* * *
در یکی از روزهای آغازین فصل تابستان مهمان عوامل «به خانه برمیگردیم» هستیم.
در این خانه چه میگذرد؟
وارد استودیو که میشویم، مژده لواسانی مشغول اجرای اولین پلاتوی خود است و چند نفری از تصویربرداران متوجه حضورمان میشوند.
کمی آنسوتر، آرزو جعفرپور همراه با کارشناس برنامه روی مبلمان بنفش رنگی نشسته و مشغول مرور متنهایش است.
در مقابل و در فضای پشت دوربینهای متحرک، دکور «تهران 20» در خاموشی فرو رفته است.
تنها برنامه خانوادگی در زمان عصرگاهی
در فاصله پخش یک موسیقی کوتاه، چند دقیقهای با کارشناس هنری برنامه همکلام میشویم. فرانک زهتابیان که حدود 4 سال است در برنامه به خانه برمیگردیم، به عنوان کارشناس ـ مجری فعالیت دارد، درخصوص آموزش امروزش در این برنامه میگوید: «امروز آموزش ساخت قلمدان را برای بینندهها داریم که سعی میکنیم از مینیاتور نیز برای طراحی آن بهره ببریم. به طور کلی در ساخت و تهیه قلمدان یا ساخت و سازهای دیگر از تکنیک کلاژ و دیگر تکنیکهای ابتکاری که پایه آن عناصر موجود در طبیعت است، استفاده میکنیم و هر هفته به یکی از تکنیکها میپردازیم».
زهتابیان مدرس دانشگاه است و حدود 26 سال برای آموزش و پرورش تدریس کرده و دارای مدرک لیسانس صنایع دستی و کارشناسی ارشد پژوهش هنر است. از او میخواهیم که درخصوص آموزش از طریق رسانه و تفاوت آن با آموزش رودررو توضیح دهد: «میکوشیم که آموزشها در این برنامه به گونهای باشد که هم ایجاد انگیزه کند و هم با ارائه نکات کلیدی برای افرادی که هیچ پیشزمینهای از کارهای هنری ندارند تا حد امکان روند ساخت و سازها را شفاف و آسان توضیح دهیم.» زهتابیان ادامه میدهد: «متاسفانه زمانمان در رسانه اندک است و تا میخواهیم وسایل را پهن و شروع به توضیح کنیم، وقت تمام است، اما آموزش رودررو به دلیل تعاملی که بین استاد و شاگرد وجود دارد، نتیجهبخشتر است. گاهی پیش میآید که برخی چیزهایی را که با وجود همین زمان اندک در تلویزیون آموزش میدهم، دانشجویانم در کلاس آنها را تهیه کردهاند و نشانم میدهند که این نشان میدهد برنامه در ارائه نکات آموزشی موفق بوده است».
بخشهای کارشناسی و پلاتوهای مربوط به گفتگوهای برنامه به پایان میرسد... اما در آشپزخانه به خانه برمیگردیم، کارشناس مربوطه در تلاش است تا در زمان باقی مانده میز سرو غذا را با وسایلی که با خودش آورده است، تزیین کند. بوی سیر سرخ شده فضای استودیو را پر میکند و ما مجبور میشویم لحظاتی را برای نفس کشیدن در فضای آزاد محوطه بیرون، سپری کنیم.
آرزو جعفرپور، چند دقیقهای تا پلاتوی پایانی برنامه فرصت دارد. او را از زمانی که برنامههایی چون «پچپچههای پنجشنبهای»، «یک صبح یک سلام»، «پارازیت» و... را در رادیو جوان اجرا میکرد، میشناسیم.
اما با وجود اجراهای متعددش در تلویزیون و فعالیتهای همزمانش در دو رسانه، خودش را هم رادیویی میداند و هم تلویزیونی.
آرزو جعفرپور که بیشتر در برنامههای تحلیلی و گفتگو محور تلویزیون حضور داشته است، در خصوص اجرای «به خانه برمیگردیم» میگوید: «پس از پیشنهادهای متعددی که درخصوص برنامههای گفتگو محور و مباحث چالشی داشتم، به نظرم رسید که گاهی علاقه دارم در فضاهای خانوادگی نیز وارد شوم و خوشبختانه این برنامه، یکی از پرمخاطبترین برنامههای شبکه تهران است، چرا که تنها برنامه خانوادگی است که در این ساعت (عصرگاهی) پخش میشود و وقتی اجرای آن به من پیشنهاد شد، احساس کردم که تجربه خوبی برایم رقم خواهد خورد.» وی ادامه میدهد:
«درخصوص تغییر در نوع اجرایم باید بگویم که همه تلاشم در این برنامه این است که خودم را با شرایط محتوایی و بخشهای برنامه وفق دهم. چون به قول تهیهکننده برنامه آقای یمینی ما هر کدام به عنوان یک نت هستیم که در کنار هم معنا پیدا میکنیم. ولی خوشبختانه به لحاظ گفتارها، با آزادی عمل بیشتری روبهرو هستیم، هرچند برای هر کدام از متنهایمان نویسندههایی تلاش میکنند، اما با وجود این در انتخاب متون آزادیم و برخی مطالب و اخبار در دسترس خودمان را نیز در خلال متون اصلی ارائه میکنیم.»
جوانترین مجری به خانه برمیگردیم...
به خانه برمیگردیم، خیلی زودتر از آنچه تصورش را داشتیم به پایان میرسد. کارشناسان برنامه وسایلی را که با خود آوردهاند، جمع و استودیو را ترک میکنند. نیمی از پروژکتورهای سقفی خاموش میشود. مژده لواسانی که گفته میشود، در کنار دیگر مجریان این برنامه، کم سن و سالترین آنهاست، به سمت ما میآید و گفتگویمان را در بخشی از دکور «تهران 20» انجام میدهیم:
چه شد که پس از سردبیری و اجرا در رادیو، چهرهات را در تلویزیون میبینیم؟
راستش از حدود 4 سالگی به واسطه حضورم در گروه کودک و نوجوان شبکه سراسری صدا، اجرا را آغاز کردم و کمکم به دلیل این که خودم هم دستی به قلم داشتم، از سال 85 سردبیری را در رادیو آغاز کردم و بیشتر خودم را رادیویی میدانم، اما در تلویزیون فعالیتم را از سال 84 با اجرای برنامهای به نام «کبوتر دات کام...» در شبکه یک شروع کردم. البته قبل از آن نیز در سریالی به کارگردانی محمد حسنزاده که برای برنامه «نیمرخ» آماده میشد، حضور یافتم. اما بعد از آن به صورت متمرکز در رادیو فعال بودم و سرانجام از فروردین 89 قرار شد با حضور گروه جدیدی، در برنامه به خانه برمیگردیم به عنوان مجری مشغول شوم.
از ابتدا هم قرار بود به عنوان مجری آیتم خبرها و دانستنیها حضور داشته باشید؟
بله. قرار بود آیتمی تعریف شود که در کنار خواندن اس ام اسها، اطلاعاتی را که برای خانوادهها مفید است به صورت یک روز در میان من و همکارم خانم زهره وکیلی ارائه کنیم و من به دلیل شرایط سنیام قرار شد که بیشتر اطلاعات را در حوزه جوانان ارائه کنم. بخصوص در این ماههای آخر بیشتر تمرکزم را روی کنکوریها و دانستنیهای مفید برای آنها گذاشتهام.
در کنار این، بخشی را هم به خواندن پیامکهای مردم اختصاص دادهاید. از ابتدا چه نظراتی داشتید تا این بخش متفاوتتر از دیگر برنامههای سیما روی آنتن برود؟
با توجه به این که در این بخش فقط پیامکخوانی نداریم، بخش عمدهای از رسالت این آیتم را براساس نظرات مردم و تهیه خبر براساس خواست مخاطب قرار دادهایم. البته بخشی نیز از ابتدا مدنظر خودم بود که در روزهای پنجشنبه ارائه میشود و به معرفی شهرها، تفرجگاهها و نقاط دیدنی استان تهران میپردازد و تلاش میکنم هر هفته مکانی را برای گذراندن تعطیلات آخر هفته شهروندان تهرانی و دیگر هماستانیها پیشنهاد کنم که خوشبختانه این بخش نیز با استقبال خوبی از سوی بینندهها مواجه شده است.
با توجه به این که قرار بود در کنار مجریان باسابقهای در این برنامه حضور داشته باشید، از بازخورد مخاطبان چه تصوری داشتید؟
ابتدا یکی از نگرانیهایم همین بود که باعث میشد برای حضورم در «به خانه برمیگردیم» تردید داشته باشم. افرادی مثل دکتر نظری، خانم جعفرپور و... مجریانی بودند که مردم برنامه را با آنها میپسندیدند و میشناختند، ولی تنها علتی که همان روزهای اول باعث شد تا ترسم را کنار بگذارم همین برخورد خوب مردم بود و همه تلاشم این بود که در بخش خودم، هیچگاه از موضع نصیحت با بیننده صحبت نکنم.
آزاده خواجهنصیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم