چهل سالگی که با فیلمنامهای از مصطفی رستگاری و اقتباس گرفته از رمانی به همین نام، نوشته ناهید طباطبایی است، داستانی خاص و متفاوت دارد؛ داستانی پرتعلیق و کششدار. قصه از عشق ناکامی سخن میگوید که پس از 20 سال زنده میشود با ذکر این نکته که همه چیز تغییر کرده است. نگار تمدن که در زندگی عادی خودش به نوعی به بنبست یا بهتر بگوییم، دلزدگی رسیده ناگهان با عشق قدیمیاش یعنی کورش کیان روبهرو میشود. بازگشت به سالهای دور، سالهای جوانی نگار را در چالشی عظیم قرار میدهد.
اگر چه قصه سمت و سویش به سوی نگار است، اما سعی میکند تا موضوعات و مباحثی دیگر را نیز طرح کند که برای تماشاچی بسیار جذاب است. رئیسیان در روایت خود بهگونهای عمل میکند که در عین پیشرفت روند خطی داستان که با آمدن کورش شکل پیدا کرده است، گذشته را نیز بهگونهای متقاطع از نگاه شخصیتهای اصلی یعنی نگار، فرهاد و کیان روایت میکند. این هوشمندی کارگردان سبب شده تا روایت گذشته تکمیل و با طراحی زمان فعلی، قضاوت را نسبت به زمان حال با چالش روبهرو سازد.
در این عشق نگار و فرهاد انگیزه بیشتری برای عکسالعمل دارند و قطعا کیان کمتر و جزئیتر. اما به هر حال قصه بین این سه نفر میچرخد و هر یک توانستهاند برای دیگری مکمل باشند.
البته در برخی بخشها که میبایست تماشاچی با تمایلات حسی و درونی نگار بیشتر آشنا شود به واسطه همین نکته از دست رفته است.
رئیسیان در چهل سالگی به هیچ وجه علاقهای به روایت جداگانه حال و گذشته نداشته و گویا اصولا قائل به تفکیک ایندو از هم نبوده است، در نتیجه روند روایت گذشته در قالب فلاشبکهایی مقطعی در ذهن شخصیتها پدیدار شده و خروجی آن در برابر تماشاچیان عرضه میشود.
حال چقدر در این فصل کارگردان موفق بوده، باید قضاوت را به عهده تماشاچیان این اثر گذاشت، ولی باید پذیرفت که کشمکشهای درونی و بیرونی نگار و فرهاد، کمی به عمق دادن شخصیتها و روابط گذشته و حتی حال آنها ضربه وارد کرده است.
کاری که در چهل سالگی تماشاچی شاهد آن است، بشدت از کلیشه، خطوط بسته و شخص فاصله گرفته و این اثر بصراحت آنچه را با حقیقت و ذهن تطبیق دارد، به تصویر میکشد.
شخصیتهای این اثر هر چند با نوسانات داستانی همراه بودهاند، اما با دقت به تصویر کشیده شدهاند که این خود مرهون حضور بازیگران مطرح و حرفهای نظیر لیلا حاتمی، محمدرضا فروتن و عزتالله انتظامی است. به نظر میرسد بازی حاتمی در نقش نگار یکی از برترین، کارهای حاتمی باشد که البته نباید از هدایت کارگردانی و توجه ویژه رئیسیان در به تصویر کشیدن واقعیات، غافل شد.
علیرضا غفاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم