یکی از موانع عمده بر سر راه دیپلماسی متکی بر شهروند این است که شرکتهای بزرگ و ثروتمندان بزرگ بر نظام دمکراسی امریکا تسلط دارند.
کد خبر: ۳۳۷۸۵
ما به یک مشاور مستقل یا یک وکیل خاص نیاز نداریم تا این نکته را بر ما روشن کند. ما به جای نظام «یک نفر، یک رای » نظام «یک دلار، یک رای» داریم.
دو حزب مسلط کشور یعنی دمکرات و جمهوریخواه به گفته «رالف نیدر» یک «انحصار دوگانه » هستند. این «انحصار دوحزبی» در شرکتهای بزرگی که اتحادهای بازرگانی مانند «امریکا نفتا»، «امریکا درگیری » یا «رهبری تجاری امریکا» را تشکیل می دهند نیز جلوه گر است. هیچ یک از این دو حزب شهامت اخلاقی لازم برای در افتادن با نظام تامین کننده امور مالی صحنه سیاسی ما را ندارد.
زیرا هر دو آنها در چرخه ای پایان ناپذیر از پول و نفوذ مدیون شرکتها و منافع خاص هستند و زیر بار منت آنها قرار دارند. مردم امریکا به درستی نمی دانند چه اشخاص و منافعی ، مبارزات انتخاباتی را اداره و مخارج آنها را تامین می کنند.
در طول مبارزات انتخاباتی سال 1996 محافظه کاران گفتند تشکیلات سازمان یافته کارگری ، دولت کلینتون را کنترل می کند اما نگفتند که قسمت اعظم پول هر دو حزب جمهوریخواه و دمکرات را تجار و شرکتها می دهند.
با وجود تسلط شرکتهای بزرگ بر امر تامین مالی مبارزات انتخاباتی ، اتحاد دیگری که طرفدار شرکتهای بزرگ است و از اتاق بازرگانی ایالات متحده هدایت می شود، برای مبارزه با «فدراسیون کارگری و کنگره سازمان های صنعتی امریکا» در انتخابات 1998 دست به کار شده است.
این ائتلاف که خود را اتحاد: «امریکایی هایی که برای تغییرات واقعی تلاش می کنند» می نامد، در انتخابات 1996برای مبارزه با فعالیت های تبلیغاتی تشکیلات سازمان یافته کارگری 5 میلیون دلار جمع آوری کرد.
امروز این اتحاد می خواهد برای همیشه با هر تلاشی برای پیروزی نیروهای کارگری یا طرفدار کارگر در انتخابات کنگره امریکا مبارزه کند.
«کنگره همچنان طرفدار شرکتها، البته با کمترین اکثریت ، باقی می ماند... عده ای از اعضای جدید ضدشرکت ها یا بروز ضعفهایی بین اعضای طرفدار شرکتها می توانند پیشرفت در جهت کوچکتر کردن دولت فدرال ، کمتر کردن و ساده تر کردن مالیات ها، انجام اصلاحات قضایی ، تجارت آزاد، و انجام اصلاحات نظارتی در محیطهای کار را که اجرای آنها متوقف مانده ، سد کنند.»
مشکل دیگر این است که مردم ، خود را با قدرت جدیدی مواجه می بینند یعنی شرکتهای جهانی که خود را نسبت به هیچ فرد، جامعه ، یا مکانی مسوول و متعهد نمی دانند. ما امروز در جامعه ای زندگی می کنیم که دولت بزرگ با فشار کوچک می شود در حالی که قدرت شرکتهای جهانی دارد متمرکز می شود و از مرزهای ملی می گذرد و همچنان که از نامشان پیداست ، شرکتهای فراملیتی را تشکیل می دهند.
با وجود این گرایش ، رسانه های ما (مخصوصا رسانه های محافظه کار) همچنان بر مشکل بزرگی دولت امریکا به عنوان مسلطترین و کنترل کننده ترین نهاد جامعه امریکا تاکید می کنند.
حتی کلینتون در سخنرانی سالانه خود به کنگره در سال 1996گفت: «دوره دولت بزرگ به سر آمده است.» اما همین رسانه ها به عنوان بزرگترین مقام منتخب امریکا و دو حزب سیاسی بزرگ آن به ندرت از قدرت روزافزون شرکتهای بزرگ انتقاد می کنند زیرا خود تحت حمایت مالی آنها هستند.