یکی از ویژگی‌های ‌برنامه فیتیله این است که به چند شهر خاص تعلق ندارد و ‌همه با آن ارتباط برقرار می‌کنند

فیتیله، ‌چراغ خلاقیت را روشن نگه می‌دارد

در میان برنامه‌هایی که درباره یا برای کودکان پخش می‌شوند، فیتیله با فراهم آوردن فضایی شاد و کودکانه با استقبال بیشتری نسبت به سایر برنامه‌های مشابه مواجه شده است. اهمیت این برنامه به نقش سازنده آن در افزایش قدرت تخیل کودکان و نشاط بخشی‌اش برمی‌گردد.
کد خبر: ۳۳۷۸۳۶

در گروه نمایشی فیتیله‌ای‌ها بازیگران این نمایش به فاصله چند دقیقه نقش‌هایشان را عوض می‌کنند؛ بازیگری که نقش یک پیرزن را بازی می‌کند، بعد از چند دقیقه در نقش یک مرد یا یک بچه ظاهر می‌شود. این تعدد نقش در فاصله‌های زمانی کم، قدرت تخیل و خلاقیت کودکان را بالا می‌برد و خلاقیت را از موضوعی ذهنی، به موضوعی عینی برای آنها بدل می‌کند. چرا که کودک برای مثال در ابتدا نقش پیرمرد را باور می‌کند، اما بعد از چند دقیقه پیرمرد تبدیل به یک بچه یا یک زن در نمایشی دیگر می‌شود و کودک متوجه می‌شود آنچه باور کرده در اصل پیرمرد واقعی نبوده، بلکه قدرت بازیگری و توانایی تبدیل شدن به دیگری بوده است.

وقتی که پیرمرد می‌تواند به‌طور باورپذیری تبدیل به بچه، زن یا جوان شود، محدودیت‌های دنیای واقع کنار می‌رود و آزادی تخیل و فکر خلاق ایجاد می‌شود. در این حالت کودک به‌طور عینی یاد می‌گیرد که می‌تواند مرزهای محدودکننده دنیای واقعی را در فکرش زیر پا بگذارد و نوآوری کند.

همچنین استفاده از گریم‌های بسیار ساده با استفاده از کمترین وسایل، یکی از ویژگی‌های دیگر این برنامه است.

یکی از عناصر شخصیت‌ساز در این گروه نمایشی سبیل‌های مصنوعی است. با عوض کردن سبیل‌ها، شخصیت‌های پیر، جوان، ایرانی، هندی، سنتی، مدرن، هنرمند، دکتر، دانشمند و... در قاب تلویزیون ظاهر می‌شوند. همچنین با گذاشتن یک کلاه، یا یک خال و تغییر صدا، شخصیت‌های مختلفی ساخته می‌شوند.

این گونه تغییر چهره برای دنیای کودکانی که وسایل اولیه زیادی برای تفکر خلاق ندارند، الگوی بسیار مناسبی است. فیتیله‌ای‌‌ها به جای تاکید فراوان بر گریم‌های آنچنانی، بیشتر از استعداد، تفکر خلاق و قدرت نوآوری‌شان برای تامین اهداف در نظر گرفته شده برنامه بهره می‌جویند.

در روانکاوی و روان‌شناسی، از دوران کودکی به عنوان مهم‌ترین دوره زندگی انسان نام برده می‌شود. شاید به این خاطر که بیشتر شخصیت فرد در دوران کودکی شکل می‌گیرد و تمام تجربه‌ها و یادگیری‌های دوران کودکی در قسمت ناخودآگاه ثبت می‌شود. این تجربه‌ها در بزرگسالی، شخصیت، رفتار و زندگی فرد را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. در واقع رابطه یک فرد بزرگسال با دیگران، محصول احساسات و تجربه‌هایی است که او در دوران کودکی‌اش داشته و در قسمت ناهوشیار ذهنش به ثبت رسیده است.

با توجه به این‌که ایران کشوری در حال توسعه است، بیش از هر چیز به نبوغ و خلاقیت نیاز دارد. اما رسیدن به خلاقیت راهی نیست که بشود آن را یک شبه طی کرد. خلاق شدن فرد، فرآیندی زمانمند است و اولین مرحله آن در دوران کودکی کلید می‌خورد. تفکر خلاق صرفا از هوش فرد ناشی نمی‌شود و نیازمند کسب آموزش‌های مناسب است.

از این رو آموزش و ترویج تفکر خلاق در کودکان اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. چنان‌که آلبرت انیشتین در خاطرات خود بیان می‌کند: نظریه نسبیت نمی‌توانسته در دوران بزرگسالی من شکل گرفته باشد، زیرا آدمی در بزرگسالی فرصتی برای اندیشیدن به فضا و زمان ندارد، این‌ها چیز‌هایی است که وقتی کودک بودم به آنها فکر می‌کردم.

طبق تحقیق‌های انجام شده، اغلب کودکان در طول روز چندین ساعت تلویزیون تماشا می‌کنند. به همین دلیل تلویزیون یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین مولفه‌ها در شکل‌دهی به چارچوب ذهنی کودکان است. تلویزیون در جهان محدود کودک، نقش دانای کل را دارد.

کودکان حق دارند که آموزش‌های مناسب را ببینند تا شرایط مناسب برای رشد و شکوفا شدن توانایی‌ها و رشد جسمی، ذهنی، معنوی، اخلاقی و اجتماعی آنها مهیا شود و فراهم آوردن این شرایط به عهده نهادهای مختلف از جمله رسانه است.

ویژگی متمایزکننده فیتیله‌ای‌ها این است که آنها بیش از بقیه به عنصر شادی‌بخشی‌ و نشاط‌آوری توجه می‌کنند. در این برنامه تلفیق موسیقی و بازیگری و طنز لحظات شادی را برای کودکان به وجود می‌آورد. طبق تحقیقات انجام شده، شادی و روحیه مثبت، میزان خلاقیت کودکان را افزایش می‌دهد. در این حالت ذهن رها می‌شود و آرامشی پیدا می‌کند که می‌تواند بر مسائل جدید تمرکز کند. همان‌طور که در ادبیات فارسی، فردوسی بدین موضوع اشاره کرده است :

چو شادی بکاهد، بکاهد روان ‌/‌خرد گردد اندر میان ناتوان

نقطه مقابل شادی، افسردگی و یاس است. رسانه‌ها می‌بایست برای دست یافتن به جامعه‌ای سالم، به پرورش افرادی سالم و تکامل‌یافته از نظر روانی بپردازند. این فرآیند از دوران کودکی شروع می‌شود. با برنامه‌ریزی و صرف هزینه‌هایی برای شادی‌آفرینی در کودکان، می‌توان از عواقب افسردگی و آسیب‌های روانی آنها در آینده جلوگیری کرد.

فیتیله‌ای‌ها برنامه‌ای به وسعت کودکان ایران است و صرفا متعلق به چند شهر خاص نیست. وجود موسیقی و شعر‌های کردی، بختیاری، ترکی و... نشان‌دهنده دقت‌نظر و برنامه‌ریزی برای مخاطبان شهر‌های مختلف است. بچه‌هایی که زبان مادریشان کردی، ترکی و... است، می‌توانند ارتباط صمیمانه‌تری با این برنامه برقرار کنند.

آموزش غیرمستقیم، یکی دیگر از ویژگی‌های این برنامه است. معمولا در برنامه‌های کودک که غالبا از یک مجری و یک عروسک تشکیل شده است، آموزش‌ها به صورت مستقیم است. مجری مانند پدر و مادر، مدام در حال نصیحت کردن بچه‌هاست و تذکر می‌دهد که چه کاری را باید انجام دهند و چه کاری را نباید انجام دهند. عروسک نیز در ظاهر عروسک است و حرف‌های آدم‌بزرگ‌ها را می‌زند.

با این‌که عروسک یک نشانه از دنیای کودکانه است، ولی او از چشم بچه‌ها به دنیا نگاه نمی‌کند و چون ساخته تخیل و دست آدم‌بزرگ‌هاست به دلخواه و در حد آدم‌بزرگ‌ها صحبت می‌کند. اما گروه نمایشی فیتیله‌ای‌ها از آموزش مستقیم پرهیز می‌کنند. حرف‌هایشان را با موسیقی و نمایش بیان می‌کنند و فرض را بر این می‌گذارند که بچه‌ها قوه تشخیص، نتیجه‌گیری و خودآموزی دارند. مثلا برای ترویج مسواک زدن کودکان شعری از زبان کرم دندان گفته می‌شود: کرم دندونم، مسواک نزنی، باهات می‌مونم...

در این جنس آموزش، مخاطب فعال فرض می‌شود و نیاز به فکر کردن و درگیر شدن با موضوع و کشف مورد توجه قرار می‌گیرد که برای کودکان روشی بسیار مفید و موثر است.

کودکان دنیای جداگانه‌ای از بزرگسالان دارند که باید به رسمیت شناخته شود و برای آن نیازسنجی‌های مناسب صورت گیرد.

احسان رحیم زاده / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها