گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

تا ثریا... نه تا انته لیثران

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «تا ثریا... نه تا انته لیثران»،«رسانه مستقل وجدان جامعه»،«موتور پیشرفت کشور»،«نود سازی یا نود سوزی»،«انفعال جبهه عربی در برابر صهیونیست‌ها»،«کجاست داوری؟»،«فلسطین قابل مذاکره نیست»،«حلقه مفقوده در اقتصاد توسعه»و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۳۵۱۳۵۸

کیهان:تا ثریا... نه تا انته لیثران

«تا ثریا... نه تا انته لیثران»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم محمد ایمانی است که در آن می‌خوانید؛دانشمندان می گویند از زمین تا ثریا (خوشه پروین) حدود 400سال نوری راه است.درست به همین دلیل هم هست که ستارگان خوشه پروین (ثریا) نماد فاصله و بعد مسافت و دوردستی شده اند. پیامبراعظم صلی الله علیه وآله وسلم برای آن که میزان اهتمام قوم سلمان فارسی به دین و دانش را در افق آینده نشان دهد فرمود اگر دین (یا دانش) به «ثریا» آویخته باشد، مردانی از قوم این مرد (سلمان) به آن دست پیدا می کنند. ظاهراً این کلام شریف یکبار ذیل آیه54 سوره مائده و بار دیگر ذیل آیه38 سوره محمد(ص) و در تفسیر این آیات عنوان شده است آنجا که خداوند خطاب به برخی یاران اهل تردید و ارتداد تصریح می کند اگر رویگردان شوید خداوند قومی را جانشین شما می کند که دوستدار آنان است و آنها هم او را دوست دارند و در راه او مجاهدت می کنند بی آن که از سرزنش ملامتگران بهراسند. و نیز امام جعفرصادق علیه السلام در تکریم شرح صدر و حق طلبی و حق پذیری همین مردمان فرمود «اگر قرآن بر عجم نازل شده بود عرب به آن ایمان نمی آورد ولی قرآن به عرب نازل شد و عجم به آن ایمان آورد و این فضیلتی برای آنهاست.»

این گوهر و جوهره نسل سلمان فارسی است؛ سخت کوشی در راه دین و دانش به موازات فروتنی در برابر حق و معارضه با جهل و تبعیض و ستم و استیلا. درخت این قوم در برابر تندباد تهاجم ها خم شد اما نشکست و اگر شکست، خشک نشد و دوباره بالید و سر برآورد. نه، ما نژادپرست و ناسیونالیست نیستیم که اگر چنین بود نه در طول تاریخ برابر حق فروتنی می کردیم و نه ضعف ها و نقص های امروز خود را می دیدیم و می پذیرفتیم.

 مقصد موعود تکاپوی دینداری و دانش دوستی ما تا دور دست ثریاست اگر هنوز پا بر زمین داریم. و این بی قراری به آرامش نخواهد رسید اگر ثریای دانش را زیرپا نیابیم. تاریخ ما با همه فرودها و نشیب ها و سقوط ها، گواه این روح بزرگ و بیقرار است. و اگر امروز به سان هزاره اخیر در معرض تهاجم و تطاول قرار گرفته ایم، همین خود شاهد بزرگی است بر اینکه ملت ما روحی بزرگ دارد و لاجرم برای روح بزرگ، جریمه های بزرگ است. ملت ایران اراده کرده به جایگاه درخور خویش در عرصه عزت و استقلال و پیشرفت و دانش برسد و به همین جرم بزرگ مغضوب قدرت هایی قرار گرفته که مهربانانه ترین! عکس العملشان «تحریم» بوده است.

ملت ایران و دانشمندان و فرزانگان آن برای همین یک قلم معارضه و عداوت، ممنون قدرت های زورگو هستند که اگر این تحریم کینه توزانه- به قصد فلج کردن و نابود کردن ایران- نبود ما کجا باور می کردیم که باید خود را از شیر خصم بگیریم و خوش یا ناخوش، سرپای خود بایستیم؟ اگر قرار بود آلمانی و فرانسوی یا آمریکایی و روس با مهربانی و وفای به عهد برای ما نیروگاه بسازند و سوخت اتمی آن را نیز تدارک کنند و به ثمن گزاف به ما بفروشند، ما کجا به ساخت تأسیسات UCF اصفهان و سایت غنی سازی 5/3درصد نطنز و فردو فکر می کردیم، چه رسد که راه به این تصور ببریم؟ اگر قرار بود رآکتور تهران روی انگشت غربی ها بگردد و سوخت آن جهت تولید محصولات دارویی و پزشکی تأمین شود، ما کجا به غنی سازی 20درصد راه می بردیم؟ و اصلاً ایرانی تو سرخور دهه 30 را که «نمی تواند آفتابه و لولهنگ بسازد و کارخانه سیمان را اداره کند» چه به شکافتن اتم و راه بردن به دل ذرات و نانوتکنولوژی و بیوتکنولوژی و شبیه سازی؟

اینها دیگر خیال و رؤیا نیست- که روزگاری حتی جرئت نداشتیم در خیال خود نیز به مرزهای این فنون و دانش ها نزدیک شویم- بلکه قله های دانشی است که یکی پس از دیگری زیرپای دانشمندان و نخبگان ملت ما می آید و خوشه های معرفتی است که یکی پس از دیگری در دست رس قرار می گیرد. این تعبیر الهی است که «آیا کافران می خواهند مکر بورزند؟ پس آنها در دام مکر خود می افتند.» (آیه42 سوره طور). اما با همه این دستاوردها، راه ناپیموده بسیاری تا ثریای دانش و دین داریم. فاصله وضع موجود تا مطلوب و آرمان را باید با همت مضاعف، جهاد علمی، جنبش نرم افزاری و برنامه ریزی براساس «نقشه راه» و نقشه جامع علمی پیمود.

این باور ماست که «ما کان للّه ینمو. هر آنچه برای خداوند باشد، رشد و نمو می کند». این هنر مردان خداست که هر روز به کار نو همت بگمارند و هر روز دانه ای بیفشانند و نهالی بکارند و آن خوشه و نهال نورس را چون باغبانی دلسوز- با امید و اهتمام و دلواپسی توأمان- بدارند تا به طراوت و برگ و بار رسد. و جنبش نرم افزاری و جهاد علمی در کشور ما از این جنس است. مستکبران عالم، علم و فناوری را سلاح قدرتمند و تعیین کننده در زورآزمایی خود می دانستند و طراحی کردند که از جمله با راه انداختن تندباد تهاجم و بی ثباتی و تهدید و تحریم و حاشیه های بسیار این تلاطمات، مراکز علمی و دانشگاهی ایران را از هدفگذاری «قدرت علمی» غافل کنند و هنر رهبر فرزانه ایران این بود که در کوران همین تندبادها و معارضه ها که باید راه دشمن از جهات گوناگون سد می شد، از باغبانی نهال علم و فناوری- با وجود انبوه تیغ ها و علف ها و حرف های هرز و موریانه های یأس و وادادگی و مرعوبیت و شیفتگی در برابر غرب- غافل نماند. او نهالی را که روح خدا خمینی(ره) در خاک حاصلخیز ما کاشته بود 20 سال پاس داشت تا به بار نشست. کلام و کلمه برای خدا که شد- چندان که دعای همیشه مقتدای انقلاب است- به بار می نشیند. «کلمه طیبه کشجره طیبه اصلها ثابت و فرعها فی السماء... کلام پاکیزه مانند درخت پاکیزه، ریشه ای استوار و شاخه بر آسمان دارد و هر زمان به اذن پروردگار میوه می دهد» (آیه 42 سوره ابراهیم). ذات کلام پاکیزه صعود و بالا رفتن است. «الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه... کلمه طیبه به سوی پروردگار بالا می رود و عمل شایسته آن را به اوج می برد».(آیه 01 سوره فاطر)

معارضه و چالش کم نیست. از تحریم و تهاجمات آشکار قدرت ها که بگذریم، ملت ما به ویژه در سده اخیر با موریانه های وطنی علیه «فکر و امید و جرئت و خلاقیت» مواجه بوده است. همان ها که به تعبیر ژان پل سارتر «چند روزی در آمستردام و لندن و بلژیک و پاریس می چرخاندیم و روابط اجتماعی تازه ای یاد می گرفتند و آرزوی اروپایی شدن را در دلهایشان به وجود می آوردیم. بعد اینها را به کشورهایشان می فرستادیم که در آنها برای همیشه به روی ما بسته بود. ما در آنها راه نداشتیم، ما نجس بودیم، ما دشمن بودیم. و روشنفکرهایی را که درست کرده بودیم فرستادیم به کشورهایشان. بعد از آمستردام و بلژیک و پاریس فریاد می زدیم برادری، انسانیت، بعد می دیدیم پژواک صوت ما از دهان همین روشنفکرها عین سوراخ آب حوض پس می آید... هر وقت ساکت می شدیم آن ها هم ساکت می شدند. هر وقت حرف می زدیم، انعکاس وفادارانه و درست صوت خودمان را از حلقوم هایی که ساخته بودیم می شنیدیم. مطمئن شده بودیم این روشنفکران هرگز کوچک ترین حرفی برای زدن جز آنچه در دهانشان گذاشته ایم ندارند بلکه حتی حق حرف زدن را هم از مردم خودشان گرفته اند» (مقدمه سارتر بر کتاب « فرانتس فانون» با عنوان مغضوبین روی زمین).

این رنج دیرین دانشگاه و علوم انسانی ما- پایه و مایه هر دانش و دانشمند و دانشگاه- تا به امروز است که در آغاز قرن حاضر بر زبان خان ملک ساسانی و در توصیف فضای «مدرسه علوم سیاسی»- یکی از نخستین مراکز تربیت روشنفکری و دانشگاهی- آمده است «روزی جناب سید ولی الله خان نصر که تشریح درس می دادند فرمودند ایران مثل خزه ای است که به دیوار استخر چسبیده باشد و دولت انگلیس به منزله دیوار آن است که اگر نباشد، خزه وجود خارجی ندارد. در میان فارغ التحصیلان مدرسه کمتر باسواد پیدا شد و سطح معلوماتشان اساسا از سیکل اول مدرسه بالاتر نبود یعنی همان اندازه که انته لیژان ]اینتلیجنت[ سرویس از مستعمرات مایل است اما اکثر آنها به واسطه تلقینات و تبلیغات مدیران به نوکری خارجی تن درداده و به جاسوسی اجنبی رفتند...».(حسین فردوست، «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی»، جلد دوم، صفحه041).

اگر قرار است دانشگاه موتور پیشرفت کشور باشد که هست، این موتور را باید با تراز «ایران جدید» و «انقلابی» باز تعریف و باز مهندسی کرد. حس اعتماد به نفس و امید و جرئت مناقشه با گفتمان سیطره طلب لیبرال- دموکراسی است که می تواند روح در کالبد واژه روشنفکری بدمد وگرنه این چه روشنفکری شترمرغ نمایی است که هرچه در برابر فرهنگ و تمدن بومی- اسلامی پرخاشگر، شورشگر، بدگمان- و دست کم منتقد- است، در برابر فرهنگ متعدی بیگانه، تصویری تماماً مطیع و نرم و خوش گمان و تسلیم از خود برجای می گذارد؟! این حس مجادله و منازعه با خویشتن، و شیفتگی و رعب در برابر دشمن، هیچ ملتی را به رشد و پیشرفت و عزت نرسانده است تا چه رسد به ملتی که با انقلاب اسلامی 75 از خواب و رخوت طولانی مدت برخاست. با تردید و تناقض و ترس نمی توان قدم از قدم برداشت و بر چالش ها فائق آمد.

شبه روشنفکرانی که همواره و منحصرا خطاها و ضعف ها و زمین افتادن ها را به رخ ملت ایران کشیده اند می دانند اما پنهان می کنند که اینها عوارض جرئت و حرکت است وگرنه آن که درجا می زند یا می نشیند دچار عارضه دیگری هم نمی شود جز همان درجا زدن و عقب افتادن و از قافله تمدن و پیشرفت گم شدن. جرئت و جسارت «نقادی» غرب از یک سو و «تولید ایده و فکر» از طرف دیگر است که می تواند استارت پیشرفت علمی را بزند. این روحیه باید در 3 رکن مدیریت، اساتید و دانشجویان تزریق شود وگرنه آن که «نخواهد» به طریق اولی «نمی تواند». با جرئت باید گفت که بخش قابل توجهی از علوم انسانی رایج در دانشگاه های ما تزریق روحیه «نخواهیم چون نمی توانیم»! است و اگر چنین باشد دانشگاه از فلسفه وجود خود ساقط خواهد شد، همچنان که افراط در سیاست زدگی و علم گریزی یا تفریط در سیاست گریزی و بی بصیرتی دانشگاه را از نقطه طلایی تعادل دور و تبدیل به قربانگاه «جنگ نرم» می کند.

دانشگاه تراز «ایران جدید» مستلزم «توسعه هدفمند» است و هدفمندی غیر از وسعت بخشی آماری و توأم با سردرگمی است. ارتقای هدفمند دانشگاه مستلزم داشتن راهبرد و نقشه راه و نیازمند دوراندیشی و آینده نگری است. و این یعنی 1-شناسایی اهداف، نیاز و ضرورت ها 2-شناسایی آسیب ها و ضعف ها 3-شناسایی ظرفیت ها و استعدادها 4-شناسایی رقبا و معارضین و مزاحمین و موانع 5-طراحی چشم انداز بلندمدت به صورت گام ها و ایستگاه های مرحله ای.

شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار است اتاق فکرو مدیریت «تحول و اصلاحات در دانشگاه» باشد. لازمه این مهم، اهتمام قوای سه گانه- حاکمیتی- به اعتبارافزایی بلامنازع «شورا» می باشد و البته شایسته است که این اهتمام از درون این شورا هم بجوشد. تدبیر استوار، اجرای قاطع، و ارزیابی و ارتقای تصمیم سازی ها، شرط توفیق شورای عالی انقلاب فرهنگی است.

مردم سالاری:رسانه مستقل وجدان جامعه

«رسانه مستقل وجدان جامعه»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم علی ودایع است که در آن می‌خوانید؛از زمان تصویب اعلا میه جهانی حقوق بشر در سال 1948 توسط سازمان ملل گفته شد کشورهای مختلف و جوامع متعهد شده اند که بر مبنای ارزش هایی مانند صلح، آزادی و احترام متقابل نظام اطلا عاتی خود را سازمان دهند.

امروز بحث تحریف اخبار و بی اخلا قی در رسانه های دنیا موضوعی جدید نیست اما در این  بین  رسانه های برخی کشورها به نوعی متمایز از نبود اخلا ق رسانه ای رنج می برند.

در مصر هر روز که به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک تر می شود; دروغ و افترا افزایش می یابد. هر کس به جز مبارک باید سانسور شود، البرادعی و خانواده اش مورد هجوم انواع و اقسام خبرهای ناموثق قرار می گیرد.

در افغانستان و عراق نیز اوضاع بهتر از مصر نیست. روزنامه نگاران سایه سنگین طالبان و القاعده را دنبال خود می بینند. اگر از طالبان نیز گریزی یابند این نیروهای داخلی و آمریکایی هستند که درکمین آنها نشسته اند. در آخرین نمونه آن روزنامه نگار افغان به شکل  وحشیانه ای به قتل رسید.

در مکزیک، روسیه وکشورهایی که حکومت زیر سایه قدرت باندهای مافیایی است روزنامه نگاران راحت تر از هر شهروندی به قتل می رسند. کسانی که جنایات کارتل های موادمخدر را افشا می کنند یا قتل عام های مردم را منتشر می کنند در واقع حکم اعدام خود را امضا کرده  اند. در آمریکا و غرب نیز آزادی تاجایی وجود دارد که  به منافع شرکت های چند ملیتی نظامی و یهودی لطمه نخورد.

گرچه سایت ویکی لیکس توانست اسنادی را درباره جنگ آمریکا در افغانستان افشا کند اما دور از ذهن نخواهد بود که روزی دست اندرکاران این رسانه افشاگر به سرنوشت دیگر روزنامه نگاران افشاگر دچار شوند. در جوامعی که شکاف ارزش و هنجار وجود دارد بی اخلا قی دررسانه ها رنگ لعاب مضحکی به خود می گیرد و قدرت ها برای ارعاب مخالف به خشونت متوسل می شوند. رسانه در این موقعیت هایی که مطرح شد، یا دروغ می گوید و سیاه نمایی می کند یا چاپلوسی.کمتر رسانه ای پیدا می شود که با پایبندی به رسالت خود خون بهای ایستادگی را می پردازد.

استبداد سیاسی حسنی مبارک در جامعه ای همچون مصر بهترین بستر را برای عدم اصولگرایی و دور شدن جامعه و رسانه هایش از اخلا ق را فراهم می کند. دراین جامعه هر نقد و نگاهی به عنوان یک تهدید تلقی می شود و فرهنگ سیاسی مدارا جویانه و مشارکتآمیز زیرچرخ دنده های نگاه مغرضانه له می شود. رسانه یک زندگی است; جریانی که می تواند زندگی انسان را تغییر دهد.

رسانه های بی اخلا ق و بدون تهذیب نفس تداعی کننده یک زندگی نباتی است که نهایتا به گذران دنیای امروز خود می اندیشد. در ایران اسلا می نیز بعضا بد اخلا قی های رسانه ای دیده می شود; برخی آنقدر گرفتار زدوبندهای حزبی شده اند که گویی فراموش کرده اند چه رسالتی دارند و آن قلم چه حرمتی دارد. گویی عرصه رسانه عرصه ای شده است برای تجارت بی اخلا قی و بی صبری که متاسفانه گمان می برند ره به صواب می برند. در مقابل گروهی نیز بین نقد و اتهام هنوز نمی توانند تمییز قائل شوند و القاب و صفاتی را به منتقدین نسبت می دهند.

آنها تشنه تعریف و تمجید هستند و به رسانه به عنوان یک بولتن برای دفاع تمام و کمال از عملکردشان می نگرند. رسانه محرابی است برای پرستش خداوند، در میان سونامی اخبار واطلا عات که ذهن مردم جوامع را به خود مشغول کرده اند تعداد کمی از خبرها می توانند مسوولیت روشنگری و دین خود به مردم را ادا کنند. جامعه برای پیشرفت و ترقی نیاز به این نوع خبرها با رعایت اصول اخلا قی دارد تا مانع از پسرفت و افول اندیشه در جامعه شود. در این حالت همگان رسانه را به عنوان وجدان بیدار جامعه نگاه می کنند که پله اول موفقیت در آن کشور است.

رسالت:موتور پیشرفت کشور

«موتور پیشرفت کشور»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن می‌خوانید؛"دانشگاه موتور پیشرفت کشور است و اگر ملت، عزت، استقلال، اقتدار و ثروت می خواهد باید دانشگاه را تقویت کند."این، محور اصلی بیانات حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار صدها نفر از استادان دانشگاهها و مراکز آموزش عالی بود. معظم له در این دیدار صمیمانه با اساتید دانشگاه برخورداری ملت ایران از پیشینه پرافتخار علمی - فرهنگی و هوش و استعداد ایرانیان را زمینه های مساعدی برای دستیابی به قله های رفیع علم و دانش برشمردند و فرمودند:" انقلاب اسلامی، احساس بیداری و توانایی را نیز به مجموعه عوامل تعیین کننده پیشرفت علمی کشور افزوده است."

موتور پیشرفت کشور
‏"دانشگاه موتور پیشرفت کشور است و اگر ملت، عزت، استقلال، اقتدار و ثروت می خواهد باید دانشگاه را تقویت کند."این، محور اصلی بیانات حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار صدها نفر از استادان دانشگاهها و مراکز آموزش عالی بود.
معظم له در این دیدار صمیمانه با اساتید دانشگاه برخورداری ملت ایران از پیشینه پرافتخار علمی - فرهنگی و هوش و استعداد ایرانیان را زمینه های مساعدی برای دستیابی به قله های رفیع علم و دانش برشمردند و فرمودند:" انقلاب اسلامی، احساس بیداری و توانایی را نیز به مجموعه عوامل تعیین کننده پیشرفت علمی کشور افزوده است."

انقلابی گری و روحیه جهادی رمز بسیاری از توفیقات بزرگ در کشور طی 31 سال گذشته بوده است. جهاد یک واژه مقدس است که انگیزه ها و لوازم استقامت و پایداری ملت ایران را در بحبوحه در گیری های اول انقلاب، جنگ تحمیلی، تحریم های اقتصادی، جنگ نرم و ...فراهم کرد و یکی از مهمترین عوامل حرکت متعالی و رو به پیشرفت جامعه اسلامی ایران در سه دهه گذشته بوده است. مجاهدت در راه خدا و در برابر دشمن در عرصه های گوناگون مایه عزت مسلمانان و سربلندی ایران اسلامی است.‏

این مجاهدت در برابر یک خصم است. جهاد مواجهه با دشمن است. در عرصه های نظامی جبهه دشمن عیان و آشکار است اما در عرصه های دیگر این خصم محفوظ به پرده ها و انگاره هایی است که شناسایی و هویدایی آن را دشوار می سازد.‏

عرصه علم، دانش و نوآوری یکی از زمینه هایی است که صف بندی های آشکار و پنهان دشمن برای جلوگیری از توزیع عادلانه دانایی در آن بین کشورهای پیشرفته به لحاظ علمی و دنیای عقب افتاده به صراحت رویت می شود.‏

انحصار گرایی، تبعیض، تحمیل، تبختر، خودخواهی، ناجوانمردی و خست متاسفانه بخشی از واقعیات دنیای علم و فناوری در زمانه ای است که عده ای مدعی شاهراه آزاد اطلاعات هستند.

رمز توفیق بر این خصم متکبر و انحصارطلب که همه چیز را برای خود می خواهد و هیچ چیز را به دیگران نمی دهد مجاهدت علمی در راه خدا و نهضت فراگیر نرم افزاری است. فوران و جوشش تولید علم در کشور آغاز زوال یک جانبه گری های دنیای پیشرفته است. این جوشش علمی مجاهدت مخلصانه در مواجهه با جنگ نرم تمام عیار دشمن است.‏

در این جهاد مقدس نقش اساتید دانشگاه به عنوان ژنرال ها و فرمانده های جبهه مقابله با جنگ نرم  نقش موثر و اساسی است. این ژنرال های رسالت مهمی در جهت دهی و سوگیری افسران جبهه که همان دانشجویان هستند برعهده دارند. مقام معظم رهبری که پرچمدار نهضت تولید علم در کشور هستند و دو دهه گذشته نقش اصلی را در دمیدن گفتمان پیشرفت به دالان های تودرتوی اجتماعی داشته اند ضمن تکریم علم و اصحاب دانش به مناسبت های مختلف، به تببین برخی از تجهیزات و لوازم این مجاهدت مقدس جامعه دانشگاهی پرداختند که در این سلسله یادداشتها به بررسی و مداقه در آنها خواهیم پرداخت.  ‏

1- طهارت و صفاى نفس جامعه دانشگاهی
معظم له در این دیدار فرمودند: "اگر استاد ما از معنویت و روح باصفا برخوردار باشد، فضاى کلاس را، فضاى درس را، فضاى دل متعلم را منور خواهد کرد."
دانش بدون نورانیت ایمان همچون اسب کور و لجام گسیخته ای است که نه تنها انسان را به مقصد نمی رساند بلکه بشر را به قعر دره های حیوانی پرتاب می کند. بشر بی ایمان دانش را به ابزاری تبدیل می نماید که بتواند مطالبات نفس سرکش خود را با آن برآورده نماید و به هر چیزی متوسل می شود تا در دستگاه قدرت الهی طغیان کند و زمینه را برای نافرمانی الهی آماده می کند.

 امروزه در غرب بخشی از دانش به طور مستقیم در خدمت هواهای نفسانی و خوی حیوانی بشر قرار گرفته و لطمات فراوانی را به جامعه انسانی وارد ساخته است.‏
این در حالی است که  طهارت نفس و صفای باطن جهت دهنده به علم است.پیام انقلاب اسلامی ماهیتا نرم است و تولیدات آن نیز باید نرم باشد. در نظام معنایی انقلاب اسلامی جنیش نرم افزاری نه به معنای توسعه علوم غربی است و نه تولید علم که مدلولی معاصر است برای تداوم  نرم افزاری تمدن غرب؛ بلکه نهضت تولید علم در ایران یک الگوی اصلاحی برای بلوغ علمی و معنوی بشر امروز است.

حرکت علمی در ایران بر مبنای معنویت است. تجربه چند قرن گذشته نشان می دهد متأسفانه برخی کشورهای غربی ضمن انحصار گرایی علمی و یک جانبه گری و تبعیض در عرصه فناوری های استراتژیک مثل تکنولوژی هسته ای، از علم سوء استفاده کرده و آن را در جهت مخالف با منافع بشری  و ارزشهای انسانی به‌کار گرفته اند. آنها با تکنولوژی هسته ای بمب می سازند و در هیروشیما و ناکازاکی بر سر مردم بی دفاع می ریزند. تکنولوژی که قرار است روشنایی بخش خانه ها شود در اثر بی ایمانی به شعله های سوزنده ای تبدیل می‌گردد که آتش به جان و مال مردم می اندازد. دانش سلول های بنیادین و تولید دارو های نوترکیب که می توان بسیاری از بیماری های صعب العلاج را با آن درمان کرد در دست بشر غربی به ابزاری برای خلق موجودات شبه انسانی می شود که تنها برای جنگیدن و خونریزی طراحی شده اند و ...‏

ابتکار:نود سازی یا نود سوزی

«نود سازی یا نود سوزی»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم غلامرضا کمالی پناه است که در آن می‌خوانید؛ برنامه نود ورزشی که بحق به " نود فردوسی پور" بیشتر مشهور است، واقعیت انکار ناپذیر خود را با ویژگی‌های منحصر به فردش به جامعه ایرانی تحمیل کرده است . موفقیت برنامه در جذب مخاطب عوامل گوناگونی دارد . اساسی ترین و مهمترین عامل ویژگی‌های خاص تهیه کننده و مجری آن است .

"" رک گویی، صداقت، تأثیرناپذیری از بیرون، تلاش برای اقناع مخاطب یا مخاطب شناسی، تن صدا و ساختار شخصی و شخصیتی مجری یعنی عادل فردوسی پور "" در توفیق این برنامه و کشاندن میلیونها بیننده به پای تلویزیون تاثیر بسزائی داشته . از حق نباید گذشت که آنچه باعث موفقیت و تداوم این برنامه و ظهور و بروز خلاقیتهای مجری بوده، حمایت همه جانبه مسئولان سیما بویژه شبکه سه بوده است . بارها صاحبان قدرت مجری صادق این برنامه را آماج حملات و تهدیدهای خود نمودند و تا ب نقد‌های گزنده و راستین وی را نیاورده و آنچنان از هر طرف به وی حمله می‌کردند که دوستداران برنامه هر لحظه منتظر تعطیلی و تخته شدن در آن بودند .

اما همواره مسئولان سیما از آن حمایت کرده اند البته اگرچه برای این پشتیبانی می‌توان علل گوناگونی برشمرد . از جمله اینکه وفور مخاطبان مسئولان را مجبور به تن دادن به حمایت از وی کرده یا مسئولان صدا و سیما خواسته اند پز نقد پذیری و آزادی بیان بدهند، یا هر علل و عامل دیگر؛ مع هذا تا این جای کار فردوسی پور آمده و روز به روز بر تعداد هواداران و مخاطبان برنامه اش افزوده شده است . اکنون بنظر می‌رسد اختلافات و ناملایماتی موجب کدورت این مجری محبوب گردیده است .

از گفته‌ها بر می‌آید که برخی مسئولان شبکه سه در حال سنگ اندازی و تنگ کردن عرصه تاخت و تاز عادل شده اند؛ اینکه چرا اجازه پخش مصاحبه علی کریمی را از برنامه اش نداده یا برایش محدودیت زمانی ایجاد کرده اند و شاید مسائل دیگری که مصلحت بیان آنها را ندیده، موجبات رنجش خاطر وی گردیده است . امیدواریم مسئولان مربوط از کج سلیقگی بپرهیزند و بدانند که این برنامه دریایی از مخاطبان را به وجود آورده و عادل هم می‌خواهد در این دریا با مهارت و صداقت شناگری کند .

بهتر است دست و پای وی را نبندند و نخواهند این نهنگ را در تور محدودیت‌ها و سلایق هدایت شده گرفتار کنند .که این نهنگ با این اوصاف و شایستگی‌هایی که از خود نشان داده شکار شدنی نیست.

یک توصیه هم به عادل عزیز داریم انصافاً اگر توجیهات مدیر پخش شبکه سه برحق است، نقد پذیر باشد و با تعامل، بدون کوتاه آمدن بر سر حقوق مخاطبان، به راه خود ادامه دهد . به امید روزی که نه تنها این نود را نسوزانند بلکه نودهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... نیز به عرصه ظهور برسند .
در را باز کنید تا هوای تازه وارد شود .

جمهوری اسلامی:انفعال جبهه عربی در برابر صهیونیست ها

«انفعال جبهه عربی در برابر صهیونیست‌ها»عنوان سرمقاله روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب روز جمعه در ایتالیا با شیمون پرز رئیس رژیم صهیونیستی دیدار کرد. این دیدار یک روز پس از برگزاری دور نخست مذاکرات سازش میان تشکیلات خودگردان فلسطین و رژیم صهیونیستی در واشنگتن صورت گرفت.
دیدار عمروموسی با پرز بدون ارتباط با تلاش تازه برای احیای روند سازش نمی‌باشد و بیانگر آن است که پشت پرده، تحرکات وفشارهای زیادی در جریان است تا این مذاکرات تداوم یابد.

حمایت اتحادیه عرب از مذاکرات سازش در شرایط کنونی، که عمده ناظران بر بی نتیجه بودن و شکست آن تاکید دارند، حاکم بودن سیاستمداران وابسته و مرعوب و خیانتکار بر این تشکیلات را ثابت می‌کند، چرا که این حکام منفعل و سازش طلب نمی‌توانند منکر این واقعیت شوند که خیمه شب بازی اخیر موسوم به مذاکرات صلح، با هدف کمک به موقعیت شدیداً متزلزل رژیم صهیونیستی طراحی و سازماندهی شده است و هرگونه مشارکت اعراب در این ماجرا، به مثابه خدمت به منافع صهیونیستها و کمک به بقای رژیم صهیونیستی می‌باشد.

در این نکته تردید نیست که رژیم صهیونیستی در بحرانی‌ترین شرایط تاریخ موجودیت 60 ساله خود به سر می‌برد و علل اصلی بروز این وضع فلاکت بار برای این رژیم، قبل از هر چیز ضرباتی است که از مبارزان فلسطینی و لبنانی طی دهه اخیر متحمل شده و در مرحله بعد رشد چشمگیر تفکرات ضد صهیونیستی در منطقه و تشدید انزجار جهانی از این رژیم می‌باشد.

رژیم صهیونیستی در یک دهه اخیر، با شکست‌های پی درپی در جبهه نظامی مواجه شده است که هیمنه دروغین این رژیم را فرو ریخته و پوشالی بودن ساختار آن را بر همگان روشن نموده است. تا قبل از این شکست‌های نظامی، رژیم صهیونیستی در سایه چند پیروزی در جنگ اعراب، خود را شکست ناپذیر و ارتش خود را قدرت نظامی برتر منطقه قلمداد می‌کرد. وقوع انتفاضه در درون فلسطین اشغالی آغازی بود بر فرسایش بنیه نظامی و سیاسی رژیم صهیونیستی و متعاقب آن، ضربات کمرشکنی که مبارزان لبنانی بر این رژیم وارد ساختند و منجر به فرار ارتش به اصطلاح قدرتمند آن از جنوب لبنان در سال 1379 شد، دروغ بودن ادعای برتری قدرت صهیونیستها را مسجل ساخت و در ادامه این روند، شکست مفتضح صهیونیستها از رزمندگان حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه در سال 1385، اوج زبونی و آسیب پذیری رژیم صهیونیستی را آشکار ساخت و تحولات منطقه خاورمیانه را وارد مرحله نوینی کرد.

این خفت و خواری برای رژیم صهیونیستی بسیار سنگین بود و رسوایی آن، دامن حامیان رژیم صهیونیستی را نیز گرفت و طبیعی بود که برای نجات از آن به تکاپو بیفتند.

همزمان با شکست‌های پی در پی در جبهه‌های نظامی، از نظر سیاسی و دیپلماتیک نیز، این رژیم در روزهای سیاهی به سر می‌برد. با وجود حمایت‌های همه جانبه آمریکا و دیگر قدرت‌های غربی از رژیم صهیونیستی، هم اینک این رژیم در انزوای مرگباری به سر می‌برد و هیچ یک از دولت ها، حتی دولت‌های اروپایی به دلیل ترس از افکار عمومی شان رغبتی به گسترش مناسبات و افزایش ارتباطات با این رژیم نشان نمی‌دهند. به موازات تشدید تنفر جهانی از رژیم صهیونیستی، گسترش موج بیداری اسلامی در منطقه نیز ضربات سختی به طرحها و نقشه‌های صهیونیستها وارد ساخت و موجب شد تا رژیم‌های وابسته در منطقه که برای سازش و ایجاد رابطه با رژیم صهیونیستی سبقت گرفته بودند تحت فشار و انزوا قرار گرفته و در ادامه حرکت‌های خائنانه و سازش طلبانه دچار مشکل شوند.


در چنین شرایطی، روشن است که برقراری مذاکرات با اعراب تا چه حد برای رژیم صهیونیستی نیاز اساسی و ضرورت حیاتی محسوب می‌شود. با توجه به این واقعیات، مسلم است که صهیونیستها این بار نیز در صدد خریدن وقت برای نجات خود می‌باشند و کمترین اعتقادی به صلح عادلانه ندارند.

تأسف بار اینکه، اعراب علیرغم در اختیار داشتن تجربه‌های گذشته و پشت سر گذاشتن، مذاکرات مادرید، اسلو، کمپ دیوید و آناپولیس، این بار نیز فریب خدعه و نیرنگ صهیونیستها را خورده و خود را در دامی که این رژیم و متحدین غربیش پهن کرده اند، می‌اندازند.

جالب آنکه، در زمانی که مذاکرات سازش آغاز می‌شود و طبیعتاً انتظار اینست که صهیونیستها برای حفظ ظاهر، ملاحظه شرایط را بکنند ولی نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی با گستاخی تمام بر مواضع افراطی و کابینه خود تأکید می‌ورزد وبا تأکید بر این نکته که امنیت اسرائیل باید تضمین شود، اعلام می‌کند کشور فلسطینی با ارتش مستقل را هرگز نمی‌پذیرد. و با بازگشت فلسطینی‌های آواره نیز موافقت نخواهد کرد.

صهیونیستها حتی اعلام کرده‌اند بزودی احداث شهرک‌های یهودی نشین در سرزمین‌های اشغالی را از سر می‌گیرند ولی طرفهای عربی با نادیده گرفتن این گستاخی ها، کماکان خود را به ادامه مذاکره با این صهیونیستهای افراطی و اشغالگر شیفته نشان می‌دهند. با توجه به این واقعیات تلخ است که ضعف و زبونی و کم مایگی حاکم بر حکام عرب در داخل فلسطین و منطقه را باید عامل اصلی ادامه اشغال فلسطین و تداوم بحران خاورمیانه دانست.

با اینحال، باید در نظر داشت که تحولات منطقه برخلاف خواسته و نظر صهیونیست‌ها به پیش می‌رود و سازش طلبان روز به روز در تنگنا و تنهایی بیشتری قرار می‌گیرند.

پیروزی جنبش ضدصهیونیستی حماس در انتخابات گذشته فلسطینی اشغالی موید ا ین واقعیت است که مردم فلسطین به سازش با رژیم صهیونیستی اعتقادی ندارند وسازش طلبان را طرد می‌کنند. این واقعیت در مورد سایر کشورهای منطقه نیز وجود دارد. مردم این کشورها از رهبران خود که به رفتار و سیاست خفت بار سازش طلبی روی آورده‌اند خشمگین هستند هر چند به دلیل فضای بسته سیاسی حاکم بر اکثر این کشور مجال ابراز نظر ندارند.

اکنون روز به روز تفکر معتقد بر مبارزه با رژیم صهیونیستی در درون فلسطین اشغالی و در میان سایر مسلمانان قوت می‌گیرد و این تفکر رو به رشد، محاسبات صهیونیستها را به هم ریخته است و طولی نخواهد کشید که با تبدیل شدن به یک طوفان، تومار رژیم اشغالگر قدس را در هم خواهد پیچید. در آن هنگام، برای این سردمداران عرب سازشکار، تنها ننگ و رسوایی باقی خواهد ماند.
 
تهران امروز:کجاست داوری؟

«کجاست داوری؟»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی تهران امروز به قلم دکتر امید ملکی است که در آن می‌خوانید؛بعد از انتصاب نمایندگان ویژه‌ای از سوی رئیس‌جمهور در حوزه سیاست خارجی، موضع گیری‌های این روزهای مسئولان دستگاه دیپلماسی کشور نشان از نوعی نارضایتی، اگر نگوییم عصبانیت، از این اقدام دارد. سلسله‌ای از انتقادات که از کارشناسان فعلی و سابق وزارت خارجه شروع و پس از سخنگو به وزیر خارجه هم رسیده است تا جایی که ایشان را به این نتیجه رسانده است که عده‌ای بر سر شاخ سیاست خارجی نشسته‌اند و بن می‌برند.

عمده استدلال بدنه دیپلماسی کشور این است که اینگونه تغییرات در ساختار تصمیم‌گیری سیاست خارجی، به واسطه اختلالات کارکردی که در راه حفظ منافع ملی، بوجود می‌آورد دیپلماسی ایرانی را با سرگردانی زاید الوصفی مواجه می‌کند و از این طریق زمینه را برای سوء‌استفاده سایر دولت ها، با توجه به سطح قدرت و تاثیرگذاری آنها، فراهم می‌کند.

استدلالی که از مبانی نظری غنی نیز در مطالعات روابط بین‌الملل برخوردار است. اصول اولیه سیاست‌گذاری عمومی در حوزه سیاست خارجی نشان می‌دهد که « انسجام کارکردی» تنها در سایه یک «بوروکراسی دیپلماتیک» آهنین در دستگاه سیاست خارجی است که ممکن می‌شود چرا که در غیر این صورت الگوی «هم افزای» امکانات موجود در سیاست خارجی به عنوان مقوم عملکرد مجموعه دیپلمات‌ها، جای خود را به الگوی « خنثی‌ساز» امکانات خواهد داد و ارمغان این تغییر بر زمین افتادن نعش نیمه جان منافع ملی است، چارچوب نظری عمومی که مختص هیچ کشوری به‌طور اخص نیست چه که نتیجه آن عملکرد این رویکرد است و تجربه نشان می‌دهد که در چنین شرایطی به واسطه عملکردهای نا هماهنگ ساختاری راه احتجاجات فردی هموارتر شده و رفته رفته با جایگزینی «آرای افراد» به جای «راهبردهای ساختاری»، دستگاه سیاست خارجی به مجمع الجزایری از تصمیم گیری‌ها بدل می‌شود ...

که در آن به‌واسطه بروز درهم ریختگی‌ها، «غیرپاسخگوشدن» وجه غالب زیست دیپلماتیک کسانی خواهد بود که نام مسئول را با خود یدک می‌کشند و در این میانه فرقی میان آنانی که تازه از گرد راه رسیده‌اند با آنانی که خاک این حوزه را خورده‌اند وجود نخواهد داشت.

اما با همه این تفاسیر این سکه روی دیگری نیز دارد و آن در پاسخ به این سوال نهفته است که به فرض وجود هرگونه اختلاف میان فرآیندهای تصمیم و اجرا در عرصه دیپلماسی، آیا لازم است این اختلاف نظرها به «فاش‌گویی» از جانب مسئولان امر آن هم در حوزه مهمی نظیر سیاست خارجی برسد؟ آیا دستگاه سیاست خارجی باید در موضع گیری رسمی اعلام کند که در عرصه تصمیم‌گیری سیاست خارجی،ایران دچار اعوجاج ساختاری شده است؟ آیا به این اندیشیده ایم که از منظر منافع ملی انتشار این نوع موضع گیری‌ها به سراسر جهان چه تاثیری بر نحوه برخورد سایر دولت‌ها با جمهوری اسلامی خواهد داشت؟ طولی نخواهد کشید که در نشست‌های غیر رسمی،که میان دیپلماتها رسم هم هست، سایرین از همتایان ایرانی شان بپرسند راستی چه کسی دستگاه سیاست خارجی شما را مدیریت می‌کند؟ یا هیات شما کدام یک از وزرای امور خارجه را نمایندگی می‌کند؟ و همه اینها یعنی دستگاه دیپلماسی کشور با این عرض و طول مُلکی است با چندین مَلِک. ملکانی که هر یک عمارتی نو می‌سازند و جامه خود می‌برند.

سیاست مدرن باید به سیاستمداران آموخته باشد که هر نهادی باید کارویژه خود را در دنیای سیاست ایفا کند: نهاد داوری اختلافات میان مسئولان دستگاه سیاست خارجی، مطبوعات نیست همان طور که نهاد نقد عملکرد سیاست خارجی، حکومت نیست. تنها اجازه دهید ما نقدمان را کنیم و شما داوریتان را نزد داوران ببرید، مردم چشم انتظار توسعه منافع ملی شان هستند و برای زایل شدن آن به نظر نمی‌رسد توجیهی را پذیرا باشند. 

قدس:فلسطین قابل مذاکره نیست

«فلسطین قابل مذاکره نیست»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی قدس به ققلم سیامک باقری است که در آن می‌خوانید؛دور جدید مذاکرات در واشنگتن بین طرفهای اسرائیلی و فلسطینی در حالی برگزار می شود که حتی مذاکره کنندگان هم به دریافت نتیجه مناسب از این مذاکرات امیدی ندارند.

محمود عباس هم اگر چه خود را نماینده فلسطینیان در مذاکرات به اصطلاح صلح می خواند، اما به خوبی می داند حمایت فلسطینیان را پشت سر خود ندارد و هر گونه تصمیم گیری از سوی او ممکن است با واکنش شدید فلسطینیان مستقر در سرزمینهای اشغالی و خارج از آن مواجه شود.

به باور کارشناسان و آگاهان مسائل منطقه، شرایط آمریکا هم از طرفین مذاکره بهتر نیست، زیرا به روشنی پیداست این نوزاد مرده تنها به علت اصرار اوباما و آن هم به دلیل شرایط بد سیاسی وی و حزب دموکرات در حال تولد است.

در واقع، اوباما نیز به خوبی می داند که این نوزاد زنده به دنیا نخواهد آمد، اما برای حفظ وجهه چاره ای جز خوشحال نشان دادن خود در برابر جهانیان ندارد.

از سوی دیگر، کاهش شدید مهاجرت یهودیان به سرزمینهای اشغالی، بحرانی شدن وضعیت امنیتی صهیونیستها، تشدید درگیریهای درون گروهی در میان اسرائیلی ها، افزایش ترس شدید از زندگی در فلسطین اشغالی، بحران اقتصادی، نگاه منفی جهانیان به صهیونیستها و ساکنان سرزمینهای اشغالی و... همه از خستگی و دلمردگی مردم اسرائیل خبر می دهد. در این شرایط صهیونیستها نتانیاهو را برگزیدند تا بلکه آنها را از فشار فلسطینیها - که به یک جنگ فرسایشی تبدیل شده است- رهایی بخشد و شاید انتظار آنها از جنگ 22 روزه نیز پیروزی مطلق بر حماس بود، اما این اتفاق روی نداد و جنگ 22 روزه نه تنها به یک پیروزی بدل نشد، بلکه روزهای سخت تری را برای آنها به ارمغان آورد. اوج این سختی و شکست در صحنه بین المللی حمله به کشتی صلح بود که بی آبرویی صهیونیستها را آشکار ساخت.

اکنون نتانیاهو که جزو صهیونیستهای تندرو به شمار می آید، برای رهایی از فشار افکار عمومی چاره ای جز مذاکره ندیده است. او تلاش می کند بدین وسیله اما تا حدی از زمان استفاده کند و قوای تحلیل رفته اسرائیل را در ابعاد مختلف اجتماعی و نظامی بازسازی نماید. او به نشان دادن یک چهره صلح طلب از خود و اسرائیل نیازمند است، اما نکته اساسی این است که دور جدید مذاکرات کاملاً با دفعات پیش تفاوت دارد.

جنگ 22 روزه، جنگ 33 روزه؛ بحرانهای داخلی اسرائیل و نفرت عمومی از این رژیم شرایط بسیار دشواری را برای کنیست رژیم اشغالگر قدس به وجود آورده است که به نظر نمی رسد، دست بالایی را در مذاکرات داشته باشند. ضمن اینکه تجربیات گذشته نشان داده است اسرائیلی ها به محض پایان یافتن مذاکرات دست به اقدامهای خشونت آمیز علیه مردم بی پناه فلسطین می زنند، مانند آنکه پس از توافق اسلو صورت گرفت و اسرائیل نشان داد به هیچ کدام از تعهدهای خود پایبند نیست. نمونه بارز آن هم ساخت دیوار حایل و محاصره شدید مردم فلسطین بود.

از سوی دیگر، باید برای محمود عباس متأسف بود که با وجود قتل عام کودکان و فرزندان مردم سرزمینش دست در دست جلاد صهیونیست در برابر کلینتون نشسته و قصد دارد بر سر کشور و شرف ملت مسلمان فلسطین معامله کند!

براستی او می خواهد بر چه اساسی مذاکره کند؟ محور مذاکره او چیست؟ آیا وجدان انسانی می پذیرد بر سر خون ملت خود وارد مذاکره شود، آن هم در حالی که محاصره مردم غزه همچنان به قوت خود باقی است و حدود 4 میلیون فلسطینی از سرزمین مادری خود آواره هستند؟

هدف اسرائیل از مذاکره و لبخند در واشنگتن، بازسازی حیثیت از دست رفته است و گویا محمود عباس اینها را نمی بیند و یا اگر می بیند خود را کنار می کشد. محمود عباس هیچ همراهی در فلسطین ندارد که اگر داشت انتخابات گذشته را با ضعف کامل به حماس واگذار نمی کرد. او باید به این نکته بسیار مهم توجه کند که قبله اول مسلمانان قابل مذاکره نیست و روی خون به ناحق ریخته کودکان فلسطینی نمی توان لبخند زد و گفتگو کرد.

آرمان:گمانه هایی درباره پیشنهاد ایران به همسایگان عرب

«گمانه هایی درباره پیشنهاد ایران به همسایگان عرب»عنوان سرمقالهِ‌ روزنامه‌ی آرمان به قلم حسن لاسجردی است که در آن می‌خوانید؛اصل سفر امیر قطر به عربستان در قالب دیدارهای دوجانبه سران است و معمولا سران کشورهای عربی بین خود یکسری مسایل دارند که در این دیدار ها حل وفصل می کنند.در خصوص دیدار دیروز - دوشنبه- امیر قطر با ملک عبدالله نکته مهمی که مطرح شده است بحث طرح پیشنهاد ایران است که مورد توجه منابع خبری قرار گرفته است. با توجه به سفر اخیر آقای احمدی نژاد

به قطر برخی منابع اعلام کردند که رئیس جمهور ایران در این دیدار پیشنهادی در جهت گسترش روابط تهران با کشورهای حاشیه خلیج فارس مطرح کرده است.جمهوری اسلامی ایران به ویژه دولت نهم و دهم تلاش کرده است تا ارتباط های منطقه ای به ویژه ارتباط با کشورهای حوزه خیلج فارس و کشورهای مسلمان را در اولویت قرار دهد و سیاست تنش زدایی دوران گذشته نسبت به کشورهای این منطقه را تداوم بخشد.

در همین راستا محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سفرهای متعددی به کشورهای حاشیه خلیج فارس به ویژه شورای همکاری خلیج فارس داشته که اصل این سفر نشان می دهد که این فرایند قابل توجه است.اما آنچه از منظر ما شاید شرایط فعلی را ویژه کرده این است که هر چقدر بتوانیم کشورهای منطقه را با خود هماهنگ تر کنیم میدان مانور ما در منطقه بیشتر خواهد شد.

منظورم از مانور ابتدا در مسایل منطقه ای است و نیز یک سری مسایل خاص ایران مانند بحث نفت، مسایل امنیتی، حضور نیروهای بیگانه و مسایل جغرافیای آبی است.در رابطه با سفر امیر قطر به عربستان مهم ترین نکته روابط این دو کشور با هم است و آنچه که قطری ها به دنبال زمینه چان زنی برای پیدا کردن زمینه بهتر میان کشورهای عربی هستند.قطری ها به دنبال این هستند که نسبت به گذشته از جایگاه بهتری در منطقه برخوردار شوند؛ لذا در چند سال اخیر سعی کردند نقش کاتالیزور و میانجیگر را در مسایل مختلف برعهده بگیرند.

به همین دلیل در موضوع لبنان، فلسطین، گفت وگوهای عربی و غیرعربی وارد شدند. این تلاش برای بر عهده گرفتن یک مسئولیت و جایگاه مهم تر سبب شده است که میانجیگری میان ایران و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس شکل بگیرد.ایران با کشورهای حوزه خلیج فارس چند مسئله دارد که باید قبل از طرح موضوع تازه، شرایط حل آن ها حاصل شود. یکی از این مسایل حافظه ذهنی و شرایط تاریخی این کشورها است که بعضا با کشور ما تعارضاتی دارند. نکته دوم مناقشات ما با جهان غرب در حوزه مسایل منطقه ای به ویژه در حوزه خلیج فارس است. بخشی عظیمی از این سیاست ها مانع اثر بخشی نگاه ما در منطقه می شود.

نکته بعدی شامل اختلاف ما با کشورهای عربی در پرداختن به مسایل جهان عربی مانند مسئله لبنان و فلسطین است.در دیدارهای مقامات کشور ما با کشورهای عربی به برخی از این مسایل و حل اختلافات پرداخته می شود. به نظر می رسد بخشی از موفقیت بسته پیشنهادی ایران برای تسهیل روابط ایران با شورای همکاری خلیج فارس که در دیدار امیر قطر با پادشاه عربستان مطرح شد به پس زمینه های ذهنی کشورهای عربی با ایران باز می گردد که باید آن پس زمینه ها و سوء تفاهم ها حل می شد.

اگر این پس زمینه ها حل نشود به نظر می رسد این پیشنهاد ما با مخالفت کشورهای حاشیه خلیج فارس و عدم همراهی مواجه خواهد شد.با توجه به حساسیت فن آوری‌ها نوینی که جمهوری اسلامی ایران از آن برخوردار است و نوع رویکردی که کشورهای عربی تا کنون داشته اند، سفر رئیس جمهور کشورمان می تواند این فضا را در اختیار کشورهای حاشیه خلیج فارس قرار دهد تا آنها با رویکردهای نوین جمهوری اسلامی ایران مطلع شوند.اگر بخواهیم آن ها در این زمینه از فعالیت های ما حمایت کنند، این حمایت باید در جایگاه های بین المللی مانند شورای امنیت و غیره صورت بگیرد.

به نظر می آید رویکرد کلی کشورهای عربی نسبت به بحث هسته ای کشور ما مثبت ولی سازنده نیست. لذا شاید موضوع حمایت این کشورها از فعالیت های هسته ای صلح آمیز ما مطرح شده باشد ولی به نظر نمی رسد کشورهای عربی در این فضا آمادگی این کار را داشته باشند.

با توجه به اینکه در جریان سفر رئیس جمهور کشورمان به قطر آقای احمدی نژاد به امیر قطر یک هدیه علمی و یک نانوسکوپ داده بود و یا ترکیب هیات همراه رئیس جمهور در این سفر که معاون فن آوری وی را مشایعت می کرد، شاید بحث تبادل علمی و پایه های فن آوری در پیشنهاد ایران مطرح شده باشد که به نظر می رسد این موضوع از بحث حمایت کشورهای حاشیه خلیج فارس دارای زمینه مساعد تری است.
 
آفرینش:افزایش واردات گاز از ترکمنستان وآذر بایجان

«افزایش واردات گاز از ترکمنستان وآذر بایجان»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفرینش به قلم علی رمضانی است که در آن می‌خوانید؛با اعلام بهره برداری از فاز دوم خط انتقال گاز وارداتی ایران-ترکمنستان تا پیش از زمستان امسال در کنار افزایش واردات گاز از این کشور علاوه بر آن  تفاهمنامه ایران و آذربایجان در افزایش واردات گاز از این کشور از یک میلیون متر مکعب کنونی به 2/5 میلیون در واقع کشور مان  واردات گازی خود را از این دو صادرکننده گازی افزایش داده است افزایشی که میتوان آن را از دو زاویه مورد بررسی قرار داد.

از یک سو با افزایش واردات گاز از دو همسایه شمال یعنی ترکمنستان وآذربایجان وبویژه اینکه حجم بالایی از گاز توسط ترکمنستان به کشور وارد می شود بالتبع سهم برخی از مناطق شمالی( بویژه  شمال شرقی )کشور به گاز وارداتی افزایش خواهد یافت در این بین نباید از یاد برد که چنین امری به نوع خود می تواند حوادثی همانند قطعی گاز در زمستان 1386 را  یاد آوری کند مشکلی که با قطع گاز توسط ترکمنستان باعث  مشکلات بی شماری برای کشور شد .در این بین باید به یاد داشت که بی شک چنانچه تنها استراتژی واردات فزاینده گازی مد نظر مقامات کشور باشد بی شک امر چندان مقبولی برای کشوری که صاحب دومین ذخیره گازی جهان است نمی باشد چه اینکه  اینک بیش از هر زمانی  دیپلماسی  گازی کشور باید  مبتنی بر صادرات فزاینده باشد .

از زاویه دیگر چنانچه به دو روند افزایش واردات گاز از دو همسایه شمالی نگاه کنیم بی شک این امر می تواند در کنار تهدیدات کوچک ناشی از واردات فزاینده می توان از آن به عنوان فرصت های بی شماری در جهت افزایش نقش کشور در تجارت جهانی گاز، افزایش صادرات کشور به مشتریان جدید، افزایش سواپ گازی، گسترش پتانسیل بازی ایران در سازمان "اوجک" و رقابت بیشتر با کشور هایی همانند قطر و روسیه اشاره کرد در این بین باید به یاد داشت که از آنجا که ترکمنستان وآذربا یجان با سرمایه گذاری گسترده تولید گازی خود را به سرعت افزایش  داده اند واردات بیشتر از این دو کشور می تواند  به سواپ گاز بیشتر توسط کشور بیانجامد در این بین  صادران بیشتر گاز به نخجوان و تر کیه  و ارمنستان در کنار توجه به بازار هایی همانند عمان  پاکستان  و عراق می تواند مورد توجه کشور قرار بگیرد در این بین از آنجا که کشور ما با توجه به مصرف گسترده داخلی و عدم سرمایه گذاری متناسب  توان زیادی برای صادرات ندارد در واقع می تواند از  واردات از دو کشور ترکمنستان وآذربایجان در کوتاه مدت به عنوان سواپ گاز به کشورهای همسایه و خریداراستفاده کند  این در حالی است که در صورت ناتوانی کشور رقیبان منطقه ای بازارهای گازی را به تصرف کامل خود در می آورند  در این بین در بلند مدت با افزایش سرمایه گذاری وتولید داخلی می توان از یک سو به حفظ سواپ و استفاده از این اهرم در روابط گازی با رقیبان اندیشید واز سوی دیگر  بازارهای حفظ شده را گسترش داده و منافع حاصل از صادرات گاز را افزایش داد.امری که بی شک به تقویت جایگاه ایران در معادلات انرژی جهان خواهد انجامید.
   
دنیای اقتصاد:حلقه مفقوده در اقتصاد توسعه

«حلقه مفقوده در اقتصاد توسعه»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم مهران دبیرسپهری است که در آن می‌خوانید؛توسعه اقتصادی یکی از اهداف همه کشورهای جهان بوده و هست؛ زیرا پیامد توسعه برای کشورها کاهش فقر و در نتیجه افزایش قدرت، خواهد بود؛ اما چرا توسعه اقتصادی در کشورهای جهان سوم تا این حد مشکل است؟

اقتصاددانان توسعه، بیشتر سعی‌شان در توصیف فرآیند توسعه و همین طور پاسخ به سوال فوق صرف شده است. به نظر می‌رسد یکی از دلایل ناکامی بسیاری از کشورهای در حال توسعه، عدم‌توجه به تدریجی بودن این فرآیند بوده است و ریشه در یک تفکر دارد که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد. مثلا چین به عنوان یک کشور موفق و با یک رشد سالانه و مداوم بیشتر از 9 درصد در 30 سال گذشته، هنوز درآمد سرانه این کشور کمتر از درآمد سرانه ایران است. در صورتی که اگر چینی‌ها در امر توسعه اقتصادی گرفتار عجله و شتاب می‌شدند، قطعا حتی به نیمی از این رشد هم دست نمی‌یافتند. برای اجتناب از عجله، لازم است میزان توان یک کشور در سرمایه‌گذاری مشخص شود و این میزان، حدی است که نرخ تورم در آن از حدود صفر بیشتر نشود. پس از تعیین سهم دولت از این میزان، مابه‌التفاوت آن متعلق به بخش غیر‌دولتی خواهد بود.

البته نه تعلق دستوری، زیرا نتیجه آن همانند طرح بنگاه‌های زودبازده، به دلیل خالی کردن خزانه بانک‌ها چیزی جز رکود نخواهد بود. ممکن است گفته شود اگر بخش غیر‌دولتی نیاز بیشتری داشته باشد راه‌حل چیست؟ در پاسخ باید گفت مکانیسم بازار به راحتی این مشکل را حل می‌کند و در صورت عدم‌مداخله دولت و استقلال بانک‌ها، نظام بازار در شرایط غیر‌تورمی به بهترین وضع، نقدینگی موجود را به طور بهینه برای سرمایه‌گذاری بخش خصوصی تخصیص خواهد داد و همین موضوع باعث کاهش شدید نرخ بهره نیز خواهد شد. البته راه‌هایی برای افزایش توان سرمایه‌گذاری در یک کشور وجود دارد.

مثلا یکی از این راه‌ها، افزایش پس‌انداز کل از طریق کاهش مصرف می‌باشد و برای این هدف، راه‌های متعددی وجود دارد که اقتصاددانان به خوبی آن را شرح داده‌اند. راه دیگر، آن است که سرمایه‌گذاری غیر‌ریالی در مناطق آزاد (مانند کیش) انجام شود، زیرا به دلیل عدم‌تبدیل ارز به ریال، محدودیتی برای سقف سرمایه‌گذاری در این نوع پروژه‌ها وجود نخواهد داشت.

اما چگونه می‌توان سرمایه‌گذاری‌های دستوری را محدود کرد؟ به عنوان اولین قدم، این معنا باید در کشور از طریق قانون، نهادینه شود تا همه پروژه‌های عمرانی در صورت انجام مراحل توجیه مقدماتی و نهایی (مطالعات پیش از اجرا)، برای شروع اجرا، تایید یک مرکز مستقل را اخذ نمایند تا در صورت پر شدن سقف سهم بخش دولتی از سرمایه‌گذاری، در پروسه نوبت‌بندی قرار گرفته و پس از تعیین اولویت‌ها در وقت مقتضی به مورد اجرا گذاشته شود.

بدیهی است که در این صورت یک دستگاه اجرایی یا یک نماینده مجلس نمی‌تواند راسا و از طریق بودجه سالانه، اقدام به کلیدزنی یک پروژه عمرانی نماید. پروژه‌هایی که بعضا نه تنها پولی برای اجرای آنها وجود ندارد (اگر چه از نظر عجله‌کنندگان، می‌توان مثلا با تزریق مینیاتوری پول و به بهای افزایش زمان اجرای پروژه‌ها، تعداد پروژه‌های عمرانی را تا چند برابر افزایش داد) بلکه حتی در صورت انجام مطالعات توجیهی لازم، توسط مهندسین مشاور، ممکن است اجرای آنها به دلایل مختلف لازم نباشد یا حتی مضر تشخیص داده شود.

البته نیت همه کسانی که خواهان اجرای پروژه‌های عمرانی هستند خیر است و مثلا بخشی از اکثر دستگاه‌های اجرایی، فلسفه وجودی‌شان اجرای پروژه‌های عمرانی است؛ بنابراین طبیعی است این دستگاه‌ها همیشه به دنبال جذب حداکثر منابع مالی باشند؛ اما از طرفی منابع محدود است. همانگونه که سرپرست یک خانواده با نیازهای متعدد فرزندان خود مواجه می‌شود ولی مجبور است بر اساس اولویت‌ها مهم‌ترین نیازها را انتخاب کرده و منابع محدود مالی خانواده خود را به آن اختصاص دهد.

سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا مطالب بسیار بدیهی گفته شده که تحقیقا همه مردم با آن موافق هستند، هنوز در کشور آنچنان که باید و شاید در اجرا، مورد توجه درخور قرار نگرفته است. به نظر می‌رسد دلیل آن را باید در نکته‌ای جست‌وجو کرد که حتی اقتصاددان معروف توسعه، مایکل تودارو نیز از آن غفلت کرده‌است و آن حاکمیت نوعی تفکر کینزی بر اقتصاد کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه می‌باشد، زیرا در این نوع تفکر، قبح تورم از بین می‌رود و مثلا تورم تا پنج درصد یا ده درصد جایز شمرده می‌شود.

حاکمیت این نوع تفکر که اولین و مهم‌ترین نشانه آن وجود وضعیت تورمی در کشور است را می‌توان با این مثال توضیح داد که اگر توسعه اقتصادی به منزله یک اتومبیل باشد و همه اجزای این اتومبیل درست کار کند، ولی ترمز دستی آن قفل شده باشد، طبیعی است که اتومبیل حرکت نکند یا اینکه با انرژی بسیار زیاد، ولی سرعت کم حرکت خواهد کرد. پس برای آزاد کردن این ترمز در توسعه اقتصادی، لازم است کشورهای دنیا به ویژه کشورهای در حال توسعه، خود را از شر تفکر کینز رها کرده باشند.

البته ترمز کینزی در عمل همان عجله اجرایی است. در این خصوص، نگارنده به زودی شرح مبسوطی را در صفحات میانی همین روزنامه ارائه خواهد کرد. بنابراین حلقه مفقوده در بایدها و نبایدهای اقتصاد توسعه، چیزی نیست جز کینززدایی از اقتصاد کشورها که باید به عنوان شرط لازم توسعه اقتصادی شناخته شود و بهترین عقربه سنجش برای این معنا، نرخ تورم است.

همانگونه که میانگین نرخ تورم سالانه در کشور چین در 12 سال گذشته 3/1 درصد بوده‌است. شاخص قیمت مصرف‌کننده از عدد 101,830 در سال 1997 به عدد 119,598 در سال 2009 رسیده است، یعنی افزایش 18 واحد برای 12 سال. (ماخذ: IMF). این در حالی است که رشد نقدینگی این کشور در سال 2008 کمتر از 18 درصد بوده است که اگر در کنار رشد بالای اقتصادی چین دیده شود، اهمیت آن بیشتر معلوم خواهد شد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها