در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما کارگردانان فیلمهای خود را با دقت انتخاب میکنید و به نظر میرسد جیمز منگولد، کارگردان این فیلم جزو کسانی نیست که به صورت معمول با آنها همکاری میکنید.
منگولد فیلمساز خیلی خوبی است که کارش را با جدیت و دقت خاصی انجام میدهد. از همکاری با او احساس خوبی دارم و راضی هستم. البته او در کارنامهاش فیلمهای پرسر و صدای زیادی ندارد، ولی نسخه دوبارهسازی شده «قطار 10/3 دقیقه به یوما»ی او را خیلی دوست دارم. قدرت خیلی خوبی در راهنمایی بازیگران خود دارد و معمولا بازیگران فیلمهای او، بازیهای جذابی ارائه میدهند. یادتان نرود که چند بازیگر مشهور سینما، جوایز اسکار خود را به خاطر بازی در فیلمهای او به دست آوردهاند. شوالیه و روز اولین فیلم اکشن و ماجراجویانه این کارگردان پس از ساخت تعدادی فیلم جدی و درام است و به اعتقاد من، او کارش را در این فیلم خیلی خوب انجام داده است.
چه چیز کاراکتر روی میلر در شوالیه و روز، شما را جذب بازی در آن کرد؟
احساس میکنم این کاراکتر شباهت خیلی زیادی به کاراکترهای کلاسیک سینمای دهه 50 میلادی دارد. در آن فیلمها هم شما با موجودی سر و کار دارید که در یک دایره گیجکننده سرگردان و حیران مانده است و نمیداند چکار کند. شما جیمز استوارت و گری کوپر را خیلی زیاد در این جور نقشها دیدهاید. شاید میخواستم با بازی در نقش روی میلر به نوعی به آنها ادای دین کنم. به هر حال، این کاراکتر جذابیتهای خاص خودش را داشت و همین جذابیتها بود که مرا وسوسه و جذب بازی در آن کرد. شما اگر به کارنامه بازیگریام نگاه کنید، میبینید که تا قبل از این، در چنین نقشی بازی نکردهام.
هنگام بازی در فیلم متوجه این نکته بودید که امکان دارد تماشاگران شما را در یک نقش کمدی شبیه این نپذیرند؟
من در سالهای مختلف کاری خود در نقشها و فیلمهای متفاوتی ظاهر شدهام. هم درام ضدجنگی مثل «متولد چهارم جولای» را داشتهام که در نقش یک آدم واقعی بازی کردهام و هم فیلمهای اکشن و خونآشامی. هر بار که در یک نقش تازه ظاهر میشوم، برای خودم هم این سوال مطرح است که آیا تماشاگران کاراکتر تازه مرا روی پرده سینما قبول میکنند یا خیر.
به هر حال، این ریسکی است که هر بازیگری در طول دوران فعالیت سینمایی خود باید بکند. انجام چنین ریسکهایی خیلی بهتر از ادامه بازی در فیلمها و ژانرهایی است که قبل از این آنها را با موفقیت یا عدم موفقیت تجربه کردهام.
شما موفقیت شخصی را چگونه تعریف میکنید؟
برای من موفقیت شخصی و فردی، بزرگ کردن بچههایم است و این که در زندگی خانوادگیام بتوانم با موفقیت عمل کنم. خانوادهام برایم از هر چیز دیگری مهمتر است. البته سینما را هم خیلی دوست دارم و همیشه برایم در اولویت بوده است. خوشحال میشوم وقتی میبینم خانوادهام احساس شادی میکند و تندرست هستند و کارهایشان به وفق مراد است.
دیدگاهتان نسبت به کارنامه کاری یا موفقیت حرفهای چیست؟ برخی از فیلمسازان میگویند احساس میکنند موفقیت یعنی آزادی خلاقه در کار هنری.
من هم با این دیدگاه موافقم و در پروسه فیلمسازی به آن اعتقاد دارم. به همین دلیل، میخواهم برای بقیه سالهای عمرم از آن پیروی کنم و با فیلمهایی همکاری داشته باشم که بتوانم در بهتر شدن آنها نقشی داشته باشم. میخواهم با فیلمسازانی کار کنم که احساس میکنم میتوانم با آنها کنار بیایم. دلیلش هم این است که من عاشق سینما و فیلمهای آن هستم. این نکتهای است که قبل از این هم دربارهاش صحبت کردهام. وقتی فیلمی مثل «ریسکی بیزینس» را بازی میکردم، لحظاتی وجود داشت که پیش خودم میگفتم فقط میخواهم سرگرم شوم و برایم پایان کار اهمیت زیادی ندارد، اما زمانهایی هم بوده که فرصت همکاری با کسانی مثل پل نیومن، داستین هافمن، جین هکمن، مارتین اسکورسیزی، الیور استون و استیون اسپیلبرگ را پیدا میکردم. طبیعی است که در چنین شرایطی، دیگر به خودم نمیگفتم فقط میخواهم سرگرم شوم. این افراد و فیلمهایشان ارزش و اعتبار خاصی برایم داشتهاند.
این چیزی است که از همان ایام قدیم به آن فکر میکردید؟
بله. در تمام این سالهایی که مشغول بازی در فیلمهای سینمایی بودهام، خیلیها پرسیدهاند چرا در فیلمهایی مثل «مصاحبه با خونآشام»، «رین من» یا «متولد چهارم جولای» بازی کردهام. همیشه دوست داشتهام فیلمهایی را بازی کنم که چالش زیادی در آنها وجود دارد و بازی در نقشهای آنها ظرافت و دقت خاصی را بطلبد، اما در کنار آن، به دنبال فیلمهایی هم بودهام که جنبه تفنن و سرگرمی داشته باشند و تماشاچی خود را وارد یک دنیای رویایی کنند. خودم را نسبت به ارائه هر دو نوع کارهای جدی و مردم پسند موظف دیدهام و فکر میکنم آدم خوششانسی هستم که توانستهام در هر دو نوع این فیلمها بازی کنم.
آیا تام کروز بازیگر و هنرمند هیچ وقت تضادی با تام کروز سرمایهگذار و تهیهکننده پیدا میکند؟ آیا هیچ وقت نگران هزینههای تولید فیلمی که دارید میسازید نیستید؟
در تمام این سالها فیلمهای زیادی را تهیه کردهام. ماموریت غیرممکن اولین فیلمم در مقام تهیهکننده بود. سعیام این بوده که در کار تهیهکنندگی تعادل بین هنر و تجارت را حفظ کنم. تهیه این فیلمها فرصت آن را فراهم میکنند تا با نوع جدیدی از کار آشنا شوم. در کار فیلمسازی فقط این نکته مهم نیست که استعداد ساختن یک فیلم را داشته باشی. این مساله هم اهمیت زیادی دارد که دور و بر تو را آدمهای مستعد و توانایی پر کرده باشند.
این نکته را هم نباید فراموش کنیم که هنوز اثرات بحران اقتصادی بینالمللی 2 سال قبل از بین نرفته است.
به همین دلیل است که همیشه تلاش میکنم تا با کسانی کار و همکاری کنم که به آنها احترام میگذارم و تواناییشان را باور دارم، اما هیچ وقت فراموش نکنید که من در درجه اول و قبل از هر چیز یک بازیگرم. وقتی فیلمی را تهیه میکنم چه بازیگر آن باشم مثل «آخرین سامورایی» و چه نباشم مثل «دیگران» همیشه متوجه این نکته هستم که در وهله نخست، من یک هنرپیشه هستم.
وقتی در نقشهای جدی و چالش برانگیز بازی میکنید، چه پاداشی برای خود قائل هستید؟
بهترین پاداش همین است که میتوانم در آنها بازی کنم. بازی در چنین فیلمهایی برایم بسیار هیجانانگیز است. میدانید، بندرت اتفاق میافتد که چنین پیشنهاداتی به شما ارائه شود. فیلمهای جدی و غیرمتعارف به همان اندازه که تماشاگران معین و مشخص دارند، کم و دور از دسترس نیز هستند. هنگام بازی در یک فیلم برایم خیلی مهم است که تازه باشد و بتواند مرا مجذوب خود کند. شما چند تا فیلمنامه میتوانید پیدا کنید که مشابه آن را قبل از این ندیدهاید یا کمتر دیدهاید؟
بعد از «شوالیه و روز» باز هم سراغ سینمای کمدی میروید؟
این نوع سینما را خیلی دوست دارم و شما در آینده مرا بیشتر در این جور فیلمها خواهید دید. «مردان هاردی» که بزودی جلوی دوربین میرود یک کار کمدی است که در آن با بن استیلر همبازی هستم. فیلم را شان لری کارگردانی میکند که متخصص ساخت کمدیهای جذاب است. خود فیلم نسخه امروزی شده مجموعه قدیمی «بچههای هاردی» است که دو کاراکتر نوجوان آن حالا تبدیل به آدمهای بزرگی شدهاند. به این فیلم امید خیلی زیادی دارم.
این شایعه حقیقت دارد که کاراکتر افتخاری شما در فیلم «تندر استوایی» تبدیل به کاراکتر اصلی یک فیلم جدید سینمایی میشود؟
بله، تهیهکنندگان فیلم با من تماس گرفتند و گفتند این مردک لی گراسمن خیلی معرکه است و ما قصد داریم یک فیلم مستقل با او در نقش اصلی تهیه کنیم. میخواستند بدانند حاضرم با این پروژه همکاری کنم یا خیر. طبیعی است که جواب من مثبت بود. لی گراسمن کاراکتر بسیار بانمکی است و استحقاق آن را دارد که به صورت شخصیت اصلی یک فیلم کمدی درآید. او تهیهکننده طماعی است که فقط به پول و سرمایهاش فکر میکند و حاضر است بازیگران محصولات خود را به خاطر کسب پول بیشتر قربانی کند. این کاراکتر یک جورهایی طعنه به هالیوود نیز هست و سیستم استودیویی را زیر سوال میبرد. مطمئن هستم فیلمی که براساس شخصیت گراسمن ساخته میشود، یک کار سرگرمکننده و تماشایی خواهد بود.
پس به این ترتیب این روزها فقط به فیلمهای کمدی فکر میکنید؟
خیر. به زودی پیشتولید قسمت چهارم «ماموریت غیرممکن» را شروع خواهیم کرد. 6 سال فاصلهای که بین 2 قسمت سوم و چهارم افتاده، باعث شده تا به این نکته توجه کنیم که باید قسمت جدید را با حال و هوایی تازه و متناسب با شرایط روز تهیه کنیم. قصه فیلمنامه را جیجی آبرامز مینویسد که متخصص احیای قصه مجموعه فیلمهای قدیمی است. کار او در قسمت آخر مجموعه فیلم «سفرهای ستارهای» (پیشتازان فضا) عالی بود و تجربه خیلی خوبی هم از کارگردانی سومین قسمت «ماموریت غیرممکن» کسب کرده است، اما کارگردانی قسمت جدید «ماموریت غیرممکن» را براد برد، انیماتور معروف انجام میدهد. باید صبر کنید و دستپخت سازنده انیمیشنهایی مثل «بالا»، «راتاتویل» و «خانواده اینکردیبلها» را در اکشن ماجراجویانهای مثل «ماموریت غیرممکن» ببینید.
منبع: رویترز
مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: