پس از آن به توصیه پدر، به نوحه خوانی پای منابر مشغول شد. عارف در 16 سالگی وارد تهران شد و خیلی زود به دربار مظفرالدین شاه راه پیداکرد. وی در سفری به بغداد و استانبول، با دیدن « دارالالحان ترک» تصمیم گرفت به محض بازگشت به ایران، با استفاده از مشاهدات خود، آموزشگاهی جهت تعلیم موسیقی در ایران به وجود آورد ؛ ولی از آنجا که چنین کاری با وضع محیط و موقعیت به خصوص عارف مطابقت نداشت، در اجرای این تصمیم توفیقی حاصل نکرد.
با انقلاب مشروطه، به آزادیخواهان پیوست. عارف چندبار براثر سرودن غزلها و ترانه هایش با مشکل مواجه گشت و دستگاه حکومت او را مورد تعقیب قرار داد. او سرانجام یکشنبه یکم بهمن 1312 خورشیدی به سال 1352 قمری در حالی که 54 سال داشت، مرگ زود رس سراغش آمد و در همدان دار فانی را وداع گفت و در کنار آرامگاه بوعلی سینا در خاک آرمید.
اسدالله بیات، رئیس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان همدان در گفتگو با خبرنگار جامجم میگوید: مجسمهای از نیمتنه عارف قزوینی با یک قطعه سنگ مرمر سفید به وزن 800 کیلوگرم به دست یکی از هنرمندان همدانی تراشیده و در موزه آرامگاه بوعلی سینا قرار داده شده است. پایه این تندیس از سنگ گرانیت گنجنامه با ابعاد 115 در 80 سانتیمتر و وزن 1200 کیلوگرم است.
عارف قزوینی کتابی به بزرگی دیوان حافظ، حاوی اشعار و تصنیفهای وطنی دارد که این کتاب همزمان با اواخر سلطنت قاجار در برلین چاپ و در کشور منتشر شده است.
عارف قزوینی به دلیل ارادت و زندگی سختی که سالهای آخر عمرش در همدان سپری کرد، خواستار دفن پیکرش در آرامگاه بوعلی سینا شد که جامعه هنری در آن زمان مقارن با دوم بهمن ماه 1312 به این خواسته جامه عمل پوشاند.
معصومه علیزاده / جامجم همدان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم