گفتگو با دکتر موذن درباره جوانی و ماه مبارک رمضان

جوانی، دوره عشق است

دیگر به نیمه‌های ماه مبارک رمضان رسیدیم. می‌بینید! تا چشم به هم گذاشتیم 13روز از این ماه عزیز و پربرکت گذشت؛ به همین راحتی! به اعتقاد بسیاری روزه گرفتن تنها پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست بلکه باید در کنار اینها از خیلی چیزهای دیگر هم پرهیز کرد. باید جور دیگری دید، جور دیگری زیست و این جور دیگرها را به نفس آموخت تا پس از این ماه، دوباره راه خویش از سر نگیرد و آدمی را به دنبال خود به این سو و آن سوی ناکجاآباد گمراهی و تاریکی نکشاند. اما چطور می‌شود در این دریای بیکران رحمت و برکت و فیوضات الهی غوطه خورد و از آن دست خالی و بی‌نصیب بیرون نیامد؟ برای گرفتن پاسخ و برای این که از فرصت باقیمانده بویژه شب‌های عزیز و عظیم قدر کمال استفاده را ببریم و با بینش و آگاهی بیشتری به پرواز درآییم و اوج بگیریم، سراغ محمدهادی موذن، پژوهشگر حوزه دینی، قرآنی و مولف کتاب «آیه‌نمای پیامبر اعظم(ص)» رفتیم و از ایشان خواستیم تا از سبوی دانش و بینش خویش جرعه‌ای نیز در پیمانه ما بریزد و ما را بهره‌مند سازد.
کد خبر: ۳۴۹۲۲۶

دکتر موذن در حال حاضر در برنامه قرآنی 1444 ـ که از شبکه 4 سیما در حال پخش است ـ و همچنین در برنامه آفتاب شرقی به تفسیر آیات قرآن کریم می‌پردازد. پیش از این نیز سخنرانی‌ها و برنامه‌های اخلاقی ـ عبادی متعددی از ایشان از جمله برنامه صبحگاهی ترانه توحید از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده است.

تعریف شما از جوانی چیست؟

جوانی یک دوره نشاط و انرژی، امید و انگیزش، حرکت و زندگی، توفندگی و پویندگی است. حال ممکن است معیار سنجش این دوره، زمان باشد و بگویند از این سن تا آن سن، دوره جوانی است و گاهی هم معیار سنجش جوانی می‌شود ایمان. مثلا در مورد اصحاب کهف گفته شده آنها فتیه بودند، یعنی جوان بودند. در حالی که می‌گویند آنها در سن پیری بودند، اما به تعبیر قرآن، ایمان دلشان را جوان کرده بود و به آنها امید و حیات بخشیده بود.

رابطه یک جوان با خدا را چطور تعریف می‌کنید؟

همان‌طور که گفتم جوانی دوره شور است، دوره عشق است و لذا جوان قلبش به ملکوت و خداوند که عشق مطلق است، نزدیک‌تر است. شور جوانی باعث می‌شود جوان عاشقانه‌تر با خدای خودش ارتباط برقرار کرده و برای خدا و به‌ خاطر خدا کار کند. از این رو در دوران جنگ می‌بینید جوان‌های ما عاشقانه و خالصانه و بی‌هیچ توقعی جانشان را در راه خدا و برای خشنودی او فدا کردند. یک رابطه عاشقانه میان یک جوان و خداوند خیلی راحت‌تر از هر زمان دیگری شکل می‌گیرد که اگر این ‌طور شود دیگر نه شیطان و نه هیچ‌ چیز دیگری نمی‌تواند در جوان نفوذ کند، چون جوان عاشق پروردگار می‌اندیشد که محبوب من، عاشق من است و من نمی‌توانم جواب این عشق را با گناه و انجام خلاف بدهم. این‌ گونه است که یک جوان می‌تواند آثار بزرگی در جامعه بر جای بگذارد و یک نوجوان هم می‌شود شهید فهمیده که جانش را برای خدا و خلق خدا می‌دهد و خداوند اسمش را بر سر زبان‌ها می‌اندازد و در تاریخ ماندگار می‌شود. یک جوان امروزی هم می‌تواند یک اثر علمی یا هنری از خود به جای بگذارد و ماندگار شود. می‌تواند رابطه‌اش را با خدا اصلاح کند و کارش برای خدا باشد و اثرش برای خلق خدا. جوان‌های ما باید یاد بگیرند رابطه‌شان با خداوند یک رابطه عاشق و معشوقی باشد که اگر چنین شد، خداوند دست جوان و محبوب خود را رها نمی‌کند. یادمان باشد اگر ما دستمان را از دست خداوند بیرون نکشیم، خداوند دست ما را رها نمی‌کند.

گفته شده یکی از راه‌های ارتباط با خداوند روزه گرفتن است. فلسفه روزه چیست؟

فایده‌اش در قرآن آمده است: «ما روزه را برای شما نوشته‌ایم. باشد که تقوا پیشه کنید».

حتما شنیده‌اید که ارزش هر انسان به تقوای اوست و هر کس باتقواتر است، نزد خداوند محبوب‌تر. روزه عاملی است برای ایجاد این پرهیز و تقوای الهی. پیامبر ما فرمودند: ماه رمضان ماه صبر است و یکی از معانی صبر در قرآن روزه است. در قرآن آمده «از صبر و نماز کمک بگیرید.» صبر در اینجا یعنی روزه و خود پیامبر می‌فرمایند پاداش این صبر بهشت است و چه کسی است که حاضر نباشد به خاطر بهشت، چند ساعت گرسنگی و تشنگی را تحمل کند.

یکی از فایده‌های مادی آن هم این است ‌که اگر روزه بگیرید صحت و سلامت پیدا می‌کنید. هم صحت جسمی و هم صحت روحی. از نظر پزشکی روزه گرفتن نه‌تنها برای بدن ضرر ندارد که فایده هم دارد. شما 11 ماه خوردی حالا یک ماه به خودت و بدنت استراحت می‌دهی. گذشته از اینها شما وقتی می‌خواهید صداقت خود را به محبوب و معشوق‌تان نشان دهید، می‌بینید که او در عمل از شما چه می‌خواهد و همان کار را انجام می‌دهید. اگر بدانید می‌خواهد که با مژگانتان کوه را هم بتراشید، این کار را می‌کنید، چنان که فرهادها این کار را کردند. حالا خیلی سخت است که برای خدای خود و محبوب و معشوق حقیقی خود چند ساعت تشنگی و گرسنگی بکشیم؟ با روزه گرفتن و اطاعت خواست و دستور او نشان می‌دهیم که در مقام عمل به حرف محبوبمان گوش می‌دهیم.

آیا روزه گرفتن فایده جمعی و اجتماعی هم دارد؟

بله، حتما. این گرسنگی و تشنگی شما را به یاد گرسنگی و تشنگی محرومان می‌اندازد و وقتی به یاد محرومان افتادی یک مسوولیت اجتماعی پیدا می‌کنی. امروزه خارجیان به این می‌گویند «سووشال اکانتبیلیتی»، یعنی آدم باید مسوولیت اجتماعی داشته باشد، یعنی این‌ که وقتی شکم خودت سیر شد، گرسنه‌ها و تشنه‌ها را فراموش نکنی و به مستمندان جامعه‌ات نیز کمک کنی. اصلا این ‌که سفارش شده به افطاری دادن حتی به قدر یک دانه خرما، ارزش دادن به بعد اجتماعی روزه است، یعنی از یاد نبردن دیگران. لذا افطاری دادن هم می‌شود ثوابی بزرگ. همین افطاری دادن، مزایای فراوانی دارد ازجمله صله‌رحم، دور هم جمع شدن، لذت بردن و از حال یکدیگر با خبر شدن. یکی دیگر از فواید بزرگ اجتماعی روزه گرفتن، کم شدن جرائم و اختلافات و دعواهاست، چراکه روزه‌دار نفسش هم روزه است. طبق گزارش‌های پلیس، هر ساله شاهد کم شدن جرایم گوناگون در این ماه هستیم.

روزه گرفتن چه ثمره و نقشی می‌تواند در زندگی یک جوان داشته باشد؟

تمام فوایدی که برشمردیم در زندگی مادی و معنوی، دنیوی و اخروی جوان‌ها تاثیرگذارند، اما یکی دیگر از فواید مهم روزه گرفتن که شاید بیشتر مختص جوان‌ها باشد، تمرین استقامت است. جوان چند روزی در مقابل گرسنگی و تشنگی مقاومت می‌کند و پس از آن یاد می‌گیرد در مقابل سختی‌های زندگی مقاومت کند و به اصطلاح زود از کوره در نرود. این استقامت در مقابل مشکلات و سختی‌ها بخصوص در زندگی زناشویی مهم است و خیلی به کار می‌آید.

برخی جوان‌ها حاضرند تا سحر یا حتی تا خود صبح پای رایانه یا بازی‌های آن و اینترنت بنشینند، اما وقتی صحبت از بیدار شدن و سحری خوردن می‌شود، می‌گویند بیدارمان نکنید یا به‌ سختی بیدار می‌شوند. چرا؟

برای این‌که بازی رایانه‌ای برای این جوان ها جذابیت دارد، اما روزه این جذابیت را ندارد.

چرا روزه گرفتن با این همه فایده‌ای که برشمردید، جذابیتی برای برخی جوانان ما ندارد؟

چون ما در این زمینه کار نکرده‌ایم. هنر خانواده، مدرسه و صداوسیمای ما این است که این جذابیت را ایجاد کنند و جوان‌ها این جذابیت را در عمل ببینند، اما می‌بینید جوان ما برای یک فوتبال تا نماز صبح هم بیدار می‌ماند، اما وقتی می‌گوییم امشب، شب قدر است خوابش می‌گیرد. چرا؟ چون آن فوتبال برایش مهم است و جذابیت دارد و برایش بیدار می‌ماند، اما بیدار ماندن در شب قدر برایش اهمیت و جذابیتی ندارد. اشکال از ماست که در این زمینه با جوان‌هایمان خوب کار نکرده‌ایم، اهمیت موضوع را برایشان باز نکرده و جذابیتی هم ایجاد نکرده‌ایم. البته این‌ طور نیست که همه جوان‌های ما اینگونه باشند، ما جوان‌های بسیار خوبی داریم، اما چون توقع‌مان از این قشر زیاد است، سهل‌انگاری‌های بعضی از آنها به چشم‌مان می‌آید.

اولین‌بار که روزه گرفتید خاطرتان هست یا اولین ‌بار که یواشکی و دور از چشم پدر و مادر در دوران جوانی و نوجوانی روزه‌تان را خوردید؟

من خیلی کم سن و سال بودم که روزه گرفتن را شروع کردم. چون مرحوم پدرم علاقه داشت ما را مذهبی تربیت کند، از 4 سالگی نماز می‌خواندیم و تقریبا از همان زمان و قبل از ورود به دبستان روزه کله‌گنجشکی می‌گرفتیم. آن ‌موقع رسم بود بچه‌ها مکتب قرآن می‌رفتند. یادم هست در مکتب ظهر که می‌شد، کمی خوراکی مثلا یک سیب و کمی آب می‌خوردیم و بعد دهانمان را می‌شستیم تا افطار که با بزرگ‌‌ترها سر یک سفره می‌نشستیم و از لذت افطاری خوردن هم بی‌نصیب نمی‌ماندیم. به سن تکلیف که رسیدیم، دیگر عادت کرده بودیم و یادم نمی‌آید که هیچ ‌وقت روزه‌ام را خورده باشم. از بچگی ما را طوری تربیت کردند که روزه گرفتن و ماه رمضان را دوست داشتیم. من خاطره‌های خوب زیادی از این ماه دارم.

فاطمه مرادزاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها