اگر چه در سالهای گذشته، انتقال و توسعه فناوریهای جدید و بهرهبرداری از آنها در توسعه کشور نقش اساسی ایفا کرده است، ولی تکمیل چرخه نوآوری و طراحی در کشور میتواند بخشهای صنعت و خدمات را در مسیر تعالی به حرکت درآورد.
از این رو نظاممندی و گسترش همکاریهای دانشگاه و صنعت مورد تاکید و اهتمام دولتها بوده است. در این راستا معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری که با هدف ایجاد ارتباط هرچه بیشتر دانشگاه و صنعت پا به عرصه فعالیت گذاشت تشکلهایی برای ایجاد هماهنگی لازم بین تمامی نقشآفرینان اصلی چرخه نوآوری تشکیل داده تا به کمک آنها برای استفاده بهینه از منابع کشور، هدایت فعالیتهای مرتبط و تسریع فعالیتهای چرخه نوآوری گام بردارد. با دکتر جواد قاسمی، سرپرست اداره ارتباط دانشگاه و صنعت به گفتگو نشستهایم تا بیشتر از کانونهای هماهنگی دانش و صنعت بدانیم.
کانونهای هماهنگی دانش و صنعت چه نوع تشکلی است؟
کانونهای هماهنگی دانش و صنعت یا همان فناوری تشکلی است مرکب از 9 تا 15 نفر از مسوولان نظارتی، دولتی، تشکلهای نمایندگی مشتریان محصول یا خدمات، صاحبان صنایع تولیدی و خدماتی، استادان و کارشناسان خبره دانشگاهی و صنعتی، مدیران تحقیق و توسعه، مسوولان پژوهشکدهها، قطبهای علمی مرتبط، مدیران شرکتهای تحقیقاتی، طراحی و مهندسی، روسای انجمنهای علمی و تخصصی مرتبط با یک فناوری.
اهداف ایجاد این کانونها چیست؟
تلاش جهت تکمیل حلقه نوآوری در خصوص محصول، کالا یا خدماتی خاص، تنظیم سیاستهای کلان همکاری دانشگاه و صنعت و فراهم آوردن بسترهای قانونی لازم، ایجاد هماهنگی بین نهادهای علمی، فناوری و نهادهای تولید و توزیع محصول و خدمات در کشور، ایجاد مزیت رقابتی مبتنی بر دانش فنی در بنگاههای تولیدی، طراحی و خدماتی و کمک به بهبود شرایط زندگی مردم از طریق بهکارگیری فناوریهای نو در عرصه تولید و خدمات از جمله این اهداف به شمار میرود.
به نظر شما وضعیت ارتباط دانشگاه و صنعت در کشور ما چگونه است؟
بر خلاف آنچه که همه میگویند ارتباطی بین دانشگاه و صنعت ما وجود ندارد. این ارتباط وجود داشته که حتی از نوع خوب آن هم است؛ مثالهای متعددی برای تایید این ادعا وجود دارد. اما متاسفانه وقتی پای مقایسه به میان آمده و با کشورهای اروپایی مقایسه صورت میگیرد ایران نسبت به آنها در این زمینه عقب است که البته اینجا این سوال هم مطرح میشود که مگر ایران در سایر زمینهها با این کشورها یکسان است؟ بنابراین چون متفاوتیم ارتباط دانشگاه و صنعت هم در ایران با کمی چالش مواجه است. به نظر من از زمانیکه دانشگاه از حدود سال 1320 در رژیم پهلوی اول تاسیس شد و صنایع هم به کمک آلمانیها در کشور رونق گرفت باید گمان کرد که ارتباط دانشگاه و صنعت وجود داشته است. اما متاسفانه ساختار به گونهای بوده است که هر دو جدا از هم کارشان را ادامه دادهاند. دلیل این موضوع هم این بوده است که بقای هیچ یک از آنها به دیگری وابسته نبوده است در حالی که در ارتباط دانشگاه و صنعت کشورهای اروپایی بقای یکی به دیگری وابسته است. به عنوان مثال در دانشگاه تهران اعضای هیات علمی و اساتید چه با صنعت ارتباط داشته یا نداشته باشند حقوق و مزایا و ارتقای خود را دریافت میکنند، اما در کشورهای اروپایی اینطور نیست به طوری که اگر قرار باشد ارتقایی در اساتید رخ دهد حتما استاد دانشگاه باید سابقه ارتباط با صنعت داشته باشد.
روند ایجاد این ارتباط در ایران به چه شکل بوده است؟
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در مسوولان این تصمیم ایجاد شد که باید پیوند ارتباط دانشگاه و صنعت محکمتر از گذشته ایجاد شود، چراکه حصرهای اقتصادی سایر کشورها علیه ایران آغاز شده بود و کشور باید با ایجاد ارتباط بین دانشگاه و صنعت خودکفا میشد. البته نگرانی از تاثیر تحریمها هم وجود داشت که برای صنعت راهی جز رو آوردن به دانشگاه نبود تا باعث حل مشکلات کشور شود. بنابراین از این منظر ارتباط دانشگاه و صنایع اتفاق میمونی است. همچنین در دانشگاههای کشور اطلاعات علمی بسیار فراوان و عمیقی وجود دارد، اما چگونگی انتقال آن مورد بحث بوده است. براساس آمار موجود از سال 1360 ارتباط دانشگاه و صنعت مستندسازی شده است. به عنوان مثال در دهه 50، دانشجو یک دانشگاه شهرستانی بودم و از برگزاری یک سمینار در تهران مطلع شده و برای شرکت در آن عازم پایتخت شدم که در آن همایش علاوه بر وزیر بازرگانی دولت هویدا اساتید دانشگاه و صنعتگران هم حضور داشتند و موضوع سمینار تولید گوشت مرغی بود. هدف از این سمینار که مقامات تصمیم گیرنده دولتی و محققان دانشگاهی و تولیدکنندگان داخلی حضور داشتند بررسی چگونه استفاده از تحقیقات در تولید گوشت مرغی بود به طوری که چنانچه قیمت دان مرغ یک ریال افزایش یابد در قیمت گوشت چه تاثیری خواهد گذاشت.
این مثال تایید این ادعاست که در سالهای دور هم بحث برقراری ارتباط دانشگاه با صنعت وجود داشته است. اما از سال 62 به بعد اسنادی در اختیار است که نشان میدهد دولت اهتمام زیادی در برقراری ارتباط دانشگاه و صنعت داشته است.
چرا راههای برقراری ارتباط دانشگاه و صنعت در گذشته نتیجه نداده است؟
متاسفانه تشکلهای گذشته ارتباط دانشگاه و صنعت که کمی به جلو حرکت کردهاند نقششان کمرنگ شده و ادامه ندادهاند. تصور من این است که عمدتا دانشگاهیان در بحث حاضر بوده، اما صنعتگران آنها را همراهی نکردهاند.
با این مقدمه کانونهای چه نقشی در برقراری این ارتباط ایفا خواهند کرد؟
کانون هماهنگی دانش و صنعت تشکلی مرکب از همه افراد دارای نقش در تولید یک کالا و خدمات هستند. یعنی تولیدکننده، مدیران، تصمیم ایران، دانشگاهیان و پژوهشگران دور هم جمع شده و راجع به یک کالا به بحث مینشینند.
بیم این را ندارید کانونهای هماهنگی دانش و صنعت به سرنوشت راهکارهای گذشته برقراری این ارتباط دچار شود؟
چرا! اما اگر قرار باشد کانونها به سرنوشت قبلیها مبتلا نشوند باید وابسته به دولت و معاونت علمی و فناوری نباشند. زمانی کار این کانونها به جلو میرود که خودشان مستقل باشند و لازمه این کار فاصله گرفتن از بدنه دولت است، البته ابتدا دولت باید جایگاه این کانونها را مشخص کند و به تصمیمگیری آنها به عنوان بالاترین نهاد احترام بگذارد.
آرزوی ما این است که روسایجمهور چنانچه میخواهند به عنوان مثال درباره قند و شکر تصمیم بگیرند ابتدا از کانونها اظهارنظر بخواهند؛ چراکه تمامی عوامل به بازار رسیدن یک محصول و کالا شامل دانشگاه، صنعت و واحدهای تولیدی در این کانون حضور دارند یا چنانچه قرار است قوانینی در یک حوزه اصلاح شود از این کانون نظر کارشناسی بخواهند. بنابراین اگر دولت و مجلس چنین سیاستی داشته باشند این کانونها تقویت خواهند شد در غیر این صورت در 10 سال آینده هم این وضعیت پیش خواهد آمد و همه چیز هم هدر خواهد رفت.
به نظر شما تاکنون برنامههای برقراری ارتباط دانشگاه و صنعت موفق بودهاند؟
موفقیت یا عدم موفقیت یک برنامه را باید در 2 چیز بررسی کرد؛ یکی در زمان خود اجرای برنامه این کار انجام شود و دوم این که با یک شکست یا عدم موفقیت در یک برهه کوتاه زمانی نباید برنامه را از میدان به در کرد چراکه در اکثر اوقات تا یک برنامه با شکست مواجه میشود مدل را کنار میگذاریم. این درحالی است که سایر کشورها با اصرار زیاد برنامه مورد نظرشان را انجام میدهند. ما اعتقاد به کانونها داریم و تا زمانی که در راس کاریم آن را ادامه میدهیم، اما چون آفت کشورمان تغییر مدیریت است، ممکن است ما عوض شده و فعالیت متوقف شود. از این رو در تلاشیم تا کانونها مستقل شده تا کار خود را بدون هیچ وابستگی به شخص ادامه دهند. البته این مدل دارای مشکلاتی است که بتدریج مرتفع میشود.
آیا این مدل برگرفته از مدلهای خارجی است؟
نه! ایجاد کانونهای هماهنگی دانش و صنعت یک مدل بومی ایرانی است که ابتکار آن هم برای دکتر صادق واعظزاده، معاون سابق علمی و فناوری رئیسجمهور است که حمایتها و همکاری مجلس را هم دارد. خطری که این مدل را تهدید میکند این است که اگر بر اساس این مدل برای هر محصول و کالا یک کانون راهاندازی شود باید به تعداد زیادی کانون هماهنگی دانش و صنعت تشکیل دهیم چرا که موضوعات زیاد و هر کدام هم بسیار مهم هستند. به عنوان مثال مرکبات، ماهی و میگو از مهمترین محصولات کشور محسوب میشوند، اما هنوز برای آنها کانونی تشکیل نشده است. بنابراین باید بتدریج کانونهای دارای اولویت تشکیل شوند و برای جلوگیری از تعدد کانونها موضوعات همگن در یک کانون بررسی شوند. البته باید از کانونها ارزیابی صورت گیرد چراکه در حال حاضر برخی از کانونها عملکرد مناسبی داشته اما برخی دیگر ناموفق عمل کردهاند که نباید با آنها احساسی برخورد شود. بنابراین باید بر اساس الگویی،کانونها را ارزیابی کرد تا آنها نیز آمادگی این را داشته باشند که چنانچه فعال نباشند چارهای برای معاونت باقی نمیماند که برای بقای آنها تصمیمگیری کند.
ویژگی خاص و مزیتهای کانونهای هماهنگی دانش و صنعت نسبت به مدلهای گذشته ارتباط دانشگاه و صنعت چیست؟
ویژگی خاص کانونها این است که بالاترین مقام علم و فناوری دولت مسوولیت آن را بر عهده دارد که به بدنه دولت هم نزدیک است. البته مزیت کانونها را نمیتوان بزودی نام برد و به گذر زمان نیاز دارد. به عنوان مثال کانون توت فرنگی که تاکنون با مشکل مالی مواجه بود در حال حاضر با تزریق اعتبار 4 میلیارد تومانی میتواند سطح کشت را افزایش دهد! اما به طور کلی از جمله مزیتهای کانونها این است که حول یک کالاشکل گرفته است چرا که در مدل دفاتر ارتباط دانشگاه و صنعت با وسعت کاری زیادی مواجه بودند که جمع کردن آنها کار مشکلی بود. بنابراین باید دید که این مدل جواب میدهد و چنانچه جواب ندهد نباید آن را کنار گذاشت بلکه باید موانع آن را برطرف کرد که لازمه آن ثبات مدیریت است. انعطافپذیری از دیگر ویژگیهای کانونهاست که به راحتی می توان آن را دستکاری کرد.
امیر بامه
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم