گفتگو با دکتر حسن عباسی(2) سپردفاعی ما دربرابر نومحافظه کاران

در بخش نخست از گفتگوی پیش رو دکتر حسن عباسی به تشریح و تبیین پروژه اکسیر 2004 در قبال ایران و به عنوان طرح پیشنهادی گروه نومحافظه کاران امریکا که
کد خبر: ۳۳۹۲۱
مهمترین ارگان حمایت کننده دولت جرج بوش است پرداخت. در بخش پایانی مباحثی همچون ادعاهای امریکا مبنی بر نقض حقوق بشر و حمایت از تروریست توسط ایران مورد بررسی قرار می گیرد.


زمینه های عملیاتی و محورهای اجرایی اهرم فشار حقوق بشر علیه جمهوری اسلامی در طرح اکسیر 2004 به چه صورت است؛
این زمینه ها به 3 محور عمده تفکیک می شوند : مساله اول ، این است که ایران باید بدون قید و شرط به کنوانسیون رفع تبعیض از حقوق زنان بپیوندد و در حقیقت ، پس از پذیرش کنوانسیون ، اولین گام خنثی کردن مساله حجاب در ایران خواهد بود، چراکه فریدمن و دیگران بارها اعلام کرده اند که جمهوری اسلامی در حجاب زنانش محصور می شود.
نکته دیگر آن که از نظر آنها بعضی گزاره ها مانند سهم الارث زنان در ایران یا مساله شهادت زنان نسبت به مردان در بحث قضاوت و گزاره های دیگری از این دست ، از مواردی است که باید تغییر داده شود.
به عبارت دیگر، تمام ارزشهای غربی و آنچه حقوق بشر غربی رقم زده است ، باید جایگزین ارزشهای اسلامی گردد، از پوشش غربی تا سایر گزاره ها.
محور دوم در مساله حقوق بشر، موضوع نظارت استصوابی در انتخابات است. نظارت استصوابی در تمام کشورهای دنیا وجود دارد، اما نظارت استصوابی جهانی که غیر از جمهوری اسلامی در تمام دنیا اعمال می شود، نظارت استصوابی فراماسونری است.
کسی در چرخه سیاست ، اقتصاد و فرهنگ در مجامع جهانی امکان رشد دارد که به شبکه جهانی فراماسونری وصل باشد. این نظارت استصوابی در جهان وجود دارد، اما در ایران معیار نظارت استصوابی پاره ای گزاره های شرعی است.
لذا شما می بینید که جریان جهانی حقوق بشر غربی ، نظارت استصوابی را در ایران هدف قرار می دهد، تا از این راه بتواند در مراحل بعدی بسادگی افراد مورد نظر غرب را وارد شبکه کاندیداتوری انتخابات در ایران کند. سومین محور اهرم فشار حقوق بشر مساله آزادی بیان در حوزه های سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و رسانه ای برای جریان های فکری است که این جریان ها در تعارض با دین قرار دارند، مانند بهاییت که یک دین جعلی و دست ساز نظام صهیونیسم جهانی است و یا حوزه های فکری لائیک که با اندیشه های ناصواب و ناروای خودشان زمینه انحطاط و فساد فکری را در یک جامعه رقم می زنند.
در جامعه ای در سیستم بهداشت و درمان ، حکومت در قبال این که مواد خوراکی که افراد آن جامعه مصرف می کنند، فاسد نباشد یا تاریخ مصرف آنها نگذشته باشد، مسوول است ، اما اینجا در مساله آزادی بی قید و شرط مبتنی بر مفاد حقوق بشر اعلام می کنند که هرکس اجازه دارد هر اندیشه ای را تولید کند و در واقع خود انسان ها آنقدر بالغ هستند که اندیشه فاسد را از اندیشه غیرفاسد تشخیص دهند و آن را کنار بگذارند.
اگر واقعا همین طور است ، پس باید اداره هایی که وظیفه شان کنترل کیفیت تغذیه و مواد غذایی است ، برچیده شوند، چون انسان ها آنقدر بالغ هستند که تشخیص دهند آنچه مصرف می کنند، آلوده است یا نه.
اما به غلط و به ظاهری زیبا و عوام پسند داعیه این را دارند که آزادی بیان برای همه بشر یکنواخت است و بشر حق دارد در معرض هر اندیشه ای قرار بگیرد، یا هر اندیشه را تولید و منتشر کند؛ فاسد یا صالح! این محور نیز در کنار مساله رفع نظارت استصوابی و الحاق به کنوانسیون رفع تبعیض از حقوق زنان 3 محوری هستند که مساله حقوق بشر را درباره ایران هدف قرار داده اند و از این طریق تلاش می کنند دین اسلام را از صحنه جامعه و حکومت به حاشیه برانند و ارزشهای غربی یا همان لیبرال دمکراسی را از طریق مفاد حقوق بشر جایگزین دین مبین اسلام کنند.
نکته مهم در این خصوص ، خبری است که هفته گذشته در رسانه های غرب و ایران منعکس شد: در هفته گذشته ، کنگره امریکا مبلغ بسیار هنگفتی را در اختیار وزارت خارجه امریکا برای هزینه در سال 2004 (از دی 82 تا دی ماه 83) در راستای هدف دوم اکسیر 2004 قرار داد.

محور تروریسم چطور؛ روشهای طرح آن چگونه است؛
ادعای حمایت ایران از تروریسم به 2 بخش عمده تفکیک می شود: مرحله اول ، ادعای پناه دادن ایران به القاعده است.
سالهاست با وجود تلاش ایران برای کنترل مرزهای گسترده خود با پاکستان و افغانستان به منظور جلوگیری از ورود موادمخدر، باز هم شبکه های موادمخدر برای ترانزیت این مواد به اروپا به ایران وارد می شوند و این بدان معنا نیست که ایران به شبکه موادمخدر پناه داده است.
القاعده نیز برای فرار خودش از افغانستان از همین مسیرها و شبکه ها استفاده کرده است و شاید تعداد محدودی از آنها هم وارد خاک ایران شده باشند، ولی این به معنای پناه دادن ایران به القاعده نیست.
ضمن این که ایران در طول روند پیدایش القاعده و قدرت گرفتن آن بیشترین صدمات را از القاعده متحمل شده است . محور دوم حمایت ایران از مقاومت اسلامی در فلسطین و لبنان است.
انقلاب اسلامی مبتنی بر قرآن وظیفه داشته از مستضعفان زمین حمایت کند. همان طور که امام راحل (رضوان الله تعالی علیه) تاکید کردند که ما شریک غم همه مظلومان عالم هستیم.
نکته دیگر این که طبیعی است ، یک انقلاب بسیار شکوهمند و مقتدر که یکی از بزرگترین ابرقدرت های طول تاریخ بشر یعنی ایالات متحده را با دست خالی از خاک خودش بیرون رانده است ، با محتوای غنی ایدئولوژیک خود می تواند الهام بخش بسیاری از جنبش ها و ملتهای زیر سیطره نظام جهانی سلطه باشد و امروز این الهام بخشی ، عنوان حمایت از تروریسم گرفته است.
موسسه امریکن اینتر پرایز در 2 محور حمایت از القاعده و حمایت از مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین ، طرح کشاندن ایران به پای میز مذاکره با اسرائیل را برای خنثی کردن به اصطلاح حمایت ایران از تروریسم مطرح می کند و مدعی است اگر ایران در جریان صلح اعراب و اسرائیل و تلاشی که در نقشه راه و سپس طرح ژنو و جاهای دیگر برای پای میز مذاکره کشاندن فلسطینی ها و تحمیل خواسته های اسرائیل بر آنها صورت می گیرد، هیچ نوع خدشه ای وارد نکند و قائل به این باشد که اسرائیل فلسطین را کاملا اشغال کند، در این صورت ایران را حامی تروریست تلقی نخواهند کرد و اگر غیر از این باشد، ایران تروریست است.
مساله دیگر این که ایران برای اثبات عدم حمایت خود از حماس و جهاد اسلامی و حزب الله لبنان باید با رژیم صهیونیستی به پای میز مذاکره بنشیند و رسما اعلام کند در روند صلح اعراب و اسرائیل هیچ خدشه ای وارد نخواهد کرد و طبیعی است اگر این ترفند نتیجه یابد، الهام بخشی و الهام آفرینی ایران به شکست می انجامد و مبتنی بر طرح اکسیر 2004، اگر ایران به خواسته های رژیم صهیونیستی و ایالات متحده تن در ندهد، باز هم ادعا می شود باید پرونده را به شورای امنیت بکشانند و در آنجا علیه ایران ائتلاف بگیرند، که این مساله نیز به موازات 2 محور قبلی از همان سیاست هویج و چماق بهره می برد.

جمع بندی شما از میزان تحقق و موفقیت 3 محور این طرح چیست و آینده آن را چطور ارزیابی می کنید؛
طرح اکسیر 2004 با شدت تمام در حال پیش آمدن است و متاسفانه افکارعمومی به شکل مناسب پشت سر مجموعه حکومت و دولت جمهوری اسلامی نیست.
اگر افکارعمومی قوی تر از آنچه در صحنه حضور داشت ، خود را هویدا می کرد، قطعا ایران می توانست نتایج بسیار مطلوب تری در مساله پروتکل الحاقی و NPT بگیرد. درخصوص حقوق بشر و مساله بهانه حمایت از تروریسم نیز افکارعمومی باید برای خنثی شدن این موارد کاملا توجیه شوند.
به طور کلی ، زمان طرح اکسیر 2004 تا دی ماه سال 1383 است و در طول یک سال پیش رو، اصرار جریان نومحافظه کار در هیات حاکمه امریکا بر این است که چون این جریان بیشترین قرابت و نزدیکی را با رژیم صهیونیستی دارد، به هر شکل ممکن ، خواسته ها و دیدگاه هایشان را به ایران تحمیل و اسرائیل را از بن بست خارج کنند و برای تحقق این نیت ، تا زمان انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده فرصت دارند.
گفتنی است هر گونه موفقیت این مساله بستگی تام به توانایی ایران در خنثی کردن یا نکردن این 3 محور خواهد داشت.

حال که این طرح را تا این حد جدی می دانید، وظیفه ما چیست؛
اولین مساله درایت و هوشمندی مسوولان جمهوری اسلامی است. اگر مسوولان ایران در حوزه تصمیم سازی ، قوی تر از گذشته در صحنه حضور داشته باشند، قطعا جمهوری اسلامی خواهد توانست این 3 محور را خنثی کند.
دومین مساله آمادگی افکارعمومی است ، افکارعمومی باید مخاطرات جنگ جهانی چهارم و ترفندهای استکبار جهانی و خواسته ها و دیدگاه های غربی را در این موضوع بشناسند. شعارهای زیبا و مفاهیم جهان شمول امروز دستاویز دشمن قرار گرفته و از آنها به عنوان یک سلاح علیه ملتها استفاده می شود.
این موارد باید برای مردم شفاف شود افکارعمومی باید بدانند که حقوق بشر، مبارزه با تروریسم و تلاش برای صلح که از سوی مجامع غربی مطرح می شود، صرفا ادعاست و خود آنها تمایلی به تحقق آنها ندارند. نکته سوم ، تلاش گسترده دانشگاهیان برای حضور در صحنه و خنثی کردن تبلیغات غربی ها است که در واقع جنبش های دانشجویی در این مسیر نقش بسیار مهمی ایفا می کنند. مساله چهارم ، تلاش گسترده ایران در عرصه سیاست بین الملل است.
انفعال در سیاست خارجی به بهانه تنش زدایی به هیچ وجه پذیرفته نیست و نباید از موضع اقتدار دست کشید. {تنش زدایی زمانی ارزش دارد که به پایه های اقتدار یک ملت خدشه ای وارد نشود و اگر به نسبتی که تنش زدایی صورت می گیرد، اقتدار هم تضعیف شود، این تنش زدایی نتیجه معکوس دارد و بهره آن نصیب بیگانگان خواهد شد.} لذا سیاست خارجی ایران باید برای خنثی کردن این 3 محور ، برخورد تهاجمی تری صورت بدهد و اگر دستگاه دیپلماسی کشور موفق نشود این 3 جهت حمله طرح اکسیر 2004 را خنثی کند، قطعا راه به میدانی منتج خواهد شد که در آنجا سیاست نظامی پاسخگوی کمبودها و ارزیابی های ضعیف در عرصه سیاست دیپلماتیک باشد.
نگرانی عمده من از انطباق دیدگاه برخی جریانات داخلی ، با محورهای 3 گانه طرح اکسیر 2004 و دیدگاه های هیات حاکمه امریکا ناشی می شود، عمده ترین راه خنثی کردن طرح مزبور، هشدار نسبت به همراهی این جریانات با منافع کاخ سفید و دولت جعلی تل آویو دارد.

گفتگو با دکتر حسن عباسی(1)
اکسیر 2004
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها