در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رادیو گفت و گو: حدود چهارسال قبل زمانی که مشکلات میان اعضای اتحادیه تهیه کنندگان سینمای ایران بالا گرفته بود، اعضای اتحادیه بعد از سالها گذران دوران پرالتهاب، دیگر دلیلی برای باقی ماندن در کنار یکدیگر احساس نمی کردند و به این ترتیب اصناف دیگری با حضور تهیه کنندگان سینمای ایران تشکیل شد. ازجمله این اتحادیه تهیه کنندگان سینمای ایران، مجمع فیلمسازان سینمای ایران و کانون تهیه کنندگان سینمای ایران در کنار اتحادیه تهیه کنندگان تشکیل شد و به مرور زمان دوباره از بین این مجمع و این کانون گروه دیگری ظهور پیدا کردند. در خصوص این وضعیت با برخی از تهیه کنندگان درحال گفت و گو خواهیم بود.
نجفی: من انتظار داشتم که راجع به مشکلات تهیه کنندگان نه راجع به کانونها و اتحادیهها، این یک خانواده است، بحث دارند و صحبت دارند در درون خودشان و قابل حل است و همه دوستان تلاش میکنند که این قضیه را حل کنند.
رادیو گفت و گو: در مجموع محصول این گفت و گوها کمک به سینمای ایران خواهد بود.
نجفی: این کمک نمیکند. بحث صحبت و گفت و گو و تعامل یک چیز دیگر است.
موسوی: البته یک خبر آقای نجفی که شما ضمنی فرمودید به هرحال این مشکلات دارد حل میشود و خیلی از دوستان نگران این موضوعات ما نباشند. ما بالاخره داخل خودمان گه گاهی اختلاف سلیقه داریم و آن هم درحال حل است.
رادیو گفت و گو: یک نمای درونی است در میان اتحادیه تهیه کنندهها یا در میان تهیه کنندهها که شاخههای متعددی دارد. نمای بیرونی نگاهشان به تهیه کنندهها جور دیگری است. به هرحال انتظار دارند که تهیه کنندگان سینما دست به دست هم دهند و یک همگرایی ایجاد کنند که بتوانند کمک کنند به رشد و تعالی سینمای ایران.
در این میان متأسفانه برخی از مصاحبهها ، نقطهنظرات و برخی اطلاعات و اخباری که به گوش میرسد که این نشان میدهد که یک تفرقه و جدایی دارد ایجاد میشود که متأسفانه ضربه میزند به اعتبار سینمای ایران. ما بیشتر هدفمان این است که تهیه کنندهها در کنار هم قرار بگیرند و با هم دوست باشند و کمک کنند به سینمای ایران.
سینمایی که واقعا در جهان دارد میدرخشد و در داخل کشور هم با استقبال خوب تماشاگران ایرانی دارد روبرو میشود. بیشتر هدفمان این است که این قضیه را یک مقدار کمک کنیم وگرنه دامن زدن به اختلافات کار پسندیدهای نیست. حالا من سؤال داشتم به عنوان فردی که تماشاگر سینما هستم. از منتقدین و نویسندگان سینمایی . واقعا برای من سؤال است که واقعا این نوع تفرقه و جدایی را شما میپسندید این باعث نمیشود که سینما کمتر رشد کند و سینما ضربه بخورد.
موسوی: درحال حاضر چهار تشکیلات تهیه کنندگی وجود دارد با گرایشها و با فکرهای متعدد و هرکدام هم گروهی را نمایندگی میکنند اما خوشبختانه همانطور که من اشاره کردم و آقای نجفی هم اشاره کردند مشکلات درحال حل است اما معمولا پروسه اختلاف سلیقه تا به نتیجه برسد یک مقدار طول میکشد. شما دوباره برنگردید به این قضیه وگرنه هم من اعتصاب میکنم و هم آقای نجفی ،آقای معلم هم همینطور.
بریم ببینیم که مشکلاتمان چیست. الان شما بحث صنعت را داشتید در رادیو گفت و گو من داشتم میشنیدم و خیلی هم خوب بود یعنی اینکه مسائل صنعت چرا کارخانهها میخوابند و بحثهایی از این قبیل و این بیشتر میتواند اثر بگذارد. همه تهیه کنندگان سینمایی ایران معتقد هستند که باید زیر یک چتر باشند و همهشان مشکلات تقریبا شبیه هم دارند و همه امور هم البته باید به صورت طبیعی اتفاق بیفتد.
رادیو گفت و گو: البته بعضی از دوستان نظریه شما را رد کردند مثل آقای شایسته و فرح بخش.
موسوی: آقای نجفی داشتند توضیح میدادند که تهیه کنندگان کلی مشکل دارند که مشکلات همه ماست ما در یک چیزهایی با هم خیلی همراه و همسو هستیم .اینکه یکسری مشکلاتی است و این مشکلات را آقای گبرلو نه به عنوان فردی که شما فقط تماشاچی سینما هستید، نویسنده بودید منتقد بودید و سالها کار کردید و اینها را هم میدانید.
البته من میدانم قصدتان خیر است که چرا تشکیلات چهارتا چرا سه تا چرا یکی نه. البته حل میشود ولی مدل میتواند یک چتر باشد و میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد. دوستان مختلفی دارند صحبت میکنند زحمت کشیدهاند میروند به سمتی که مشکل را حل کنند. اما معضل اصلی بنده مثلا الان برای همکاران سینمایی موضوع مالیات است. موضوع هزینه تمام شده فیلم است. موضوعات متعددی از این دست است. یا موضوعات حجمی است که به سینما به بهانه چهارتا فیلم بد شروع شده است.
ببینید به گمان من باید برویم به سمت و سوی اینکه الان معضلات تهیه کنندگان سینمای ایران چیست. اینکه چهارتا تشکیلات است و هیچ اشکالی هم ندارد و این چهارتا تشکیلات هم من به شما وعده میدهم که قبل از پایان جشن خانه سینما یک اتفاقاتی برایش میافتد. قطعا منتظر باشید و حتما این اتفاق میافتد. چون همه به این اعتقاد دارند. هر چهار تشکیلات اعتقاد دارند و بعید می دانم که فردی مخالف اختلاف باشد.
معلم: به هرحال اتفاقاتی در حوزه تشکیلات تهیه کنندگی افتاده است که باید آسیبشناسی شود که این اشکالات از کجا بوده است و از سر عدم تحمل بوده است و یا از سر مشخص نبودن دیدگاهها و خواستهها بوده است. اتفاقی که الان به شکل طبیعی رخ داده است درواقع همین موقعیتی است که ما فعلا داریم در حقیقت میشود گفت که چهار تشکیلات هستند که سه تشکیلات زیر یک عنوان به اسم شورای عالی تهیه کنندگان مستقر هستند و تشکیلات دیگری عنوان اتحادیه تهیه کنندگان درواقع جدای از این موضوع است.
همانطور که آقای موسوی گفتند به هرحال مسائل مبتلا به این حرفه درواقع یکی است که این مسائل درواقع مسائل اصلی سینمای ایران هم است یعنی عملا درواقع ما مسئله مهم سینما چه برای رشد، چه برای تنوع و چه برای آینده و آرمانش بخواهیم ببینیم باز از این بخش سینما است.
اصلیترین بخشاش که سیاست گزاری میکند و برنامهریزی میکند برای تولید که متأسفانه این روزها مورد بیمهری هم قرار گرفته است که این اتفاق ناخرسند کنندهای است که سینما همچنان قرار است که با فیلمنامه نویسها ترمیم شود یا با فیلمسازها ترمیم شود و یا در یک بخش تجاریاش با بازیگرها ترمیم شود و هنوز ما به آن بنیانی نرسیدهایم که سینما را در شکل صنعتی و با عنوان صنعت فرهنگی از بخش اصلیاش یعنی از بخش تهیه کنندگی درواقع بخواهیم که اصلاح و مرمت کنیم و به سمت جلو ببریم.
بنابراین معضل اصلی در نوع نگاه به سینماست به نظر من و این نوع نگاه باعث شده است که این تفاوت هم ایجاد شده است و این براثر نوع نگاهی که درواقع راه حل را در جریان تهیه کنندگی سینما ندیده است.
رادیو گفت و گو: یعنی شما معتقد نیستید که این ناهماهنگی مانع پیشبرد مطالبات سینما میشود؟
معلم: حتما اینطوری شده است من فکر میکنم که در طول دوسال گذشته یکی از دلایلی که درواقع باعث یک مقداری کم حرکتی سینما شده است و تعامل مناسب با مدیریت سینما برقرار نشده است. اساسا مشکلی است که این مشکل نتیجه یک سیاستهایی است.
سیاست هایی که در واقع در بخش بالایی سینما، در بخش مدیریتی سینما اعمال شد و نتایجش در این دو سه سال به این مشکل دامن زد. الان به نظر من موقعیتی است که دوستانی که در هر بخشی از این کار هستند حالا یا خیلی فعال هستند یا کمتر فعال هستند اینها همهشان مسائل مشترکشان بیشتر از اختلافشان است و این حقیقت را کتمان نباید کرد که هر پدیدهای در مسیر رشدش ممکن است که دچار انشعاب هم بشود.
این انشعاب یک بخشهای طبیعی است. یک بخشهایی از سر منافع شخصی است. من فکر میکنم که بخشی از این مشکلات به مسائل شخصی برمیگردد و بخشی اش هم به تعاریف برمیگردد یعنی خب به هرحال آدمهایی هستند که در این حوزه کار میکنند و هرکدام یک سلایق و عقایدی دارند. برخیشان خیلی این کار را یک حرفهی ساده و سطحی میبینند اشکالی هم ندارد به هرحال این تنوع باید در سینما موجود باشد.
بعضیها رسالت بیشتری را برای خودشان قائل هستند. بعضیها از سطح فرهنگی متفاوتی با دیگری برخوردار هستند. الان آمدهاند چالهها و زوایای مختلفی را اشغال کردهاند و دارند برای خودشان تعریف پیدا میکنند. این تعریف البته تعریف کاملی نیست. چون اگر تعریف کاملی بشود با هم متحد خواهند شد.
یعنی به نظر شما بخشی از این پراکندگی، به نوعی پراکندگی نیست. یک امر طبیعی است برای عرصه تولید سینمای ایران. بخش دیگری بالاخره برخی منافع شخصیاست که باعث می شود که یک حسد و یک کمبود و نادانی به وجود بیاید در سطح حرفه که تقصیرها را عوض اینکه بیندازند گردن آن چیزی که حقیقت ماجرا است میاندازند به گردن فردی یا افرادی برای اینکه خودشان را راحتتر می کنند.
مثلا میگویند که به خاطر صحبت فلانی بوده است که به این صورت شده است درحالی که اینها نیست، این کمبود باعث این مصیبت شده است مثلا کمبود سالن نمایش باعث یکسری مسائل شده است و یکسری باندهایی تشکیل داده است. این باندهایی که تشکیل شده است فکر میکنند اگر منفعت خودشان را میبرند بهتر از این است که منفعت کلی ایجاد شود. نمیدانند بعد از اینکه درواقع سقوط ایجاد شد همه ضرر میکنند.
مسئله اساسی این است که باید یک همپیمانی به وجود بیاید. آقای گبرلو شما بهتر از من میدانید زمانی که خانه سینما تشکیل شد خانه سینما هنوز یک شکل یک صنف جدی و واقعی نگرفته بود و اگر گرفته بود که نمیتوانستند در معادلات انقدر ساده از کنارش بگذرند. خانه سینما نتوانست تعریفش را پیدا کند. برای اینکه اول سینمای ایران تعریف تهیه کنندگی را پیدا نکرد. اگر تعریف تهیه کنندگی را پیدا کرده بود مدیر سینما هم همین کار را کرده است. همین الان هم باز آقایان میخواهند سینما را درست کنند میروند هسته فیلمنامه نویسی درست میکنند. هسته فیلمنامه نویسی که کاری را انجام نمیدهد.
نجفی: یک مقدار عقبتر هم هستیم. فقط تعریف تهیه کننده نیست تعریف سینما روشن نیست. حتی از نظر قوانین مملکتی. یعنی هنوز نمیدانیم فرهنگی هستیم، هنری هستیم، صنعت سینمائیم، سینمای خالی هستیم. یعنی هنوز تعریف کاملی از سینما در مجامع قانونگزاری و در مجامع فرهنگی ما هنوز آن تعریف حتی به دست نیامده است و نتیجه اش همان صحبتهایی است که شما میزنید.
وقتی که ریشه هنوز مشخص نیست، مطمئنا تمام این مشکلات به وجود میآید. ما وقتی تعریف برای سینما نداریم هنوز از نظر قانونی عرض میکنم چون وقتی شما میگویید صنعت سینما یک مباحث قانونی و یک امکانات یک امتیازاتی داده می شود از نظر قانونی عرض میکنم تا وقتی بگوئید یک سینمایی دارید هنری یا فرهنگی.
اصلا هنوز ما نمیدانیم که تعریف سینما از نظر قانونگزاران از نظر مسئول چی است متأسفانه این سالها طول کشید تا به اینجا رسید. خب وقتی یک نفر سی تا فیلم بسازد به خودش حق می دهد که تعریف تازهای از تهیه کنندگی داشته باشد.
رادیو گفت و گو: ما الان در یک جایگاهی هستیم که هرفردی اگر بتواند جایگاه خودش را خوب تعریف کند و به یک تعریف روشنی از جایگاه و وظایف خودش برسد شاید این قوانین دست به دست هم بدهند و ایجاد شوند یعنی ما همیشه نمیتوانیم کنار بنشینیم.
نجفی: آقای گبرلو من یکسال و نیم از طرف اتحادیه نامهای فرستادم که این مسائل را به عنوان یک گروهی بیایند از تهیه کنندگان و همه مسائل را در مجلس در کمیسیون فرهنگی بررسی کنند و خیلی هم تلاش کردیم و حالا گرفتاریهایی متعددی پیش آمد. ما وقتی که این تعریف را از سینما نداریم باور کنید مشکل است.
رادیو گفت و گو: آقای نجفی وقتی تهیه کنندگان نمیتوانند کنار هم بنشینند و گفت و گو کنند انتظار دارید که دیگران چگونه باشند.
نجفی: همان طور که گفته شد از طرف هر سه نفر من هم یکیشان، تمام اینها برمیگردد به سرمنشأ این مسائل.
رادیو گفت و گو: ببینید همین شورای عالی تهیه کنندگان که آقای موسوی هم تشریف دارند به هرحال سعی کرده است که یک اتحادی را ایجاد کند اما برخی متأسفانه تبعیت نمیکنند از یکسری قوانین حتی قوانین حرفهای.
نجفی: عرض کردم وقتی در هر شورایی و در هر اتحادیهای افرادی هستند که سی یا چهل فیلم ساختهاند. ببینید این مسئله روحی روانی بسیار بسیار مهم است. هرفردی فکر میکند به دلیل عدم یک تعریف از ریشه اصلی خود به خود، خودش را وارث یک تجربه میبیند و خود به خود هدف خودش را در سینما اگرچه سی یا چهل فیلم تهیه کرده خودش را به طور اتوماتیک موفق میداند و با تجربه. اما ما هنوز مشکلات عدیدهای داریم که همین تجارب در برخورد با آن مشکلات ایجاد یک تفرقه فکری میکند.
سی سال است که این خانه سینما تشکیل شده است من خودم میپرسم که چرا باید اینگونه رفتار و اجرا شود. تعاریف در خیلی جاها مورد بحث قرار میگیرد.
رادیو گفت و گو: آقای نجفی همین خانه سینما جلسهای تشکیل داد و سه یا چهار سال هم طول کشید تا بتوانند با همدیگر یک اتحادی را درست کنند.
نجفی: مسئله ساعت و اینها نیست. مسئله روش است من متأسف هستم و در خیلی از این جلسات بودهام و همیشه هم دعوت به آرامش و یکدستی شده است ولی اینگونه نیست که صحبتها می آید. خود من راجع به خانه سینما یک مشکل بزرگی دارم که شاید یکیاش همین مشکلات عدیدهای است که بین همه است. یعنی آثارش بر ما مثل باران فرومیریزد.
شما ببینید در دنیا یک کارگردان بسیار بزرگ و خوشنامی در سن و سال بالایی میشود رئیس خانه سینما یا رئیس بخش سینما که بتواند ارتباطات وسیعی داشته باشد یک به خاطر به قانونگزاری و دو راجع به مشکلات صنفی بچهها که خودش باعث میشود وزنهای باشد که این وزنه متعادل کننده و هماهنگ کننده تمام صنوف باشد.
متأسفانه بدون اینکه بخواهم کوچکتری نقدی به آقایان داشته باشم. چون خیلیها میگویند که دو سه سال هستند در سینما پس خانه سینما برای چی درست شده است. یکی همین بخش صنوف است و هماهنگی بین افراد است و فقط چهارساعت نیست که روش روش غلطی است.
شما سینمایی دارید که باید سناریو، تهیه کنندهاش درست باشد تا فیلم خوب ساخته شود ولی هیچ کدام محلی از اعراب ندارند.
رادیو گفت و گو: من به عنوان یک تماشاگر حرفهای واقعا انتظاری که از تهیه کنندگان دارم این است که کمک کنند به سینما، الان ما وضعیت سینما را که میبینیم شاید بخشیاش را مقصر تهیه کنندگان را میدانیم که با هم این اختلاف را دارند و با هم یک خط واحد را در تولید سینمای ایران را ندارند و بیشتر دنبال اتحادیه و کانون خودشان هستند و همین باعث شده است که ما تماشاگران ناراحت هستیم و گله داریم از تهیه کنندهها چرا وضعیت سینما به این سمت میرود که ما فیلم خوب کم داریم.
ما به خاطر اینکه اختلافی بین تهیه کنندهها هست جریان واقعی و حرفهای سینمای ایران فراموش شده است. فیلم خوب در سینمای ایران ما کمتر شاهد هستیم.
موسوی: گفتیم وارد مشکلات تهیه کنندگان بشویم شما دوباره برگرداندید ما و دوستان بنده را به اختلافات همکاران. من گفتم چهارتا تشکیلات هستند با چهار نگاه متفاوت و به هرحال ضرورت قضیه اینها را با هم متحد میکند. به طوری که سه تا از این تشکیلات در حال حاضر با هم شورای عالی را تشکیل دهند. میتواند چهارتا یک شورای دیگری را تشکیل دهند. اما بحثی که آقای معلم و نجفی داشتند درست میفرمایند تعریفی وجود ندارد.
الان بعد از سی و خوردهای سال نتوانستیم به مسئولین محترم بفهمانیم که ما هنرصنعت هستیم. ولی ما نتوانستیم این را هنوز ثابت کنیم. در تمام دنیا یکی از روشهای تولید فیلم وامهایی است که بانکها با چهاردرصد به شما میدهند نه با بیست و هشت درصد. برای اینکه الان صنعت از وام درصد پائینتری استفاده میکند به نسبت خدمات.
معلم: بانکها که پیشکش، خود فارابی که جریان حمایت از سینمای ملی را برعهده دارد درصد واماش بالای صد درصد است. وقتی که خود جریانی که قرار است سینما را حمایت کند به عنوان یک تشکیلات تبدیل میشود به اهرمی برای فشار به مجموعه سینما آن وقت تکلیف بانکها دیگر باید روشن شود.
موسوی: در تمام دنیا فیلم خوب ساختن سفارشی نیست. هیچ جای دنیا فردی نمیتواند بگوید که من سفارش میدهم فیلم خوب ساخته شود. نمونهاش هم این است که فیلمهای سفارشی در همه جای دنیا ازجمله در ایران هیچوقت چه با پنج میلیارد تومان چه با دویست هزار تومان فیلم نشد.
مشکل اصلی همین تعریفی است که دوستان ما اشاره کردند. ما میخواهیم به کجا برویم، چه راهی داریم، با چه افرادی سرکار داریم. ببینید وقتی شما نگاه میکنید میبینید که در شورای انقلاب فرهنگی که بالاترین چیز است باید یک جایی سیاستگزاری بشود . قائده بر این است که شورای انقلاب فرهنگی به وجود آمده و سیاست فرهنگی را بدهد و همه باید یک سیاست را اجرا کنند.
واقعیت امر این است که آیا سیاستهای همه این تشکیلات یکی است نه. هرکدام از این بزرگوارها به دلایلی که البته قابل فهم هم است. اما اساس قضیه این است که اصلا شورای انقلاب فرهنگی برای چه به وجود آمده است. اگر قرار است که او برای خودش ساز خودش را بزند و من به عنوان تهیه کننده بخش خصوصی استفاده کنم از سیستم خودم و دولت، معاونت سینمایی یک سیاست دیگری داشته باشد و سازمان صدا و سیما و کل افرادی که کمک میکنند.
ببنید همیشه سروصدایی زیادی است که چرا فیلم دفاع مقدس ساخته نمیشود. بفرمایید شما موشکش را بده تانکش، هواپیمایش را بدهید. بنده که نمیتوانم موشک اجاره کنم یا تانک بردارم.
نجفی: اگر هم بگذارند بیاوریم قدرت خریدش را نداریم.
موسوی: اصلا فرمایشت درست است مگر در خارج هم فردی میخرد آنها را . وقتی فیلمی ساخته میشود خود آنها کمک میکنند.
نجفی: یک فیلمی میخواست راجع به جنگهای حساب شده تحلیل شده امریکایی ساخته شود. این سناریو میرود در ارتششان، وقتی که ببینند که به نفعشان است که اغلب هم است من عرض میکنم یا یک نوع تبلیغ است حتی تبلیغ منفی ولی عدهای جوانان را میآورد به ارتش با نشان دادن این امکانات از زیردریایی از هلیکوپتر، هواپیماهای فانتوم و... همه را در اختیار میگذارد و هیچفردی هم نمی آید وسطش بگوید بسه دیگه تمام شد شما قرار بوده است که یکماه بدهید. حالا شده است سی و پنج روز حالا من وسایلم را برمیدارم میبرم.
ببنید متأسف هستم آقای گبرلو اینها را ببینید کجا اختلاف میآید. بنده روابطی دارم و میروم اینها را میگیرم و عضو اتحادیه هم هستم خود به خود یک نگاه دیگری به من میشود. وقتی میگویم که از منشأ اصلی باید نگاه کرد. من میروم وام میگیرم و روابطی دارم منظورم روابط خصوصی نیست. من را بیشتر میشناسند.
رادیو گفت و گو: آقای نجفی اما یک واقعیت را شما نمیتوانید کتمان کنید. الان وضعیت فیلمهایی که به نمایش درمیآید واقعا برای تماشاگر ایرانی ناراحت کننده است و این را مقصر همه تهیه کنندگان میدانند. یک بخش ان سیاستگذاری، یک بخش کارگردانهاست اما یک بخش هم تهیه کنندگان هستند که اینها دست به دست هم نمیدهند و یک خط مشی مناسبی را برای تولید تعیین نمیکنند .
موسوی: آقای گبرلو شما چرا آنقدر به کمبود سالن نمیرسید. اگر فردی مثل شهردار قالیباف شهردار تهران نبود و این چندتا تندیس را به وجود نیاورده بود. اصلا سینما تعطیل شده بود. بگویید که چرا دولت نمیکند این کارها را. من میگویم که به عنوان رادیو گفت و گو بروید سراغ این دوستان. بگویید برادر بزرگوار شما چقدر برای سالن کار کردید.
ما دوهزارتا سالن سینما نیاز داریم در این مملکت. سیصدتا سالن داریم که همهاش هم در جاهایی قرار گرفته است که محل رفت و آمد مردم نیست. شما همه کاسه و کوزهها را سر تهیه کنندهها بشکنید. اولا این تعریفی که آقای نجفی سؤال میکند که بگویید آقا بالاخره صنعت سینما هنر صنعت هست یا نیست. یکی به ما جواب دهد از جمله ریاست جمهوری اگر هم هست قوانیناش هم اجرا بشود.
نمیشود شما بیایید از دنیا یک جزیرهاش را بگیرید. ببینید یک جوابی به شما در مورد تولید فیلم بدهم. هیچ جای دنیا تمام فیلمهایش فیلم خوبی نیست. در آمریکا از هشتصد فیلمی که میسازد پنجاه تا فیلم خوب در آنها میتوان درآورد. ولی همهشان تبلیغاتشان روی آن پنجاه فیلم است.
یعنی صنعت سینمای آمریکا روی آن پنجاه تا است. اما ما میآییم درست تبلیغاتمان راگذاشتیم روی پنج تا فیلمی که بله بد هم هست من هم دفاع نمیکنم. هیچ تهیه کننده و هیچ آدم منصفی از فیلم بد دفاع نمیکند. اما فقط این نیست شما الان نگاه میکنید روی اکران سینما مثلا هفت فیلم است یکی فیلمی است که من هم قبول دارم مثلا امکان دارد بد باشد. دو سه تا فیلمهای متوسط رو به بالاست و دوسه تا هم فیلمهای خوب است.
اگر ما بیاییم فقط نیمه خالی لیوان را ببینیم به جایی نمیرسیم. بابا نیمه پر هم دارد ما فیلمسازانی داریم که واقعا فیلمسازان باهوش، باشعور و باسوادی هستند و تهیه کنندگانی باشعور، باهوش هستند البته افرادی را هم داریم در این رشته که اشتباهی آمدهاند.
رادیو گفت و گو: درست است که دولت یا آقای سجادپور به عنوان مدیرکل نظارت بر ارزشیابی اعلام میکند که ما مجبور هستیم که در قضایای تهیه کنندگی دخالت کنیم. دلیل عمدهاش این است که چون این اتحاد وجود ندارد و از آن طرف فیلمهایی ساخته میشود و تولید میشود که واقعا شاید بد باشد برای سینمای ایران. دولت مجبور میشود که دخالت کند این نشان میدهد که یک از یک سو استاندارد نداریم و از سوی دیگر شاید سیاستگزاری فرهنگی نباشد.
موسوی: آقای معلم در صحبتهایش اشاره درستی داشت که دخالت در بخش تولید بدون برنامه قبلی نتیجه منفی میدهد. همیشه ترس مسئولین از تولیدات میتواند نتیجه منفی بدهد. من عرض کردم که فیلم سفارشی هیچوقت جواب نداده است. ببنید یک اتفاقی که در هنر اصولا وجود دارد و سینما هم از آن مستنثنا نیست این است که میگوییم که کیفیت زاییده کمیت است.
شما انتظار نمیتوانید داشته باشید که ما هفتاد تا تولید داشته باشیم. در این هفتاد تا تولید ده تا و پانزده تا فیلمهای خیلی خوبی میخواهد یک تعداد فیلمهای ضعیفتر در آن ده درصدی هم فیلمهای بد داریم. ولی شما چرا آن ده درصد را تو کله ما میزنید.
رادیو گفت و گو: آقای معلم شما معتقد نیستید که ناهماهنگی باعث میشود در اکران هم تأثیر بگذارد و متأسفانه وضعیت اکران خیلی نابسامان باشد و زیاد برنامهریزی درستی نداشته باشد.
معلم: این نکتهای که شما میفرمایید نکته مهمی است. به هرحال هر تشکل اول نیاز به نظم درونی دارد و برای به وجود آمدن نظم درونی بایستی تلاش شود و وقتی که این تعریف و نظم درونی ایجاد شد آن وقت آن تبدیل به برنامه بشود و حکم شود و به دولت حکم شود.
دولت هم الان همینطوری که با اصناف و مشاغل کار میکند یکسری خواستههای دولت به عنوان نمایندههای مردم و یک بخشهایی است که آنها انتظاراتی است که از دولت دارند و اصناف و تشکلها. تشکلی که به وجود آمده است من معتقد هستم که بخشی از این را خود دستگاههای دولتی ما هم تأثیر منفی گذاشته است.
یعنی به دلیل همان مشخص نکردن تعریفی که جناب نجفی گفتند اینکه ما اصلا تولید را از کجا میبینیم. ایشان یک اشاره کردند که رئیس آکادمی اسکار یک آدم استخوان خورد کردهای است در حوزه تهیه کنندگی در سطح بالا. یعنی رئیس سینماگران روسیه میخائیل کوف است که دوست نزدیک پوتین است.
رادیو گفت و گو: خب ما هم آقای شمقدری را داریم که ارتباط نزدیکی با رئیس جمهور دارند.
معلم: معاونت سینمایی یک پست دولتی است.
رادیو گفت و گو: این قدرت را چه کسی باید به وجود آورد. خود دوستان باید این را به وجود بیاورند.
معلم: دقیقا همین است که شما میفرمایید یعنی خود سینما تا وقتی که نتواند تا وقتی که گرفتاری سینما حال گرفتن از یک نفر و و گرفتن رانت و وام و غیره از یک جای دیگر باشد. سینما دچار همین مسئله می شود. الان شما ببنید رئیس جمهور دعوت میکند سینماگرها را میگوید که شما خواستهتان چی است. من این را یک جایی به شوخی گفتم، گفتم که خواسته سینماگرها یکی پا میشود که اگر حسنعلی بیاید فیلم بسازد سینما بد است آن یکی میگوید اگر حسینعلی وام بگیرد سینما بد است. بعد رئیس جمهور که میخواهد از این جلسه بیاید بیرون باید چی برای این سینما در نظر بگیرد. میگوید یکی برود اول اینها را با هم یک نسبتی ایجاد کند بعد خواستهشان را مشخص کنند.
الان کار به جایی رسیده که دیگه مشخصترین بروز و ظهورش را دارید میبینید که بسیاری از تصمیمگیریها ایجاد میشود بدون اینکه اصلا تولید در سینما دیده شود هنوز سیاستهای فارابی دارد به سمت چی میرود. وا... آقایان رفتهاند هسته فیلمنامه تشکیل دادهاند و فکر کردند که فیلمنامه سینما را درست میکند.
فیلمنامه در سینما یک اثر ناتمام است مثل رمان در ادبیات نیست. فیلمنامه سفارش دهنده میخواهد پیدا کننده ایده می خواهد و اینها همه کار تهیه کننده است. هنوز کارگردان ما سناریو دستش است به انضمام نویسنده فیلمنامه به دنبال تولید برمیگردد.
رادیو گفت و گو: یعنی شما معتقد هستید که یک بخش این اشکالات به سیاستگزاری و برنامهریزی دولتی برمیگردد و یک بخشش هم به نگاه و شناخت خود تهیه کنندهها از موقعیت خودشان.
معلم: دقیقا همین است که شما می فرمایید. بخشی برمیگردد به اینکه ما باید بازتعریف کنیم. من خدمت آقای شمقدری هم دوبار درواقع این موضوع را در دو جلسه به خصوص که این جلسات ادامه پیدا نکرد. نکتهای که ما به آنها گفته بودیم که آقا یکبار بیایید تصمیم بگیرید که سینما را از سر تولید درست کنید نه از سر بازیگر و فیلمنامهنویس. نمیشود با تدوینگرها سینما درست کرد. تدوینگرها بسیار محترم هستند ولی سامان دهنده تولید از مرحله فکر تا اجرا نیستند و یکی از عوامل تولید هستند.
الان همین خانه سینما چرا مشکل دارد برای اینکه اصل تولید اکران میشود. یعنی عوامل تولیدی که باید در یک تولید شرکت کنند تصمیم میگیرند راجع به اصلیترین حوزهای که اصلا به آنها ربطی ندارد. یعنی اصلا چیزی که نمیشود با آن سینما را درست کرد.
اگر دولت بگوید که من سینما را یک صنعت فرهنگی میبینیم صنعت فرهنگی یعنی سلیقه جزءاش است و تفاوت نگرش هم جزءاش است. یعنی سلایق متنوع را می پذیرند منتهی ساختار این سلیقه در یک شکل صنعتی بروز میکند که الزامات مالکانه دارد یعنی همینطور که ما معتقد هستیم که یک خانهای 156 متر است و یک سانتش اگر جابه جا شود در مالکیت تحریف ایجاد میشود. یا به عنوان یک صاحب یک مغازه آقا بالاخره یک سوپرمارکت مگه با چقدر سرمایهگذاری درست میشود بعضی وقتها با نیم میلیون. یک فیلم دارد در ایران نزدیک به نیم میلیار ، یک میلیارد تولید میشود. هنوز شما صاحب مال خودت محسوب نیستید.
شما وقتی که یک همچنین اتفاقی میافتد یعنی تصرف میکند هرفردی که میآید میتواند در این خانه شما تصرف کند و سرنوشت خانه شما را بهم بزند. یک پروانه مالکیت فیلم در این مملکت معتبر نیست و هنوز دستگاههای دولتی نمیدانند که این یک سند مالکیت است و نمیتوانند به فیلمساز امر و نهی کند در همه حوزهها. نمیتوانند نادیده بگیرند حقوق مالکان را.
هنوز ما دستگاه فرهنگیمان ضابطهمند نشده است. چیزی به اسم سینما اصلا در شورای انقلاب فرهنگی درک و دریافت نشده است. من نمیخواهم به دوستان درواقع توهین کنم آنها در یک رشتههای دیگری صاحب صلاحیت هستند. سینما هنر تخصصی است. الان ما وقتی میخواهیم مشکل را درست کنیم باید به این نکته اشاره کنیم که آقا مشکل صنعت سینما تا وقتی که سینما را از سر تولید نبینیم همین باقی خواهد ماند که بوده است.
اگر تعریف درستی برای صنعت فرهنگی قائل نباشیم وجوه هنری، صنعتی و رسانهای سینما را در کنار هم نبینیم و به بازتولید فرهنگ در حوزه سینما تأثیر نگذاریم همین میشود که میبینید این فیلمهای سخیف که آقای موسوی درست میفرمایید هر صنعتی در دنیا شامل برخی فیلمهایی است که قابل افتخار نیستند. ولی وجود دارند.
منتهی مسئله این است که اصلا این طور فیلم بیرون آمدن از کجا است از مناسبات نامشخص است. از سوءتفاهمها است، از شعارهاست و از نظریاتی است که پخته نشده است و در قالب آزمایشگاهی بیرون میآید و این آزمایشگاه هر چهارسال یک مرتبه یک مدیری می آید سرش تقریبا تمام مواد آزمایش شده که دوباره امتحان شده را دوباره به شکل دیگری با هم ترکیب میکند و نتیجه همان انفجاری است که درواقع اتفاق می افتد و آثاری که روزبه روز دارند از سطح کیفی سینما عبور میکنند. عوض اینکه ما بیاییم سینما را باز تولید فرهنگیاش را در حوزه صنعتی تعریف کنیم و بعد بگوییم که اینها افقهای نظام جمهوری اسلامی است. اینها افقهای شخص علی معلم است. ببنید ما که افق نظام جمهوری اسلامی را ترسیم نکردیم، افق علی معلم را ترسیم کردیم، افق آقای موسوی را ترسیم کردیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: