در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرد نابینا مسافت 200، 300 متری را با همین وضعیت میدود ووقتی دیوار تمام میشود دور میزند و دوباره از نو این کار را تکرار میکند، عرق از سر و رویش میریزد، اما چنان خستگیناپذیر این کار را انجام میدهد که باور نمیکنی حتی جلوی پایش را نمیبیند و من بیشتر از هر زمان دیگری به عبارت «ورزش برای همه» فکر میکنم، اینکه این سه کلمه کنار هم میتواند شعار نباشد.
از رادیوی جیبی کوچکی که همراه دارد بازی استقلال و سپاهان را هم گوش میدهد و البته با هر گلی که سپاهان میزند عصبانی میشود و معلوم است که حسابی طرفدار استقلال است. دویدنش که تمام میشود پسر 10، 12 سالهاش را که مشغول دوچرخهسواری است صدا میکند و با هم روی چمنها مینشینند. انگیزه این مرد و مقایسه آن با کسانی که میبینند اما حتی حال و حوصله خودشان و امور روزمره را ندارند مرا به فکر برده بود، طاقت نیاوردم، جلو رفتم و به بهانه پرسیدن نتیجه فوتبال که حالا دیگر به تساوی 3 بر 3 رسیده بود گفتم شما همیشه ورزش میکنید؟ و مرد انگار که با پاسخ دادن به این سؤال احساس افتخار میکرد گفت 20 سال است که نمیبینم، بر اثر یک سانحه رانندگی، حدود یک سال از عمرم را گوشه خانه گذراندم، ندیدن برایم عین مردن بود، حتی نفس کشیدن را دوست نداشتم اما یک حرف تلنگری به من زد که 19سال است مرا به خود آورده است، دوستی که در همین سانحه هر دو پایش را از دست داد نجاتم داد، روی ویلچر مینشست و به عیادتم میآمد تا مرا از آن حال و روز در بیاورد، گفت: با دو پایت میتوانی دنیا را فتح کنی، با همین چشم بسته برای سلامتی جسم و روح و قلبت تلاش کنی، اما من باید سالها یک گوشه بدون تحرک بنشینم و ببینم و از دیدن تمام کارهایی که دیگر نمیتوانم انجام دهم افسوس بخورم، خوش به حال تو که نمیبینی، با همین حرفها به زندگی، کار و تفریح برگشتم اما همه اینها را مدیون ورزش و تحرک بودم، دویدن و پیادهروی ورزش اصلی من است و نوعی شکرگزاری برای داشتن قلب سالم و بدن سالم، دوستم هم والیبال نشسته را دنبال میکند و از این کار لذت میبرد. ورزش آن سانحه تلخ را از یاد ما برد.
در همین لحظه استقلال گل چهارم را میزند، پسر از خوشحالی بالا و پایین میپرد، با اینکه از آنها فاصله گرفتم اما صدای مرد را میشنوم که به پسرش میگوید دیدی گفتم هر که از استقلال برود، استقلال به خاطر اسمش استقلال میماند، این نتیجه خیلی چیزها را نشان داد.
با اینکه چند روز از این اتفاق گذشته اما هنوز به حرفهای آن مرد نابینا و البته روشندل فکر میکنم اینکه واقعا ورزش چه نقشهای مهمتری از چیزی که ما هر روز میبینیم در زندگی بعضیها ایفا میکند، همین ورزشی که این روزها تبدیل شده به عرصهای برای بحث و جدل تا اعصاب و قلب یک عده را خراب کند، سکهای است که روی دیگرش میتواند راه نجات باشد یا به قول آن مرد نوعی شکرگزاری برای نعمتهای بیپایان خدا، فقط به شرط آنکه خوب ببینیم و قدرش را بدانیم، شما چقدر به ورزش و سلامتی خود اهمیت میدهید؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: