پارتی، تو سالاری!

از اینجا رانده از آنجا مانده، گرفتار، مستاصل، ناامید، یک پرونده به چه قطوری، از این طبقه به آن طبقه، از این اتاق به آن اتاق، کارمندان بی‌حوصله، میزهای خالی، اتاق‌هایی که درشان قفل است، کلی بند و تبصره دست و پاگیر، خدایا موضوع مرگ و زندگی است موضوع هستی و نیستی است ولی کسی جواب نمی‌دهد... از آن دور به هم چشمک می‌زنند که یعنی مشکل حل شده، آن یکی صورت این یکی را می‌بوسد و دستی به شانه‌اش می‌گذارد و آرام می‌گوید فردا از خجالتت درمی‌آیم، اما آن یکی کلی قربان صدقه‌اش می‌رود که دوست مگر به چه دردی می‌خورد. آن یکی دوباره روی این یکی را می‌بوسد و با نامه امضا شده از اداره خارج می‌شود...
کد خبر: ۳۵۱۷۰۱

یک حرکت موذیانه و زیر زیرکی، خیلی پنهان و به همان اندازه آشکار؛ پارتی بازی را می‌گویم که همه می‌دانیم همه جا اتفاق می‌افتد، اما هیچ مدرکی دستمان نیست تا حرفمان را ثابت کنیم. پارتی یعنی کسی که حاضر است از موقعیتش به نفع ما استفاده کند و در این میان اگر بشود خودش هم سودی ببرد. یک دوست قدیمی، یک عضو فامیل، یک همسایه که به ما نزدیک است، کسی که زمانی برایش کاری انجام داده‌ایم، همکاری که سال‌ها کنارش کار کرده‌ایم یا کسی که به هر دلیلی ما را دوست دارد می‌تواند پارتی‌ای خوب برایمان باشد البته به شرط آن‌که دستش به جایی بند و پستی کلیدی داشته باشد.بی‌شک همه ما برای یک بار هم که شده برایمان اتفاق افتاده که کارمان در دست‌اندازهای اداری گیر کرده و در حالی که خودمان را به آب و آتش می‌زنیم و کارمان پیش نمی‌رود یکباره آدمی جلویمان سبز شود و درست جلوی چشم‌های ما خیلی راحت کارهایش پیش می‌رود و بدون آن‌که دغدغه‌ای داشته باشد زمان برایش می‌گذرد.

حتما داشتن فردی صاحب نفوذ در یک اداره که اگر به مشکلی برخوردیم یا تقاضایی داشتیم او برای ما آستین بالا بزند و کارمان را جور کند حس خوبی دارد حسی شبیه به یک نوع اعتماد به نفس و داشتن آرامش. وقتی می‌دانیم پا در یک اداره می‌گذاریم و گذراندن مراحل خسته‌کننده اداری فقط سرپوشی بر رابطه بازی‌های ماست، آن وقت اگر قرار باشد چند روز پشت سر هم در رفت‌و‌آمد باشیم، نگران نمی‌شویم چون مطمئنیم که به همین زودی‌ها کارمان راه می‌افتد و هیچ مشکلی هم سر راهمان نیست.

اما وقتی کسی چنین برگ برنده‌ای ندارد حتما شرایطش درست در جهت عکس ارباب رجوع دارای پارتی است. برای کسی که کارش کمی گره دارد و در اداره مورد نظر، کسی را هم نمی‌شناسد سنگ‌اندازی‌ها شروع می‌شود. از بهانه‌گیری برخی کارمندان در تکمیل نبودن مدارک‌ گرفته تا بی‌حوصلگی برخی دیگر از آنها برای ارائه پاسخی درست و حسابی.

حتی بعضی وقت‌ها کار به جایی می‌رسد که برخی ارباب رجوع‌ها از شدت سرگردانی دست از خواسته‌شان برمی‌دارند و ترجیح می‌دهند با مشکلشان یک جوری کنار بیایند، ولی گاهی وقت‌ها پرونده‌هایی که به خاطر تعلل و وظیفه‌شناس نبودن برخی کارمندان روی زمین می‌مانند، آنقدر مهمند که اگر هر چه زودتر به جریان نیفتند، زندگی یک فرد یا یک خانواده را به بحران می‌کشند.

پارتی بهتر از رشوه

پول و پارتی؛ این دو جزء مهم زندگی را حالا دیگر همه می‌شناسند. وقتی پول باشد و پای مشکلی در میان باشد، می‌شود آدم‌هایی را پیدا کرد که به خاطر آن دست به هر کاری بزنند. البته رشوه دادن و به قول امروزی‌ها شیرینی دادن، فوت و فن خاص خودش را می‌طلبد و این‌که بتوانی کسی را پیدا کنی که خودش را در ازای مبلغی پول بفروشد مهارت می‌خواهد تازه اگر رشوه دادن و رشوه گرفتن لو نرود و دردسرساز نشود.

ولی حساب پارتی‌بازی از این حرف‌ها جداست. چون این نوعی رابطه بسیار پنهانی است که فقط اعضای درگیر در آن می‌توانند همدیگر را به دردسر بیندازند. برای همین حالا خیلی‌ها معتقدند که کارایی پارتی بسیار بیشتر از پول است.

استخدام و گزینش، جولان رابطه‌ها

اگرچه هیچ وقت مدرکی برای اثبات پارتی‌بازی در مراحل گزینش و استخدام به دست متقاضیان عادی نمی‌افتد، ولی اعلام نتیجه‌ها خودش همه چیز را نشان می‌دهد. در واقع روند کلی بیشتر استخدام‌ها به گونه‌ای است که تنها آنانی که به نوعی به آن سازمان یا اداره متصلند، انتخاب می‌شوند و آنهایی که بدون پشتوانه در گزینش شرکت کرده‌اند به بهانه‌های مختلف، کنار گذاشته می‌شوند حتی اگر آدم‌های توانمندی باشند.

برخی می‌گویند پارتی‌بازی نشان‌دهنده ریشه نداشتن مدرنیته در ایران است یعنی در حالی که نهادهای رسمی به وجود آمده‌اند، ولی شبکه‌های غیررسمی هم همچنان فعالند یعنی شبکه‌هایی که بر مبنای پیوندهای خانوادگی، عشیره‌ای، قومی و نژادی شکل می‌گیرند.

این شکل علمی تشریح پارتی‌بازی است که به زبان ساده معنی‌اش خویشاوندسالاری و همه چیز را برای خانواده، دوستان و آشنایان خواستن است.

تصورش را بکنید وقتی فردی از یک خانواده به مقامی می‌رسد که خیلی کارها از دستش برمی‌آید چشم امید خیلی‌ها به اوست. یعنی او باید همه را راضی نگه دارد تا بتواند با آرامش زندگی کند. البته چنین فردی یک راه دیگر هم پیش رو دارد یعنی به همه این مسائل پشت پا بزند و شایسته‌سالاری را در دستور کارش قرار دهد ولی واقعا چند درصد افراد با نفوذ چنین روحیه‌ای دارند؟

حالا فرض کنید چنین فردی مسوول گزینش یک اداره است و هر فردی برای ورود به سازمان ناچار از زیر نگاه او می‌گذرد. مسلما شرایط دشواری به وجود می‌آید و او بر سر دو راهی سختی قرار می‌گیرد چون از یک طرف باید افراد کارآمد را جذب کند و از طرف دیگر اگر به توصیه‌ها عمل نکند روابطش به خطر می‌افتد. شاید برای همین است که خیلی از مدیران ترجیح می‌دهند حمایت دوستان و خانواده را برای خود نگه دارند و فردی را که آنها توصیه کرده‌اند به کار بگیرد. البته این وضع بیشتر شامل سازمان‌ها و اداراتی می‌شود که کارایی افراد در آنها کمتر سنجیده می‌شود و این تفکر حاکم است که سفره‌ای پهن است و اشکالی ندارد همه پای آن بنشینند.

اما اگر کارایی و بهره‌وری در یک سازمان مهم باشد و دستمزد و ارتقای مدیر بر مبنای کارایی‌اش تنظیم شود آن‌وقت خیلی‌ها ترجیح می‌دهند برای بقای خودشان هم که شده آدم‌های شایسته و کارآمد را به آدم‌های توصیه شده ترجیح دهند، ولی این اتفاق در کشور ما خیلی کم می‌افتد.

در انتظار یک ستاد و یک گزارش

ثابت کردن رابطه‌های ناسالم در ادارات، کار آدم‌های عادی نیست چون آنها قدرتی برای اثبات گفته‌هایشان ندارند و اگر شکایتی بکنند چون مدرکی در دست ندارند صدایشان به جایی نمی‌رسد اما وقتی رئیس‌جمهور، وزیر اطلاعات یا معاون وزیر کشور از لزوم مقابله با پارتی‌بازی می‌گویند دیگر شکی بر حاکمیت رابطه‌ها در کشور باقی نمی‌گذارد.

23 مرداد امسال علیرضا افشار، معاون فرهنگی ـ اجتماعی وزارت کشور اعلام کرد بر اساس طرحی که از سوی این وزارتخانه ارائه شده بزودی فعالیت ستاد مبارزه با پارتی‌بازی از طریق نظارت عمومی و برخی ارگان‌ها مانند بسیج آغاز می‌شود. 29 اردیبهشت امسال هم حیدر مصلحی وزیر اطلاعات از دستور رئیس‌جمهور برای تهیه گزارش مبارزه با پارتی‌بازی خبر داد و اعلام کرد که این گزارش در حال تهیه است و گزارش‌های مربوط به کل کشور نیز در وقت مناسب ارائه خواهد شد.

صحبت‌های این دو مقام مسوول البته خیلی کوتاه و بدون هیچ توضیح اضافه است، ولی اظهارات تا همین حد نیز نشان می‌دهد که لااقل مسوولان بلندپایه و آنانی که باید اوضاع را رصد کنند از وقوع پارتی‌بازی در کشور اطلاع دارند. البته فقط دانستن یک مشکل آن را حل نمی‌کند، چرا که مهم‌تر از آن تلاش برای خشکاندن ریشه‌های چنین روابطی برای همیشه و اعتقاد به این مساله است که آزاد گذاشتن افراد برای انتخاب کسی که به آنها نزدیک‌تر است باعث ضایع شدن حقوق سایر افراد و مهم‌تر از آن بی‌کیفیت شدن کار ادارات می‌شود، اتفاقی که در نهایت به ضرر همه تمام خواهد شد.

مریم خباز / گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها