میشود اگر برای یک نهاد، سازمان یا استانی اتفاقی افتاد همه آنهایی که همسایه و همجوار آن هستند باید به کمک بیایند مثلا اگر در تهران زلزله آمد باید استانهای قزوین، اصفهان و... دست به کار شوند.
در کشور ما بعد از انقلاب منابع طبیعی وضعیت خوبی نداشت و در این مدت ما برای حفاظت از منابع طبیعی 11 شهید دادیم و 150 هزار پرونده تخلف در محاکم تشکیل دادیم. احکامی هم که صادر میشد چون بعضا پیگیریهای لازم درباره آنها انجام نمیشد زیاد کارساز نبود. حکم یا نباید صادر شود و اگر صادر میشود باید اجرا شود. این مساله مهمی است چون منابع طبیعی از آن دست اموری است که اگر متخلفان احساس کنند برخوردی در آن نیست، جسور میشوند هر چند که من خودم برخورد را حرکت آخر میدانم.
یعنی فکر نکنید که ما در ابتدای کار با متخلفان برخورد فیزیکی میکنیم چون بعضی افراد فقط از سر ناآگاهی دست به تخریب میزنند مثلا کشاورزی که زمینش کنار جنگل است و مزرعهاش را آتش میزند اگر احساس کند که برای جلوگیری از سرایت آتش به جنگل مسوول است آتشسوزی رخ نمیدهد، اما بسیاری از کشاورزان هستند که آتش مزرعهشان را رها میکنند و باعث آتشسوزی بخشی از منابع طبیعی میشوند. این حرکت از روی ناآگاهی است، اما بعضیها هم هستند که بخشی از عرصه منابع طبیعی کنار مزرعهشان را که شرایط طبیعی دارد، تخریب میکنند تا صاحب آن بشوند.
اجازه بدهید سوالم را این طور بپرسم؛ در حال حاضر مهمترین مخاطرات حفاظت از منابع طبیعی در کشور چیست؟ یعنی تخلفات در چه حوزهای و توسط چه کسانی انجام میشود؟
تخریب منابع طبیعی مهمترین چالش ماست. در بحث حفاظت از منابع طبیعی ما باید با چند گروه متخلف مقابله کنیم یعنی هم کسی که عرصهها را از روی عمد از بین میبرد، هم کسی که از روی ناآگاهی دست به تخریب میزند و هم با کسی که تخریب را با هدف تصرف انجام میدهد.
تخریب واقعا یکی از دغدغههای من است. نگرانی من این است که بتوانم از تخریبی که در کشور اتفاق میافتد جلوگیری کنم چه تخریبهای قانونی و چه تخریبهای غیرقانونی. تخریب قانونی این است که مثلا باید از اینجا تا مشهد جادهای زده شود یعنی کاری برای رفاه مردم، اما این کار با تخریب عرصهها همراه است. سوال هم این است که میزان تخریب به چه میزان خواهد بود و اگر تخریب صورت میگیرد آیا در جایی دیگر احیا انجام میشود؟
ما به دنبال این هستیم که این مسائل را قانونمند کنیم چون نمیتوانیم در مقابل رشد، توسعه و کارهای زیربنایی ایستادگی کنیم، اما میتوانیم ایجاد زیرساختها را با کمترین تخریب انجام دهیم. البته در این راه همراهی همه دستگاهها حرف اول را میزند، مجازاتها هم باید افزایش پیدا کند یعنی باید شدت مجازاتها را داشته باشیم و هزینه تخریبها را بالا ببریم تا کسی دنبال تخریب نباشد.
اجازه بدهید بگویم من دقیقا دنبال چه چیزی هستم. من هم مثل شما معتقدم که برای متخلفان ناآگاه باید فرهنگسازی کرد، اما منظور من متخلفانی است که آگاهانه و برای کسب سود، منابع طبیعی را تخریب میکنند. دغدغه ما این است که چرا هیچ گاه هویت متخلفان حرفهای فاش نمیشود؟ آیا درست است که بخشی از آنها به منابع قدرت وابستهاند؟
من خیلی به این موضوع اعتقاد ندارم. من الان به عنوان یک سرباز منابع طبیعی حرف میزنم و شاید از زد و بندهایی که شما میگویید هم خیلی بیاطلاع نباشم. آنهایی که تصرفات قانونی انجام میدهند روش کارشان به این صورت است که در منطقهای قطعهای زمین دارای سند میخرند و بعد قطعهای از منابع طبیعی را به سندشان اضافه میکنند.
یکی از راههای تصرف این است اما کسی در سازمان ما وجود ندارد که چنین اتفاقی را ببیند و چشمش را روی آن ببندد اگر شما هم نمونهای دارید بگویید تا شخصا پیگیری کنم، اما گاهی اوقات گفته میشود که در فلان جنگل باید یک بیمارستان ساخته شود و یکی از بزرگان هم کلنگش را میزند پس آنها قطعا بهتر از ما میدانند که چه کار میکنند و به فرض هم که 50 درخت را برای این مساله عامالمنفعه قطع کردند. در چنین شرایطی زمینخواری به آن معنایی که شما دنبالش هستید اتفاق نمیافتد. پس تخلف در همان چیزی است که من گفتم مثلا کسی سندی دارد، اما سندش را افزایش میدهد و بعد هم به مرور زمان خودش را در دستاندازهای اداری میاندازد و شاید بتواند به زعم خودش توفیقی هم به دست بیاورد.
خب همین بحث سندسازی هم تکنیکی برای زمینخواری است.
من نمیگویم که نیست. وقتی شما کلمه زمینخواری را مطرح میکنید به این معناست که باندی وجود دارد و این باند در تمام سازمانها و نهادهای مختلف نفوذ دارد و از این طریق اقدام به تصرف اراضی میکند. در حال حاضر اگر حتی نهادهای دولتی اقدام به ساخت جاده یا هر نوع ساخت و سازی کنند سوال اولیه ما این است که آیا مجوز دارید؟
بیانصافی است اگر بگوییم فلان شخص در حال تخریب منابع طبیعی است، اما ما از او حمایت میکنیم. حرف من این است که یگان حفاظت در این سازمان هیچ ملاحظاتی ندارد، دستورالعملهای ما شفاف است، باید با متخلفان برخورد کنیم، ساز و کارهایمان را هم تعریف کردهایم، اما آنهایی که شما اسمشان را زمینخوار گذاشتهاید میتوانند این عده باشند که مثلا در دامنه جنوبی البرز تعاونی مسکن احداث کرده و دست به ساخت و ساز زدهاند، اما بیشتر اینها مجوز دارند، یعنی از نگاه ما درست است که آنها وارد عرصه منابع طبیعی شدهاند، اما سند دارند و ما کاری نداریم که سند را چطور به دست آوردهاند چون ما با کسانی برخورد میکنیم که سند نداشته باشند.
موضوع همین است که چرا عدهای منابع طبیعی را جدی نمیگیرند و سازمان را دور میزنند؟
ببینید همیشه حرف آخر را سازمان نمیزند. اینجا یک سازمان وابسته است یعنی سازمان حاکمیتی وزارت جهاد کشاورزی پس طبیعتا باید از سیاستهای کلان وزارتخانه پیروی کند، شاید یکی از ضعفهایش هم همین باشد.
اگر چه شما در لفافه حرف زدید، اما من پیامتان را گرفتم. شما میگویید ما تصمیمگیرنده نهایی نیستیم و کسانی بالا دست شما هستند که ممکن است مخالف نظر شما تصمیم بگیرند.
نه، من صحبتم این بود که توسعه کشاورزی ما در گرو منابع طبیعی است برای همین هم این سازمان در اختیار وزارت جهاد کشاورزی است، اما بالاخره یکسری زمینها وجود دارد که به درد کشاورزی نمیخورد و برای کارهای دیگر مفید است پس باید استعدادیابی کرد تا مشخص شود این زمین برای چه کاری سودمند است.
در حال حاضر واحدهای مسکن مهر در اطراف تهران در زمینهایی ساخته میشود که منابع طبیعی در اختیار مسکن و شهرسازی قرار داده، اما درباره آن چیزی که شما دنبالش هستید باید بگویم انصافا مسوولان این سازمان دلسوز نظام هستند و دلشان برای منابع طبیعی میسوزد، همان طور که من به عنوان فردی نظامی به سازمان آمدهام و حالا بعد از 5 سال نسبت به منابع طبیعی احساس دین میکنم.
پس من کاملا رد میکنم که کسی به طور عمدی به منابع طبیعی آسیب میزند البته شاید در گذشته چنین چیزی بوده، اما الان قاطعانه میگویم که همه مسوولان دلسوز منابع طبیعی هستند. این دلسوزی تا حدی است که رهبر معظم انقلاب هم دستور قاطع برای برخورد با ساخت و سازهای غیرمجاز در دامنه جنوبی البرز میدهند و رئیسجمهور میگوید با متخلفان در هر شرایطی برخورد کنید.
به نظر من رویکرد کشور، رویکرد حفاظت از منابع طبیعی است نه رویکرد تخریب. وقتی ما به راحتی جلوی اداره راه را میگیریم و پرونده را به دادگاه ارجاع میدهیم نشان میدهد که رویکرد حفاظت از منابع طبیعی در کشور وجود دارد، اما شاید همگانی نباشد.
شما در شرایطی میگویید حفاظت از منابع طبیعی در اولویت قرار دارد که خیلیها معتقدند تغییرات اخیر در پست ریاست سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری با هدف تضعیف امر حفاظت انجام شده است.
من در این موضوعات دخالت نمیکنم، اما شعار سازمان حفاظت از منابع طبیعی است.
شما همیشه در صحبتهایتان تاکید دارید که در مقابل متخلفان قاطعانه خواهید ایستاد. میتوانید چند مورد از ایستادگیهای شاخص را نام ببرید؟
اخیرا عوامل ما در استان گیلان 200 هکتار از اراضی منابع طبیعی را از دست متخلفان آزاد کردهاند. در اردبیل هم همین طور. من در مورد خلعیدهای بزرگ آمار هفتگی و ماهانه به رئیس سازمان میدهم مثلا اجرای احکام ما در 3 ماهه نخست امسال 14 درصد افزایش داشته است. گاهی وقتها حکمی صادر میشود، اما به خاطر ملاحظاتی که شما به آن اشاره کردید حکم اجرا نمیشود پس حالا که ما 14 درصد رشد داشتهایم معلوم است که کارهای خوبی در حال انجام است.
البته در حال حاضر دیگر بحث خلع یدهای کلان مطرح نیست چون گاهی ما حتی یک هکتار را هم آزاد میکنیم یعنی ما با تخلفات بزرگ و کوچک برخورد میکنیم و این طور نیست که فقط با تخلفات ناچیز مقابله کنیم. پس شما مطمئن باشید که اگر عدهای این گونه برداشت میکنند که با تغییر رئیس سازمان موضوع حفاظت کمرنگ خواهد شد، این گونه نیست . ضمن آن که موضوع واگذاری خدمات هواپیمایی به سازمان جنگلها نیز این موضوع را تایید میکند.
اما آنهایی که این هواپیماها را دیدهاند میگویند بسیاری از آنها آنقدر فرسودهاند که کارایی لازم را ندارند.
درست است که ناوگان فرسوده است، اما ظرفش که به درد ما میخورد یعنی شاید اسبابش زیاد به کارمان نیاید، اما خانهاش که خوب است، نیروی انسانی (خلبان) این ناوگان که به دردمان میخورد، حالا اگر هلیکوپترش نیست نیروی انسانی که هست ضمن آن که برنامه این است که این ناوگان به روز و تجهیز شود.
پس بالاخره خدمات ویژه هواپیمایی را به طور کامل به خدمت گرفتید؟
این موضوع در دولت و مجلس مصوب شد که این خدمات را به سازمان جنگلها بدهند، اما کار هنوز در دستاندازهای اداری است.
فکر میکنید دقیقا چه زمانی کار را تحویل بگیرید؟
وقتی مصوب شود و بودجه آن تامین شود. شاید تا آخر سال.
البته در اختیار گرفتن خدمات هواپیمایی اتفاق خیلی خوبی است به شرط آن که اجازه پرواز در هر ساعت از شبانهروز را داشته باشید.
وقتی کار را تحویل بگیریم امور مربوط به پرواز از طریق سیستم ناوبری که در قزوین مستقر است انجام خواهد شد. الان یکی از مشکلات ما این است که تجهیزاتمان متناسب با ماموریتهایمان نیست. این موضوع مربوط به امروز هم نیست و از گذشته وجود داشته است. شما فکر میکنید که ما حریقهایمان را چطور کنترل میکنیم؟
بله سوال من هم همین است که شما آتشسوزیها را چگونه کنترل میکنید؟
ما خودمان هلیکوپتر نداریم، اما نمیشود که آتش را رها کرد. ما الان در بعضی استانها از دستگاههایی که هلیکوپتر دارند کمک میگیریم مثل سپاه، هوانیروز، نیروی انتظامی، هلال احمر و... ما در حال حاضر با ستاد حوادث غیرمترقبه وارد مذاکره شدهایم و با ستاد کل نیروهای مسلح هم مکاتبه کردهایم تا هر وقت نیاز به هلیکوپتر داشتیم در اختیارمان قرار دهند.
اصلا در بعضی مواقع نیازی نیست که هلیکوپتر برای خود ما باشد چون هزینههایش سنگین است، اما ما میگوییم مگر آتشنشانیها برای شهرداریها هزینههای سنگینی ندارند، اما اگر فقط یک ماموریت بروند و جان یک انسان را نجات دهند همه هزینهها جبران میشود.
پس ما باید هنرمان این باشد که از امکانات همه دستگاهها استفاده کنیم و اجازه ندهیم اگر امکانات نداریم منابع طبیعی بسوزد و از بین برود. البته ما از وضعیت حفاظتمان رضایت کامل نداریم، اما با شرایط موجود توانستیم کارهای خوبی انجام بدهیم. امسال بحث حریق در کشور بحرانی بود و من از قبل این موضوع را اعلام کرده بودم که همه دستگاهها باید به ما کمک کنند. وقتی یک عرصه 50 هکتاری آتش میگیرد فکر نکنید که این با 100 نفر نیرو مهار میشود وانصافا همه دستگاهها اعم از ارتش، سپاه و بسیج پای کار میآیند.
این را هم بدانید که هر کسی نمیتواند آتش را خاموش کند چون عواقب تخریبی آتش درون جنگل خیلی بدتر از درون شهرهاست. باز هم میگویم همه به ما کمک میکنند، اما هنوز کفایت نمیکند.
بله دقیقا این همان حرف ماست یعنی چرا وقتی درد را میدانیم برای درمانش کاری نمیکنیم.
عوامل بروز آتشسوزی مشخص است. مثلا امسال بارندگی زیاد بوده، پوشش گیاهی خوب بوده، هوا خیلی گرم شده، همه پوشش خشک شده و فقط منتظر یک جرقه است. 83 درصد عرصههای کشور هم چنین وضعی دارد خب ما چطور باید از این عرصهها مراقبت کنیم؟
ما باید بهداشت جنگل را انجام دهیم، باید کارهای ترویجی انجام دهیم، با دهداریها جلسه بگذاریم، با ستاد حوادث غیرمترقبه ارتباط برقرار کنیم، با هواناجا و... هم همین طور. اینها کارهای پیشگیرانه است که اگر این هماهنگیها در مجموعه وجود نداشت شاید خسارات خیلی بیشتر از حال حاضر بود.
من نمیخواهم بگویم توانستهایم جلوی همه خسارتها را بگیریم، اما وقتی بحرانی پیش میآید باید بتوانیم با کمترین هزینه آن شرایط را پشت سر بگذاریم. سال 86 اوج آتشسوزی در کشور بود، اما با این که شرایط جوی مان از آن موقع بدتر است ولی هنوز به رقم سال 86 نرسیدهایم.
یک مساله دیگر هم کمبود نیروست. یگان حفاظت فقط 2200 نیرو دارد یعنی برای هر 68 هزار هکتار یک نفر نیرو. وقتی ستاد کل هم قبول میکند که به ما سرباز لیسانس بدهد به خاطر احساس کمبود و تلاش برای کمک به ماست.
شما به کمبود امکانات و نیرو اشاره کردید. در حال حاضر امکانات اطفای حریق در کشور چقدر به روز است؟
امکانات اطفای حریق 2 بخش انفرادی و گروهی دارد. تجهیزات انفرادی ما خوب است مثلا مخازن انفرادی آب برای خاموش کردن حریق در خط آتش، اما یک نکته وجود دارد و آن این که آتشسوزی عمدتا در مناطق صعبالعبور رخ میدهد به همین علت انسان باید در آن نقاط هلی برد شود چون اگر نیرو بخواهد از پایین خودش را به ارتفاعات برساند کار از کار میگذرد.
ما باید نیروی مختص اطفای حریق داشته باشیم اما نداریم. الان همان فردی که برای ما قرقبانی میکند، هم ضابط دادگستری است، هم مسلح است، هم ملبس است، هم مدرج است، هم آتش خاموش میکند و هم تشکیل پرونده میدهد. یعنی یک فرد در بلوکی که برایش تعریف شده همه این کارها را انجام میدهد. اگر قرار باشد ما برای 10 هزار هکتار هم یک نفر نیرو داشته باشیم به 13 هزار نفر نیاز داریم، اما ما الان یکپنجم نیروی مورد نیاز را هم نداریم و اگر از ستاد کل هم تقاضای سرباز کردهایم کاری برای تسکین است نه درمان. ولی به هر حال با همین وضعیت ما باید تا پایان برنامه پنجم توسعه سطح پوشش حفاظتیمان را به 70 درصد برسانیم.
این حرفها روی کاغذ بسیار زیباست، اما در عمل چطور میخواهید به این سطح برسید چون ما هم اکنون از برنامه چهارم توسعه و اهداف سند چشمانداز20 ساله عقبیم.
ما هماکنون از برنامه چهارم توسعه عقبیم. در حال حاضر سطح پوشش حفاظتی ما 40 درصد است، اما در نهایت باید این رقم تا پایان برنامه پنجم توسعه به 70 درصد برسد. ما در این مدت تعدادی نیرو گرفتهایم، سامانه 120 را ایجاد کردهایم، مرفوک ایجاد کردهایم و... .همه اینها هم باعث کاهش جرایم میشود.
وقتی مردم بتوانند با شما خوب ارتباط برقرار کنند و شما خوب به صحنه برسید آیا این یکی از فاکتورهای موفقیت نیست؟ ما در سطح کشور 220 پایگاه ویژه منابع طبیعی ایجاد کردهایم یعنی کسی که تخلف میکند دیگر به کلانتری نمیرود تا پارتی بازی شود یا به جایی دیگر برود و پرونده 4 سال بماند و متخلف یک جوری در برود.
خب ما 220 نقطه در کشور ایجاد کردهایم که رسیدگی به این پروندهها را از 4 سال به 40 روز رسانده است. این یعنی چه؟ برنامه چهارم توسعه و سند چشمانداز میخواهد تخلف رخ ندهد یکی از راهها این است که اطاله دادرسی را کاهش بدهیم و این کار وقتی انجام میشود که مراکزی را ایجاد کنیم که خودمان به صورت فنی و تخصصی به پروندهها رسیدگی کنیم.
اینهاست که من میگویم ما کارمان را داریم درست انجام میدهیم. الان مامور منابع طبیعی ما خودش یک پلیس است، اما قبلا این طور نبود. ما در حال حاضر در 220 پایگاهمان بازداشتگاه داریم یعنی خودمان متخلفان را دستگیر میکنیم. خب اینها یعنی بالا بردن هزینه جرم که ما را به اهدافمان نزدیک میکند تا افراد به خودشان اجازه ندهند که به حریم منابع طبیعی تجاوز کنند. الان تلفنهای 09696 و 120 باعث شده تا مردم خیلی از موارد تخلف را به ما گزارش بدهند.
پیش از این ماموران حفاظت از منابع طبیعی جرات برخورد با متخلف را نداشتند چون 11 نفرشان را کشتند و کسی صدایش درنیامد اما حالا متخلف هم اینکه مامور ما را میبیند میترسد و میداند که به دادگاه فرستاده میشود و قاضی و قانون از مامور حمایت میکنند.
بحثمان به جای خوبی رسید چون میخواهم بدانم نظرتان در مورد آرای صادره در دادگاهها چیست. آیا این احکام را به نفع منابع طبیعی میدانید؟
هم اکنون در بیش از 90 درصد پروندههایی که از منابع طبیعی به دادگاهها میرود رای به نفع منابع طبیعی صادر میشود در حالی که قبلا اینگونه نبود. ما با ممیزی کردن اراضی، مشخص کردن مستثنیات، باز کردن کمربند حفاظتی و سند گرفتن اراضی منابع طبیعی کاری کردهایم تا کسی که تخلف میکند سریع شناخته شود.
اگر شما از شورای حفظ حقوق بیتالمال سراسر کشور آمار بگیرید میبینید یکی از سازمانهای فعال در حفظ حقوق بیتالمال، سازمان جنگلهاست. ما الان در بعضی استانها بازپرس ویژه داریم قبلا یکی از مشکلات ما این بود که یک پرونده در شعب مختلف آرای مختلفی میگرفت یعنی وحدت رویه میان احکام وجود نداشت، اما حالا صدور احکام تقریبا یکنواخت شده است. البته این وحدت رویه هنوز به طور کامل به وجود نیامده، اما ما سعی میکنیم که آن را ایجاد کنیم.
در حال حاضر وضعیت اجرای احکام چگونه است؟
در گذشته پرسنل منابع طبیعی به دلایل مختلف خودباوری نداشتند و خیلی سخت میتوانستند یک حکم را اجرا کنند برای همین خیلی از مواقع فرد متخلف را میآوردند و یک صورت جلسه تهیه میکردند که خلع ید انجام شده و فرد هم آن را امضا میکرد؛ ولی دوباره به تصرفاتش ادامه میداد. این به خاطر همان مشکلات و کمبود امکانات پرسنل ما بود، ولی الان یگان حفاظت در همه استانها ایجاد شده و یک افسر ارشد در هر استان وجود دارد. در حال حاضر پشتوانه یگان حفاظت، نیروی انتظامی است یعنی ما یک افسر ناجا داریم که با فرمانده انتظامی استان تماس میگیرد و برای اجرای احکام، یگان ویژه درخواست میکند ضمن آن که احکامی که ما هم اکنون اجرا میکنیم همه واقعی است و حکم صوری نداریم.
جناب سرهنگ! با وجود اینکه تمام کارهای انجام شده در منابع طبیعی را میپذیرم، اما هنوز اعتقاد دارم برای مقابله با متخلفان دانه درشت تعارف وجود دارد یعنی اگر قاطعیتی هست برای برخورد با آنانی است که نفوذی ندارند و به مراکز قدرت وابسته نیستند.
من مجبورم دوباره یکسری از نامهنگاریهایم را به شما نشان بدهم. چندی قبل نامهای خطاب به معاونت مهندسی و پدافند غیرعامل نوشتم که بعضی تخریبها در عرصه منابع طبیعی را مانورهای شما به وجود میآورد یعنی علاوه بر تصرف زمین دست به تخریب هم میزنید. من میخواهم بگویم ابعاد حفاظت از منابع طبیعی خیلی وسیع است. شما اگر بخواهید به فلان نیروی نظامی بگویید مانور اجرا نکند آیا به همین راحتی است؟ من همه راهکارهای جلوگیری از این تخریبها را رفتهام و نباید اینطور فکر کنید که ما با فلان نیرو برخورد نمیکنیم. در واقع ما با متخلفان در هر مقام و موقعیتی تعارف نداریم و ریز و درشت هم برایمان فرقی نمیکند چون اگر بخواهیم ریز و درشت کنیم خدا از ما نمیگذرد و خدا از ما نگذرد اگر میبینیم در جایی تخلفی میشود اما چشممان را میبندیم.
خیلی خوب است که شما اینطور فکر میکنید، اما وقتی چند هزار اصله از درختان بلوط دنا توسط همان پیمانکاری که گفته میشد نفوذ زیادی دارد قطع شد نیروهای شما کجا بودند؟
ما حضور داریم.
نه! فاز اول انتقال لوله گاز 14 هزار درخت را قطع کرد و بعد از آن که پروژه با نامه دادستان کل کشور متوقف شد دوباره کار آغاز شد و این بار تعداد بیشتری از درختان را از بین برد برای اینکه ظاهرا سود یک عده در انحراف مسیر و کوتاه شدن آن بود.
یک وقتی میآیند مسجد ضرار را هم خراب میکنند مگر میشود مسجد را خراب کرد اما بنا به مصلحتی این کار را میکنند در حالی که رسولالله عمده کارشان درخت کاری بود.
لطفا بحث را به حاشیه نبرید.
من میخواهم با شما به صورت مصداقی صحبت کنم. من با دنا کاری ندارم و نمیخواهم به آن بخشی که شما اشاره کردید بپردازم اما میخواهم بگویم اگر مصوب میشود یک روستای 20 خانواری باید صاحب آب و برق و گاز شود مگر میشود این اتفاق نیفتد. آیا شما حاضرید در روستای بدون امکانات زندگی کنید؟ الان یکی از مسائل مهم ما این است. جادهای که ما در کوهرنگ جلوی آن را گرفتیم وقتی مسیرش با درختان تلاقی کرد این کار را کردیم پس بی انصافی نکنید.
من بیانصاف نیستم فقط سوال دارم، اما هیچ کس حاضر نیست، جواب خبرنگاران را بدهد.
فردی که چند هزار درخت را قطع میکند و خیلی از مسوولان از آن باخبرند حتما بنا به مصلحتی این کار را انجام میدهد. اگر قرار است توسعهای رخ دهد حتما آسیبی هم وارد میشود یعنی اگر قرار است خط لوله عبور کند بیشک آسیب ایجاد میشود، اما حرف ما این است که آسیب باید در کمترین حد باشد.
ببینید الان من و شما اتفاق نظر نداریم چون وقتی پروژه انتقال گاز ارزیابی زیستمحیطی میشد پیمانکار مسیر دیگری را معرفی کرده بود و اما وقتی کار شروع شد به خاطر صرفهجویی در هزینهها میانبر زد و درختهای سرراهش را قطع کرد و من میگویم نیروهای شما در آن لحظات کجا بودند؟
بله این اتفاقات هم میافتد.
خب مشکل ما هم همین است یعنی چرا این اتفاقات میافتد؟
من باید اینطور جوابتان را بدهم. وقتی میگویند جادهای باید از لرستان به خوزستان برود و عرض جاده هم 20 متر است و همه شرایط زیستمحیطی آن هم رعایت شده آیا واقعا چنین اتفاقی میافتد؟ در این موقع باید گوش ناظری را که کنار پروژه ایستاده است، گرفت. شما مطمئن باشید که سازمان خیلی راحت با چنین کارهایی موافقت نمیکند. مثلا جاده ابر چقدر کش و قوس داشت اما مگر بالاخره جادهسازی اتفاق افتاد. همه باید به ما کمک کنند همین حساسیت شما هم خیلی خوب است. شما فکر میکنید وجود یگان حفاظت منابع طبیعی فقط به خاطراین است که دولت بگوید من هم کاری انجام دادهام؟
پیش از این خیلیها ارزشمحیط زیست و پیامدهای تخریب را درک نمیکردند، اما حالا همه حساس شدهاند و میخواهند حفاظت انجام شود.
ولی موانعی هست که کار حفاظت را به مشکل میاندازد.
بله موانعی هست که اجتنابناپذیر است. آیا شما هر چه دلتان بخواهد میتوانید بنویسید؟ معلوم است که نه. شما بگویید در کدام سیستم چنین ملاحظاتی نیست. شاید مواردی هست که من نمیدانم، اما رئیس سازمان میداند یا ملاحظاتی هست که وزیر میداند، اما رئیس سازمان نمیداند، اما اینکه شما میگویید دستهایی در کار است که مانع ایجاد میکند انشاءالله آن دستها قطع میشوند و همه کمک میکنند تا ایرانی آباد داشته باشیم.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم