ضمن این که این سازمان، اغلب مسابقههای خود را هم با فاصلههای زمانی کوتاه به یکدیگر دنبال میکند که شاید این موضوع برای برخی تیمها ازجمله تیمهای تهرانی که مسافرتهای کمتری دارند یا تیمهایی که در مناطق گرمسیر قرار نگرفتهاند کمتر مشکلآفرینی کند در حالی که تیمهای جنوبی بشدت از این موضوع آسیب میبینند. بازیکنان تیمهای جنوبی ناچارند پس از اتمام مسافرت خود و پایان بازی خارج از خانه و در حالی که نیازمند بازتوانی جسمی و بازگرداندن املاح و ویتامینهای از دست رفته بدنشان هستند دوباره در شرایط سخت و گرم شهر خود تمرین و مسابقه دهند که این کارها بخش دیگری از املاح و ویتامینهای بدن آنها را تحلیل میبرد و با تکرار چندین هفتهای و چندین ماهه چنین فرآیندی، آنها را دچار فرسایشی ملموس میکند.
صالحنیا با اشاره به درگیری تیمهای جنوبی لیگ برتر و دسته اول با چنین مشکلی در فصل گذشته گفت: در لیگ آزادگان حتی تیمهایی مثل ایرانجوان بوشهر و فولاد نوین اهواز هم پارسال شروع خوبی از خود نشان دادند ولی به مرور، آنها حتی بیش از تیمهای آلومینیوم بندرعباس و نفت آبادان، دچار فرسودگی شدند و با نتایج بدی، کارشان را خاتمه دادند. ضمن این که در لیگ برتر هم تیمهای استقلال اهواز، شاهین بوشهر و فولاد خوزستان، سال دشواری را گذراندند.
این عضو هیات علمی دانشگاه که فصل گذشته مربیگری بدنسازی تیم صنعت نفت آبادان را برعهده داشت در مورد شرایط این تیم گفت: ذوالفقارنسب از ابتدای فصل پیش با استفاده از کادر فنی قوی به همه جوانب این تیم ازجمله آمادهسازی بدنی علمی، توجه دقیقی کرد. به عنوان نمونه، اردوهای آمادهسازی پیش از فصل گذشته صنعت نفت، در تهران و مناطق خنک کشور برگزار شد تا بازیکنان دچار ضایعه از دست رفتن آب و الکترولیت نشوند و شما دیدید که توجه به همین نکات ریز ولی بسیار مهم، چه تاثیری در توان بدنی تیم ایفا کرد و صنعت نفت حتی پس ازماهها مسابقه، در گرمای غیرقابل وصف نیمه تیرماه آبادان و شرجی آنچنانی شمال، کاملا سرحال و سرپنجه بازی کرد. البته متاسفانه پس از گذشت مدتی از لیگ، باند قدرتمندی از بازیکنان تشکیل شد تا با زمین گذاشتن کار، اهداف خود را پیش ببرند. ذوالفقارنسب هم که مربی محجوب و با شخصیتی است. برای خروج تیمش از بحران، تصمیم به قربانی شدن گرفت و با جدایی از نفت آبادان، مسیری جدید برای اجرا و دنبال شدن برنامههای هدفمند خود در این تیم باز کرد. به هر حال همکاران ذوالفقارنسب مثل اقبالی، سراج (در ابتدا)، اردلان، مهر پیما و من، کار تیم را مثل روز نخست شروع لیگ آزادگان پیش بردیم و با صعود سزاوارانه به لیگ برتر به ثمر رساندیم. البته شخصا جدای از انجام وظایف حرفهای خود، همواره به خاک آبادان نوعی احساس دین دارم، چون تعدادی از عزیزانم روی همین خاک شهید شدهاند. امیدوارم تیم صنعت نفت که تنها دلخوشی مردم این خطه است بتواند در لیگ برتر به ثبات و تداوم برسد و از حضوری «آسانسوروار» فاصله بگیرد، هرچند فکر نمیکنم سرمربی خارجی فعلی این تیم بتواند در لیگ برتر دوام بیاورد.
صالحنیا با اشاره به پیشینه استفاده از مربی بدنساز در لیگ باشگاهی ما گفت: در سالهای ابتدایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، لیگ سراسری فوتبال وجود نداشت و جام باشگاههای تهران مهمترین تورنمنت فوتبال ایران به شمار میرفت.در آن سالها من که پس از 11 سال قهرمانی رشته دهگانه دوومیدانی ایران و ثبت رکوردهای مختلف، در سن نسبتا پایینی از این رشته دست کشیده بودم به یاری علی پروین به پرسپولیس رفتم. به هر حال پروین نام بزرگی در ورزش ما بود و من مثل او با وجود برگزیده شدن، از حضور در بازیهای آسیایی 1978 تایلند و المپیک 1980 مسکو باز مانده بودم. استفاده از شیوههای علمی و تجربی آمادهسازی بدنی در کنار عشق و تعصب فراوان موجود در پرسپولیس آن زمان موجب شد، آن تیم به نحو چشمگیری دوندگی و آمادگی داشته باشد و بین سالهای 61 و 67 صاحب 6 عنوان قهرمانی و یک نایب قهرمانی شود، در حالی که با میانگین سنی بالایی هم روبهرو بود. معمولا اردوهای آن سالهای ما در حیاط منازل مسکونی شهرهای شمالی و زیر پشهبندها برگزار میشد و پرسپولیس به طور روزانه، 3 بازی تدارکاتی 90 دقیقهای در شمال برگزار میکرد.
صالحنیا، پرسپولیس را پیشقراول تیمهای باشگاهی در توجه به حضور بدنساز خواند و گفت: بعد، استقلالیها به فکر جذب بدنساز افتادند و مرا فراخواندند که خوشبختانه در آن سالهای طلایی، ثمره همکاریام با پورحیدری و مظلومی کسب عناوین قهرمانی، نایبقهرمانی و سومی باشگاههای آسیا بود.
مجید عباسقلی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم