سایه سنگین‌ فرسایش بر ‌سر ‌جنگل‌های ‌خزری

ایستادن بر بلندای ارتفاعات دولی چال و چشم انداختن بر کوه‌هایی که روزی جزئی از پیکره جنگل بوده‌اند و امروزعریان مانده‌اند خودش همه چیز را توضیح می‌دهد. اینجا زیر چادر سبز درختان، موجی موذی در حال حرکت است که درختان و خاک را یکجا از بین می‌برد تا پهنه‌های کهن هیرکانی جایشان را به مراتعی فقیر بدهند. روستای تاریخی ماسوله را که بالا بروی و به ارتفاع 1800 متری برسی آنجا که درختان پیچ و تاب خورده درهم، معجونی از رنگ‌ها را خلق کرده‌اند بخوبی لکه‌های خاکی خالی از پوشش گیاهی را می‌بینی که بسختی می‌توان باور کرد روزی ریشه درختان تنومند خزری در آن دوانده شده بوده است.
کد خبر: ۳۴۶۸۶۶

داستان «ماسوله رودخان»، «اشکلیت»، «تلنزی» و «دولی چال»، داستان مرگ درختان جنگلی به دست انسان و دام است؛ حکایتی که با لخت کردن عرصه‌های جنگلی، روایت تلخ فرسایش خاک، وقوع سیلاب و مرگ انسان‌ها را رقم می‌زند.

سال‌هاست به خاطر همین خطرات، دهکده زیبای ماسوله با آن خانه‌های معروف و تاریخی‌اش وضعی بحرانی دارد. دور تا دور این روستا کوه‌های بلندقامتی است که در تقویم مردم این روستا روزهای سختی را بجا گذاشته تا آنها سینه به سینه برای هم بگویند که وقتی در سال‌های 73، 77و 88 سیلاب از کوه سرازیر شد چطور خاک را با خود شست و برد و چگونه دلهره از رانش و لغزش زمین را که همیشه در کمین بود را تشدید کرد؟

بررسی‌های کارشناسی علت سیلاب‌های ویرانگر ماسوله را مشخص کرده است؛ تخریب پوشش جنگلی در مناطق بالادست که باعث پایین آمدن نوار جنگلی شده، توسعه دامداری در ارتفاعات، چرای بی‌رویه و مفرط دام که سبب کوبیدگی خاک مراتع و اراضی جنگلی و از بین رفتن پوشش علفی آن و در نتیجه کاهش نفوذپذیری خاک شده است.

در واقع سفت شدن خاک، پایان اثربخشی آن و آغاز وقوع سیلاب است یعنی خطری که با شروع رگبارهای پاییزی در مناطق ییلاقی شدت می‌گیرد.

اوضاع در لشگرگاه هم شبیه به ماسوله است. اینجا 4 طرف در تیررس چشم‌ها و کوه‌ها، میراث‌دار چند اصله درخت راش باقیمانده از گذر زمان هستند، درختانی که می‌گویند روزی لشگرگاه را به راشستانی سرسبز تبدیل کرده بودند.

اما دیگر بازگشت راش‌ها به لشگرگاه غیرممکن است. این مساله را مسوولان محلی هم تایید می‌کنند. آنها می‌گویند شیب تند زمین در کنار عمق کم خاک این استعداد را از منطقه گرفته که بار دیگر درختان راش را در خود پرورش بدهند. اینجا کوه‌ها و لایه نازک خاک خوابیده بر آنها در برابر حوادث طبیعی واقعا آسیب‌پذیرند، اما هنوز امید مسوولان به اندام نحیف نهال‌هایی است که بومی منطقه نیستند اما به اینجا آمده‌اند تا مگر با ریشه‌هایشان ذرات خاک را به هم نزدیک کنند.

حالا همه چشم‌ها به نهال‌های ون، افرا پلت، افرای شیردار، داغداغان، گیلان وحشی و کاج سیاه است که در مساحتی 390 هکتاری از سال 85 تاکنون به امید احیای جنگل سر پا ایستاده‌اند.

تلاش برای احیا

عرصه‌های «آندره»، «خلیل دشت»، «آلاته زمین» و «پلنگ پشته» هنوز در انتظار اجرای طرح صیانت، ساماندهی و خروج دام هستند، اما فاز 2 دولی چال از سال 86 در حال تجربه کردن راهکارهای احیایی است. فاز 2 دولی چال همان «تلنزی» است که از 3 سال پیش در 188هکتار از آن نهال‌های ون، افرا، داغداغان و کاج سیاه کاشته شده است. در سال 87 نیز فاز 3 دولی چال در مساحتی 477 هکتاری آغاز شد و نهال‌های ون، افرا، داغداغان، بلوط اوری و کاج سیاه به آنجا رفتند تا مگر کمی از آسیب‌پذیری خاک این عرصه کاسته شود، اما در این فاز به خاطر وسعت زیاد و شرایط اقلیمی ویژه و انجام یک فقره خاکشویی در پایان سال 88 تحت دوباره‌کاری و تکمیل نهالکاری قرار گرفت هر چند که به خاطر فقیر بودن رویشگاه، سطحی بودن خاک و ارتفاع زیاد آن استقرار نهال‌ها با مشکل روبه‌رو شده است.

مشکل اصلی، چرای بی‌رویه دام

جنگل‌نشینان، بی‌آزار و محروم به نظر می‌رسند، یعنی همینطور هم هست، اما ماندن آنها در جنگل، چراندن دام‌هایشان در این عرصه‌ها، پاکتراشی جنگل برای تولید علوفه، شاخه‌زنی درختان برای تامین سوخت، شخم زدن زمین در جهت شیب برای راه انداختن بساط کشاورزی و ساختن خانه در دل جنگل کارهایی است که آنان با دست‌زدن به آنها بقای جنگل‌ها را تهدید می‌کنند.

شاید آمارهایی که رحمت‌الله رحمانی مدیرکل منابع طبیعی گیلان به خبرنگاران اعزامی به منطقه می‌دهد، بیشتر گویای عمق تاثیرات منفی جنگل‌نشینان بر طبیعت پیرامونشان باشد. او می‌گوید بیش از 60 درصد دامداران گیلان در جنگل‌ها سکونت دائمی دارند و تنها در منطقه ماسوله 45 هزار دام مازاد بر ظرفیت تردد دارد.

به گفته او، استان گیلان در مجموع یک میلیون و 500 هزار راس دام دارد که خود این رقم نشان می‌دهد تعداد دام‌ها دو برابر ظرفیت جنگل‌ها و مراتع است.

دام مازاد یعنی چرای بی‌رویه و وارد آمدن فشار بیش از حد توان بر عرصه‌های جنگلی و مرتعی، یعنی کم آمدن مرتع، هجوم دام‌ها به نهال‌های جنگلی و توقف تدریجی زادآوری و اینها همه یعنی مرگ جنگل‌ها با روندی شتابان.

البته از سال 85 تاکنون با اختصاص 450 میلیون تومان، 45 خانوار جنگل‌نشین از این مناطق خارج شده‌اند ولی خسارات وارد شده به بالادست ماسوله و جنگل‌های دولی‌چال به حدی است که استقرار پوشش گیاهی در خاکی که حالا عمق و کیفیتش را از دست داده است به زمان و برنامه‌های احیایی مضاعف نیاز دارد.

مریم خباز  / گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها