حاشیه خبر

افسوس ؛ آمنه‌ها را نمی‌شناسیم

خیلی‌ها از کنارمان می‌گذرند بدون آن که بدانیم که هستند و چه روزهایی بر آنان گذشته است. در تاکسی و اتوبوس و مترو کنار خیلی‌ها می‌نشینیم اما با دردهایشان ناآشنا هستیم. «آمنه وهاب‌زاده» از جمله این آدم‌هاست. او را کسی نمی‌شناخت تا وقتی سفره دل گشود که به اندازه یک دریا حرف داشت. بعد از بیست و چند سال کسی نمی‌دانست زن یا زنانی در سال‌های پردرد دفاع مقدس، نه در پشت خط امداد که در سرخط و تیر رس دشمن آرپی‌جی می‌زدند. آمنه امروز، جانباز 70 درصد شیمیایی است که در خانه 50 متری در یکی از آلوده‌ترین نقاط تهران (محله اکباتان) با کپسول اکسیژنش در گوشه اتاق زندگی می‌کند. می‌گوید به اندازه یک عمر از عملیات‌های آزادسازی خرمشهر، دهلاویه، حصر آبادان، حمیدیه، هویزه، رمضان، طریق‌القدس، ثامن‌الائمه و محرم خاطره دارد.
کد خبر: ۳۴۱۰۲۹

آن دختر جوان، ورزشکار، تکاور و آرپی‌جی‌زن خط مقدم دیروز، امروز تنها به اتکای دستگاه اکسیژن‌ساز و عصای فلزی‌اش می‌تواند در اتاق 12 متری خانه‌اش قدم بزند. خانه‌اش با وجود یک لامپ مهتابی تاریک است و هر روز از پنجره‌هایی که غبار آلودگی هوای تهران را در آغوش گرفته بیرون را نظاره می‌کند. عصایش را به دیوار تکیه می‌دهد و روی مبل‌های راحتی خانه‌اش که بسیار فرسوده و شکننده شده‌اند، می‌نشیند. امثال آمنه‌ها در جامعه ما کم نیستند؛ کسانی که ماه‌ها در پرخطرترین نقاط جنگی، تن به خطر سپرده‌اند و امروز بی‌نام و نشان در سخت‌ترین شرایط روزگار می‌گذرانند. خیلی‌ها آنان را به داشتن حمایت‌های بی‌حد و حصر از سوی دولت متهم می‌کنند، به دریافت هزینه‌های مکفی برای خانه و وسایل زندگی و....

آنچه بر دل و زبان آنها جاری است چیزی جز خشنودی، رضایت و افتخار نیست. هرچند بسیاری‌شان روزگار سختی را می‌گذرانند. از خود می‌پرسم سهم ما از این افتخار چیست؟ جز آن که نگذاریم این اسطوره‌ها به فراموشی سپرده شوند. افرادی چون «آمنه» را هیچکس حتی همسایه‌های دیوار به دیوارشان نیز نمی‌شناسند. بیایید سرمایه‌ها و یادگارهای عزت و افتخارمان را فراموش نکنیم.

آوید طالبیان / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها