در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر اهل تئاتر باشید، بیشک نمایش ملاقات بانوی سالخورده با کارگردانی حمید سمندریان را دیده یا دربارهاش شنیدهاید. از این نویسنده سوئیسی، نمایشنامههای دیگری نیز در ایران روی صحنه رفته یا در قالب تلهتئاتر اجرا شدهاند که از آن میان میتوان به «فیزیکدانها»، «آقای میسی سیپی» و «بازی استریندبرگ» اشاره کرد.اگر با تئاتر چندان میانهای نداشته باشید، به احتمال زیاد رمانهای پلیسی چون «قول»، «سوءظن» و «قاضی و جلادش» را خوانده و با شیوه نوشتن و ویژگی آثار دورنمات آشنا شدهاید. در غیر این صورت دستکم فیلمی را که بر اساس رمان قول با کارگردانی شان پن و بازی جک نیکولسن ساخته شده و از تلویزیون خودمان پخش شده را دیدهاید و مختصر شناختی از این نویسنده آلمانی زبان پیدا کردهاید. فردریش دورنمات در کارهایش اگر چه تا حد زیادی وفادار به سبک بزرگان آثار پلیسی مانند آگاتا کریستی انگلیسی، ژورژ سیمنون فرانسوی و ادگار آلنپو، دشیل همت و ریموند چندلر آمریکایی است و براساس تقابل نیروهای خیر و شر آثارش را مینویسد، اما تفاوتهای آشکاری نیز با آنان دارد. مهمترین وجه تمایز دورنمات با دیگر نویسندگان معمایی به شخصیتپردازی قهرمانان او بویژه بازرسهای داستانها و نمایشنامههای او برمیگردد که بیشتر اوقات شکست میخورند و نمیتوانند گره و معمای ماجرا را باز و آشکار کنند.
دیگر ویژگی بارز این نویسنده، وجه کمدی کارهای اوست که با توجه به جنایی بودن بستر رویدادهای آنها بشدت فضایی متضاد و متناقض را پدید میآورد. از سوی دیگر، دورنمات برخلاف بسیاری از همکاران پلیسینویسش، دیدگاههای فلسفی و سیاسی خود را در آثارش میگنجاند و از این نظر نوشتههایش را به سطحی فراتر از یک اثر سرگرم کننده ارتقا میدهد.
خواندن 2 نمایشنامه غروب روزهای آخر پاییز و پنچری با ترجمه حمید سمندریان که بتازگی در قالب یک کتاب از سوی نشر قطره منتشر شدهاند، از آنجا که بیشتر ویژگیهای ادبی و هنری فردریش دورنمات را در خود جای دادهاند، میتواند به تجربه دلنشین هر خوانندهای تبدیل شود.
مهدی یاورمنش / فرهنگ وهنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: