اینگونه جملهها به نوعی نشاندهنده نگاه شما به زندگی هستند و این که شما معتقدید سرنوشتتان در دست خودتان است یا آن را به عوامل دیگری چون شانس وابسته میدانید. به راستی شما چقدر به نقش شانس در زندگی اعتقاد دارید؟ چقدر فکر میکنید که شانس تعیین کننده است و این شانس است که همه چیز را پیش میبرد یا از حرکت باز میدارد؟
تا به حال با خود فکر کردهاید که واقعاً شانس چیست و چقدر در زندگی ما نقش دارد؟ آیا شما هم از آن دسته افراد هستید که همه چیز را در دستان قدرتمند شانس میپندارند و تمام موفقیتها و شکستها را از داشتن یا نداشتن شانس میدانند؟
ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، همچنان که روزگار میگذرانیم و روزها و شبها را پشت سر میگذاریم، بیشتر با سختیها و ناملایمات زندگی روبهرو میشویم. این مشکلات گاهی وابسته به رفتار خودمان است و گاهی از سوی دیگران بر ما تحمیل میشود. در دورهای ممکن است سختیها به قدری شدید باشند که هفتهها، ماهها یا سالها برای از بین بردن اثرات آنها زمان لازم باشد، البته اغلب روزها هم گرفتاریهای جزئی و مختصری با ما همراه هستند.
اما نکته اساسی در تفکر و دیدگاه انسان که به زندگی معنی و جهت میدهد، درک این موضوع است که بیشتر مواقع در انتخاب، آزادیم و این انتخابها هستند که زندگی ما را میسازند. پس ما باید بیاموزیم و به فرزندانمان نیز یاد دهیم که به زندگی به عنوان مجموعهای از گزینهها نگاه کنیم. در حقیقت این سادهترین راه برای شروع زندگی است.
بله شروع زندگی، فراموش نکنیم که ما در هر سنی میتوانیم زندگی درست را آغاز کنیم.
شانس یا انتخاب؟
حتماً شما هم بارها این سوال را از خود پرسیدهاید که شانس چه نقشی در زندگی دارد. همه ما افرادی را دور و بر خودمان میشناسیم که فکر میکنند خیلی خوش شانس هستند یا بعکس با کسانی برخورد داریم که میپندارند بسیار بد شانساند. اما اغلب افراد این دو گروه از خود نمیپرسند که شانس چقدر در زندگی مهم است و چه میزان نقش تعیین کننده دارد.
در زندگی آن چیزی که به واقع میتواند سرنوشت ما را تغییر دهد انتخابهای ماست و نه شانس و بخت و اقبال.
یکی از راههای زندگی بهتر، دیدن زندگی به عنوان یک مجموعه انتخابهای هوشمندانه و هدفمند است. در حقیقت این بهترین و مثبتترین منظری است که میتوانیم از آن به زندگی نگاه کنیم.
کمی دقت کنید؛ ما از همان نخستین لحظههای صبح که بیدار میشویم تا آخر شب، تصمیمهای متعددی خواهیم گرفت؛ تصمیمهایی که اگر خود ما با آنها مواجه نشویم، کسی دیگر این کار را برای ما خواهد کرد. نام این رفتار، شانس داشتن یا نداشتن نیست، انتخاب یا برگزیدن راه صحیح یا خطاست با انتخابی آگاهانه یا سپردن سرنوشت به دست دیگران.
مقاومت در برابر انتخاب و آزادی!
وقتی صحبت از داشتن آزادی و حق انتخاب در زندگی میشود، مقاومت افراد واقعاً جالب و گاهی تعجب برانگیز است. وقتی به آنها میگوییم که زندگیشان در حقیقت همان مجموعه تصمیماتشان است، بسیاری از مردم هیچ وقت این اصل را نمیپذیرند.
چنین افرادی آنقدر بر اجباری بودن مسیر زندگی تاکید دارند که برایشان باور این مطلب سخت است که خود ما هستیم که مسیر را تعیین میکنیم.
اما چه بپذیریم و چه باور نکنیم، این ما هستیم که در هر لحظه آزادیم آنچه را فکر میکنیم درست است، انتخاب کنیم و کاری را انجام دهیم که در مورد آن تصمیم گرفتهایم. خداوند به ما حق انتخاب داده است، کسی هم نمیتواند این حق را از ما بگیرد. البته در برخی مواقع میتوانیم بگوییم که مجبور به انجام کاری خاص شدهایم ولی در واقع زندگی، انتخابهای ماست و تصمیماتی که میگیریم.
میدانید چرا بعضیها نمیپذیرند که آزادند؟ اگر قبول کنیم کارهایی که انجام میدهیم، انتخاب خود ما هستند، باید مسوولیت بزرگتری را در مورد خود، خانواده و زندگیمان بپذیریم. به همین دلیل هم گروهی از انسانها ترجیح میدهند از زیر بار این مسوولیت شانه خالی کنند. اما چه برای ما خوشایند باشد و چه نه، ما نتیجه تصمیمات خود را در زندگی دریافت میکنیم.
این که ما کی به دنیا بیاییم و چه زمانی خواهیم مرد، هیچ کدام از انتخابهای ما نیستند. اما زمان میان این دو رویداد، دورهای که به آن زندگی میگوییم، سرشار از انتخاب است.
بعضی از این گزینهها کاملا مشهود و مشخص هستند. به عنوان مثال ما میتوانیم دوستان، شغل، شیوه زندگی، محل زندگی، نوع ماشین شخصی و... خودمان را انتخاب کنیم.
در کنار این موارد مشخص و واضح، امور دیگری نیز وجود دارند، آنها با این که زیاد هم مشهود نیستند ولی اهمیتشان در زندگی دوچندان است. شاید ما حتی از آنها آگاه نباشیم یا توجه کافی به آنها نکنیم. اما به هر حال تصمیماتی در زندگی وجود دارند که کیفیت و چگونگی زندگی آینده ما را تعیین خواهند کرد.
ما آزادیم نگرش خود را ـ بدون در نظر گرفتن شرایط ـ انتخاب کنیم. شاید بتوان گفت که این یکی از مهمترین تصمیماتی است که خواهیم گرفت، زیرا چگونگی آن بر تمام جنبههای دیگر زندگی ما تاثیر میگذارد. آزادیم که شخصیت خود را انتخاب کنیم؛ فردی که دوست داریم آنگونه باشیم.
ما آزادیم و خودمان باید ارزشهای مورد قبولمان را مشخص کنیم.
ما در مورد نحوه برخورد با سایر افراد هم آزادیم. در چگونگی مواجهه با سختیها و ناملایمات زندگی باز هم این ماییم که حق انتخاب داریم. این ما هستیم که تعیین میکنیم چقدر در زندگی درس بگیریم و موفق شویم. در نهایت اهدافمان را هم خودمان تعیین میکنیم.
حالا سوالی مطرح میشود و آن اینکه با این همه حق انتخاب و آزادی در مسائل اساسی و مهم زندگی، آیا باز هم جایی برای صحبت از شانس میماند؟
ما همیشه انتخاب میکنیم
در زندگی همیشه نمونههایی هستند که نشان میدهند شانس چندان هم اهمیت ندارد و این سعی و تلاش ماست که موفقیت نهایی را رقم میزند.
شما هم میشناسیدشان یا در موردشان خواندهاید، افرادی را میگویم که به رغم امکانات نامناسب مادی و معنوی، به موفقیتهای بزرگی دست پیدا کردهاند. علت این مهم شانس نیست، دلیل آن این است که این انسانها به خود، هدف و راهشان ایمان دارند.
پس برای تعیین درست هدف، انتخاب راه صحیح و کسب موفقیت در زندگی، باور کنیم که ما اینقدر شانس داریم که خودمان را باور کنیم.
نیلوفر اسعدی بیگی
منبع:Citehr.com
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم