دکتر محمودرضا امینی

ثبات سیاسی در گرو امنیت خاطر

درگیری‌های اخیر در قرقیزستان لزوم بررسی شرایط را در این کشور برای دست‌اندرکاران مسائل سیاسی روشن می‌کند. مخصوصا به نظر می‌رسد تحلیلگران سیاسی ایران به دقت باید به بررسی مسائل سیاسی در کشورهای منطقه بپردازند، به این دلیل که ایران درصدد است تا بتواند به‌سرعت روند رشد خود را طی کند. بنابراین آنچه در کشورهای اطراف رخ می‌دهد باید با ریزبینی رصد شود.
کد خبر: ۳۳۷۵۳۷

بررسی رخدادها در کشور قرقیزستان بخوبی نشان می‌دهد در این کشور هنوز روند دولت ـ ملت‌سازی طی نشده است. حضور 15 ساله عسگر آقایف در سمت ریاست‌جمهوری قرقیزستان مصداق خوبی برای تایید این ادعاست. از سوی دیگر، برکنار شدن ایشان از سمت خود که طی یک انقلاب معروف به «انقلاب لاله» بود و از سوی ایادی غرب و آمریکا ساماندهی شد، بیش از پیش عدم استقلال این کشور را نشان داد. درگیری‌های اخیر در صحنه سیاسی قرقیزستان نیز دلیل دیگری است که نشان می‌دهد هنوز این کشور از بلوغ سیاسی بهره‌مند نشده است. قرقیزستان کشوری کوچک در آسیای مرکزی است و شرایط ژئوپلتیکی، ساختار اقتصادی، سیاسی و فرهنگی‌اش آن را مستعد درگیری کرده است.

یکی از دلایل اصلی بروز درگیری در قرقیزستان، عدم استقلال سیاسی در آن است. قرقیزستان از نظر اقتصادی با مسائلی همچون بیکاری و فساد مالی مواجه است که موجب شده این کشور درصدد برقراری ارتباط با کشورهای قدرتمند جهان برآید و تاریخ همواره تصدیق می‌کند که کشورهای غنی از طریق برقراری روابط با کشورهای کمتر توسعه یافته در پی سودجویی‌های خویش بوده‌اند و با نفوذ خود در این کشورها زمینه‌های ناآرامی را در آنها به وجود می‌آورند. یکی از دلایل اصلی حضور آمریکا در منطقه خاورمیانه چنگ‌اندازی بر منابع غنی این منطقه است و همچنین مجاورت کشورهایی نظیر قرقیزستان به منطقه خاورمیانه نیز موجبات حضور آمریکا را فراهم می‌کند. هر اندازه ناآرامی در منطقه وجود داشته باشد، توجیه حضور آمریکا در منطقه نیز سهل‌تر می‌شود.

صرف نظر از این که آمریکا از حضورش در منطقه خاورمیانه به دنبال چه اهدافی است، به نظر می‌رسد ناآرامی‌ها در هر کشوری از منطقه خاورمیانه یا مناطق مجاور آن به نفع آمریکاست و آمریکا از آن به صورت ضمنی حمایت می‌کند. از سوی دیگر، وجود پایگاه‌های نظامی آمریکا و روسیه در کشور قرقیزستان نیز موجب شده است تا این کشورها با طیب خاطر بیشتری به دخالت در مسائل داخلی قرقیزستان بپردازند. حضور این پایگاه‌ها در قرقیزستان موجب شده است تا روابط بین این کشور و کشورهای همجوارش در برخی موارد دچار اختلال شود.

با این که تنوع قومی در اکثر کشورهای جهان مشاهده می‌شود،‌لیکن این عامل به تنهایی نمی‌تواند موجب درگیری و ناآرامی در کشور باشد، بلکه آنچه این ناآرامی‌ها را به وجود می‌آورد و شدت می‌بخشد، عوامل دیگری است. دخالت کشورهای بیگانه در مسائل داخلی قرقیزستان یکی از این عوامل است. از سویی دیگر، نبود ثبات سیاسی در این کشور و نبود دولت قدرتمند در آن، بر پیچیدگی‌ها در این کشور می‌افزاید. این که چه چیزی می‌تواند راهکار منطقی این ناآرامی‌ها باشد و آیا قرقیزستان به قانون اساسی جدید نیاز دارد یا دولت قدرتمند، سوالی اساسی است. به نظر می‌رسد قرقیزستان به هر دوی این موارد نیاز دارد؛ لیکن موضوع اصلی اولویت‌بندی بین این مسائل است که آیا ابتدا باید قانون اساسی را تصویب کرد یا شرایط را جهت روی کار آمدن یک دولت با ثبات و قدرتمند مهیا کرد. به نظر می‌رسد اولویت اول ایجاد دولتی قوی در این کشور است و در مرحله بعد تصویب قانون اساسی که باید به دور از دخالت دیگر قدرت‌ها از قبیل روسیه و آمریکا صورت گیرد. لیکن پیش از هر چیز به نظر می‌رسد مهم‌ترین مساله در قرقیزستان ایجاد اطمینان خاطر برای مردم است و این که مسوولان حسن نیت خود را نشان دهند و ثابت کنند که به هر قیمتی درصددند امنیت دراز مدت را به کشور بازگردانند و در پی آرامش کوتاه مدت جامعه نیستند.

به نظر می‌رسد ایجاد امنیت و امنیت خاطر در این کشور بسیار اساسی است. در واقع مردم باید اطمینان حاصل کنند که مسوولان قصد دارند اوضاع را به نفع شهروندان و گروه‌های قومی مختلف در کشور بهبود بخشند. در این شرایط، اولین رسالت مسوولان این کشور، ایجاد ثبات سیاسی در کشور، توجه به حقوق قومیت‌های سیاسی و ایجاد تعامل و اعتماد در کشور است. به نظر می‌رسد روندی که قرقیزستان طی می‌کند، یک روند تکراری برای اغلب کشورهای در حال توسعه است و مدت زمانی که کشورها این درگیری‌ها را طی می‌کنند تا به ثبات دست یابند، به درایت و هوشیاری کشورها بستگی دارد. هر اندازه زودتر مسوولان کشور به رسالت خود پی ببرند، زودتر می‌توانند بر مشکلات فائق آمده و با ایجاد ثبات در عرصه سیاسی کشور به رشد و پیشرفت کشورشان کمک کنند.

باید توجه داشت، هنوز روسیه به طور کامل نتوانسته است استقلال جمهوری‌های جدا شده از شوروی را بپذیرد و در پایین‌ترین سطح تعلق، این جمهوری‌ها را حیاط خلوت خود می‌داند و خود را محق می‌داند در مسائل داخلی آنان دخالت کرده و آنان را با خواست‌های خود همسو کند. همچنین روسیه نمی‌تواند حضور آمریکا را در این جمهوری‌ها بپذیرد. بنابراین تا زمانی که این جمهوری‌ها نتوانند به هویت سیاسی واحدی دست یابند، مشکلات، درگیری‌ها، بی‌ثباتی و تنش ادامه خواهد داشت.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها