مشخص است که تعداد کسانی که به تماشای «بر باد رفته» رفتهاند همگی مربوط به اکران اول این فیلم در سال 1939 نیستند و در سالهای بعد نیز این فیلم به بهانههای گوناگون اکران شده است. مثال دیگری که در این رابطه میتوان زد فیلم «شعله» ساخته معروف رامش سیپی است. رامش سیپی کارگردان معروف سینمای هندوستان است که سال قبل هم در زمان برگزاری جشنواره فیلم فجر مهمان جشنواره بود. دیگر فیلم معروف این آقا، همان «قانون» مشهور است که در دهه 60 بارها از تلویزیون ایران پخش شد. جالب است بدانید در حال حاضر که مشغول خواندن این مطلب هستید نیز فیلم «شعله» در هندوستان روی پرده است. در طول بیش از 30 سالی که از این فیلم میگذرد، این فیلم بیش از 20 سال روی پرده سینماهای کشور هندوستان بوده است و رقم فروش آن آنقدر بالاست که در محاسبات نمیگنجد.
در ایران در سالهایی که فیلمهای سینمایی رونق زیادی داشتند، قانون اکران دوم و سوم هم وجود داشت. مثلا خیلیها هستند که فیلمی محصول دهه 30 را در سالهای کودکی یا نوجوانیشان در دهه 40 دیدهاند. دلیل این امر این است که این فیلمها در مواقع مختلفی دوباره و سه باره اکران میشدند. البته این قانون شامل حال همه فیلمها نبود، بلکه فیلمهایی بودند که آنچنان استقبالی از آنها میشد که یک اکران کفافشان نمیداد. یعنی در نوبت اول همه سالنهای سینما مملو از تماشاگر میشد و چون امکان ادامه نمایش بیش از حد نداشت، بناچار از پرده برداشته میشد و در انتظار اکرانهای بعدی میماند. این روند ادامه داشت تا زمانی که اولا میزان استقبال از فیلمها کاهش یافت و ثانیا تعداد فیلمهایی که در سال ساخته میشدند آنقدر زیاد بودند که در اکران فرصتی برای اکران فیلمهای دیگر نماند. در دهه شصت فیلمهای اکشنی مانند «عقابها» در چند نوبت نمایش داده شدند و همچنان که میدانیم این فیلم پرمخاطبترین اثر تاریخ سینمای ایران است.
امسال در آستانه ماه مبارک رمضان، امیرحسین علمالهدی یکی از فعالان عرصه اکران و مدیر کنونی پردیس سینمایی ملت پیشنهاد نمایش مجدد تعدادی از فیلمهای قدیمی سینمای ایران را داد. در این طرح قرار شد که سئانسهای نیمه شب تا سحر سینماها، اختصاص به نمایش این فیلمها داشته باشد. ابتدا مدیران مسوول سینمایی با این پیشنهاد موافقت نکردند و دلیل عدم رضایتشان هم تعداد فیلمهایی بود که پشت خط اکران ماندهاند. سپس اما با کارهای کارشناسیای که روی این طرح انجام شد، عملی شدن آن بلامانع تشخیص داده شد. بر این اساس فیلمهایی از زندهیاد علی حاتمی (مادر و دلشدگان)، داریوش مهرجویی (اجارهنشینها، هامون، بانو)، سیروس الوند (یکبار برای همیشه)، مسعود کرامتی (پاتال و آرزوهای کوچک) و ناصر تقوایی (ناخدا خورشید) به عنوان آثاری شاخص و خاطرهانگیز معرفی شدند که در این شبها به روی پرده بروند. قطعا آماری که هفتههای بعد از فروش این فیلمها منتشر خواهد شد مشخص خواهد کرد که مردم تا چه اندازه از این طرح استقبال کردهاند اما نفس کار جسورانه و شایسته تقدیر است. در حال حاضر سه پردیس سینمایی تهران با نامهای ملت، تماشا و رازی نمایشگر این فیلمها هستند و سینماهایی مانند فلسطین و صحرا نیز آمادگی خود را برای پیوستن به این طرح اعلام کردهاند.
با انتشار این خبر 2 تن از ائمه جمعه کشور در نماز جمعه روز 22 مرداد، مخالفت خود را با این طرح اعلام کردند. مخالفت آنان به این دلیل بود که باز بودن سینماها در ساعات نیمه شب، مانع عبادت مردم و البته حضورشان در مساجد است و در پی این اعتراض علیرضا سجادپور و دیگر دستاندرکاران اکران سینماها، در مقام دفاع از این طرح برآمدند و استدلالشان هم این بود که سینما نیز مانند تلویزیون میتواند در ساعات نیمه شب برنامه داشته باشد و این سیاستها برای ایجاد سرگرمیسازی است. به هر حال این اتفاق در سالهای اخیر در سینمای ایران نیفتاده بود و به همین دلیل میتواند واکنشها به آن ادامه داشته باشد.
نکته جالب در انتخاب این چند فیلم برای نمایش در سینماها این است که تقریبا هیچ کدام از این آثار در زمان خودشان چندان مورد توجه قرار نگرفتند. البته در این میان «ناخدا خورشید» یک استثناست، اما بقیهشان به دلایل متفاوت از جمله درک نشدن توسط منتقدان آن دوران، مهجور ماندند. مثلا فیلم «مادر» که در حال حاضر یکی از محبوبترین ساختههای علی حاتمی است و بدون تردید بهترین و ارزشمندترین فیلمی که در ستایش از مقام معنوی مادر ساخته شده است، در زمانی که روی پرده آمد به دلیل «احساساتگرایی» بیش از حد آن (به تعبیر منتقدان آن دوران) مورد توجه قرار نگرفت. هنوز که هنوز است بازی اکبر عبدی در این فیلم (که به خاطرش سیمرغ بلورین جشنواره را هم گرفت) بهترین تجربه او در سینماست. یا مثلا «پاتال و آرزوهای کوچک» از بهترین نمونههای سینمای «برای کودک» است که خیلی از فیلمسازان طی این سالها برای رسیدن به چنین جایگاه و موقعیتی با ساخت فیلمهای متعددشان دورخیز کردند، اما خیلیهایشان به نتیجه نرسیدهاند. «یک بار برای همیشه» هم انتخاب هوشمندانهای است از آنرو که اخیرا سالگرد مرحوم خسرو شکیبایی برگزار شد و این فیلم سیروس الوند در مقایسه با سایر کارهایش از ارج و قرب زیادی برخوردار است و به اعتقاد خیلیها، فاصله کیفی این فیلم با دیگر آثار او بسیار زیاد است. سه فیلمی هم که از آثار مهرجویی انتخاب شده، همگی آثاری نوستالوژیک و از نظر اجتماعی تاثیرگذار هستند. بویژه «هامون» که هم نمایش بازی هنرمندانه شکیبایی است و هم نمایش صادقانهای از موقعیت روشنفکر ایرانی در آن دهه. هرچند به نظر میرسد فیلمهای خاطرهانگیز عمری بیش از آنچه ما فکر میکنیم دارند و هنوز هم میتوانند برای تماشاگران این نسل آموزنده و جذاب باشند.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم