در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به نظر من در دوبله فیلمهای پلیسی اگر بخواهیم در خدمت نویسنده و فیلمساز باشیم، نباید قصه را لو بدهیم. صداها از نظر سطح تکنیکی باید در حدی باشند که بتوان گرههای دراماتیکی را به هریک از شخصیتها منتقل کرد.
توانایی و صدای گوینده نباید معلوم کند شخصیت اصلی و فرعی و مثبت و منفی کیست. در برخی دوبلهها کلیشهای عمل میشود، اما من در آثار پلیسی ـ معمایی ممکن است صدایی مثبت را برای آدمی منفی انتخاب کنم. معتقدم که نباید گرههای دراماتیکی فیلم را برای تماشاگر تسهیل کرد. بلکه باید قوت این گرهها را حفظ کنیم و تماشاگر باید فریب اوج و فرودهای نویسنده را بخورد. در دوبله این فیلم انتخاب گویندگان را با همین منطق انجام دادهام و به گونهای عمل کردهام که تماشاگر نتواند ادامه ماجراها را حدس بزند. حتی نقشهای کوچک را به کسانی دادهام که در سایر فیلمها نقشهای اصلی و اساسی میگویند. بابی و فرانکی 2 جوان نسبتا شاد و شنگول هستند که بار اصلی دیالوگها به عهده آنهاست. برای این دو نقش منوچهر والیزاده و مریم شیرزاد را انتخاب کردم، زیرا این نقشها را باید کسانی اجرا میکردند که توانایی گفتن آن دیالوگها را داشته باشند.
ابتدا کمی تردید داشتم که سن صدای والیزاده مناسب بابی باشد. اما وقتی از وی خواستم که شاد و باز حرف بزند و او هم به دلیل علاقهاش به فیلم و نقش تلاش کرد، متوجه شدم که صدا بخوبی روی چهره بازیگر قرار میگیرد. نقش سیلویا را به زهره شکوفنده سپردم، زیرا صدایی پخته لازم داشت. سیلویا آدمی خوب و کمی غمگین است که اشتباهات زیادی میکند و فریب میخورد. گاهی هم رفتارش تماشاگر را به شک میاندازد و تصور میکند او همدست قاتل است. برای نقش توماس که دکتری مسن و همبازی بابی در گلف است، اصغر افضلی را انتخاب کردم. متاسفانه برای نقش مردان 50 تا 60 ساله صدای قدیمی و خوب در دوبله وجود ندارد و افضلی هم با کمی تغییر صدا نقش را اجرا کرد. برای نقش نیکلسون هم اکبر منانی را انتخاب کردم. نیکلسون روانشناس است و در مرکز درمانیاش رفتارهایی از او دیده میشود و این تصور به وجود میآید که وی آدمی خشن و خطرناک است، اما در حقیقت اینگونه نیست. نقشهای مویرا و کیمن از نظر تصوراتی که تماشاگر درباره آنها دارد، شبیه نقشهای سیلویا و نیکلسون است با این تفاوت که این بار تماشاگر تصور نمیکند، ماجراها زیر سر آنها باشد، اما تصورش اشتباه است. مویرا آدمی آسیبدیده و مضطرب و نگران است که شایسته تاجبخش آن را با صدای عادی خود اجرا کرد. کیمن هم زنی موقر، مودب و متین به نظر میرسد که در حقیقت نقش بازی میکند و آن را فاطمه نیرومند اجرا کرد. نقش راجر را هم خودم به عهده گرفتم. وی آدمی به ظاهر مثبت و موجه است، اما در نهایت معلوم میشود که قاتل بوده است. این نقش باید به شکلی اجرا میشد که تماشاگر نسبت به او تردید پیدا میکرد. باید مثبت بودن او حفظ میشد و در همان حال میبایست شرارت هم داشته باشد. دوبله «چرا از ایوانز نپرسیدند؟» کار سنگینی بود. این کار در 2 روز انجام گرفت و روز دوم آن با دوبله «دایره جنایی» و یک کار دیگر تداخل پیدا کرد و دشواریهایی را به وجود آورد.
محمدرضا کلانتر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: