دوباره از همان تابستان‌ها

از همان بچگی هم تابستان‌ با تعطیلاتش بود که برایمان معنا داشت. بعد از یک سال تحصیلی سخت و با امتحان‌هایی که تازه تمام شده، حالا نوبت 3 ماه تعطیلی است و این‌ور آن‌ور دویدن و دیوانه بازی در آوردن. این همه آن چیزی بود که از تابستان‌رویایی‌مان می‌خواستیم. یک عالمه فامیل می‌دیدیم و نمی‌دانستیم که با تمام شدن تابستان و شروع سال جدید مدرسه‌ رفتن، یک سال بزرگ‌تر شده‌ایم. اگر هم از آن بچه‌هایی بودیم که تابستان‌ها بلای جان خانواده بودیم، مجبور می‌شدیم در کلاس‌های تابستانی که مدرسه‌ها برگزار می‌کردند، ثبت‌نام کنیم و دوباره همان بچه‌ها را می‌دیدیم و همان روزهای مدرسه. البته شرکت در کلاس‌ها بدون تلاش برای نمره گرفتن بود و همین دوست‌داشتنی‌اش می‌کرد. مدرسه بود که بزرگمان‌ می‌کرد و 3 ماه تابستان نقطه عطفش بود؛ با این‌که همه‌اش به غفلت و خوشگذرانی‌های بچگانه می‌گذشت. بزرگ‌تر که شدیم و سال‌های آخر دبیرستان، داشتیم به آرامی به دوره جوانی‌مان وارد می‌شدیم، تابستان‌ها را به دنبال کلاس‌های تقویتی و آمادگی برای کنکور می‌گذراندیم. احتمالا کلاس زبان انگلیسی را که از دو سه سال پیش شروع کرده بودیم ادامه می‌دادیم و تعداد دفعات فوتبال‌بازیمان توی کوچه‌ به یک‌سوم سال‌های قبل کاهش پیدا می‌کرد.
کد خبر: ۳۳۷۴۸۰

تابستان‌های تعیین‌کننده

تابستان برای جوان‌ها دیگر مثل زمان بچگی و مدرسه نیست. حتی دانشگاهی هم که باشی و تعطیلات تابستان برایت هنوز معنی داشته باشد هم نمی‌توانی انکار کنی که شکل زندگی برایت عوض شده و تابستان‌های بچگی دیگر هرگز تکرار نمی‌شوند. دیگر به چیزهای مهم‌تر فکر می‌کنید. احتمالا به دختری که زمستان گذشته با او نامزد کردید و همین تابستان باید با هم به خانه بخت بروید. شاید هم از شرکتی که چند ماهی بود درخواست استخدام داده بودید، جواب مثبت گرفته‌اید و قرار است بزرگ‌ترین پیشامد خوشایند زندگی‌تان در زمینه کاری درست وسط همین تابستان اتفاق بیفتد. تابستان‌ها در جوانی برایمان طعم و مزه دیگری دارد. بعدها که میانسال شدیم حسرت تابستان‌های جوانی را می‌خوریم و اتفاق‌های بزرگی که آن روزها در زندگی‌هایمان می‌افتاد.

تابستان‌های پشت کنکور بودن را هم خیلی‌هایمان تجربه کرده‌ایم؛ روزهای پراسترسی که هیچ شباهتی به آنچه از تابستان انتظار می‌رود، نداشت. روزهایی که در انتظار اعلام نتایج کنکور می‌ماندیم.

تابستان سرنوشت‌ساز. اگر قبول می‌شدیم، 3 ماه بعد دانشگاه آغاز می‌شد و دنیای ناشناخته‌ای که ما را به آینده متصل می‌کرد همراه خودش می‌آورد. اگر هم پشت کنکور مانده بودیم، تابستان برایمان گرم و پر از غم و افسردگی بود. اما خوب هم می‌دانستیم که باید نگرانی‌هایمان را در همین فصل جا بگذاریم و برای کنکور سال بعد خودمان را آماده کنیم.

تابستان در کنار همه تاثیراتش بر روند زندگی‌مان، با خاطرات مسافرت‌های خانوادگی هم همراه است. باربندهای ماشین که از چمدان‌ها و ساک‌هایمان بالا می‌آمدند و صندوق عقب که می‌بایست مایحتاج یکی دو هفته سفر یک خانواده را در خودش جا بدهد. صبح یکی از روزهای اوایل تابستان، یکی دو روز بعد از تمام شدن امتحانات دانشگاه، از خواب بیدار می‌شوید و با چشم‌های نیمه باز خودتان را در عقب ماشین جا می‌دهید تا بقیه خوابتان را ادامه بدهید. چشم که باز کنید، کیلومتر‌ها از شهر دور شده‌اید و تنها چیزی که می‌بینید جاده است و ماشین‌هایی که با باربندهای پر و پیمان از مقابل می‌آیند یا از شما سبقت می‌گیرند.

ما ایرانی‌های عاشق مسافرت!

آمار مسافرت‌های تابستانی در سراسر کشور سال به سال افزایش می‌یابد. البته مسافرت‌های داخل کشوری از قدیم الایام جزو برنامه‌ روزهای تعطیل خانواده‌ها بوده‌است. اغلب هم اولویت‌مان در انتخاب‌ جایی که قرار است برویم، شمال کشور است؛ آنجا که دریاست و هوای گرم تابستان جایش را به یک هوای شرجی می‌دهد. با این‌که گرما در شمال هم می‌تواند آزارمان بدهد اما طبق آمار، بیشترین استقبال ایرانی‌ها در تابستان از شهرهای شمالی کشور بوده ‌است. با یک شنای یکی دو ساعته و آب بازی در آن دریای بی‌کران می‌توانیم خستگی و گرمای روز را از تنمان بیرون کنیم.

بجز شهرهای شمال کشور ایرانی‌ها ترجیح می‌دهند در تابستان جاهایی که خنک‌تر است را انتخاب کنند. با این‌که شیراز و اصفهان در تابستان دارای بیشترین مسافر هستند، شهرهای غربی کشور و هر دو استان آذربایجان هم از نظر آمار مسافر در وضعیت بهتری از شهرهای دیگر قرار دارند.

قرار مسافرت‌های دوستانه هم از اوایل تابستان گذاشته می‌شود؛ وقتی که امتحانات پایان ترم دانشگاه را تمام و یک استراحت یکی دو هفته‌ای هم چاشنی‌اش کرده‌اید. حالا وقت زنگ زدن به دوستان ندیده است، همکلاسی‌های دوران دبیرستان یا آنهایی که به دلیل مشغله‌های زیاد درسی و کاری نتوانسته‌اید درست و حسابی ملاقاتشان کنید. یک مسافرت یک هفته‌ای بهترین راه تازه کردن دیدارهاست.

اما در تابستان بازار مسافرت‌های خارج از کشور هم داغ است. تورهای مسافرتی در چند سال‌ گذشته مسافران زیادی را از ایران به کشورهای دیگر برده‌اند. بیشترین آمار هم به کشور ترکیه مربوط می‌شود.

بلیت هواپیما برای رفتن به استانبول ارزان است و راه‌های دیگری هم مثل قطار و اتوبوس برای رسیدن به سواحل زیبای ترکیه و شهرهای قدیمی و دیدن مساجد عظیم ترکیه با آن معماری‌های منحصر به فردش وجود دارد. در کنار ترکیه سفر به کشورهای ارمنستان، آذربایجان و از همه مهم‌تر مالزی مورد توجه مسافران ایرانی‌ است. مالزی که چند سالی است جوانان زیادی را برای ادامه تحصیل به خودش دعوت می‌کند و تابستان‌ها هم می‌توانید در خیابان‌های کوالالامپور ایرانی‌های زیادی را ببینید که غذاهای عجیب و غریب مالایی‌ها را در رستوران‌ها امتحان می‌کنند یا از مغازه‌های توریستی آنجا برای دوستان و آشنایانشان در ایران سوغاتی می‌خرند.

خام نشوید

قبل از هر چیز مراقب چیزهایی که می‌خورید، باشید. هوای گرم تابستان بهترین فرصت را در اختیار میکروب‌ها می‌گذارد که خوراکی‌ها را خراب و شما را مسموم کند. هیچ چیز به اندازه یک ساندویچ سوسیس بندری که گرما دمار از روزگار مواد اولیه‌اش درآورده باشد، نمی‌تواند شما را به حالت تهوع و معده درد بیندازد و راهی بیمارستانتان کند. کدام ساندویچ فروشی بلند می‌شود بیاید از شما به خاطر ساندویچ فاسدش عذرخواهی کند؟ این شمایید که باید مراقب سلامت غذایی که جلویتان می‌گذارند، باشید.

آمار وزارت بهداشت از غیر بهداشتی بودن بسیاری از رستوران‌ها و کافه‌های بین راهی خبر می‌دهد. قرار نیست که بین راه هرجا گرسنه شدید، ماشین را کنار بزنید و وارد اولین رستورانی که می‌بینید، بشوید. اول سرکی هر چند دزدکی به آشپزخانه بک شید و اگر آشپز را در حالی که سیگاری در گوشه لبش قرار گرفته و دارد قابلمه خورش قیمه را هم می‌زند، دیدید، دوستانتان را جمع کنید و مجددا راه بیفتید. باید بتوانید گرسنگی را تا اولین رستوران تمیز بین راهی تحمل کنید. البته بهترین کاری که می‌توانید بکنید، این است که خودتان غذایی را که دیر فاسد می‌شود در خانه به صورت ساندویچ آماده کرده و قید رستوران را بزنید و کنار رودخانه‌ای یا لابه‌لای درختان کنار جاده بنشینید و بدون هیچ مزاحمتی ساندویچ‌های خانگی‌تان را میل کنید.

محدثه مومنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها