در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دوم: اختاپوس برنده جام جهانی شد و هیچکدام از ستارههای این جام نتوانستند به گرد پایش برسند.
یک جانور آبزی که در آکواریومی در آلمان از همه ستارههایی که هر سال میلیونها دلار درآمد دارند، خبر سازتر بود. حالا تب جام جهانی فروکش کرده اما خاطره این جام و اختاپوس و وووزیلایش تا آخر عمر با ما باقی میماند.
سوم: تابستان امسال هم یواشیواش با همه گرمایش دارد به نیمه میرسد و این یعنی تا پایان تابستان چیزی نمانده است و تا چشم به هم بزنیم از تابستان امسال هم مثل جام جهانی چیزی باقی نمانده است، جز خاطرههای فراموش نشدنی.
شاید باید کاری کرد تا این خاطرهها شیرین شود. خاطرههایی که هر وقت یادشان میافتیم، خوشحال شویم و دلمان بخواهد دیگران را هم در این شادی سهیم کنیم و برایشان از خاطرههای یک تابستان گرم حرف بزنیم.
چهارم: همه چیز هم که رو به راه باشد باز گاهی آدم فکر میکند، جای یک چیز خالی است. گاهی باید بیخیال شد و به چیزهایی که هست فکر کرد. به این که هستیم، نفس میکشیم و میتوانیم گرممان که شد یک لیوان آب یخ سر بکشیم.
دنیا گاهی به اندازه یک لیوان آب یخ کوچک میشود، وقتی که تشنهای توی راه خانهای و منتظری تا به خانه برسی و یک لیوان آب را یک نفس سر بکشی. دنیا همین طوریهاست. گاهی نباید زیاد خیلی چیزها را جدی گرفت. باید، لذت برد از خوردن یک لیوان آب یا یک لقمه نان و پنیر. مهم همین خاطرههایی است که باقی میماند. همه چیز فراموش میشود جز خاطرههایی که خودمان برای خودمان ساختهایم.
پنجم: گاهی همه چیز رنگ پیدا میکند، گاهی رنگ همه چیز سیاه میشود و همه اینها گاهی به خود آدم ربط دارد. این که مثلا از چه زاویهای به دنیا نگاه کنیم یا چگونه برای خودمان برنامه بریزیم یا...
گاهی میشود جای رنگها را عوض کرد و رنگ سیاه را برای همیشه به بایگانی سپرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: