و البته اسناد و مدارک متعددی نیز موجود است که تایید میکند علاوه بر آتشسوزیهای مهیبی که در ایران اتفاق افتاده، مردمان کشورهای دیگر دنیا نیز بارها صدمات سنگین ناشی از حریقهای عمدی یا اتفاقی را تجربه کردهاند و شاید به همین دلیل است که راهاندازی مراکزی برای اطفای حریق و امداد و نجات در دنیا قدمتی چند صد ساله دارد.
در کشور ما نیز تاریخچه تاسیس اولین ایستگاه آتشنشانی به 168 سال پیش در کلانشهر تبریز بازمیگردد و پس از آن بود که به دلیل گستردگی شهرها و افزایش جمعیت، سازمانهای آتشنشانی یک به یک در شهرها متولد شدند و این چنین است که امروز سازمانهای آتشنشانی کنار سایر سازمانها و دستگاههای متولی در بحث امداد و نجات، نقش ضروری و انکارناپذیری را هنگام بروز حوادث و سوانح و بویژه بلایای طبیعی مانند زلزله ایفا میکنند.
حالا دیگر تلفن 125 سازمان آتشنشانی شماره آشنا و شناخته شدهای برای هر شهروندی است و ماموریت این سازمان نیز شامل فعالیتهای متعددی از آواربرداری و عملیات امداد و نجات در یک حادثه مهیب آتشسوزی تا خارج کردن حلقهای که در انگشت شهروندی گیر کرده است، میشود.
خطر بالقوه زلزله مهیب در کلانشهر تهران، وجود ساختمانهای ناامن، نقاط ضعف و مشکلات پیش رو هنگام آواربرداری و امداد و نجات در شرایط بحران، بالا بودن آمار حوادث و حریق در کشور، بخارهای غیراستاندارد، آمار رو به افزایش آتشسوزی برخی خودروهای داخلی و... که همگی به نوعی در حیطه ماموریتهای سازمان آتشنشانی میگنجد، بهانهای شد تا در این زمینه با مهندس محمدرضا حاجیبیگی، مدیرعامل سازمان آتشنشانی شهر تهران به گفتگو بنشینیم.
حاجیبیگی دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته مدیریت بحران و نزدیک به 4 سال است که به عنوان مدیرعامل در سازمان آتشنشانی شهر تهران مشغول به کار است.
فکر میکنم بهتر است این گفتگو را با بحث زلزله تهران آغاز کنیم، موضوعی که در سالهای اخیر، حساسیت مردم و مسوولان نسبت به اهمیت آن برانگیخته شده است. نگرانیهایی که از بابت امدادرسانی و مشکلاتی که در این خصوص وجود دارد، وضعیت بافتهای متراکم و فرسوده، ساختمانهای ناامن و... همه اینها دست به دست هم میدهد تا زلزله همواره به عنوان کابوسی تلخ برای تهرانیها مطرح باشد.
به عنوان یک مقام مسوول در سازمانی که به دلیل نوع وظیفه تعریف شده برای آن هر روز به نوعی حوادث، امدادرسانی و آواربرداری را تجربه میکنید، ارزیابیتان از وضعیت تهران هنگام زلزله احتمالی و نقاط ضعف و مشکلاتی که ممکن است در حین آواربرداری وجود داشته باشد، چیست؟
آنچه مسلم است نمیتوان زمان دقیق وقوع زلزله تهران را پیشبینی کرد، اما واقعیت هم میگوید کشور ما زلزلهخیز است و کلانشهر تهران نیز روی چندین گسل مهم قرار دارد، بنابراین همیشه باید این آمادگی وجود داشته باشد و شهروندان آگاه باشند که اگر حادثهای اتفاق افتاد، چه باید بکنند. از سوی دیگر باید با بسیج همه امکانات و هماهنگی دستگاههای مسوول به طور جدی برای آگاهسازی و توجیه کردن مردم فرهنگسازی شود. این امر نیز شامل 2 حوزه برنامههای کوتاهمدت مثل ارائه آموزشهای عمومی به مردم و برنامههای طولانیمدت مانند انجام اقدامات زیربنایی در پروسههای چند ساله میشود.
به طور مثال در یکی از شاخههای اقدامات طولانیمدت به گونهای پیش برویم که از این پس تمام سازمانها و نهادهای خدماتی از یک سو و متولیان بخش ساخت و ساز و مسکن موظف شوند ساختمانهای مقاوم و مطابق با استانداردهای ایمنی احداث کنند. ما نیز در سازمان آتشنشانی با درک اهمیت موضوع مقاومسازی برای مواجهه با شرایط بحران تمام ایستگاههایمان را مجهز و مقاومسازی کردیم و حتی دکلهای مخابراتیمان همه مقاومسازی شده که تا 8 ریشتر زلزله را میتواند خودایستا باشد و تحمل کند که ارتباط ما قطع نشود. همچنین ایستگاههایی را که شرایط مناسب برای امدادرسانی هنگام زلزله نداشتهاند مقاومسازی یا نوسازی کردیم.
به طور کلی غیر از یکی، دو ایستگاه که برای بازسازی و مقاومسازی درگیر هماهنگی با یک سری ارگانها هستیم، میتوان گفت سایر ایستگاههای ما همگی در برابر حوادث مقاوم هستند.
اما در بحث وظایف آتشنشانی در شرایط بحران باید گفت که ما در لحظه وارد عمل میشویم. یعنی وظیفه اساسی آتشنشانی فوریتهای اولیه است و وظیفه اصلی به عهده هلال احمر بوده که با بهرهگیری از امکاناتی که در اختیارشان است، باید وارد عمل شود.
از سوی دیگر، ما تا زمانی که هلال احمر و نیروهای امدادی در محل حضور یابند، یک سری کارها را در حد توانمان فراهم کردهایم مانند لودر، جرثقیل، امکانات بیل مکانیکی و دیگر تجهیزات. منتها آنقدر وسیع نیست که بخواهد عمومیت پیدا کند برای موارد خیلی فوری و ضروری میتوانیم این کار را انجام دهیم. ضمن این که نیروی موجود ما هم محدودیت دارد. ما در مجموع 4000 نیرو داریم که هر کدام شیفتی هستند. به منظور آموزش آتشنشانهای داوطلب در محلات نیز برنامههایی در حال اجراست که اینها مکمل حرکتهایی است که نهادها و سازمانهای دیگر انجام میدهند، اما مسلم است که در حال حاضر اگر اتفاقی بیفتد، ما مشکل معابر را داریم یعنی معابر باریک و محلهایی که کار امدادرسانی را بسیار سخت میکند. ما در مجموع باید این برنامه را داشته باشیم که به هیچ سازمانی به صورت کامل متکی نباشیم یعنی هر فردی در زمان زلزله باید حدود وظایف و شرایط خود را بداند و حتی کوچکترین موضوع میتواند کمک کند. به طور نمونه نیروهای آموزشدهنده متخصص میتوانند فضاهایی را که در منازل ایمن است، به مردم معرفی کنند تا هنگام بروز زلزله به آنجا پناه ببرند.
به آموزشهای پیشگیرانه اشاره کردید، این آموزشها چطور به مردم ارائه میشود. آیا آنها باید به مراکز خاصی مراجعه کنند؟
هماکنون حرکتی با هماهنگی چند سازمان مسوول ازجمله ستاد بحران شهرداری تهران آغاز شده است که برنامهریزی و سازماندهی مشخصی برای شهر تهران تدوین شود و مسوولیت این کار نیز با استانداری تهران است. از سوی دیگر، شهرداری تهران نیز در سالهای اخیر با تخصیص اعتبار ویژه و در حد توان و امکانات موجود سولههای بحران را در مناطق 22 گانه تهران احداث کرده است که در این سولهها، تجهیزات و امکانات مورد نیاز برای امدادرسانی در شرایط بحران تعبیه شده که از این سولهها در شرایط عادی برای ورزش بانوان استفاده میشود و البته میتوان از آنها برای آموزش عمومی به شهروندان استفاده کرد.
فعلا یک سناریوی کلی و عمومی برای تهران پیشبینی شده که بزودی توسط ستاد بحران شهرداری تهران جزئیات آن به اطلاع شهروندان خواهد رسید.
در بحث آموزشهای عملی نیز قرار بر این است که امسال هلال احمر با جدیت در این زمینه کار کند. سازمان آتشنشانی نیز به فراخور امکانات و نیاز جامعه اقداماتی را در این زمینه در دستور کار دارد. به طور نمونه هماکنون در مدارس کار آموزش اطفای حریق را به دانشآموزان داریم تا آنها نیز این آموزشها را به خانوادههای خود منعکس کنند.
از سوی دیگر، یکی از نگرانیهای ما در بحث زلزله، مساله خطر آتشسوزی بعد از وقوع زلزله است. در بحث آموزش شهروندی، ارائه آموزشهای لازم به منظور آمادگی مقابل این خطر در دستور کار قرار گرفته که بزودی با برنامهریزی دقیق برای چگونگی ارائه این آموزشها به مردم و فراهم شدن تجهیزات لازم، این برنامه را قطعا امسال اجرایی خواهیم کرد، اما آنچه مهم است سازمان آتشنشانی از هر موقعیت و فرصتی برای آگاهسازی مردم بهره خواهد گرفت. در مدارس و پارکها و مراسم جشن و سروری که شهرداری در موقعیتهای مختلف برگزار میکند، در فرصتهای کوتاهی که داریم، برای ارائه این آموزشها استفاده میکنیم.
جناب مهندس! امکانات و تجهیزات و در کل روشهای امدادرسانی در سازمان آتشنشانی در شرایط فعلی چقدر با استانداردهای روز مطابقت میکند و از نظر شرایط ایمنی و تجهیزات چقدر در وضعیت ایدهآل هستیم و چه کمبودهایی در این زمینه وجود دارد؟
ما به لطف خدا از نظر تجهیزات هیچ مشکلی نداریم. ماشینآلات سنگین ما تماما خریداری شده و شرایط ما برای رسیدن به 120 ایستگاه آتشنشانی پیشبینی شده است، در حال حاضر دارای 135 خودروی جدید هستیم و 10 دستگاه خودروی نجات کاملا مطابق با استاندارد بینالمللی داریم و میتوان گفت ممکن است در بعضی کشورهای اروپایی حتی این خودروها با این تجهیزات نباشد. جرثقیلهای مختلف ازجمله جرثقیلهای سنگین را خریداری کردیم که در صورت بروز اتفاقی در شهر تهران بتوانیم از آنها استفاده کنیم.
برای این که کاملا ناوگان خودرویمان را نوسازی و کامل کنیم، 120 دستگاه خودروی جدید خریداری کردهایم که 60 دستگاه تککابین و 60 دستگاه دوکابین هستند. از سوی دیگر، با معتبرترین مراکز ساخت ماشینهای آتشنشانی قرارداد بستهایم که بر این اساس، هماکنون تعدادی از این خودروها وارد تهران شده و در گمرک است که بزودی کار ترخیص و تزریق آنها به ناوگان انجام میشود. به طور کلی از نظر تجهیزات سنگین سازمان میتوانم بگویم با این خریدهایی که در زمینه تجهیزات و ماشینآلات انجام شده، پیشبینی کردیم ما تا 20 سال آینده نیاز به تجهیزات سنگین برای سازمان آتشنشانی نداریم.
در واقع تجهیزات موجود کاملا میتواند 120 ایستگاه آتشنشانی ما را پوشش دهد. ضمن این که ما در سال گذشته 20 نردبان و بالابر تخصصی 55 متری را خریداری و وارد مجموعه کردیم که وجود این تجهیزات تحول اساسی در عملیات ما به وجود آورد. همچنین باخبر شدیم که یک کشور نردبانهای 100 متری تولید کرده که احتمال دارد در آینده از این نردبانها نیز خریداری کنیم.
در بحث آموزش و جذب نیروهای انسانی متخصص و کارآزموده برای فعالیت در آتشنشانی چه اقداماتی انجام شده است؟
همزمان با حرکت و برنامهریزیای که سازمان آتشنشانی در راستای افزایش ایستگاههای آتشنشانی و تکمیل تجهیزات و امکانات برای رسیدن به استاندارد بینالمللی داریم، جذب نیروی انسانی و تقویت کادر متخصص سازمان در دستور کار هر ساله ما قرار دارد که در این راستا سالانه 500 نفر را در برنامه جذبمان قرار دادهایم و هم در بحث آموزش نیز اقدامات چشمگیری با بهرهگیری از تجربه کشورهای صاحب تخصص در این زمینه انجام شده است و هماکنون 14 نفر از نیروهای متخصص آتشنشانی در خارج از کشور در حال آموزش هستند. 10 نفر نیز در سال گذشته آموزش کامل مربیگری را دیدند. ما تقریبا در سازمان طوری برخورد میکنیم که به قولی به کسی ماهی ندهیم، بلکه ماهیگیری را یاد بدهیم. به این معنی که در دورههای مختلف زمانی گروههایی از میان نیروهای سازمان انتخاب کردهایم که به خارج از کشور اعزام میشوند و پس از گذراندن دورههای تخصصی مربیگری برای آموزش نیروهای ما به کشور بازمیگردند.
بزرگترین و معتبرترین کالجی که هماکنون برای آموزش نیروهای آتشنشانی با آنها قرارداد داریم کالج مورتن در کشور انگلستان است که با کیفیت آموزشی بسیار مطلوب و قابل قبول برنامه آموزش دورههای مربیگری نیروهای ما به آنها سپرده شده است.
یک گروه 10 نفره به این کالج اعزام شدند و پس از گذراندن دوره 16 هفتهای آموزشهای لازم را فرا گرفته و به کشور بازگشتند.
گروه دوم ما که شامل مربیان و فرماندهان آتشنشانی نیز بودند به همراه 5 نفر نجاتگر دوره کامل امداد و نجات را فرا گرفتند.
این نیروها در ابتدا یک دوره یک هفتهای کامل با حضور تعدادی از اساتید مجرب آموزش دیدند، اما برای تکمیل دورههای آموزشی و امکانات و تجهیزاتی که در آن کالج وجود داشت، به مدت یک هفته نیز برای آموزش به کالج مذکور اعزام شدند.
تعداد ایستگاههای آتشنشانی فعال شهر تهران چند مورد است و برای پوششدهی کامل و در کمترین زمان ممکن به چند ایستگاه دیگر نیاز داریم؟
در حال حاضر 94 ایستگاه آتشنشانی داریم و براساس برنامهریزی که داریم قرار است امسال 12 ایستگاه دیگر بسازیم به طور میانگین در ماه یک ایستگاه به مجموعه ایستگاههایمان اضافه میکنیم و بناست تا پایان سال 90 به 120 ایستگاه برسیم. اگر ما به این شرایط برسیم میتوانیم در هنگام حوادث خودمان را در کمتر از 4 دقیقه به اقصی نقاط تهران برسانیم.
در حال حاضر به طور میانگین زمان رسیدن نیروهای آتشنشانی به محل حادثه چند دقیقه است و تا رسیدن به استاندارد بینالمللی برای امدادرسانی چقدر فاصله داریم؟
با اضافه کردن این چند ایستگاه توانستهایم به طور میانگین 5/2 دقیقه به سرعتمان بیفزاییم یعنی در سال 85 رسیدن به حوادث حریقمان به طور میانگین 5/7 دقیقه بود. در حالی که میتوانم ادعا کنم هماکنون سرعت نیروهای آتشنشانی در عملیات حریق به 229 ثانیه و در عملیات نجات به 334 ثانیه رسیده است و این وضعیت قابل قبولی است. یکی به خاطر این که سیستم فناوری اطلاعات خوبی در کار پیاده کردهایم که البته هنوز هم تکمیل نیست و دوم به لحاظ این که ما در مکانهایی که پیک ترافیک داریم خودروهایمان را به صورت Standby مستقر میکنیم. یعنی در جاهایی که معبر است یا ترافیک سنگین دارد خودروها را مستقر میکنیم تا ساعتی که مورد نیاز است بلافاصله به محل اعزام شود و همین عوامل توانسته زمان رسیدن به حادثه و حریق ما را حدود 5/2 دقیقه کاهش دهد. هماکنون 5/5 دقیقه میانگین ماست که براساس آخرین آمار به 5 دقیقه نیز کاهش پیدا کرده است.
به نظر میرسد سازمان آتشنشانی در بحث امداد هوایی با مشکلات و کمبودهای محسوسی مواجه است که این موضوع در هنگام بروز حوادث بخصوص در اتوبانها و بزرگراههای اطراف تهران کاملا خودنمایی میکند.
تهران شرایط خاص خودش را دارد هم از نظر امنیتی هم از نظر مشکلاتی که دارد و هم از نظر بالگردهایی که هماکنون در کشور داریم. البته یک سری محدودیتهایی را هم طبیعتا برای خرید این اقلام داریم. منتها نبود بالگرد لطمه آنچنانی به ما نمیزند. هرچند وجود بالگرد کمک موثری در هنگام بروز برخی حوادث است. چون ما میتوانیم حوادث جادههای منتهی به تهران را جمع کنیم؛ یعنی ورودیهای تهران از جاجرود و رودهن حتی جاده قم و اتوبان کرج را با بالگرد میتوانیم هم در زمینه تصادفات و هم در هنگام بروز حریق امدادرسانی کنیم، اما موضوعی که ما به آن نیاز داریم بالگردی است که برای پرواز روی تهران و ارتفاعات تهران مناسب باشد. ما یک ایستگاه نجات کوهستان در ارتفاعات ولنجک داریم که تا به حال در آنجا تقریبا حدود 315 نفر را نجات دادیم. آن ایستگاه ما کلا حوادث کوهستان را پوشش میدهد، در حالی که اگر یک بالگرد هم داشته باشیم انتقال مجروحان و مصدومان نیز سرعت بیشتری مییابد و میتوانیم امدادرسانی را بهتر انجام دهیم.
البته برنامه خرید 2 بالگرد را در دستور کار داریم. این که عرض کردم یکسری محدودیتها وجود دارد ازجمله این که بالگردهای فعلی و موجود در کشور به هیچ وجه مناسب کار امداد و نجات در آتشنشانی نیست، زیرا این بالگردها از چابکی و سبکی لازم برخوردار نیستند. این در حالی است که بالگردهای امداد و نجات باید ویژگیهای خاصی داشته باشند که برای رسیدن به این تجهیزات باید از امکانات و تجهیزات روز دنیا بهره گرفت؛ البته در این زمینه محدودیتهایی وجود دارد که امیدواریم این محدودیتها هر چه سریعتر برطرف شود.
محدودیت منابع مالی یا محدودیت برای خرید؟
تحریمهایی وجود دارد، امکانات و تکنولوژیهایی را که در برخی کشورها وجود دارد به ما واگذار نمیکنند.
البته ما هم دست روی دست نگذاشتهایم و به دنبال این هستیم در اولین فرصت بتوانیم بالگردی را که مشخصات امداد و نجات داشته باشد، تهیه کنیم. البته در حال حاضر سازمان هلال احمر بالگردهایی دارد که برای استفاده در شهرها مناسب نیست و باید برای جابهجایی، حمل و نقل، ترابری و... خارج از شهرهای بزرگ مثل تهران استفاده شود. درواقع در تهران اصلا جایی که یک هلیکوپتر از نوع موجود بتواند در آنجا فرود بیاید، وجود ندارد، در حالی که هلیکوپترهای امداد و نجات خیلی چابک هستند فضای کمی را اشغال میکنند و حتی میتوانند در چهارراههای معمولی ما بنشینند. حتما هم باید دو موتوره باشند تا حادثههای هوایی نداشته باشند و این موضوع بسیار مهمی است.
جناب مهندس! شما بارها درباه غیرایمن بودن ساختمانهای شهر تهران هشدار دادهاید. این که علاوه بر ساختمانهای فرسوده، در ساخت و سازهای جدید نیز استانداردهای ایمنی رعایت نمیشود. وجود نماهای شیشهای نیز خطر ساختمانهای ناامن را دو چندان میکند، از سوی دیگر در کنار این خطرات بالقوه به طرح رتبهبندی ایمنی ساختمانهای شهر تهران اشاره کردید. این طرح در چه مرحلهای است؟
شهروندان باید همواره این موضوع مهم را مدنظر قرار دهند که ایمنی یکی از مولفههای اصلی زندگی انسانها مانند امنیت است و اگر شما در هر شرایطی احساس ناامنی کنید به طور یقین افکارتان مغشوش خواهد بود. از طرف دیگر باید این فرهنگ در مردم نهادینه شود که وقتی یک ساختمان را میخرند صرفا به ظاهر زیبای آن توجه نکنند بلکه مهمتر از آن رعایت اصول ایمنی در آن را مدنظر قرار دهند. همواره به یاد داشته باشند ساختمانی که قصد خرید آن را دارند در شهری ساخته شده که این شهر در معرض حوادثی همچون زلزله است که هیچگاه خبر نمیکند.
نوع دربها، باز و بسته شدن آنها، پلههای فرار، سیستمهای هشداردهنده و اعلام اطفای حریق، کریدورها، راهپلهها، نصب آسانسور همه و همه مولفههای کارشناسی است که به ایمنی ساختمان کمک میکند.
وقتی اتفاقی میافتد گاهی میبینم در یک ساختمان ده طبقه، طبقه پایین آتش گرفته منتها تمام افرادی که در طبقه بالا هستند در معرض خفگی قرار گرفتند در اینجا مشخص میشود، سیستم ایمنی ساختمان دارای نواقص بسیاری است در حالی که اگر به اصول ایمنی توجه شود، این مشکلات هم برطرف میشود. مردم باید بدانند ساختمانی که میخرند ضمن این که استقامت و مقاومت کافی داشته باشد از نظر ایمنی هم مشکلی نداشته باشد.
آگاه کردن مردم یک کار تخصصی است شاید بعضی از مردم متوجه بحث ظرافتهای ایمنی در ساختمان و رعایت اصول آن نباشند. بر این اساس طرح رتبهبندی به ایمنی ساختمانها در دستور کار سازمان آتشنشانی قرار گرفته که در این راستا امسال ساختمانهایی که به آتشنشانی میآیند و میخواهند مجوز پایان کار بگیرند اگر ببینیم این ساختمانها کاملا مباحث ایمنی را رعایت کردند آنها را رتبهبندی میکنیم که هم باعث تشویق افرادی شود که این کار را میکنند و هم رقابتی در ارتباط با ساخت و ساز صورت بگیرد که سازندگان مسکن به صورت کیفی مبحث ایمنی را در برنامههای اصلی خود قرار دهند و در نهایت مردم هم بدانند که این ساختمان رتبه یک ایمنی را دارد و با آسایش و اطمینان خاطر بتوانند در این ساختمانها اقامت داشته باشند و نگران هیچ موضوعی نباشند.
این برنامه از ابتدای امسال در حال اجرا شدن است، اما هنوز در این یک ماه به ساختمانی ایمنی برنخوردیم که توانسته باشد، تاییدیه پایان کار بگیرد!
البته این فرصت را هم به افرادی که در کار ساخت و ساز هستند، دادهایم که اگر در مراحل پایانی احداث ساختمان و در حال پایان کار نصب امکانات هستند یا مرحله سفتکاری را سپری میکنند 6 ماه فرصت میدهیم، اما از اول مهرماه ساختمانهای ناایمنی را هم روی سایت سازمان آتشنشانی معرفی میکنیم یعنی عکسی از نمای ساختمان، موقعیت، آدرس و شماره ثبتی آن به سیستم میدهیم و میگوییم که این ساختمان چه مشکلاتی دارد و چه مولفههایی را رعایت نکرده است.
مردم هم میتوانند با مراجعه به سایت سازمان آتشنشانی به طور دقیق از نشانی و موقعیت ساختمانهای ناامن شهر تهران مطلع شوند.
در واقع و رفتهرفته به سمت این میرویم که مردم را آگاه کنیم و به آنها بگوییم اگر قصد خرید مسکن دارند سری هم به سایت 125 زده و ببینند ساختمان موردنظرشان چه مولفههایی را رعایت نکرده و با دید باز و روشن خرید کنند. این موضوع سبب میشود افرادی که یک مقدار کملطف هستند، سهلانگاری میکنند، سودجویی کرده و دنبال منافع خود هستند برای این که پله فرار را نصب نکنند و فضای بیشتری را بفروشند و کسب درآمد کنند اینها هم بدانند دوره این کارها به پایان رسیده و بایستی به مولفه ایمنی که خیلی هم ضروری است توجه ویژهای کنند. با دستور اکید قائممقام محترم شهرداری تهران قرار است از این پس ساختمانهایی را که اصول اصلی مبحث ایمنی از جمله گذاشتن پله فرار را رعایت نکند به کمیسیون ماده 100 معرفی کرده و جلوی ادامه کارشان را بگیریم و آن را تخریب کنیم. این هم یکی از مواردی است که حساسیت بسیار بالایی دارد که بایستی شهروندان به آن توجه کنند بخصوص آنهایی که تا به حال مبحث ایمنی چندان برایشان مهم نبوده است.
ما 500 ساختمان در تهران داریم که به لحاظ مشکلات ایمنی هنوز موفق به گرفتن پایان کار نشدهاند آنها هم باید هر چه سریعتر شرایط ایمنسازی، برقراری ایمنی و به نصب تذکراتی که سازمان آتشنشانی به آنها داده توجه کنند، نواقص را رفع کنند، دنبال روزنههای آنچنانی هم نباشند بلکه به دنبال رفع آن نواقص و مشکلات باشند که مردم بتوانند با اطمینان خاطر در این منازل زندگی کنند.
فکر نمیکنید رتبهبندی ساختمانها سبب تشنج در بازار و بالا رفتن قیمتها شود؟ و همچنین کسی که توان مالی ندارد مجبور است ساختمان ناایمن را استفاده کند و کسی که توان مالی دارد یک ساختمان ایمن میگیرد.
باید این فرهنگ در جامعه ما ایجاد شود که کار ناایمن نکنیم قطعا موادی که در یک ساختمان درجه یک استفاده میشود از لحاظ هزینه متفاوت است با موادی که در ساختمان معمولی استفاده میشود.
در یک منطقه تهران میبینید ساختمانی هست که قیمتش یک رقمی است، در همان منطقه در همان محله ساختمان دیگری را میبینید که قیمت آن 35 درصد پایینتر است چرا؟ نوع سنگی که کار کرده، در و دیوار، امکانات رفاهی و فضای مفرح همه اثرگذار است.
ایمنی این نیست که شما فقط به پله فرار نگاه کنید ایمنی در سیم برق، موتورخانه و... اثرگذار است. یعنی طرف برای کیفیسازی و برای جانش پول میدهد.
منظور بنده این است که تبعات این طرح دامنگیر مردم نشود، بحث خرید و افزایش قیمت... .
قطعا باید یک ساختمان ایمن کامل با ساختمانی که به این نکات توجه نکرده تفاوتی داشته باشند، اما درست و معقول آن هم بسته به شناخت مردم دارد. هنوز شما نمیتوانید ساختمانی را قیمتگذاری کنید. مثلا بگویید حق ندارید ساختمان را از متری 3 میلیون تومان بیشتر بفروشید.
پس مهم تقاضای مشتری و عرضهکننده است که عرضهکننده چه چیز را عرضه کند و مشتری چه چیزی را بپسندد. مردم باید آگاه شوند که چه میخرند.
کسی که میبیند این ساختمان پله فرار ندارد باید این آگاهی را داشته باشد که ساختمان وضع خوبی ندارد.
الان رقابتی ایجاد شده که خوب هم هست مثلا فرد میرود از ایتالیا سنگ میآورد، اما به مولفه اصلی ایمنی توجه نمیکند، خوب چه کسی باید اینها را کنترل کند؟ ما باید کنترل کنیم قطعا باید قیمتها فرق کند ما به دنبال این هستیم نه تغییر قیمت بلکه به دنبال باب کردن کیفیسازی هستیم.
کسی که در حال حاضر مباحث ایمنی را رعایت نمیکند، منفعتجویی میکند یعنی باید فضایی را برای پله فرار بگذارد، اما آن را اتاق میسازد و متری چند میلیون تومان بابت آن پول میگیرد.
در حاضر ساختمانهای بالای 5 طبقه باید پله فرار نصب کنند تا در صورت بروز اتفاقی اگر امکان خارج شدن از داخل ساختمان نبود، ساکنان آن بتوانند از پلههای فرار کمک بگیرند. در واقع نباید کسی که به نصب پله فرار در ساختمان توجه میکند با آن سازنده مسکن که به این مهم بیتوجه است،در یک سطح قرار بگیرند و حتی ساختمان آنها هم از لحاظ کیفیت ایمنی در یک درجه باشد در حالی که ما مدتهاست در این زمینه نوعی بیتفاوتی را حاکم کردهایم.
در حالی که معتقدیم با اجرای طرح رتبهبندی ایمنی ساختمان و دادن رتبه 1، 2 و 3 آن دسته از سازندگان ساختمان که کارشان با معیارهای ایمنی مطابقت ندارد تاییدیه برای پایان کار دریافت نمیکنند و تنها در صورت رفع مشکلات و نواقص میتوانند به اخذ تاییدیه امیدوار باشند.
ما در سازمان آتشنشانی مدعی این هستیم که باید شرایط و قانون و مقررات ملی ساختمان را در بحث ایمنی توجه کنیم و باید به مردم هم در این زمینه اطلاعرسانی کنیم مثل قضیه خودروهاست که وقتی خودرویی دچار حریق میشود از آنجا که علتیابی این حریق به عهده سازمان آتشنشانی است پس باید از سازمانهای مسوول بخواهد خودشان را مطابقت دهند و استانداردها را رعایت کنند، با کسی هم که رعایت نمیکند باید برخورد شود.
خطاب من به سازمان استاندارد است. چرا در شهر ما وقتی جنسی تولید میشود به صورت دورهای هرازگاهی دوباره تاییدیه استاندارد گرفته نشود؟
مشکل اینجاست وقتی قرار است آسانسوری تولید شود زمان استاندارد گرفتن آن از بهترین مواد استفاده میشود بعد که استاندارد را گرفتند شما میبینید آسانسور 6 ماه کار کرده و اتاقش قفل کرده یا خدای ناکرده سیم بکسل آن پاره شده است.
در حال حاضر گیر کردن آسانسور یکی از ماموریتهای اصلی ما شده، خوب چرا باید همه این تلاشها را نیروهای آتشنشانی بکنند؟ البته ما افتخار میکنیم که در هر شرایطی مردم هر کمکی از ما بخواهند با آغوش باز استقبال میکنیم و ذاتا برای همین به وجود آمدیم، اما سازمان آتشنشانی نباید جوابگوی سهلانگاری سازمانهای دیگر باشد.
من باید آمارم را بدهم و بگویم آقایان مسوول در موسسه استاندارد! فلان کارخانه و سازنده این آسانسور در این ماه 10 مورد حادثه داشته است. فراخوان کنید و علت را جویا شوید. به هر حال این نقاط ضعف و مشکلاتی است که باید اصلاح شود.
یعنی در حال حاضر چنین تمایلی از سوی سازمانهای متولی و مسوول برای رفع نواقص و مشکلاتی که مطرح کردید، وجود ندارد؟
خیر! ما میخواهیم ولی کسی همت نمیکند، جلو نمیآید. ما میتوانیم خدمات بدهیم، میتوانیم اطلاعات کاملتری را در اختیارشان بگذاریم، اما استقبال نمیشود، البته در استاندارد حرکت خوبی صورت گرفته، اما این تعامل باید بیشتر شود. وقتی به فرض بخاری بدون دودکش ساخته میشود باید تعریف شود که در چه جاهایی قابل مصرف است. بخاری بدون دودکش در فضای بسته مساوی است با مرگ افرادی که در آن فضا به سر میبرند. بخاری بدون دودکش در یک اتاقخواب یعنی کشته شدن صددرصد افرادی که آنجا هستند در یک زمان معین. ما باید به فرد بگوییم شما میتوانید از این بخاری در جایی استفاده کنی که مرتبا تردد بشود. چرا نباید تجهیزات و امکانات ایمنی و استانداردی که هم اکنون برای بخاریهای صادراتی نصب میشود، در بخاریهای مصرف داخل هم استفاده شود؟
چرا نباید در تولیدات داخلی خودمان و برای فروش در بازار خودمان این امکانات را به کار نبرند؟ صرفا به لحاظ این که توجیهشان این است که مثلا بخاری 5 هزار تومان گرانتر میشود!
با این تعاملات میشود از حادثههایی که در تهران به صورت روزمره اتفاق میافتد و فراوانیاش ناراحتکننده هم هست، جلوگیری شود.
به بحث خودروها اشاره کردید. هر وقت حادثه آتشسوزی برای خودروها پیش میآید شما دوباره شرکتهای خودروساز را خطاب قرار میدهید. با جسارتی که خوشبختانه وجود دارد آنها را متهم میکنید به این که برای خودروهای ناایمن مخصوصا خودروهای پژو فکری بکنند.
اولتیماتومی داده شده بود که اگر برای خودروهایی که سبب حریق میشود فکری نکنند شما حتما اسم خودروهای ناایمن را اعلام میکنید، اما تا حالا چنین اقدامی صورت نگرفته. این سکوت برای چیست؟
ما طبیعتا دنبال این هستیم که صنایع خودروسازی کشورمان رشد کنند و اگر انتقادی هم میشود بحث این نیست که ما بخواهیم صنایع خودروسازیمان را زیر سوال ببریم.
همینطور که میگوییم مردم در مورد ساختمان حق دارند اطلاعات داشته باشند من (منظورم سازمان آتشنشانی است) هم باید این را به مردم بگویم ماشینی که دچار حریق شده علتش چه بوده؟ یک موقع هست که به صورت نادر یک اتفاقاتی میافتد که این طبیعی است، در همه جای دنیا هست، اما یک موقع هست از یک حدی میگذرد و سبب میشود سازمان 20 هزار تاکسی تهران را مجهز به خاموشکننده کند و اینها را آموزش دهد به عنوان آتشنشان داوطلب در شهر بگردند که اگر ماشین فلان کارخانهای آتش گرفت آن را خاموش کنند، وقتی هم به مسوولان کارخانه مورد نظر میگوییم معایبی که کارشناسان ما راجع به ماشین شما عنوان کردهاند را رفع کن، موضوع منافع مالی مطرح میشود و توضیح این است که اگر من این کار را بکنم اینقدر هزینه میشود.
معلوم است جان انسانها برای شما اینقدر بیارزش است که برای این که بخواهید حرکتی انجام دهید، قطعهای را تغییر دهید، اینقدر شعار میدهید که هزینهها بالا میرود! در حالی که اگر من نوعی که این خودرو را میخرم این اطمینان را داشته باشم که دچار حریق نمیشود با آسایش و راحتی بیشتری این خودرو را میخرم.
از طرف دیگر وقتی میگوییم حالا که این مراحل را طی میکنید به جای این که جاسوئیچی فلان بدهید یک خاموشکننده حتی به عنوان هدیه داخل ماشین بگذارید. چند تا چسب و باند استریل هم کنارش بگذارید که مردم برای مقابله با حریق بلکه برای کمک به دیگران از آن استفاده کنند.
در جواب به ما میگویند اگر ما این را در ماشین قرار دهیم یعنی تایید کردیم که خودرویمان دچار حریق میشود، دیگر چقدر بگوییم.
چندی پیش به صورت اتفاقی یک خودروی خارجی بسیار مدرن و زیبا را مشاهده کردم. نمیخواهم تبلیغ کنم، اما میتوانم بگویم در آمار حریقمان گزارشی از چنین خودرویی نداشتیم که بیمورد دچار حریق شود، ولی زیر صندلی راننده این بنز یک خاموشکننده تعبیه شده بود و من از آن عکس گرفتم تا مسوولان شرکتهای خودروساز که میگویند این جزو برنامههای ما نیست بیایند و ببینند که نصب این امکانات جزو حداقلهای ضروری است. همه این مقاومتها در حالی است که متاسفانه آمار حریق خودروها نیز نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده است. برخی تولیدکنندگان خودرو اصلا نمیخواهند بفهمند خودروشان مشکل دارد. فقط وقتی انتقاد میکنیم آن وقت است که زنگها به صدا درمیآید که با این مصاحبه ما 4 میلیارد ضرر کردیم اما نمیگویند مصاحبه شما باعث شد 10 نفر در خودروها نسوزند.
براساس آمار ما در سال 87، 1698 خودرو دچار حریق شدند. در 9 ماهه اول سال 88، 1616 دستگاه خودرو آن هم فقط در تهران دچار حریق شدند و این مساله بیانگر این واقعیت است که کارخانجات خودروساز ما اصلا توجهی به این قضیه نمیکنند. این در حالی است که روزانه به طور میانگین 3 تا 5 خودرو در تهران دچار حریق میشوند. همین قضیه در مورد بخاریهای غیراستاندارد هم صادق است. قرار بود اسامی بخاریهای غیراستاندارد را برای آگاهسازی مردم اعلام کنید، اما در این زمینه هم سکوت کردید. به نظر میرسد این قضیه هم به نوعی منتفی شده است.
با دوستانی که در سندیکای فروش بخاری هستند صحبت کردیم خوشبختانه پذیرفتند و استقبال کردند قرار شد خودشان کنترل کنند. اصناف در این قضیه قول دادند. فکر میکنم در این موضوع با تعامل و احساس مسوولیت دوستان در سال بعد مشکلی نداشته باشیم، البته خود مردم هم باید آگاه باشند که نخرند میگویند سزای گرانفروش نخریدن است.
پس به نظر شما دیگر بخاری بدون مهر استاندارد در کشور تولید نمیشود؟
بخاریهای ما همه استاندارد میگیرند یک درصدی از این کار مربوط به تولیدکننده است که دنبال منافع است و ODS نمیگذارد. بخش عمدهاش هم مربوط به مصرفکننده است که نحوه درست و صحیح آن را به کار نمیبرم. یک نفر بخاری میخرد، اما به کاتالوگ آن یک نگاه نمیکند. وقتی میبینیم در یک خانه پدر و مادر و 2 فرزند دچار حادثه میشوند، چقدر متاثر میشویم. خوب کمی دقت کنید! بحث جانتان مطرح است.
خود شهروندان باید متوجه باشند وقتی پلوپزی در یک اتاق کار میکند و شما خسته داخل این اتاق خوابیدهاید این پلوپز اکسیژن اتاق را نابود کرده است.
البته میتوانم این ادعا را بکنم که نقش خوبی که جراید، روزنامهها و صدا و سیما نسبت به این موضوع داشتند بسیار سازنده بود. چون به نسبت فراوانی که در تهران هست وضعیت مناسبی داریم و این نشانه توجه مردم به بحث ایمنی اخیر است، ما باید این کار را تکرار کنیم تا هر کس وقتی میبیند از وسیلهای به صورت غیرمتعارف استفاده میشود جلویش را بگیرد. شما در طول سال 4 ـ 3 ماه از بخاری استفاده میکنید بقیه سال یک سری به پشت بام نمیزنید ببینید روی دودکش چه خبر است؟ آیا کبوتری لانه کرده و آنجا را بسته است؟ آیا دستمالی روی آن قرار دادید و فراموش کردید بردارید؟ و ... .
بعضیها شلنگ گاز را بدون بست رها کرده و رفتهاند. اگر گاز فشار بیاورد و لوله از محل خود خارج شود، گاز پراکنده میشود. وقتی ساکنین آن منزل نباشند سبب انفجار و خطرات مالی و جانی برای همسایهها میشود.
به بحث حوادث اشاره کردید آیا برآورد شده که میزان وقوع حوادث در کلانشهر تهران نسبت به دیگر شهرهای دنیا چگونه است؟
بررسیها نشان میدهد به نسبت جمعیت و وسعت شهر تهران در مقایسه با دیگر کشورها حتی کشورهای پیشرفته حریقمان کمتر است، اما حوادثمان بیشتر است مانند تصادفات، آوار ساختمان، مسمومیت و خفگی با گاز CO و کارهایی که بر اثر بیتجربگی و ندانمکاری رخ میدهد.
به چه دلیل؟
به دلیل کمتوجهی ـ همین بحثهایی که تاکنون مطرح کردیم. ما به بحث ایمنی توجه خاص نداریم. وقتی در تابلوهایمان میزنیم اول ایمنی بعد کار، این باید یک درس باشد که آقا اگر میخواهی کار کنی اول ببین اتفاقی در کمین این کارگر بنده خدا هست یا نه؟ لباسش مناسب است که اگر 3 ـ 2 متر پایین افتاد مشکلی برایش به وجود نیاید؟ کفشش مناسب هست؟ کلاه ایمنی به سر میگذارد؟ مسائل دیگر که باید در حین کار ایمن باشد باید فضا را ایمن کنیم که برای کسی اتفاقی نیفتد.
در همه جای دنیا اول باید شرایط را فراهم کرد بعد کار را شروع کرد. در کشور ما به بحث ایمنی کمتوجهی میشود. البته به نظر میرسد وضعیت در حال بهتر شدن است. هرچند من معتقدم به این نیستم که در ابتدا افکار عمومی جامعه را خراب و ذهنشان را مخدوش کنیم اما چارهای جز این نداریم که مردم را در این زمینه آگاه کنیم. همین سهلانگاری سبب شده که افراد زیادی جانشان را از دست بدهند.
در بحث ایمنی همه مسوول هستند، همه باید کار کنند بخصوص رسانهها و روزنامهها باید اخبار را به مردم بگویند و آنها را از خطراتی که در کمینشان است، آگاه کنند.
جناب مهندس، پس لطفا آماری از مجموعه حریق و حوادثی که سال گذشته در پایتخت اتفاق افتاده است، ارائه دهید.
در سال 88 نجاتیافتگان حریق در شهر تهران 109 نفر بوده که کاملا از مرگ نجات پیدا کردند و نجاتیافتگان حادثه 9089 بودند که در مجموع سازمان آتشنشانی در سال 88، 9 هزار و 198 نفر را از مرگ حتمی نجات داده آنهایی که موضوعات خدماتی بوده جداست.
همچنین آمار مصدومان ناشی از حریق 849 نفر و مصدومان ناشی از حادثه 3166 نفر بوده که در مجموع در سال گذشته آمار مصدومان به 4015 نفر و افراد متوفی که در حریقها فوت کردند به 23 نفر رسیده است.
متوفی حادثه نیز 335 نفر بودهاند که مهمترین دلایل آن تصادفات و گاز CO و ریزش ساختمان بوده است.
در مجموع تعداد متوفیان سال گذشته شهر تهران بر اثر حریق و حوادث 358 نفر و شامل حوادث اتفاق افتاده در کل مناطق 22 گانه شهرداری در سال 88 بوده است.
نزدیک به یک سال از فعالیت بانوان آتشنشان داوطلب در ایستگاه 77 میگذرد. هرچند ابتدا روی حضور این بانوان مانور زیادی داده شد، اما یکی از گلایههای آنها این است که با وجود سپری شدن این مدت هنوز حضور این زنان در عملیاتهای امداد و نجات جدی گرفته نمیشود و صرفا به یکسری آموزشهای تئوری برای آنها بسنده شده است.
به نظر میرسد حضور این بانوان آتشنشان بیشتر به یک حرکت نمادین و ظاهری تبدیل شده تا حضوری با کارکرد موثر این در حالی است که فعالیت بانوان آتشنشان در بسیاری از کشورهای دنیا سالهاست پذیرفته شده، اینطور نیست؟
به نکته خوبی اشاره کردید که وضعیت ما با دیگر کشورهای دنیا متفاوت است.
مثلا فرضا شما به ایتالیا میروید، میبینید در یک ایستگاه آتشنشانی در یک ساختمان خانمها و آقایان مختلط باهم کار میکنند ولی ما نمیتوانیم چنین حرکتی را انجام دهیم. از طرف دیگر خواسته بعضی مردم این است که اگر اتفاقی برای من افتاد میخواهم یک خانم مرا نجات دهد که این هم حق مسلم آنهاست. اولا ما با این کار که از سال گذشته شروع کردیم قرار بود 6000 نفر یعنی در هر منطقه 1200 نفر را جذب کرده و آموزش دهیم. به دنبال این هستیم که خانوادهها را در این قضیه تجهیز کنیم، یعنی همین که این 6000 نفر این آموزشها را دیدند آموزشهایشان 40 روزه و با اثربخشی بالا بوده حتی در بعضی مناطقمان یک عملیات را خود اینها هدایت کردند و رانندگی کامیون را هم خودشان داشتند. انگیزه بالایی دارند آنقدر عاشق کار هستند که آدم بعضی وقتها به این همه شور و هیجان که در خانمها هست غبطه میخورد. بازخوردش در خانمها بیشتر از آقایان بوده. هماکنون در حال کیفیسازی آموزش این 6000 نفر هستیم. البته ما چند مشکل داریم یکی بیمهشان است.
دیگری این که وقتی یک نفر را میآوری و از حضورش استفاده میکنی باید هزینهای برایش در نظر بگیری. همین که میآید به ایستگاه و میرود خودش کلی هزینه برایش دارد. دیگری بحث این است که آتشنشانهای زن چه کاری باید انجام دهند؟ قطعا باید برای حوادث و اتفاقات آمادهشان کنیم تا در صورت نیاز اینها جزو گروه آموزش آتشنشانان داوطلب که کمککننده به آتشنشانی باشند قرار بگیرند. ما این عزیزان را ساماندهی میکنیم بیمههایشان را درست میکنیم به دنبال یک هزینهای هستیم که از آتشنشانان فعال تقدیر کنیم، مبلغی را برایشان به عنوان پاداش ماهانه در نظر بگیریم و آنها را در راستای کمک به سازمان و مردم بسیج کنیم. امسال گفتیم روی آتشنشانان داوطلب جدی کار نکنیم. علاقهمندان روی سایت ثبتنام کنند به پیکره سازمان اضافه شوند، اما این 6000 نفر که هماکنون 7 هزار و خردهای شده را بتدریج در ایستگاهها مستقر کنیم. درواقع بتدریج باید در کنار هر ایستگاه آتشنشانی یک ایستگاه مخصوص بانوان آتشنشان وجود داشته باشد.
جناب حاجیبیگی! از مزاحمان تلفنی سازمان آتشنشانی چه خبر؟
براساس تماسهایی که طی 2 سال گذشته با سازمان آتشنشانی برقرار شده است، روزانه به طور میانگین 9 هزار تماس تلفنی داشتیم که 2000 مورد آن واقعی و 7000 مورد مزاحمت تلفنی بوده، اما سال گذشته با فرهنگسازی، اطلاعرسانی و توجه خانوادهها 9 هزار زنگ به 7 هزار زنگ تقلیل پیدا کرده. با توجه به مجهز شدن ما به ID caler و حتی آدرس تلفنها و اطلاعرسانی خوبی که مجموعه رسانهها و صدا و سیما انجام دادند. از این 7 هزار تماس بازهم 2 هزار تا حادثهها را به ما خبر میدادند و 5 هزار مورد مزاحمت بود. علت مزاحمتها هم کاملا مشخص است.
گروهی از آنها مزاحمان دائمی هستند که به طور مکرر مزاحم میشوند در سال 88 توانستیم تلفن 177 مورد آنها را از طریق محاکم قضایی و مخابرات قطع کنیم. از این تعداد 30 خط ثابت، 106 خط ایرانسل، 37 تلفن همراه اول (0912) بوده و 4 خط تالیا که قطع شده است.
البته باید این نکته را متذکر شویم که گاهی پیش میآید شخصی یک اشتباه میکند برای یکبار پیگیری نمیکنیم، اما برخی مواقع شهروندان متاسفانه آنقدر بیتفاوت هستند که تلفن را میگذارند جلوی فرزند خردسالشان و او هم مدام شمارهها را میگیرد.
به هر حال ضروری است شهروندان کمی در این زمینه حساستر و آگاهتر باشند که تلفن 125 برای کمکرسانی به حادثهدیدگان است و شاید همین لحظه که شخصی به قصد مزاحمت آن را اشغال میکند شهروند دیگری آن سوی خط میخواهد حادثهای را خبر دهد.
پوران محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم