زیرهشت، شیک ساخته نشد
الهام غفوری و سیروس مقدم در عرصه سریالسازی فعالیت زیادی دارند و آثاری چون نرگس، اغما، روز حسرت، رستگاران و زیر هشت را در کارنامه کاری خود به ثبت رساندهاند. الهام غفوری، تهیهکننده این مجموعه تلویزیونی درباره تولید این مجموعه میگوید: اواسط پاییز سال گذشته، هنگامی که مشغول تولید سریال چاردیواری برای ایام نوروز بودیم، سعید نعمتالله طرح چند صفحهای با عنوان زیر هشت را پیشنهاد کرد؛ طرحی که در همان خلاصهاش مشخص بود قصهای متفاوت، جذاب و البته سخت است، چرا که داستان در فضاهایی تعریف میشد که در تلویزیون تاکنون تجربه نشده بود یا جز در مواردی چون زیرتیغ بسیار اندک به آن پرداخته شده بود.
تشبیه فضای مجموعه تلویزیونی زیرتیغ به مجموعه تلویزیونی زیر هشت خیلی بیراه نیست، چراکه جدا از کارگردانیهای متفاوتی که 2 داستان دارد، هر دوی این مجموعههای تلویزیونی داستان بیگناهی یک آدم و به هم ریخته شدن زندگی آدمهایی که عاشقانه در کنار هم میزیستند را به تصویر میکشد، اما به نظر میرسد منظور غفوری از تجربههای نوین، لوکیشنهاست. این تهیهکننده ضمن تایید این مطلب گفت: کار در لوکیشنهایی چون گرمخانههای شهرداری، زندان، محل دفن زبالهها و غیره از جمله تفاوتهای این مجموعههای تلویزیونی با دیگر سریالهاست، چراکه در سریال زیر هشت، تصویری از لوکیشنهای شیک و لوکس،کافی شاپها و خانههای اشرافی دیده نمیشود.
وی با اشاره به این که داشتن یک تیم حرفهای ملاک اصلی برای خوب از کار درآمدن این مجموعه است، گفت: برای ساخت چنین فیلمنامهای ابتدا به یک گروه حرفهای نیاز است و در عین حال بازیگران قدرتمندی را میخواهد که از عهده نقشهای سخت و پیچیده چون کاراکترهای عطا، منصور، منیژه و... برآیند.
داستان زیرهشت در فصلهای مختلفی اتفاق میافتد. در واقع طولانی شدن زندان عطا و دیده شدن او در شرایط مختلف، نیاز به گذر زمان دارد. الهام غفوری هم گذر زمان را شرط اصلی باورپذیری داستان میداند: بیننده در زیر هشت با مجموعه حوادثی مواجه میشود که باید برای او باورپذیر باشد و برای این باورپذیری علاوه بر داشتن بازیگران خوب و تیم حرفهای تولید باید موقعیت مکانی و فصلی خوبی هم برای پیشبرد داستان ایجاد میکردیم، به همین دلیل بزرگترین معضل تیم تولید فصل بود، چراکه چند قسمت اول فیلمنامه در زمستان با شرایط سرما، برف و یخبندان میگذشت زیرا گرمخانه در فصل زمستان معنا پیدا میکند و محل امنی برای کارتن خوابها و بیخانمانهاست و از بدشانسی، سال گذشته زمستان بیبرف و کم بارانی را داشتیم و ما مجبور شدیم با کمک حمید رسولیان (طراح صحنه) زمستان سرد و پربرفی را بازسازی کنیم، از همین رو دهها تن نمک، پنبه، پارچههای سفید و دستگاه برفساز به کارگرفتیم تا سرمای زمستان را مخاطب باور کند. مشکل بعدی گروه، مکانی به نام گرمخانه بود که میبایست معماری خاصی داشته باشد تا بتواند 300 کارتن خواب و بیسرپناه را درخود جای دهد و به دنبال آن 300 تختخواب، تشک، پتو، ملحفه، سینی غذا و غیره... چرا که کارگردان کار اصرار داشت تا زیرهشت را در فضاهای واقعی بسازد.
گریم کاراکترها نزدیک به واقعیت بود
تعدد کاراکتر از دیگر ویژگیهای این سریال تلویزیونی بود اما آنچه مسلم است یکی از فاکتورهای باورپذیر کردن نقشها و ایجاد تنوع در هریک از کاراکترها با توجه به شخصیتپردازیهای تعریف شده در فیلمنامه، گریم مناسب و شایسته هریک از آنها بود. حمید اسکندری، طراح گریم این مجموعه تلویزیونی درخصوص کم و کیف طراحی گریم کاراکترهای آن گفت: هریک از شخصیتها را طبق سناریو و با مشورت سیروس مقدم، کارگردان این مجموعه گریم کردم. به عنوان نمونه عطار در سناریو بهگونهای شخصیتپردازی شده بود که در عین بیگناه بودن، باید شرور و یکدنده نشان میداد و در عین حال با اتکا به نفس بالایی در صحنه حاضر میشد به همین دلیل طی مشورتهایی که با مقدم داشتم به گریم فعلی امیر جعفری، بازیگر نقش عطا رسیدم البته ناگفته نماند که انتخاب امیر جعفری برای بازی در نقش عطا به من قدرت میداد آنگونه که باید از قیافه اصلی این بازیگر به نفع فیلم استفاده کنم.
یکی از مواردی که بسیاری از بینندگان سریالهای شبانه سیما روی آن تاکید داشتند، شباهت گریم کاراکترهای مجموعه تلویزیونی زیرهشت با سریال رستگاران بود؛ سریالهایی که هردو از آثار همین کارگردان بود. زمانی که این موضوع را با اسکندری مطرح کردم، این طراح گریم ضمن دفاع از کار خود این نظر را غیر قابل قبول دانست و گفت: به هیچ عنوان چنین نیست و از ابتدا این ذهنیت وجود نداشته است. در واقع حساسیت سیروس مقدم اجازه وجود چنین شباهتهایی را نمیداد، چراکه اگر یک لحظه گریمها تداعیگر کاراکتر سریال رستگاران بود، کار متوقف میشد چراکه مقدم چهرهها را همانگونه که هست قبول دارد و به تغییرات اساسی هیچ اعتقادی ندارد. او گریمهای ظریف و بیاغراق را به شکلی که داستان لو نرود، دوست دارد.
البته این نگرش شاید از بازی آتیلا پسیانی در دو مجموعه زیر هشت و رستگاران ناشی میشود؛ از همینرو اسکندری افزود: علی عیوضی (با بازی آتیلا پسیانی) سرطان دارد و مدام درحال شیمیدرمانی است، بنابراین تغییرات این شخصیت از طریق شیمی درمانی باید بهگونهای باشد که هم مبین بخشی از پیام فیلم از طریق این کاراکتر باشد و هم بیماری آن برای بیننده قابل باور باشد. برای رسیدن به این منظور گروه گریم وقت و انرژی بسیاری برای رسیدن به کاراکتر عیوضی گذاشت.
وی مشورت گریمور با کارگردان را شرط مهم در آماده کردن یک بازیگر برای ایفای نقش دانست و گفت: در برخی موارد، بازیگر تنها در یک قسمت از سریال بازی میکند که در این شرایط با گریم، این کاراکتر را پررنگ میکنیم اما در یک زمانی بازیگر طبق فیلمنامه در چند قسمت بازی میکند یا یکی از نقشهای محوری است که به اصطلاح راکورددار است و باید طبق فیلمنامه پیش رود، در این شرایط همفکری و مشورت طراح گریم با کارگردان بسیار ضروری است.
تصویربرداری زیرهشت نامتعارف نبود
تصویربرداری یک مجموعه تلویزیونی از جمله فعالیتهایی است که نقش تعیینکنندهای در درست دیده شدن داستان برای مخاطب دارد. تصویربرداری این مجموعه تلویزیونی هم به دلیل داشتن داستانی پر از حادثه و روایتهای رنگارنگ یکی از مهمترین و حساسترین بخشهای کار بود.
امیرمعقولی، تصویربردار این سریال علاوه بر بازیهایی که با دوربین به فراخور داستان میکرد به شکلی متفاوت کاراکترها را به تصویر میکشید و با زوم و زوم بکهای متوالی شخصیتهای داستان را در مقاطع حساس پررنگ میکرد. البته فلاش بکهای متوالی، دوربین روی دست برای واقعی کردن لحظههای داستان و داشتن نماهایی بهتر برای درک مخاطب از جمله مسائلی هستند که در یک سال اخیر در اغلب مجموعههای تلویزیونی بکرات با دلیل و بیدلیل دیده میشوند.
متاسفانه یا خوشبختانه تصویربرداری این مجموعه هم از این قاعده مستثنا نبوده است. امیر معقولی در پاسخ به نکات مطرح شده گفت: خوشبختانه در این مجموعه تلویزیونی هیچ حرکت اضافی در جهت دیده شدن دوربین انجام نشد، چراکه لذت میبرم از تصویربرداری پلانهایی که در عین روایت داستان برمخاطب هم تاثیر میگذارد و حالا اگر میزان تاثیرگذاری و باورپذیری یک پلان با دوربین ثابت بیشتر است، ثابت تصویربرداری میکنم و اصراری بر ایجاد حرکتهای نامتعارف با دوربین ندارم.
اما خودنمایی دوربین و نشان دادن توانایی تصویربردار با نام نوآوری، یکی از پدیدههایی است که در اغلب سریالهای تلویزیونی دیده میشود. زمانی که نظر معقولی، تصویربردار این مجموعه تلویزیونی را جویا شدم در پاسخ گفت: قانون اولیه درحرفه فیلمسازی درعرصه سینما و تلویزیون این است که هریک از عوامل در خدمت فیلمنامه باشند و طبعا هنر فیلمبرداری هم از این قاعده جدا نیست و من همواره به این اصل پایبند بودهام اما نکتهای که نباید فراموش کرد، استفاده از همه امکانات و ابزاری است که داستان را برای بیننده باورپذیر کند، بنابراین اگر گاهی دوربین حرکتهای نامتعارف دارد برای کمک به حس باورپذیری در مخاطب است. در برخی موارد ممکن است فیلمنامه روایتی ساده و بدون پیچ و خم درونی داشته باشد، در این صورت ابزار تصویربرداری هم بسادگی داستان است، اما در زمانی با فیلمنامهای روبهرو هستیم که داستانی پیچیده دارد. در این زمان بحث تصویربرداری فرق میکند و باید به ذهنیت نویسنده و کارگردان نزدیک شد. مجموعه تلویزیونی زیرهشت هم این ویژگی را داشت و برای رسیدن به ذهنیت کارگردان و جنس روایت داستان، تصویربرداری ویژهای را میطلبید.
وی افزود: هنگام تصویربرداری هرپلان، خودم را جای بیننده میگذارم و پشت ویزور قرار میگیرم تا آنچه را که مردم میپسندند، من نیز اجرا کنم. یکی از امتیازات این مجموعه تلویزیونی، وجود بازیگران قدرتمند در عرصه سینما و تئاتر است که بسیار تکنیکی کار میکنند و همین امتیاز دست مرا به عنوان تصویربردار باز میگذارد تا پلانهای تاثیرگذار بگیرم.
تدوین این مجموعه تلویزیونی با توجه به روایت حادثهگونه داستان، کاری حساس و در عین حال پرخطر است، چراکه فلاش بکهای متعدد به نوعی روایت خطی و تدوین موازی را درهم میریزد و تدوینگر در برخی موارد از جام کاتهای متعدد برای تعریف داستان بهره میبرد، سریال زیرهشت هم به همین منوال پیش رفته است. سیامک مهماندوست، تدوینگر این مجموعه تلویزیونی درباره این مجموعه تلویزیونی گفت: جنس فعالیتهای سیروس مقدم، سلیقه او در حرفه سریالسازی و همچنین حساسیتهای خاصی که در کار دارد بهگونهای است که تدوین ویژهای را میخواست، به همین دلیل فکر کردم باید ابتکار یا به نوعی ویژگی خاصی را در تدوین به کار بگیرم، از این رو سراغ جام کات رفتم تا به ذهنیت کارگردان نزدیک شوم. زمانی که آقای مقدم طراحی اولیه تدوین را روی چند سکانس دید، شیوه جام?کاتهای پیاپی را برای کار پذیرفت. در واقع سریال زیر هشت در یک نگاه کلی از یک تدوین کلاسیک به دور بوده است و یکی دیگر از دلایل استفاده از جام کات، وجود فلاش بکهای متعدد بود و باید روش جدیدی برای ورود به فلاش بک غیر از شیوههای معمول مانند دیزالو را ایجاد میکردم به همین دلیل جام کات بهترین روش بود.
تاثیر ریتم تدوین بر جذابیت
یکی از روشهایی که بویژه در چند سال اخیر در تدوین سریالهای تلویزیونی باب شده، تدوین به شکل کارهای سینمایی است و برای رسیدن به این منظور گاهی کاتهای پیدرپی و بیدلیلی ایجاد میشود و همین مساله بیننده را آزار میدهد. مهماندوست در پاسخ به این نکته گفت: اگر به سریالهای خارجی نگاه کنیم، متوجه میشویم در کنار تصویربرداری خوب و کارگردانی حرفهای، ریتم مهمترین عنصر است که به کار جان میبخشد و بزرگترین مزیت آن تعریف داستان در هر قسمت به شکل متفاوت و ویژهای است که اتفاق میافتد، از سوی دیگر ریتم تند میتواند هم پیش برنده داستان باشد و هم بازیهای خوب و حرفهای خودش را نشان دهد و به نظرم موفق هم عمل کرده است.
در سریالهایی مانند زیر هشت یا حتی تاوان به تدوینی با ریتم تند و جام کاتهای پی در پی نیاز بود، اصولا ریتم یک سریال باید تندتر از اندازه معمول باشد، چراکه در سینما بیننده یک قصه را پیگیری میکند و جلو میآید و قرار نیست قصههای متعدد و متنوع را دنبال کند به همین دلیل باید ریتم سریال تندتر باشد. در واقع هنرتدوین در سریالسازی شبیه مسابقه ریتم است تا بیننده خسته نشود و همچنین در سایه ریتم مناسب داستان سریال بخوبی تعریف شود.
جذب مخاطب یکی دیگر از دستاوردهای یک سریال با مولفههای حرفهای است و هنر تدوین سهم بسزایی در ایجاد این جذابیت دارد. مهماندوست در اینباره میگوید: خاصیت یک سریال موفق جذب مخاطب است و ریتم خوب میتواند این جذابیت را افزایش دهد، چراکه در تلویزیون قرار است مخاطب را جذب کنیم و به نوعی سریال در خدمت ریتم است، اما در سینما چنین نیست، چراکه علاوه بر تعریف داستان جنبههای هنری حرفه سینما نیز باید رعایت شود و تدوین در سینما یکی ازمولفههای هنری است.
تدوینگر سریال زیرهشت که پیش از این تدوین سریالهایی چون نردبام آسمان و کلاه پهلوی را در کارنامه کاری خود دارد در پایان صحبتهای خود تدوین این مجموعه تلویزیونی را یک اتفاق در کارنامه کاری خود عنوان کرد و گفت: زیرهشت، موقعیت خوبی برایم ایجاد کرد و توانستم در این موقعیت فضای جدیدی برای آزمون شیوههای تازه برای خودم به دست آورم و تجربههای خوبی را نیز کسب کردم.
الهام غفوری، تهیهکننده این مجموعه هم زیرهشت را تجربه تازهای دانست و گفت: زیرهشت، اتفاقی متفاوت و جدید در عرصه سریالسازی است، چراکه داستانی اجتماعی در لایههای پایین اجتماع را دارد و سعی کرده به درون آدمهایی از طبقات متوسط و پایین نفوذ کند به همین دلیل زیر هشت را نمیتوان کم دانست، زیرا تلاش دارد تفکر بیننده را برانگیخته و او را از سطحینگری به عمق مسائل و مصائب آدمهایی از جنس عطا دعوت کند، ضمن اینکه سریال زیرهشت تولید بسیار سختی داشت و اگر حمایتهای مدیر محترم شبکه یک سیما نبود، شاید ساخت این سریال ناممکن به نظر میرسید و در انتها از آنجا که کیفیت و پخش سالم و بیدغدغه زیرهشت برای گروه کاری جدی بود علیرضا افخمی به پروژه دعوت شد تا با کمک وی در بخش کیفی نیز زیر هشت قابل دفاع باشد.
زیر هشت حدیث مقابله با ظلم است
جدا از تعریف و تمجیدهایی که هریک از عوامل این مجموعه تلویزیونی از کار خود داشتند، جبار آذین منتقد تلویزیونی درباره کم و کیف این مجموعه تلویزیونی گفت: زیرهشت، مجموعه جدید سیروس مقدم و همکار فیلمنامهنویس او سعید نعمتالله در حال پخش از سیماست. آنچه این مجموعه را از دیگر آثار مقدم و حتی مجموعه موفق رستگاران متمایز میکند، نگاه چند بعدی این سریال به معضلات اجتماعی و خانوادگی است. او قهرمانهای خاکستریاش را از میان لایههای پایین اجتماع انتخاب کرده و از این زاویه به بررسی گوشهای از مسائل اجتماعی میپردازد، به این معنا که تاثیرات اجتماعی و طبقاتی پول و ثروت، فقر و نداری گرچه به صورت تحلیلی و عمقی در این مجموعه جایی ندارد اما زمینههای رفتاری و زندگی آدمها را شکل میدهد. در چنین فضایی که انسانها زخم خورده در کنار یکدیگر قرار میگیرند و تماشاگر میتواند آنها را در گوشه و کنار زندگی اجتماعی ببیند؛ کسانی که در فهم زندگی و دل واقعیتها حیات دارند و زیست میکنند آماج جهالت و کجروی هستند. هرچند نگاه چندبعدی زیرهشت به زندگی اجتماعی میتوانست مجموعه را به عنوان یک اثر تراژدیک اجتماعی جذاب کند، اما چون محدوده نگاه عطا به زندگی از زاویه عشق و انتقام است، زیرهشت از حالت تراژدی اجتماعی به تراژدی فردی میل میکند و حدیث مقابله و مبارزه فرد علیه ظلم و بیدادگری، محور قرار میگیرد؛ روندی که در زندگی انسانها در ابعاد مختلف جریان داشته و زارممد در فیلم تنگسیر و قیصر کیمیایی نمونه مشهور سینمایی آن است. وی افزود: زیر هشت به عنوان یک تراژدی تلویزیونی تماشایی است، آنچه تاکنون از این مجموعه ارائه شده، ترکیبی قابل تحمل از فیلمنامه به نسبت خوب کارگردانی جمعوجور، شخصیتهای آشنا، ماجراهای ملموس و فضاسازیهای مناسب است که از منظر مجموعهسازی ادامه و پایان مقبولی را برای آن نوید میدهد.
پریسا ساسانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم