مدتهاست مردم شهرها و روستاهای صومعهسرا، رشت، انزلی و فومن زبالههای خشک و تر به همراه میلیونها مترمکعب فاضلاب را راهی تالاب میکنند تا در نبود کارخانههای تولید کود، باز هم این انزلی باشد که شیرابه زبالههای متعفن را به جان میخرد.
حلقوم تالاب حالا از کودهای شیمیایی نیز انباشته است و کشاورزانی که در حواشی انزلی کار میکنند سموم دفع آفات را به تالاب میریزند و نمیدانند که ورود سالانه بیش از 2میلیون لیتر سم به محیط تالاب، حیات ماهیان بومی و مهاجر این منطقه را به خطر میاندازد و ذخایر این زیستگاه طبیعی را تهدید میکند.
اما این تمام ماجرا نیست چون هنوز رودهای منتهی به تالاب بدون آنکه فکری برای آلودگیشان بشود درست مثل زرجوب که فاضلابهای بیمارستان، گرمابه، واحدهای صنعتی و پسابهای کشاورزی را با خود حمل میکند به تالاب میریزند تا این بار کابوس از دست رفتن انزلی، خواب دوستداران طبیعت را آشفته کند.
رسوبات نیز سالهاست به جان تالاب انزلی افتادهاند و هزاران تن خاک حاصل از فرسایش هر سال به تالاب میریزد تا پهنهای آبی که در سالهای نه چندان دور عمقی بیش از 10 متر داشت با رسیدن به عمقی کمتر از 2 متر، امروز تعجب ناظران را برانگیزد. جولان قایقهای موتوری هم از آن دست مشکلاتی است که چون با معیشت مردم منطقه گرهخورده نمیتوان حذفش کرد اما آلودگیهای صوتی و انتشار ترکیبات خطرناک سرب، اکسیدگوگرد، کربن و نیتروژن حاصل از ترددشان حلقه محاصره را هر لحظه برتالاب تنگتر میکند.
اما اوضاع هر چه قدر هم پیچیده باشد به پیچیدگی ساقههای به هم پیوسته آزولا نیست؛ همان گیاهی که سالها قبل وزارت جهاد کشاورزی و شیلات برای تولید کودهای ازته و تامین غذای ماهیان پرورشی علفخوار از فیلیپین وارد ایران کردند، اما امروز آنچنان به دست و پای تالاب بسته است که مسوولان را برای رسیدن اکسیژن به جانوران زیر آب به تکاپو انداخته است. حالا اگر بارندگیهای پی در پی و کاهش اکسیژن در تالاب به واسطه متصاعد شدن گاز اکسید سولفید را هم به همه این مشکلات اضافه کنیم معلوم میشود که نابودی گونههای گیاهی و جانوری در تالاب جدیتر از آن است که تلاش برای نجات آن از مرگ حتی برای لحظهای به عقب بیفتد.
طرحی برای احیا
فاضلابها همچنان به تالاب میریزند، صید و شکار بیرویه گونههای جانوری را تهدید میکند، کنار گذر نیمهکاره انزلی هنوز جثه بدقوارهاش پابرجاست، هزاران تن زباله خشک بر سیمای تالاب خش میاندازد، آزولا همچنان میروید و اکسیژن آب را میبلعد و انزلی در زمره تالابهای با تغییرات شدید اکولوژیک قرار گرفته، شاید این معضلات که بقای تالاب را به خطر انداخته دلایلی خوبی برای طراحان طرح احیا بوده که از سالها قبل به فکر وارد کردن شوکی به تالاب بودهاند تا مگر دوباره بر قوای درونیاش تکیه کند و زنجیره حیات را از نو بسازد.
سالهاست که حامیان احیای انزلی طرحشان برای بازسازی این زیستگاه مهم شمال کشور را ارائه کردهاند اما معلوم نیست که دقیقا بروز چه اتفاقاتی اجرای آن را تا این حد به تاخیر انداخته است هر چند که چند روزی میشود که مسوولان از اجرای طرح لایروبی در انزلی خبر میدهند.
البته کار احیای تالاب نیمه مرده انزلی تنها با لایروبی به سامان نمیرسد و اقدامات دیگری را نیز میطلبد تا شاید تا 2 سال آینده حیات به تالاب برگردد؛ همان فعالیتهایی که مسعود باقر زاده کریمی، مدیر فنی دفتر تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست در گفتگو با جامجم بر میشمارد.
او میگوید: تالاب انزلی در انتهای 11 رودخانه قرار گرفته و هر اتفاقی در بالا دست این حوزهها بیفتد، روی تالاب نیز اثر میگذارد. عدهای فکر میکنند که چون تالابها میتوانند مثل سپر عمل کنند و آلودگیها را در خود نگه دارند مشکلی پیش نمیآید، اما امروز حجم آلودگیهای تالاب انزلی به قدری بالاست که بیم از دست رفتن آن میرود. در واقع حجم آلایندهها به حدی رسیده است که تالاب قدرت پالایندگیاش را از دست داده و در نتیجه آبی که از آن به دریای خزر میریزد نیز آلوده است.
باقرزاده کریمی مشکل زبالههای خشک سرگردان و شیرابههای حاصل از آنها در کنار بهرهبرداریهای بیرویه طبیعتگردان و تردد خارج از توان قایقها را از مشکلات عمده تالاب میداند و ادامه میدهد: تالاب انزلی مجموعهای 15هزار هکتاری است که در بخشهای مختلف آن مشکلاتی با درجات گوناگون وجود دارد اما آسیبدیدهترین قسمت آن بخشهایی است که رودخانهها به تالاب میریزند و به خاطر ورود فاضلابها، آلایندهها بشدت غلظت یافتهاند.
او توضیح میدهد: هم اکنون درآن بخش از بدنه آبی تالاب که عمق آب قابل توجه است مشکلات کمتری وجود دارد و به خاطر تردد آسان قایقها، آزولاها نیز پراکنده میشوند اما در جاهای کم عمق که رفت و آمد قایقها امکان ندارد آلودگیها تجمع کردهاند و به خاطر ورود فاضلاب و غنی شدن بیمورد آب، نیها انبوه شدهاند و در نتیجه آزولاها در آب راکد اطراف آن مجال رشد یافتهاند.
آنطور که مدیر فنی دفتر تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست توضیح میدهد هم اکنون از حدود 4 هزار هکتار از پهنه آبی تالاب حدود 3 هزار هکتار آن در محلهای اتصال رودخانهها و مناطق همجوار کنار گذر بشدت در معرض خطرند، تا جایی که به گفته این مقام مسوول حالا عمق عمیقترین قسمت تالاب به کمتر از 2 متر و در آسیبدیدهترین نقاط به یک و نیم متر رسیده است؛ این در حالی است که به گفته کریمی حدود 10 هکتار از محدوده تالاب نیز کاملا با زباله پوشیده شده است.
اینها تصاویری از اوضاع به هم ریخته تالاب انزلی است، همان واقعیاتی که مسوولان مجری احیای تالاب قصد دارند با لایروبی، نی بری، رهاسازی ماهیهای بومی و حذف ماهیان غیربومی، پاک کردن آلایندهها، کم کردن مزاحمتها، مدیریت قایقرانی، کنترل سموم، جمعآوری زبالهها، جلب مشارکتهای مردمی، ارتقای آگاهیها و ایجاد مراکز آموزشی و سایتهای پرندهنگری به آن سر و سامانی بدهند.
برای انجام تمام این کارها 10 سال زمان و 90 میلیارد تومان پول پیشبینی شده است، اما سوال این است که آیا همتی که لازمه پیشبرد کار احیاست نیز در بدنه اجرایی کشور وجود دارد؟
چرا عزمها جزم نیست؟
اینکه چرا انجام یک طرح در ایران به ویژه اگر مربوط به طبیعت باشد سالها طول میکشد، اینکه چرا تاثیرگذار بودن رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در کابینه بستگی به ارتباطات سیاسی او دارد، اینکه چرا وقتی پای محیط زیست به میان میآید همگرایی میان بخشهای دولتی کمرنگ میشود و چرا عزمها برای رفع مشکلات کمتر جزم میشود سوالاتی دائمی است که شاید بتوان پاسخ آنها را از لابهلای گفتههای برخی مسوولان پیدا کرد.
کریمی در همان حین که به انتقاد خبرنگار ما از روندی که احیای تالاب انزلی را به جزیرهای جدا افتاده تبدیل کرده ـ یعنی تلاشی که کمتر با همراهی دیگر بخشهای دولتی انجام میشود ـ گوش میداد اظهاراتی را بیان کرد که بخوبی میتوان فهمید چرا همزمان با اجرای فازهای احیا، مثلا وزارت جهاد کشاورزی برای آبخیزداری در بالادست حوزهها و مسوولان استانی برای حذف فاضلابها اقدام نمیکنند؛ مواردی که کریمی نیز با ادبیات مخصوص به خودش به آنها اشاره میکند.
او میگوید: اگر ما بخواهیم در اجرای طرح احیای تالاب انزلی موفق باشیم ناچاریم تا این همگرایی را میان بخشهای مختلف ایجاد کنیم اما در جایی که همه راهها به دولت ختم میشود مجاب کردن دیگران کاری زمانبر است. البته ما امیدواریم از طریق کمیتههای ملی و استانی و از طریق نفوذ استاندار طرحهای آبخیزداری را عملیاتی کنیم و قول مساعد استاندار برای جمعآوری فاضلابها را بگیریم اما لازمه اینها این است که کمیته فرابخشی فعالتر عمل کند تا همه بدانند که اولویت اول، احیای تالاب است.
کریمی توضیح میدهد: وقتی ما در جلسات ملی حاضر میشویم واقعا نسبت به موضوع حساسیت وجود دارد ولی نمیدانم وقتی کار در استان قرار میگیرد چه اتفاقی میافتد که باید هر از گاهی برای یادآوری وظایف افراد باید سیگنال فرستاد یعنی شاید آنها دچارروزمرگی میشوند، شاید هم تعهدات الزامآور نیست یا شاید اعتبارات مورد نیاز تامین نمیشود.
امید احیا تا 2 سال دیگر
اگرچه مدتهاست آب تالاب انزلی از کیفیت افتاده و ورود فاضلابها به آن ترکیباتش را تغییر داده، اما هنوز نقطه امیدی برای احیای آن وجود دارد. نابودی آزولاها هم زمان میخواهد و مهمتر از آن پول و تجهیزاتی که فعلا در دسترس نیست، اما کریمی میگوید فعلا با روشهای مکانیکی با آزولاها مبارزه خواهند کرد. او این امیدواری را نیز میدهد که با اجرای طرح احیا تا دو سه سال آینده شاهد تغییر وضعیت تالاب خواهیم بود. هرچند که همچنان نگرانی از بالا آمدن آب دریای خزر، پس زدن آب شور دریا به تالاب یا خشکسالیهای احتمالی که منابع آب شیرین تالاب را محدود میکند وجود دارد ولی با این همه برای زنده نگهداشتن یکی از بینظیرترین محدودههای طبیعی ایران گزینهای جز جدی گرفتن میانبری به نام طرح احیای تالاب انزلی وجود ندارد.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم