جشنواره تاریخی ونیز ، شیر طلایی یک عمر فعالیت سینمایی را به فیلمساز چینی داد

استاد سینما نیستم

جان وو، فیلمساز سینمای چین امسال شیرطلایی افتخاری جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز را برای یک عمر فعالیت پرثمر هنری دریافت کرد.
کد خبر: ۳۵۱۳۷۶

اعطای این جایزه با نمایش عمومی تازه‌ترین فیلم سینمایی او «حکومت آدم‌کش‌ها» همراه بود. این فیلم که در بخش خارج از مسابقه به نمایش درآمد، مورد توجه منتقدان قرار گرفت.

اهدای جایزه ویژه به وو مهم‌ترین خبر جشنواره در چند روز اول برپایی آن بود. قصه فیلم جدید این فیلمساز قدیمی درباره یک تروریست ماهر و زبردست زن در دوران چین باستان (با بازی میشل یو)‌ است که درگیر ماجراهای پر رمز و راز یک راهب می‌شود و سر از یک دنیای عجیب و غریب در می‌آورد. وو در این گفتگوی اینترنتی درباره شیرطلایی ونیز، کار در هالیوود و بازگشت به چین صحبت می‌کند.

دریافت جایزه شیرطلایی افتخاری جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز برای شما چه معنی و مفهومی دارد؟

به صورت طبیعی من هم مثل هر هنرمند دیگری از دریافت جایزه خوشحال می‌شوم، بویژه اگر این جایزه چیزی مثل شیرطلایی افتخاری جشنواره قدیمی و بسیار معتبری مثل ونیز باشد که اختصاص به یک عمر فعالیت پرثمر حرفه‌ای دارد. وقتی مسوولان جشنواره با من تماس گرفتند و گفتند امسال این جایزه ویژه جشنواره را به من اهدا می‌کنند، بشدت شوکه شدم. حقیقت امر را بخواهید اول فکر کردم دارند با من شوخی می‌کنند. خب، خودم احساس می‌کنم هنوز خیلی جوان هستم و حالا باید تجربیات زیاد و بیشتری کسب کنم. فکر نمی‌کنم آنقدر قدیمی و کهنه‌کار شده باشم که لیاقت دریافت چنین جایزه‌ای را داشتم باشم.

برخی از منتقدان سینمایی، اهدای این جایزه را به شما یک جور اقدام علیه سینمای غرب ارزیابی کردند. نظر خودتان چیست؟

من یک فیلمسازم و با هیچ‌کس هم دشمنی ندارم. صنعت سینما هم یک صنعت بین‌المللی است و تمام هنرمندان در کشورهای مختلف مشغول ساخت فیلم‌های مورد نظر خود هستند. فکر نمی‌کنم کار درستی باشد که اهدای یک جایزه را به مسائل حاشیه‌ای بکشانیم و تحلیل‌های غیرواقع بینانه بدهیم. برعکس این گروه از منتقدان سینمایی، من تصور نمی‌کنم اهدای شیرطلایی افتخاری جشنواره ونیز به من، به معنی هجوم و تاخت و تاز چین و سینمای آن به هالیوود باشد. من موضوع را از زاویه دیگری نگاه و این نکته را مطرح می‌کنم که خودم را به صورت پلی ارتباطی بین هالیوود و چین می‌بینم و در نظر می‌گیرم.

نکته مهم اینجاست که شما مدتی طولانی هم در هالیوود کار کرده‌اید.

تا قبل از این که 3 سال قبل به چین برگردم و فیلم 2 قسمتی «صخره سرخ» را بسازم، بیش از 16 سال در هالیوود کار کردم. در این مدت چیزهای زیادی یاد گرفتم. وقتی پس از سال‌ها دوری دوباره به سرزمین‌ مادری‌ام برگشتم، احساس می‌کردم وقت آن رسیده است که آموخته‌های خودم را به قاره آسیا منتقل کنم. خیلی خوب می‌دانم که در فرهنگ ما، داستان‌های خوب زیادی برای کار وجود دارد. در طول سال‌هایی که در خارج از چین فیلم می‌ساختم، متوجه این نکته شدم که عموم مردم کشورهای خارجی چیز زیادی درباره تاریخ و فرهنگ ما نمی‌دانند. بیشترین چیزی که آنها در ارتباط با شرق آسیا می‌دانند، فیلم‌های کونگ‌فویی آن است. به همین دلیل بود که تصمیم گرفتم «صخره سرخ» را بسازم و آنها را با فرهنگ و سنن مردم آسیای دور آشنا کنم. ساخت فیلمی سینمایی در سرزمین مادری به معنی آن نیست که من تسلیم هالیوود شده‌‌ام یا این که دیگر قصد ندارم در آنجا فیلمی بسازم. من کار فیلمسازی را دوست دارم، حالا در هر کجای دنیا که می‌خواهد باشد. به همین دلیل، هم دوست دارم در چین فیلم بسازم و هم در هالیوود.

گفتید می‌خواهید پل ارتباطی بین شرق و غرب باشید. منظورتان یک سفیر فرهنگی و هنری است؟

از حالا به بعد،‌ می‌خواهم فیلم‌های بیشتری را کارگردانی کنم که بتواند چیزهای خوب موجود در هر دو فرهنگ شرق و غرب را در دل خودش داشته باشد و‌ آنها را در کنار یکدیگر به تماشاچی عرضه کند.

فیلم آخر شما «حکومت آدم‌کش‌ها» که اولین نمایش بین‌المللی خود را در جشنواره ونیز داشت هم در همین رده فیلم‌ها قرار می‌گیرد؟

بله، قصه این فیلم در چین دوران باستان رخ می‌دهد، ولی شما در کنار نمایش فرهنگ آسیای دور در آن می‌توانید رگه‌هایی از فرهنگ غیرآسیایی را نیز ببینید. تکنیک و فناوری فیلم هم مطابق و برگرفته از فناوری نوین غرب است. البته نکته مهمی که در ارتباط با این فیلم باید ذکر کنم این است که ما در کشور چین، مدت‌زمان زیادی بود که فیلمی تولید نکرده بودیم که یک قهرمان واقعی زن، در نقش اصلی ماجراها ظاهر شده باشد. خیلی وقت بود که چنین فیلم‌هایی دیگر در چین ساخته نشده بود. این فیلم نه‌تنها اولین کار سینمایی من است که یک زن قهرمان ماجرای آن است، بلکه اولین محصول صنعت سینمای چین در چند دهه اخیر است که چنین کاراکتری را در راس ماجراهای خود دارد.

چه عاملی باعث شد تا یک کاراکتر زن را به عنوان شخصیت اصلی قصه فیلم خود انتخاب کنید؟

بسیاری از مردم فکر می‌کنند ورزش هنرهای رزمی و فیلم‌هایی که درباره آن ساخته می‌شوند، فقط باید درباره مردان و ارتباطات بین آنها باشد، اما تصور من این است که همه چیز در حال تغییر است و این موضوع هم باید تغییر کند. تماشاگران سینما در آسیای دور در حال حاضر، خواهان چیزهای بیشتری هستند و فیلم‌هایی را با سوژه‌ها و مضامین متنوع‌تر می‌خواهند. تماشاگران خواهان فیلم‌هایی هستند که آنها را به فکر وادارد و در عین حال، بتوانند قصه آنها را با تمام وجود خود حس کنند. هدف اصلی من هم در حال حاضر، کارگردانی چنین فیلم‌هایی است. امسال کوئنتین تارانتینو هم مهمان جشنواره ونیز است. در دیداری که با او داشتم صادقانه اعتراف کردم که کاراکتر اوما تورمن در «بیل را بکش» او (که یک سلحشور خانم است)‌ الهام‌بخش من برای فیلمنامه «حکومت آدم‌کش‌ها» بود. البته کاراکتر تورمن یک شخصیت کاملا آمریکایی بود و من هنگام نگارش فیلمنامه فیلمم سعی کردم کاراکتر اصلی آن هویتی کاملا شرقی داشته باشد، اما این کاراکتر به همان اندازه کاراکتر تورمن در «بیل را بکش» قوی و پرقدرت است. فکر می‌کنم کاراکتر میشل یو در فیلم من موجودی حساس‌تر و احساسی‌تر است، زیرا یک منشا شرقی دارد. او برای رسیدن به هدف خود وحشتی از گریه کردن ندارد و حاضر است درد و رنج زیادی را تحمل کند.

به دلیل توانایی در پرداختن بیشتر به همین احساسات است که کار در چین را به هالیوود ترجیح می‌دهید؟

بله، ولی یک دلیل مهم‌تر هم وجود دارد. در چین، کارگردان همه‌چیز فیلم است و توانایی کنترل همه امور را دارد. وقتی در چین فیلمی می‌سازید، مجبور نیستید یادداشتی از طرف کسی دریافت کنید که به شما می‌گوید چه کار کنید یا نکنید. در طول دوران فیلم هم ملاقات مختلف با افراد مختلف و متفاوت را نداریم. در چین، شرایط دست و پاگیر کاری کمتر است و مجبور نیستید هر روز با تهیه‌کننده فیلم در حال جنگ و دعوا باشید. شما وارد استودیو می‌شوید و می‌گویید می‌خواهید صخره سرخ یا حکومت آدمکش‌ها را کارگردانی کنید. حتی بعضی‌وقت‌ها نیازی نیست شما فیلمنامه‌ای هم در دست داشته باشید. آنها می‌گویند قبول است بیا و این فیلم را بساز و یا می‌گویند قبول نیست و این قصه به درد کار نمی‌خورد.

دریافت شیر طلایی افتخاری جشنواره ونیز، تغییراتی هم در نحوه کار شما ایجاد خواهد کرد؟

دریافت این جایزه، رویایی محال بود که رنگ واقعیت به خودش گرفت. وقتی بچه‌ بودم خانواده‌ام بشدت فقیر بودند. برای همین نمی‌توانستم پول بلیت سینماها را پرداخت کنم و به تماشای فیلمی بنشینم. فیلم‌ها را دزدکی تماشا می‌کردم و همیشه در طول نمایش فیلم نگران بودم که کنترلچی سینما موضوع را بفهمد و مرا از سالن نمایش بیرون کند. حتی بارها بر سر این مساله کتک خوردم. ولی آنچه که بیشتر از کتک خوردن رنجم می‌داد، این واقعیت تلخ بود که دیگر نمی‌توانم بقیه فیلم را تماشا کنم. به قول معروف، مرا با تیپا از سالن سینما بیرون می‌انداختند! در بیرون از سالن سینما با لب و لوچه آویزان می‌ایستادم و گوشم را به صدای فیلم می‌سپردم که در حال پخش بود. به همین دلیل، دریافت چنین جایزه‌ای برایم ارزش و اهمیت زیادی دارد، زیرا به یادم می‌آورد که چه روزگاری را پشت سر گذاشته‌ام.

در حال حاضر بسیاری از منتقدان سینمایی شما را یکی از اساتید دنیای سینما می‌دانند و معرفی می‌کنند.

آنها لطف دارند، ولی من یک استاد سینما نیستم. من فقط یک فیلمساز سختکوش هستم. دوست دارم همگان مرا بیشتر به عنوان یک دوست ببینند تا یک استاد. من هنوز هم باید چیزهای زیاد دیگری را درباره هنر سینما یاد بگیرم.

نمی‌خواهید فیلمی در ارتباط با دوران کودکی و نوجوانی خود بسازید؟

شاید یک روز این کار را بکنم. آن دوران خیلی شبیه یک فیلمنامه سینمایی است. من در زاغه‌ها بزرگ شدم و برای ادامه حیات تلاش و نبرد سختی کردم. هر بار که زمین خوردم، نگران شدم ولی دوباره بلند شدم. حقیقت امر را بخواهید، از همان دوران یک کاراکتر قوی داشتم و شکست را قبول نمی‌کردم. هیچ وقت ترس به دلم راه ندادم، حتی اگر خیلی قوی و بزرگ بود. پولی نداشتم، ولی ترس نمی‌توانست مرا از پا بیندازد.

فیلمساز مورد علاقه‌تان کدام است؟

فیلم‌های آکیرا کوروساوا را خیلی دوست دارم. الهام خیلی زیادی از فیلم‌هایش گرفته‌ام. او یک استاد بزرگ و مسلم سینماست و یکی از محبوب‌ترین فیلمسازان من است.

منبع: ورایتی
مترجم: کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها