رمضان در گفتگو با نورمحمد در پور ، دوتارنواز و خواننده مقامی تربت‌جام

موسیقی باید از خدا بگوید

73 سال است که آواز می‌خواند و می‌گوید در این عمر حتی یک بیت غیرعرفانی بر زبان نیاورده است. از 5 سالگی دست به دوتار برده و اینک که در آستانه 80 سالگی است، همچنان پرتوان و آکنده از احساس می‌خواند. ساز را که بغل می‌کند، گویی بخشی از وجودش می‌شود و به وحدتی می‌رسند که جدا پنداشتن آنها غیرممکن است.
کد خبر: ۳۵۱۰۱۴

ساعتی از افطار گذشته بود که به خانه‌اش در کلاته یادگار علی خواجه که 30 کیلومتری تربت‌جام است زنگ زدیم. مشغول تلاوت قرآن بود که اهل منزل صدایش کردند.

از نغمات، آواها و نواهای رمضان و حال و هوای این ماه پرسیدیم و او با اشتیاق و حرارت پاسخ داد. سعی کردیم تا آنجا که می‌توانیم ، لحن و حال سخنش را که جابجا با ابیاتی عرفانی تکمیل می‌شد، در تنظیم گفتگو حفظ کنیم.

«موسیقی باید از عشق بگوید، از الله، پیامبر و علی بگوید. جز برای این دست به ساز نمی‌برم.» این گفته، جان کلام گفتگوی کوتاه تلفنی ما با نور محمد درپور است که در پی می‌آید.

موسیقی نواحی شرق خراسان چه نسبتی با ماه رمضان دارد ؟

رمضان ماه قرآن است. ماه ذکر و ستایش الله است. اگر جز این بگذرد، بیهوده و باطل است. موسیقی ما که صحبت از حق و باطل می‌کند و از خدا و پیغمبر و امامان می‌گوید، همه‌اش مناسب این ماه مبارک است.

پیام عشق از قرآن هویداست

کسی داند که او را قلب شیداست

رموز عشق را هرکس نداند

کسی داند که او را دیده بیناست

وقتی چراغ دنیا عشق است، موسیقی هم باید از عشق بگوید. خلقت آدم با عشق است. عشق خدا به رسول اکرم و عشق پیامبر به الله.

اگر عشق نبود، عالم نمی‌بود

در این عالم بجز ماتم نمی‌بود

دیده‌ام هر وقت روی صحنه رفته‌اید، شعری با حال و هوای مجلس و فضا خوانده‌اید. در ایام رمضان بیشتر چه بر لبتان می‌آید؟

رمضان، گاه پاک شدن و طلب بخشش است. باید تن و روحمان همه متوجه خدا باشد. برای همین بیشتر پیش خدا زاری می‌کنم و به حق رسول و امامان می‌خواهم که مرا ببخشد و به راه خودش بکشاند.

در منطقه تربت جام،موسیقی ویژه اوقات رمضان هم دارید ؟

شب خوانی داریم که هنگام سحر برای بیدار کردن مردم خوانده می‌شود.

با چه شعری خوانده می‌شود و محتوایش چیست؟

ستایش خدا و منقبت رسول اوست ؛آوایی لطیف و نازک به خنکای نسیم سحری.

هنوز هم شب‌خوانی در منطقه شما رواج دارد؟

با این همه رادیو و تلویزیون و سر و صدایی که هست، دیگه کمتر کسی شب خوانی می‌کند. اما شعر و مقام‌های آن هنوز هست و از بین نرفته.

برای دیگر ایام ماه مبارک هم شعر و موسیقی خاصی دارید؟

بسیار زیاد. اشعار خاصی برای لیله‌القدر است که می‌خوانیم. چون این شب‌هایی است که حضرت رسول(ص) معراج کردند، مثنوی معراج پیامبر را می‌خوانیم و دیگر اشعاری که از نزول قرآن و شهادت امام علی (ع) می‌گویند.

اشاره به مثنوی معراج کردید. در موسیقی خراسان منقبت خوانی و منظومه خوانی داریم که این دومی البته در منطقه شما کم است. چرا ؟

در منظومه‌خوانی معمولا داستان‌های عاشقانه و عارفانه نقل می‌شود و شعرهای منقبت‌خوانی در مدح و نعت حضرت رسول و اولیای الهی است. من منظومه‌خوانی هم می‌کنم و برایم فرق ندارد. آواز اصیل، آن سخنی است که از عرفان بگوید. هم آهنگ، هم آواز باید از خدا و پیغمبر بگوید و گرنه به نظر من حرام است که آدم دست به دوتار بزند یا صدایش را به آواز بلند کند.

اما مثل بیشتر هنرمندان تربت‌جام، بیشتر منقبت‌خوان هستید. این را کی و پیش چه کسی یاد گرفتید؟

من منقبت‌خوانی را در 5 سالگی شروع کردم. در یک روستای سرحدات باخزر،2 تا درویش بودند که به حال فقرا رسیدگی می‌کردند. هر کس از هرجا می‌ماند، پیش آنان می‌رفت. اولین منقبت را با صدا و لحن آن دو نفر یاد گرفتم که هنوز تو گوشم مانده:

ای مومن اگر هست تو را عقل و خرد یار

بشنو سخن از منقبت حیدر کرار

بعدها شعرهای دیگری هم یاد گرفتم و به همان شیوه خواندم. حالا 50 هزار سخن در یاد دارم که همه‌اش ستایش خدا و منقبت رسول و امامان است.

این اشعار بیشتر از کیست؟

از شاعران بزرگی مثل سنایی، عطار، مولانا، جامی و سرایندگان محلی مثل قاضی جلال‌الدین، ملا دادعلی و خلیفه سیدمحمد.

آیا هر مقامی شعر مخصوص خود را دارد؟

مقام است که اصالت داشته و نه شعر آن. هر مقامی هم با شعر نبوده است. همین شعر مقام «الله مدد» را نگاه کنید. اصلا این مقام شعری نداشته است. خواننده‌ای برای خودش شعری سرهم کرده و با این مقام اجرا کرده است.

یا مقام نوایی، بخشی از نوای کبک زری است. شعرش هم در واقع بیان حالات و مراتب عرفانی حضرت پیغمبر است.

یعنی شعر در موسیقی شما اصل نیست؟

شعر و آواز، نمک این غذای روح است. با نوایی که برمی‌خیزد، باید شعری هم بیاید که گفتنش فایده داشته باشد و از عرفان واقعی بیاید.

با این دو تار باید چیزی بخوانی که از خدا می‌گوید، از پیغمبر و اولیاءالله می‌گوید. چیزی که اصالت دارد، خود آهنگ است. شعر را ما درست می‌کنیم. پس چه بهتر شعری که همراه مقام خوانده می‌شود، درباره خدا باشد. مثلا آوازهای کوچه باغی هم هست که چون از عرفان نمی‌گوید، من هم نمی‌خوانم.

هوو هوو کردن خالی که فایده ندارد. موسیقی عرفانی را باید کسی بزند و بخواند که خودش عرفانی باشد. نماز بخواند. چشم پاک باشد. دور گناه نگردد. خدا را یاد کند.

چند سالی است که کمتر روی صحنه می‌آیید و با پنجه‌تان شور می‌آفرینید. چرا؟

چون کسی تو این کلاته به سراغم نمی‌آید. دعوتم نمی‌کند. پیر شده‌ایم و از یاد‌ها رفته‌ایم.

پارسال کجاها برنامه اجرا کردید؟

تهران، مشهد، تربت جام و نیشابور. در مشهد که مراسم مرحوم مشکاتیان بود، بعد از تشویق جمعیت روی صحنه نواختم و چنان حالی پیدا کردم که تا حالا خودم هم به یاد نداشتم.

پس اجراهایتان رسمی و از طرف نهادها و مراکز دولتی نبوده؟

فقط تهران برای جشنواره فجر دعوتم کردند. اما تو همین تربت‌جام چند وقتی قرار بوده اداره ارشاد مراسمی بگیرند که نگرفته‌اند.

درخواستتان چیست؟

این که به ما پیرمردها رسیدگی کنند. هیچکدام ما آسایش نداریم. ما عمرمان را روی موسیقی گذاشتیم و حالا نمی‌توانیم کار دیگه‌ای بکنیم.

این چند سال در اروپا و آمریکا برنامه اجرا کرده‌ام که تو آمریکا جمعیتی بزرگ تو سالن بود که می‌گفتند 20 هزار نفر می‌شوند. با (کیهان) کلهر برای مولانا برنامه داشتیم. خب وقتی این استقبال می‌شود، نباید ما را این گوشه به حال خودمان رها کنند.

مردم منطقه چی. مثل گذشته مشتاق نوای شما هستند؟

بله، اما چون دستگاه‌های ضبط صدا همه جا هست، شاید کمتر بیایند و پای نوازندگی بنشینند. یادم می‌آید 30سال پیش از این، وقتی شب در هر روستایی می‌خواندم، تا چشم کار می‌کرد، آدم می‌آمد. آنها همه جمع می‌شدند که امشب نورمحمد می‌خواهد بخواند. حالا دیگه این طوری نیست.

مهدی یاورمنش 
گروه فرهنگ وهنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها