به گزارش فارس، بامداد 3 آبان سال گذشته، مأموران کلانتری 132 نبرد از مرگ یک مرد جوان در محل بیمارستان بعثت در حوزه این کلانتری با خبر شدند.
مأموران با حضور در محل بیمارستان دریافتند، جوان 28 سالهای به نام مهدی بر اثر اصابت ضربات متعدد چاقو به بدنش به شدت مجروح شده و در بیمارستان به قتل رسیده است.
تحقیقات نشان داد خانواده مقتول مدعی هستند، فرزندشان ساعت 7 همان شب در یک درگیری با فردی ناشناس به شدت مجروح و به بیمارستان منتقل شده است.
با شروع تحقیقات، اطلاعات مشخصی از این درگیری منجر به قتل در دست نبود اما بررسیها برای مشخص شدن زوایای پنهان این پرونده و همچنین تحقیقات و بررسی اظهارات شهود انجام شد. سرانجام یک روز بعد، متهم به قتل به همراه یکی از حاضران در صحنه درگیری به نامهای سعید و مجید به ترتیب 25 و 26 ساله در محل اختفایشان دستگیر شدند.
سعید 25 ساله در اولین جلسه بازجویی مدعی شد با مهدی درگیر شده و سپس با تنه فلزی قلیان به سر مهدی یک ضربه وارد کردم. پس از وارد کردن ضربه به سر مهدی، مهدی را در آغوش گرفتم و به درگیریمان خاتمه دادم اما صبح با حضور مأموران پلیس دریافتم مهدی کشته شده است.
با اعتراف متهم، قرار مجرمیت وی در دادسرای جنایی تهران صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد که صبح امروز به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی به آن رسیدگی شد.
تقاضای قصاص توسط اولیای دم
اصغری روشن ، نماینده دادستان با اشاره به مدارک موجود در پرونده، بزه انتسابی به متهم را محرز دانست و خواستار مجازات وی شد. اولیایدم نیز خواسته خود را قصاص متهم عنوان کردند.
در ادامه، متهم به قتل در جایگاه قرار گرفت و گفت: به پیشنهاد مقتول برای مصرف مشروب با ماشین او به یک خیابان رفتیم. بعد از مصرف مشروب، او از ماشین پیاده شد و شروع به عربدهکشی و ایجاد مزاحمت برای مردم کرد.
وی افزود: او سرش را به روی خودروهای عبوری میکوبید و من هم برای آرام کردن او مجبور شدم با قسمتی از بدنه قلیان به سرش بزنم. او آرام شد و داخل ماشین نشست ولی ناگهان با بیان اینکه چرا او را مقابل چشم مردم زدهام، گردنم را از پشت گرفت و من هم با همان وسیله به سرش زدم تا رهایم کند. او پشت ماشین آرام نشست ولی وقتی به محل برگشتیم متوجه وخامت اوضاع او شدم و چون لباسم خونی بود از مجید خواستم او را به بیمارستان برساند. به خانه مجید رفتم و لباسم را عوض کردم و صبح روز بعد توسط پلیس دستگیر شدم. تا لحظه دستگیری از مرگ مهدی بی خبر بودم.
متهم در پاسخ به سؤال قاضی مبنی بر اینکه چاقویی که با آن مهدی را زدی چه کردی، گفت: من چاقویی به مهدی نزدم و فقط با بدنه تیز قلیان به او زدم که آن را هم از ماشین بیرون انداختم.
ادعای متهم در خصوص مصرف مشروب توسط مقتول با واکنش پدر مقتول روبرو شد و گفت: پسر من جوانی نبود که مشروب مصرف کند و تمام اهالی محل میتوانند در این باره شهادت دهند.
مقتول در بیان دفاع آخر و در حالی که به پای والدین مقتول افتاده بود، گفت: من از آنها نمیخواهم رضایت بدهند بلکه میخواهم فقط مرا ببخشند تا در آخرت شرمنده مهدی نباشم.
بعد از اظهارات متهم، قاضی عزیزمحمدی ختم جلسه را اعلام و بعد از مشورت با مستشاران دادگاه متهم را به قصاص و تحمل 80 ضربه شلاق محکوم کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم