هفته نامه تایم در بررسی کنفرانس بینالمللی کابل نوشته است:
« این کنفرانس که با حضور هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا و دیگران برگزار شد، شامل تعهدات آشنایی بود: نیروهای امنیتی افغان نهایتا مسئولیتها را برعهده خواهند گرفت و به سربازان ناتو اجازه خواهند داد به خانههایشان بروند؛ دولت افغانستان تلاش بیشتری را برای مقابله با فساد و حکمرانی بهتر انجام خواهد داد.
در این کنفرانس یک ضرب الاجل جدید مورد حمایت قرار گرفت: حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان امیدوار است که نیروهای امنیتیاش مسئولیت کشور را تا سال 2014 برعهده بگیرند. حاضران این کنفرانس همچنین توافق کردند که انتقال کمکهای مالی خارجی مستقیما از طریق دولت افغانستان (به جای ارتشهای خارجی و سازمانهای غیر دولتی) از 20 درصد به 50 درصد افزایش یابد.
اگرچه این پیشنهاد نگرانیهای روزافزون فساد بیشتر در دولت افغانستان را میان برخی دیپلماتهای غربی افزایش داده است. اما اوضاع خطرناک روز افزون موجود در افغانستان تلاش این کنفرانس برای متقاعد کردن غربیهای مظنون به اینکه جنگ در افغانستان قابل پیروزی است را افزایش داده است. در واقع طرحهای شروع انتقال کنترل امنیت برخی استانهای افغانستان از نیروهای غربی به سربازان افغان تا پایان سال به طور بی سروصدا به دلیل نگرانیهایی دال بر عدم آمادگی نیروهای محلی از گفت وگوهای روز سه شنبه حذف شدند. طالبان میداند که قدرتهای ناتو تحت فشار سیاسی داخلی روز افزون برای پایان دادن به آنچه که تاکنون طولانی ترین جنگ آمریکا لقب گرفته هستند و آنها قصد اعلام شده دولت اوباما برای شروع کاهش سربازان خارجی در تابستان آینده را یک علامت میدانند مبنی بر اینکه ناتو میداند که نمیتواند در جنگ افغانستان پیروز شود.
در مقابل ناتو امیدوار است که سربازانش بتوانند با نیروهای امنیتی افغان جابه جا شوند. آندرس فوگ راسموسن، دبیر کل ناتو گفته است: شاید شبه نظامیان فکر میکنند که میتوانند منتظر خروج ما شوند ولی ما تا زمانی که اتمام کارمان در افغانستان طول بکشد در اینجا خواهیم ماند. وی افزود: این کار شکست دادن طالبان نیست بلکه ایجاد یک ارتش قوی بومی برای مبارزه با آنها است. آموزش ما به سربازان و پلیس افغان جلوتر از برنامه است و تا سال آینده یک نیروی امنیتی افغان 300 هزار نفری وجود خواهد داشت.
اما آموزش دهها هزار سرباز الزاما آنها را به یک سد محافظ در برابر طالبان (کاری که نیروهای غربی هم اکنون انجام میدهند) تبدیل نمیکند. اگرچه ناتو در رسیدن به اهداف خود مبنی بر توسعه ارتش ملی افغانستان به 134 هزار سرباز جلوتر از برنامه است، اما تخمینهای نسبتا خوشبینانه مقامات آمریکایی میگوید تنها 30 درصد این تعداد در یگانهای نظامی موثر هستند. نسبت نیروهای پلیس که هم اکنون موثر به نظر میرسد کمتر از آن تعداد است. این ایده که ارتشهای غربی در افغانستان به ویژه در منطقه جنوبی پشتون تا سال 2014 با نیروهای امنیتی افغان آمادهی مقابله با طالبان تعویض خواهند شد، همچنان در حد یک ایده باقی مانده و هنوز به شکل مشهودی عملیاتی نشده است.
در حقیقت فرضیه اساسی بسیاری از بازیگران کلیدی اینست که جنگ به شکست دو طرف ختم نخواهد شد بلکه به نوعی به یک حل و فصل سیاسی با شبه نظامیان خواهد رسید. مساله آشتی با طالبان در بیانیهی تصویب شده در کابل توجه چندانی را به خود جلب نکرد اما به عنوان علامتی مبنی بر عدم سازش دولت افغانستان و متحدان خارجی متنوعاش درباره مذاکره با طالبان تلقی شد نه به عنوان نشانه از بین رفتن این ایده.
با این همه اگرچه یک حل و فصل سیاسی ممکن است تنها راه موجود باشد هیچ استراتژی مشخصی برای رسیدن به آن وجود ندارد. به طور رسمی دولت افغانستان از سیاست آمریکا مبنی بر اینکه تنها آندسته از طالبان که سلاحهایشان را زمین بگذارند، القاعده را تقبیح کنند و قانون اساسی افغانستان را بپذیرند، مستحق پیوستن به جامعه افغان هستند، تبعیت میکند. اما در حالیکه مقامات آمریکایی مکررا نسبت به تلاشها برای آشتی با رهبری طالبان هشدار میدهند، این امر به طور گسترده مشخص است که دولت کرزای در حال اتخاذ تلاشهای خود برای مذاکره مستقیم با رهبری طالبان است.
تاکنون طالبان علاقه چندانی به آنچه که روی میز مذاکره پیشنهاد شده نشان نداده است و این قابل درک است. همانگونه که بسیاری از ناظران در منطقه هشدار میدهند این واقع بینانه نیست که بخواهیم طالبان به عنوان پیش شرط گفتوگو سلاحهایشان را زمین بگذارند زمانیکه معتقد هستند درحال پیروزی در جنگ هستند.(استراتژی کنونی ارتش آمریکا قصد دارد که شبه نظامیان را عقب براند و آنها را از این شبهه خارج کند که میتوانند با زور پیروز شوند. اگرچه چنین تغییر در حرکت تا ژوئیه 2011، زمانیکه اوباما قصد دارد کاهش سربازان آمریکایی را شروع کند، بعید به نظر میرسد.)
شتاب حرکت طالبان تنها مانع مذاکره برای یک راه حل نیست. علاوه بر دشواری آشکاری که آمریکا در رسیدن به یک توافق صلح با آنهایی که قبل 11 سپتامبر به القاعده پناه دادند و آنهایی که یک رژیم جنایتکار سرکوب و پسرفت را اداره میکنند، یک مقاومت داخلی عمده با چنین قرار دادی در داخل افغانستان وجود دارد. دولت کرزای و نیروهای امنیتیاش مدتها روی حمایت تاجیکها، ازبکها و هزاره ها، اقلیتهای قومی که روی هم تقریبا نیمی از جمعیت افغانستان را تشکیل میدهند و اتحاد شمالی را علیه طالبان عمدتا پشتون حمایت کردند، حساب کردهاند. رهبران این جوامع به شدت هرگونه آشتی با طالبان را رد کرده و هشدار دادهاند که وارد کردن این جنبش به هرگونه توافق تقسیم قدرت باعث یک جنگ داخلی خواهد شد. در واقع این نگرانی که طالبان و دشمنان افغان آنها هرگز نمیتوانند آشتی کنند باعث شده برخی شخصیتهای بانفوذ در غرب تجزیه بالقوه افغانستان را که سرزمین پشتون را به طالبان واگذار میکند پیشنهاد دهند که این پیشنهاد از قطعنامه مورد تایید حاضران در کنفرانس کابل در روز سه شنبه فاصله زیادی دارد.»
ایسنا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم