در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در واقع این زمان بستر مناسبی برای پخش برنامههایی است که مخاطب را با مفاهیم عمیق مذهبی و اخلاق پسندیده آشنا میکنند.
تعداد برنامههایی که برای این ماه تدارک دیده میشوند ، نسبتا زیاد است. از سریالهای شبانه گرفته تا برنامههای گفتگو محور و ویژه برنامههای سرگرمکنندهای که مخصوص این ماه ساخته میشوند و فیلمها و تلهفیلمهایی که تلاش میشود به این ایام بیربط نباشند.
اما تعداد برنامههایی که مناسب پخش در شبهای سوگواری هستند، انگشتشمارند و باید ویژگیهای خاصی داشته باشند. نقطه ارتباط این فیلمها و تلهفیلمها محتوای مذهبی یا اخلاقی آنها یا فضای روحانی و متینشان است.
اما این که چنین فیلمهایی همیشه مورد توجه مخاطب قرار نمیگیرند، به دلیل محتوا و فضای آنها نیست؛ بلکه معمولا ضعف در طرز روایت است که مخاطب با آن ارتباط برقرار نمیکند.
نقطه ضعف بیشتر فیلمهایی که با محتوایی این چنینی ساخته میشوند این است که با بیانی واضح و تکراری و نخنما به آموزش و انتقال مستقیم پیامهای اخلاقی و معنوی میپردازند.
فیلمی که بتواند با لحنی ظریفتر و بیانی غیرمستقیم به انتقال مفاهیم مورد نظرش بپردازد میتواند برای مخاطبانش جذابیت بیشتری هم ایجاد کند.
تلهفیلم «حبیب» به کارگردانی داریوش یاری که روز جمعه از شبکه یک سیما پخش شد، یک نمونه موفق از فیلمهایی است که بدون وجود دیالوگهای کلیشهای و بدون زیادهروی در نشان دادن احساسات عارفانه، توانست مخاطب را با داستان همراه کند.
درست است که تلهفیلم حبیب ریتمی نسبتا کند دارد، اما این مشکل نمیتواند جذابیتهای فیلم را زیرسوال ببرد، چون این شیوه روایت در تناسب کامل با فضا و مختصات داستان قرار دارد.
فضای حبیب بدون کنشهای تند و پرتحرک در اطراف دغدغههای انسانی شخصیتها شکل میگیرد. به همین دلیل اوج و فرود زیادی ندارد و تنها نقطههای هیجانانگیز داستان، چند درگیری فیزیکی میان حبیب (شخصیت اصلی فیلم) و باجگیرهای زندان است که با پیروزی حبیب به پایان میرسد.
در همین درگیریهاست که میفهمیم حبیب بر خلاف ظاهر درونگرا و ساکتش، آدم قوی و ورزیدهای است که میتواند از پس اوباش پرادعای زندان بربیاید. همین درونگرایی حبیب را در یکی از مهمترین بزنگاههای فیلمنامه هم حس میکنیم؛ جایی که او در مواجهه با رئیس زندان نمیتواند سورههایی از قرآن را که حفظ کرده است، قرائت کند.
بازی قوی و تأثیرگذار بازیگران اصلی فیلم، (حمید فرخنژاد و آشا محرابی) از عوامل اصلی و مهمی است که نقاط اوج داستان را پررنگتر کردهاند. بازی این دو بازیگر توانا در لحظههای حساس فیلم چنان درخشان است که بیننده را کاملا تحت تأثیر قرار میدهد و گاهی اشک در چشمان مخاطب جمع میشود.
آشا محرابی با تسلط حیرتانگیزی نقش یک زن سختیکشیده، اما خوددار سنتی را بازی میکند که در غیاب شوهرش مجبور است از طرفی بار سنگین زندگی را به دوش بکشد و از سوی دیگر با رفتارهای تمسخرآمیز و جاهلانه اطرافیانش کنار بیاید. او شخصیت مرضیه را باورپذیر اجرا کرده است.
بازی آشا محرابی یکی از نمونههای جالبی است که تصویری واقعی از یک زن سنتی را نشان میدهد و با اینکه در نیمی از سکانسها مشغول گریه و زاری است، ولی حتی یک لحظه اغراق به بازیاش راه پیدا نمیکند. نکتهای که در بازی او قابل توجه است نوع گریه کردن اوست که برخلاف بسیاری از بازیگران، بوضوح اشک میریزد و معلوم است که از نظر حسی تا چه اندازه به شخصیت مرضیه نزدیک شده است.
حمید فرخنژاد هم شاید بهترین گزینه برای بازی در نقش حبیب بود. او را بیشتر با نقشهای سینماییاش میشناسیم و کمتر دیده بودیم که در تلویزیون (آن هم در یک تلهفیلم) حضور داشته باشد. اندام ورزیده فرخنژاد باعث شده که در صحنههای درگیری با اوباش زندان حرکاتش باورپذیر از کار دربیاید.
شاید اگر در انتخاب بازیگران فرعی کمی دقت میشد، صحنههای داخل زندان هم میتوانست زندهتر و اثرگذارتر جلوه کند. ولی انتخابهای دمدستی علاوه بر اینکه به نقشهای فرعی آسیب رسانده، تأثیر بازی درخشان 2 بازیگر اصلی فیلم را هم تحتتاثیر قرار داده است.
تمرکز اصلی فیلمنامه روی سرنوشت یک زندانی است که آشنایی با قرآن باعث تحولی عظیم در شخصیت و روحیات او میشود.
داستان فیلم طوری طراحی شده که بدون اغراق یا درشتنمایی این تأثیر روحی و معنوی را به تصویر بکشد و مراحل تحول شخصیت را با نشانههایی ساده نشان بدهد.
از نیمههای فیلم تصویرهای مختلفی از حبیب میبینیم که در حین کار، استراحت و پیادهروی در زندان به قرائت قرآن گوش میدهد و فرخنژاد بدون آنکه دیالوگی بر زبان جاری کند، با تغییرات کوچکی که در چهرهاش ایجاد میکند تأثیر این نوای آسمانی را در روحیهاش به بیننده نشان میدهد.
موسیقی فیلم هم، به بیان فیلم کمک میکند. تجربه، خلاقیت و مهارت فردین خلعتبری در ساخت موسیقی حبیب قابل تحسین است.
موسیقی فیلم حبیب از معدود کارهایی است که میتوان آن را جدا از فیلم گوش داد و از آن لذت برد. انتخاب سازی مثل ویلنسل که نوای غمگین و اندوهباری دارد در خدمت فضاسازی فیلم در صحنههای ابتدایی است و با حال و هوای درونی شخصیتها نیز هماهنگی دارد.
صوت قرآن نیز (با هوشمندی آهنگساز فیلم) در بسیاری از صحنهها به عنوان جایگزینی برای موسیقی متن به کار رفته و در واقع نوعی موسیقی بدون ساز است که فضای فیلم را تحت تأثیر قرار میدهد.
شروینه شجریکهن
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: