شاکی در تشریح ماجرای حادثه گفت: از چند ماه قبل تصمیم داشتم خودروی مدل بالایی را بخرم، در همین رابطه از چند نفر از اقوام راهنمایی خواستم تا این که پس از یک ماه، یکی از اقواممان گفت خودرویی مناسب برایم پیدا کرده و میتوانیم بعد از ملاقات با مالک خودرو و پرداخت 25میلیون تومان، آن را تحویل بگیریم.
شاکی ادامه داد: روز 11 اسفند با فامیلمان به محل ملاقات با فروشنده حوالی پاسگاه نعمتآباد رفتیم. در محل قرار، منتظر مشتری بودیم که 2 مرد جوان در حالی که چاقو به دست داشتند، من و همراهم را از خودرو خارج و ما را با چاقو زخمی کردند.
شاکی از مرگ نجات یافت
وی گفت: در حالی که بشدت زخمی شده بودم، یکی از آشنایان که در حال عبور از محل حادثه بود، برای نجات ما نزدمان آمد اما باعث فراری دادن سارق جوان شد و سپس ما را به بیمارستان انتقال داد و من که با 15 ضربه چاقو زخمی شده بودم، نجات پیدا کردم و چند روز بعد همراه آشنای خانوادگی که زخمی بود، از بیمارستان مرخص شدیم.
در پی این شکایت، ماموران پایگاه پنجم آگاهی تهران تحقیقات در این رابطه را آغاز کردند. ابتدا ماموران با احضار 2 نفر از آشنایان خانوادگی شاکی به مرکز پلیس تهران، به بازجویی از آنها پرداختند.
گفتههای شاهدان متناقض بود
یکی از آنها که در محل حادثه زخمی شده بود، در بازجوییهای پلیسی گفتههای شاکی را تایید اما نفر دوم ادعا کرد به طور اتفاقی در حال عبور از محل حادثه بوده و به گمان این که شاکی و آشنای خانوادگی او در حال مشاجره با یکدیگرند، به قصد میانجیگری به آنها نزدیک شده و به اشتباه مرد مهاجم را فراری داده است.
اختلاف قدیمی برملا شد
این 2 مرد در بازجوییهای پلیسی اظهارات متناقضی را بیان کردند. بنابراین ماموران تحقیقات نامحسوس در این رابطه را آغاز کردند که معلوم شد، آنها دامادهای 2 مرد میانسال هستند که از سالها قبل با شاکی و خانوادهاش بشدت اختلاف داشتهاند.
با به دست آمدن این اطلاعات، ماموران که احتمال میدادند شاکی در دام یک توطئه خانوادگی گرفتار شده است، 2 مرد جوان را که در محل حادثه حضور داشتند، چند هفته قبل دوباره به پایگاه پنجم آگاهی تهران احضار کردند.
آنها در ادامه بازجوییهای پلیسی اعتراف کردند که فریب پدر همسرشان را خوردهاند و فقط قصد تنبیه کردن شاکی را داشتهاند، نه این که به وی آسیب برسانند.
با مشخص شدن این موضوع، پدرزنهای این 2 متهم شناسایی و بعد از دستگیری به پایگاه پنجم آگاهی تهران منتقل شدند و در مواجهه حضوری با دامادهای خانواده، به جرم خود اعتراف کردند و انگیزه خود را اختلاف قدیمی بیان کردند. تحقیق در این زمینه ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم