در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اقداماتی از این دست بارها علیه جمهوری اسلامی ـ و از جمله در همین شهر زاهدان ـ اتفاق افتاده و نتیجه آنها جز افزایش حس همگرایی ملی و مذهبی از یک سو و نفرت از کانونهای توطئه از سوی دیگر نبوده است. پس فلسفه و دلیل وقوع این جنایتها چیست؟
در یک تحلیل مستند میتوان گفت، عملیات تروریستی پنجشنبه شب یک «عملیات مکمل» بوده و از این رو باید دید عملیات اصلی چیست؟ اگر نگاهی به اطراف این حادثه بیندازیم، درمییابیم که آمریکاییها، انگلیسیها، سعودیها و پاکستانیها در حال آمادهسازی اجلاس کابل ـ مرکب از 60 کشور و سازمان ـ هستند، این اجلاس با عنوان «امنیت و توسعه» در روز 29 تیرماه جاری برگزار خواهد شد. براساس اظهارات ریچارد هالبروک، نماینده اوباما در امور پاکستان و افغانستان قرار است برنامه جدیدی مبتنی بر توسعه مسوولیتهای امنیتی برای «همراهسازی کشورهای دیگر» توافق شود و به اجرا درآید. آمریکاییها میگویند ما یک سال برای تغییر شرایط در افغانستان زمان داریم و اگر این زمان سپری شد و وضعیت امنیتی افغانستان ـ برای نیروهای ناتو ـ بهبود نیافت، باید از افغانستان خارج شویم.
باراک اوباما ماه ژوئیه (دی ماه) 2011 یعنی 6 ماه دیگر را پایان احتمال حضور نظامی آمریکا در افغانستان خبر داده است.
سنای آمریکا هم (براساس اظهارات کارل لوین، رئیس کمیته نیروهای مسلح مجلس سنا) فشار زیادی به رئیسجمهور وارد کرده که اگر نمیتواند کاری بکند، بیش از این نظامیان ایالات متحده را به کشتن ندهد.
پترائوس، جانشین جنجالی مک کریستال هم در آغاز پذیرش مسوولیت رهبری نظامیان آمریکایی در افغانستان با صراحت اعلام کرد در 6 ماه آینده ـ یعنی تا پایان ضربالاجل اوباما ـ هیچ چشمانداز روشنی وجود ندارد. نظیر همین اظهارات را وزرای خارجه آلمان و فرانسه هم عنوان کردهاند. کوشنر گفته است اروپاییها رویای حاکمیت بر افغانستان را از سر بیرون کنند و وزیرخارجه آلمان گفته است یک تابستان جهنمی در افغانستان پیش روی ما قرار دارد.
آمریکاییها به همراه شرکای اروپایی و همپیمانان منطقهای خود ـ پاکستان و عربستان ـ درصدد هستند که در اجلاس کابل شکست پیش رو را مدیریت کنند؛ به گونهای که عقبنشینی آنان از افغانستان و پذیرش نقشه دیگران «شکست فاحش و استراتژیک» تلقی نشود و ضمنا «دیگران» از این شکست بزرگ بهرهبرداری نکنند.
براساس خبرهایی که از لابهلای محافل غربی در افغانستان به گوش میرسد، غرب بازگشت طالبان به قدرت را پذیرفته است، ولی تلاش میکند با جوسازی تبلیغاتی القاعده از طالبان وانمود کند اوضاع به سمت تعادل پیش میرود و حال آن که بازگشت مجدد طالبان تعادل ایجاد نمیکند بلکه دور جدیدی از خشونتهای گسترده به وجود میآورد؛ چرا که طالبان اکنون معتقد است آنچه او را به قدرت بازمیگرداند، توافقات سیاسی نیست بلکه تجدید اقتدار طالبان است. از این رو طالبان اگرچه نیمنگاهی هم به میز مذاکره دارد، ولی آن را اصــل نمیداند و از این رو، سخنگوی آنان با صراحت اعلام کرد که ما به چیزی جز خروج کامل آمریکا از افغانستان رضایت نمیدهیم.
«عملیات مکمل» عقبنشینی آمریکا و تن دادن ایالات متحده به طرحی انگلیسی ـ توافق به جای توپ ـ در زاهدان به وحشیانهترین شکل به اجرا گذاشته میشود تا ایران سرگرم مسائل امنیتی مرزهای شرقی خود شود و دست غرب برای تغییر سیاست امنیتی در افغانستان باز باشد. آنان معتقدند در این فرآیند تنها ایران است که با بهرهگیری از طیفهای مختلف هوادار خود در افغانستان و با بازسازی ائتلاف شمال و اتحاد مجاهدین میتواند اوضاع را توامان از دست غرب و طالبان خارج کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: