در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«کرییر» در آخرین نمایشنامهاش (روال عادی) که این روزها با کارگردانی محمدرضا خاکی در سالن چهارسوی تئاتر شهر اجرا میشود، ماجرای دو شخصیت درگیر با یک موقعیت بیرونی را روایت میکند. مواجهه این 2 شخصیت در فضایی متفاوت، موضوع درگیری بین آنها را پیچیدهتر میکند. از سوی دیگر پنهان کردن افکار و سیاستهاییاست که هر یک از شخصیتها برای فرار از این مخمصه به کار میگیرند. فضای بسته باعث میشود که بسیاری از کارکردهای دراماتیک اجرا نیز وابسته به مختصات متن باقی بماند.
اگرچه به نظر میرسد که در این شرایط بخش مهمی از کارگردانی هم میبایست و البته و مدیون پردازش دقیق متن باشد، اما برعکس باید اعتراف کرد که کارگردانی چنین نمایشنامهای میتواند به مراتب دشوارتر باشد. محمدرضا خاکی با توجه به این مساله کاملا هوشمندانه عمل کرده است. خاکی فضای اجرایش را به درستی با محدودتر کردن حوزه تاثیر و توجه به چینش ساده و از همه مهمتر تمرکز بر ترکیب فاصلههای میان شخصیتها مورد پرداخت قرار داده است.
شاید اینطور به نظر برسد که نشستن دو بازیگر نمایش در دو طرف میز و حضور ثابت و تقریبا ساکن آنها در صحنه ارزش و جایگاه میزانسن را در اجرا به حداقل رسانده باشد؛ اما واقعیت این است که ترکیب فاصله میان شخصیتها، برجسته کردن ریاکشنها و توجه به جزییات بازی بازیگران و حتی اندک جابهجاییهایی که به روی سه صندلی چیده شده در صحنه صورت میگیرد، نیازمند توجه و دقت در چینش حرکتها و حتی تمرکز به روی حضور ثابت بازیگران در صحنه است که کارگردان با مهندسی تقریبا دقیق همین ترکیب حضور نتیجه مطلوب و موثر را از آن گرفته است.
نمایش «محمدرضا خاکی» با توجه به سکون و کمتحرک بودن بازیگران و محدود بودن صحنه تقریبا در تمام لحظات، تماشاگرش را با خود درگیر نگه میدارد. بخشی از این موفقیت وابسته به جذابیتهای متن و بویژه طنز ظریف و جذاب نهفته در آن است و بخش دیگرش به کارگردانی موفق خاکی مربوط میشود که توانسته چالشهای ساده و پیچیده ارتباط میان شخصیتها را به خوبی با هم ترکیب کند و در یک بسته منظم و هوشمندانه ارائه دهد.
در این میان باید اعتراف کرد که بازی خوب مسعود دلخواه در نقش خبرچین هم کاملا در راستای مولفههای یکدست و منظم اجرا قرار گرفته است. دلخواه در نقش خبر چین، با رعایت ظرایف رفتار و نمایش تمام عملها و عکسالعملهای مرتبط با موقعیتهای اجرا و نیز با تسلط بر کلام و نرمش و تغییرات تا اندازه بسیار زیادی بر جذابیتها و محاسن اجرا افزوده است. بخش مهمی از جزئیات و مشخصات اجرا نیز به محدوده حضور او و چگونگی ایفای نقش او بستگی دارد. مثلا دقت و وسواس در چیدن خودکارهای رنگارنگ و کلیدها در محدوده حضور او با حضور مسلط پاکتهای نامه در محدوده حضور کمیسر مقایسه کنید! مسلما با وجود اینکه نامهها و گزارشها اهمیت بیشتری دارند، بازی دلخواه با کیف و کلاه و خودکار بیشتر به چشم میآید و دیده میشود.
نمایش براساس نظم حساب شده دراماتیک متن با بازجویی آغاز میشود و هرچه به میانه نزدیک میشود، با کاهش سلطه بازجو بر موقعیت فاصلهاش با نقطه چرخش هم کمتر میشود و درست از زمانی که جای بازجو و متهم عوض میشود تغییر پیدا میکند. در واقع از لحظهای که کمیسر در مواجهه با خبرچین در موضع ضعف قرار میگیرد تمام مناسبات ارتباط هم تغییر میکنند و از همین لحظه به بعد مفاهیم زیرمتن و محتوای اثر نیز در اجرا خودنمایی میکنند. در واقع در این سیستم فرد به عنوان یک قربانی در مقابل هیولایی قرار میگیرد که خود سیستم آن را تولید کرده و پرورش داده است. این فردیت قربانی شده با تغییر جایگاه کمیسر جدید جای کمیسر قبلی و کمیسرهای بعدی تعریف میشود و جایگاه ثابت و تغییرناپذیر خبرچین حضور هیولای تهدیدکنندهای را هشدار میدهد که مستقیما در حوزه محتوای اثر تعریف و توجیه میشود.
در مجموع «روال عادی» را به واسطه پرداخت دقیق هوشمندانه متن «ژان کلود کرییر» و اجرای مناسب و بدون اضافه و مولفههای زاید در حوزه کارگردانی نمایشی زیباییشناسانه و تقریبا کامل ارزیابی کرد.
مهدی نصیری / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: