الف بم لرزید و خروارها خشت و خاک ، هزاران رویا را به گرداب مرگی سخت فرو کشاند ؛ شکوفه هایی که در سپیده دم صبحی سرد ، یخ زده پژمردند و رویاهای خود را به جهانی دیگر ، به بهشت ، به آغوش گرم رحمت خدا و محفل جان نواز فرشته ها بردند تا آرزوهایشان در عالمی دیگر به بار نشیند و حسرت تلخ و سخت ناکامی بر جان معصومشان ننشیند.
کد خبر: ۳۴۲۲۰
مادرانی که در همان لحظات اول از جسم خود سپری ساختند تا جگر گوشه هایشان را مامن باشند اما به بی رحمی آوار ، تن به وداعی تلخ سپردند. پدرانی که با بانگ الله اکبر به صبح صادقی دیگر ، آن هم در جمعه ای که متعلق به آقا صاحب العصر و الزمان است ، لبخند زدند و مرگ ، این لبخند را بر لبانشان خشکاند تا همان ، گواه جان شیفته صلاتشان باشد در اجابت میقات سبز حضور؛ نوجوانانی که پرپر زدند و آرزوهای خود را به دامن خاکی سرد سپردند تا شاید خاک سبز بم ، آنها را بشکفاند و حاصلش را به آینده سپارد تا حیات همچنان جریان یابد و زندگی از پای ننشیند. ب بم لرزید و در مقابل چشمانمان ، ناباورانه جان داد. چه جانهایی که به لرزیدنش نلرزیدند و چه دلهایی که در سوگش ، به ماتم ننشستند لیکن به لطف حق و به توان این ملت و پشتکار عظیمش ، به ناب ترین سرایش مهربانی و جریان سبز عاطفه هایش و به عزم جزم مردان و جوانانش ، آن را بار دیگر خواهیم ساخت. بم را می سازیم ، آوارگانش را در منزل جان و دلمان منزل می دهیم ، ارگش را که رد پایی عمیق از تاریخی عظیم است بار دیگر برپا می داریم اما با دردی به مراتب عمیق تر و دردناک تر که وعید تکرار تلخ این حادثه ها در بستری از ندانم کاری ها ، فقدان مسوولیت پذیری ها و بی تفاوتی هاست ، چه کنیم؛ کیست که نداند ما بر روی خط زلزله منزل کرده ایم و کیست که نداند بسیاری از کشورها این دیو زخمی لانه کرده در بطن زمین را ، دربند کرده و تا حد امکان مهارش ساخته اند اما مسوولان دست اندرکار ما در سازمان های مربوط حتی با آن که شب قبل از زلزله هشدارهایی از مردم بم مبنی بر شنود صداهایی عجیب از دل زمین شنیده اند ، هیچ هشداری نداده اند. با آن که خود می گویند: علایم پیش از زلزله ، پیش لرزه و تحرکاتی در پوسته سطح زمین و احتمالا طنین انداز شدن صداهایی از دل زمین است. این مسوول محترم قطعا می داند که مفهوم احتمال برای عامه و خاصه یکسان نیست برای متخصصان فن «احتمال» یعنی وجود برخی قراین. این قراین تا چه حد جدی انگاشته شدند؛ این ملت مشتاقانه می خواهد از مسوولان مربوط بشنود جواب تلفن های آن شب را که داده است؛ این جواب برای ملت به سوگ نشسته ما کافی نبوده و بل توهین آمیز است که : رئیس شبکه لرزه نگاری تهران ،تماس چندین نفر را تکذیب اما تایید کند که خانمی از بم با کارشناس شبکه لرزه نگاری تماس گرفته و گفته است : صداهای عجیب می شنود و بدین وسیله با تکذیب چند نفر حجتی یابد بر...و یا سخنانی از رئیس پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی که : ما برآورد کرده بودیم ، وقوع زلزله ای در بم را به بزرگی 7ریشتر که در آن حدود 20هزار نفر کشته خواهند شد. نتیجه این برآورد را که دریافته و در قبال آن چه کرده است ؛ این تلخ و دردناک نیست که مسوولی در جریده ای بگوید: در بیشتر زلزله ها یکسری پیش لرزه وجود دارد که دستگاه های پیش نشانگر قادر به ثبت آنها هستند ولی متاسفانه در مجاورت بم هیچ پایگاهی وجود ندارد! آقایان مسوول ! فاجعه بم را، ملت مدیریت خواهد کرد. بر «این فاجعه» تا دیر نشده فکری باید. این ملت ، مدیرانی شجاع ، مسوول ، خلاق و تا پای جان متعهد به مردم وخدمتگزار می خواهد (گرچه خادمان صالحش را ارج می نهد). می خواهیم بدانیم جواب آن خانم بمی درتماس با مرکز ژئوفیزیک تهران چه بوده است . می خواهیم بدانیم چرا مسوولان مربوط این قدر نامسوولانه پاسخمان می دهند. ملت ما در مهرورزی و عاطفه بی نظیر است ، اما باید بداند این سیل عاطفه را نثار مظلومانش کند و از مسوولانش پاسخ بخواهد. عاطفه هم مرزی دارد و به نظر می رسد ما چتر این عاطفه را چنان فراخ گسترانیده ایم که همه در پناه آن جای گرفته اند ، حتی آنانی که این گونه جوابمان می دهند.