قتل‌هایی که بر سر هیچ رخ می‌دهد

یک لحظه خشم، یک عمر پشیمانی

حتی یک نگاه هم می‌تواند انگیزه‌ای برای قتل و جنایت باشد. وقتی خشم افسارگسیخته می‌شود و عقل و منطق جای خود را به هیجان و جنون می‌دهد، هیچ فاجعه‌ای دور از انتظار نیست. اگر سری به بایگانی محاکم کیفری بزنیم، پرونده‌های جنایی زیادی را می‌بینیم که بر سر هیچ تشکیل شده‌اند. همین دو هفته پیش یکی از این پرونده‌ها در دادگاه کیفری استان تهران ورق خورد. اما این قتل‌ها چرا به وقوع می‌پیوندد و چگونه می‌توان از آنها پیشگیری کرد.
کد خبر: ۳۳۷۷۰۰

جنایت در صف نان

«قصاص»، این فرجام مردی است که در یک لحظه به اسارت خشم درآمد و مرتکب جنایت شد. نورالله عزیزمحمدی، رئیس شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران که پای این حکم را امضا کرده است، توضیح می‌دهد: «این قتل در نظرآباد کرج رخ داد و 3 جوان که 2 برادر و یک پسرخاله‌ بودند در صف نانوایی با جوان دیگری درگیر شدند و او را کشتند. متهمان ادعا می‌کنند مقتول بدون رعایت نوبت جلوی صف رفت و نان گرفت و به اعتراض آنها هم اعتنایی نکرد، به همین دلیل با او دعوا کردند و در جریان این درگیری متهم اصلی، مقتول را با چاقو مضروب کرد».

شاید این ماجرا در نگاه اول باورنکردنی به نظر برسد و این سوال را به وجود بیاورد که چطور امکان دارد فردی فقط به خاطر نوبتش در صف نان آدم بکشد، اما نمونه این وقایع کم نیستند. سرهنگ عباسعلی محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران چنین قتل‌هایی را زیر سر سلاح‌های سرد و چاقوهای نامتعارف می‌داند. او بارها در این باره هشدار داده و توصیه‌اش این است: «شهروندان باید از حمل سلاح سرد خودداری کنند. از طرفی ما شاهد هستیم چاقوهای نامتعارف براحتی خرید و فروش می‌شود. قانون باید نسبت به این موضوع سختگیری بیشتری انجام بدهد».

منع خرید و فروش چاقوهای نامتعارف یکی از دغدغه‌های پلیس آگاهی است، اما تاکنون در این زمینه موفق نبوده است. گروهی از حقوقدانان بر این عقیده‌اند که هر وسیله‌ای می‌تواند به آلت قتاله تبدیل شود و نمی‌توان خرید و فروش و حمل آن را با این توجیه که قتلی اتفاق افتاده است، ممنوع و جرم تلقی کرد. مدافعان طرح ممنوعیت خرید و فروش چاقو نیز البته استدلال‌های خودشان را دارند. آنها به آمار بالای قتل‌های اتفاقی و ناخواسته‌ که به خاطر حمل سلاح سرد رخ می‌دهد، اشاره و بر این موضوع پافشاری می‌کنند که بسیاری از این چاقوها نامتعارف هستند. به عنوان مثال چاقوهای شیاردار هیچ استفاده‌ای غیر از مضروب کردن افراد و قتل ندارند.

به خاطر دود اگزوز

هرچند بسیاری از این قتل‌ها با چاقو انجام می‌شود، گاهی دیده شده متهم به قتل، لحظه ارتکاب جرم چنان خشمگین شده که برای ضربه زدن به طرف مقابل از هر وسیله و ابزاری استفاده می‌کند. قاسم مردی است که به خاطر موضوعی ساده و پیش پا افتاده مرتکب جنایت شد. او تا 2 سال بعد از قتل همچنان فراری بود تا این که اولیای دم مقتول نسبت به وی اعلام گذشت کردند و پس از آن متهم خودش را تسلیم کرد. قاسم که بتازگی در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شده است، می گوید: «من قصد انجام قتل نداشتم. در حال پارک کردن خودرو مقابل مغازه مقتول بودم که به خاطر دود اگزوز ماشینم به من اعتراض کرد و بین ما درگیری شروع شد. اول مشاجره به صورت لفظی بود، اما وقتی دعوا شدیدتر شد، او یک مشت به صورت من کوبید و من هم چوبی را به سمتش پرتاب کردم که به سرش خورد و او را نقش بر زمین کرد و ظاهرا بعد از انتقال به بیمارستان فوت شد. من از کاری که کرده بودم بشدت ترسیده بودم و به همین خاطر هم فرار کردم».

آن طور که این متهم توضیح می دهد، او بدون نقشه و قصد قبلی و صرفا در پی یک احساس هیجانی عملی را انجام داد که به مرگ فردی دیگر منجر شد. قاسم و متهمانی شبیه به او همگی بر یک نکته تاکید دارند و می‌گویند قتل را به عمد انجام نداده‌اند، اگرچه این قاتلان حقیقت را به زبان می‌آورند، اما قانون برخلاف تصور آنها فعلی را که مرتکب شده‌اند از مصادیق قتل عمد تلقی می‌کند. احمد ابراهیمی، حقوقدان برای این که بتواند این موضوع را توضیح دهد، ابتدا به ماده 206 قانون مجازات اسلامی اشاره می‌کند: «طبق این ماده قتل در 3 صورت عمد محسوب می‌شود، نخست آن که قاتل با انجام کاری قصد کشتن دیگران را داشته باشد. نوع کاری که متهم انجام می‌دهد در اینجا اهمیت ندارد همین که او با نیت کشتن فردی دیگر، رفتاری را انجام بدهد مرتکب قتل عمد شده است، خواه دست به اسلحه ببرد یا از روش‌ها و ابزار ساده‌تری استفاده کند. دومین مورد قتل عمد مربوط به مواقعی است که قاتل عمدا کاری را انجام بدهد که نوعا کشنده باشد، در این صورت اصلا اهمیت ندارد فرد قصد انجام قتل داشته یا خیر، به عنوان نمونه متهمی که به شخصی چاقو زده و باعث مرگ او شده، قاتل محسوب می‌شود، چرا که وارد کردن ضربه چاقو عملی کشنده است و با این که متهم قصد ارتکاب جنایت نداشته در نوع اتهام او تاثیری ندارد. سومین مورد قتل عمد نیز به موارد خاص مثلا بیماران،کودکان و افراد مسن مربوط می‌شود.»

نمونه قتل‌های اتفاقی و جنایت‌هایی که بر سر هیچ رخ می‌دهد، زیاد است. مدتی قبل پرونده‌ای به جریان افتاد که مربوط به قتل یک مرد توسط همسایه‌اش بود. متهم این پرونده می‌گوید: «من و همسایه‌ام بر سر گذاشتن زباله مقابل در خانه با یکدیگر مشاجره کردیم و پس از آن که دعوای ما بالا گرفت، او با شیشه نوشابه ضربه‌ای به سرم زد و من دچار خونریزی شدم، من هم به تلافی از چاقو استفاده کردم.» مرور این پرونده‌ها و خواندن سرنوشت تلخ قاتلان خشمگین هشدار و زنگ خطری برای والدین است تا به فرزندان خود از همان کودکی حفظ آرامش را بیاموزند. از سوی دیگر افرادی که می‌دانند در مهار خشم خود ناتوان هستند، می‌توانند با مراجعه به روان‌شناس از بروز فاجعه جلوگیری کنند.

این حقوقدان یک بار دیگر تصریح می‌کند: «بنا به آنچه گفته شد، بند دوم ماده 206 قانون مجازات اسلامی بر اساس رفتار فرد تصمیم‌گیری می‌کند نه طبق پندار او. این که متهم زمان انجام جرم به چه می‌اندیشیده و چه نیتی داشته، اهمیت ندارد بلکه موضوع مهم این است که او چه فعلی را انجام داده یا ترک کرده است.»

نگاه چپ

«آن شب با موتورم به خانه دایی‌ام می‌رفتم که دیدم یک نفر در تاریکی به من خیره شده است و چپ چپ نگاه می‌کند. همین که به او نزدیک شدم ناسزا گفت. آن پسر که دوستانش را در کنار خود می‌دید با من گلاویز شد. با دستم یک ضربه به سینه‌اش زدم. او به زمین افتاد، در این لحظه دوستانش مرا کتک زدند. در نتیجه کنترل اعصابم را از دست دادم و در اوج خشم، چاقو کشیدم، اما قسم می‌خورم نمی‌خواستم او کشته شود. باور کنید اصلا او را نمی‌شناختم و خصومت قبلی نداشتم. همه چیز یک اتفاق بود و حالا از خانواده مقتول می‌خواهم به جوانی‌ام رحم کنند و مرا ببخشند.» این حرف‌های پسری 19 ساله است که ناخواسته و در پی خشم آنی، نوجوانی 16 ساله را از پا درآورد. او چندی قبل به اتهام قتل عمد در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت و اولیای دم مقتول خواستار قصاص او شدند. یک لحظه خشم، زندگی این متهم را نابود کرد و حق حیات را از پسری نوجوان گرفت اما چرا بعضی‌ها چنین اسیر خشم و جنون می‌شوند و از کنترل خودشان در لحظات عصبانیت ناتوان هستند. نادر میرزایی، روان‌شناس‌ قبل از جواب دادن به این سوال به این موضوع می‌پردازد که اصولا خشم محصول چیست؟ «در این باره تحقیقات زیادی انجام شده و دلایل فردی و اجتماعی زیادی درباره دلیل بروز خشم افراد به دست آمده است. مهم‌ترین ریشه‌هاى خشم و عصبانیت را باید در کودکى افراد و تأثیرات محیط خانوادگى و تربیتى اشخاص جستجو کرد، اما به غیر از این موارد، دلایل دیگری هم مانند خستگى‌ جسمانى، گرسنگى، کمبود ویتامین‌ها بویژه ویتامین B1، خودخواهى‌هاى افراد در مناسبات فردى و اجتماعى، داشتن ضعف در قوه عقل و منطق و ناکامی و شکست‌های پی‌درپی وجود دارد که می‌تواند شخصی را خشمگین کند، اما واکنش افراد هنگام عصبانیت متفاوت است و برخی‌ها مانند قاتلانی که به آنها اشاره شد، زمانی که دچار خشم می‌شوند قوه تعقل خود را از دست داده و رفتارهای پرخطر انجام می‌دهند، این اشخاص به محض فروکش کردن خشم‌ خود از کاری که کرده‌اند پشیمان و دچار عذاب وجدان می‌شوند. فردی که دچار خشم می‌شود در وهله اول باید این توانایی را داشته باشد که احساس خود را به شکل منطقی بیان کند، سپس بکوشد رفتاری انجام بدهد که جایگزین رفتارهای پر خطر باشد و در گام سوم باید خودش را تسکین دهد تا بتواند به آرامش برسد. انسان در طول زندگی و در محیط خانوادگی و اجتماعی این کارها را فرا می‌گیرد و کسانی که چنین توانایی و مهارتی ندارند در واقع در دوران رشد خود دچار اختلال‌ها، کمبودها و کاستی‌هایی بوده‌اند و از الگوهای غلط رفتاری پیروی کرده‌اند.»

داوود ابوالحسنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها