هنوز چند سالی از انتشار خبری در همین صفحه روزنامه جامجم نگذشته است که در آن از مسوولان درخواست شده بود تا به فکر این موجود زنده باشند. مثلا آفتکشی یکی از همین راهها بود. یا آنکه حریم این اثر که اتفاقا در فهرست آثار ملی نیز به ثبت رسیده است، آزاد شود. یا آنکه مواظب باشیم که بچهها شاخههایش را وسیله بازی نیم روزیشان نکنند یا آنکه روی این کهن سال دیرزی با چاقو کندهکاری نکنند که مثلا فلان سرباز اعزامی از فلان جا 6 ماه مانده تا ترخیص. در آن زمان نگارش این مطلب باعث شد تا کمی بیشتر به فکر این سرو بیفتیم.
اما انسان است و فراموشکاری. انگار این روزها دیگر کسی به فکر پیردرخت جهان نیست. سرو ابرکوه این روزها خوب نمیتواند نفس بکشد. گویا شواهد از بروز نشانههای خطری جدی برای کهنترین درخت زمین در ابرقوی یزد خبر میدهد.
مصطفی خوشنویس، کارشناس موسسه علمی تحقیقاتی سازمان جنگلها و مراتع کشور که از سال 85 روی این سرو کار مطالعاتی میکند، روز گذشته در گفتگو با یک خبرگزاری به دلیل مشاهده تغییرات متعدد در اطراف و بافت درخت، انتظار دارد تا دیر یا زود خبر مرگ این سرو تاریخی را بشنود.
اگر این روزها به این سرو، سری زده باشید، میبینید که هر روز، 50 تا 100 نفر به این سرو نزدیک میشوند که حضور آنها باعث کوبیده شدن خاک، تراکم شدید در پای درخت، محدود شدن نفوذپذیری آب و برهم خوردن میکروارگانیزمها میشود. این در حالی است که کارشناسان معتقدند حداقل فضا برای نزدیک شدن به این درخت 5/2 متر است.
او میگوید: بارها شاهد لمس و تکیه دادن مردم به تنه سرو ابرقو بودهام و هیچکس ابایی از نزدیک شدن به آن ندارد، چون هیچ حفاظتی از آن صورت نمیگیرد، در حالی که این درخت کهنسال به خاطر ویژگیهای خاص و عمر طولانی نیازمند مراقبت ویژه است.
هنوز یادمان نرفته است که سروهای باغ فین کاشان به دلیل شخمزنی غلط و تخریب بستر خاک و ریشههای سطحی آسیب شدید دیدند و تعداد زیادی از این سروهای چندین 10 ساله خشک شدند.
سرو ابرکوه حق حیات دارد؛ مانند من یا شما. چطور به خودمان اجازه میدهیم تا حیات سروی کهنسال برای شادی نیمروزمان چندصد سالی کمتر شود.
مهدی نورعلیشاهی / گروه فر هنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم